۱۴۰۴ بهمن ۵, یکشنبه

اعدام ۳۲زندانی در روز اول و چهارم بهمن‌ماه

 

اعدام ۳۲زندانی در روز اول و چهارم بهمن‌ماه

اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران
اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران

شورای ملی مقاومت ایران -سربرگ

اعدام ۳۲زندانی در روز اول و چهارم بهمن‌ماه

دژخیمان خامنه‌ای شنبه ۴بهمن ۱۱زندانی را روانه چوبه‌های دار کردند. قضاییه جلادان اعلام کرد که: آمانچ کاروانچی و ارسلان(عبدالرحمن) شیخی به اتهام باغی از طریق عضویت در گروه داعش به‌دار آویخته شدند(میزان ۴بهمن۱۴۰۴). ارسلان شیخی همراه با همسرش نسیمه اسلام‌زهی در شهریور ۱۴۰۲ دستگیر شدند، وی در بند زنان زندان اوین محبوس است.

سایر قربانیان شنبه عبارتند از: نجفعلی سگوند در خرم‌آباد، آریو امامی در کرج، رضا گودرزی در الیگودرز، صفی عبدولی در دزفول، شایان نورمحمدی در همدان، یک زندانی با نام جعفرزاده در سنندج، امین معتمدی در یاسوج، مصطفی محمدی در نهاوند و نریمان خردمند در کرمانشاه.
پنجشنبه دوم بهمن نریمان سهرابی در بجنورد و عبدالله پنجشیری در تایباد به‌دار آویخته شدند.

چهارشنبه اول بهمن ۲۱زندانی روانه چوبه‌های دار شدند. این قربانیان عبارتند از: مؤمن عبدی‌پور در ماهشهر، اشکان کهر و یک زندانی دیگر در رشت، جلال پاپی در نوشهر، شاهو صفری در سنندج، تورج رشیدی در اسفراین، هوشنگ ملکی در فردوس، محمدکریم نجفی و امیر مقدم در قزلحصار، سعید جوان در دامغان، جمشید خان‌زاده در شهرکرد، جبار گنجی در چابهار، نبی‌الله کعبی در بوشهر، سیاووش عربی در کاشمر، سلطان‌مراد شرفی‌نیا در سبزوار، آوات امیری در مهاباد، ولی‌کرم سوری در خرم‌آباد، کیارش دیناری در ملایر، موسی صدری، افشین محمدی و یک زندانی دیگر در شیراز.

دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران

۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویه ۲۰۲۶)

واکنش تند مقامات رژیم ایران به قطعنامه پارلمان اروپا درباره سرکوب و لیست‌گذاری سپاه

 

واکنش تند مقامات رژیم ایران به قطعنامه پارلمان اروپا درباره سرکوب و لیست‌گذاری سپاه

وحشت رژیم از قیام سراسری
وحشت رژیم از قیام سراسری

پس از تصویب قطعنامه پارلمان اروپا علیه کشتار و سرکوب در ایران و تأکید بر لیست‌گذاری سپاه پاسداران توسط اتحادیه اروپا، سران رژیم ایران از وزارت‌خارجه تا فرماندهان سپاه و امامان جمعه خامنه‌ای، مجموعه‌یی از مواضع خشم‌آلود، تهدیدآمیز و نگران‌کننده را بروز دادند که همگی بازتاب هراس از ادامه قیام و ضربات شورشگران است.

وزارت‌خارجه رژیم: هر تصمیم یا موضع‌گیری مداخله‌جویانه‌یی در رابطه با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و حافظان امنیت با اقدام متقابل مواجه خواهد شد.

وحشت پاسدار غلامی سرکرده سپاه خامنه‌یی در یزد از ضربات شورشگران: خشونت سازمان‌یافته در آشوبهای اخیر بی‌نظیر بود، این اغتشاشات با تخریب گسترده پایگاهها به‌عنوان مراکز تربیت سلامی‌ها و باقریها و حاجی زاده‌ها همراه بود.

امروز روز حضور در مقابل دشمن است، شاید فردا دیگر برای اقداماتمان دیر شده باشد.

 

ترس و وحشت از قیام در جمعه‌بازارهای خامنه‌ای:

آ‌خوند علی اکبری - تهران: این بار با هدف براندازی توطئه‌یی را برنامه‌ریزی کردند که یک جنگ داخلی تمام‌عیار بود.

آخوند سلیمانی نماینده خامنه‌ای در کرمان: امروز کشور در یک شرایط کاملاً جنگی است، باید مراقبت کرد وارد جنگ داخلی نشویم و هوشیار باشیم، این فتنه خسارتهایی بر نظام وارد کرد.

آخوند سعیدی امام جمعه خامنه‌ای در قم: مهم‌ترین هدف در این اغتشاشات شخص خامنه‌ای بود، هوشیاری همراه با آمادگی همه‌جانبه باید ادامه داشته باشد.

آخوند حسینی نماینده خامنه‌ای در کرج: دشمن به‌خوبی می‌دانند که سپاه نیروی راهبردی نظام است، لذا تنها راه غلبه بر ما را غلبه بر سپاه می دانند.

آخوند عاملی نماینده خامنه‌ای در اردبیل: دشمن نهایت کینه را به سپاه دارد و در لیست ترور قرار می‌دهد، در شورای امنیت علیه سپاه قطعنامه تصویب می‌کند.

۱۴۰۴ بهمن ۴, شنبه

قیام دی ۱۴۰۴؛ تکانه‌ای با افق سرنگونی

قیام دی ۱۴۰۴؛ تکانه‌ای با افق سرنگونی

قیام دی ـ عکس از آرشیو
قیام دی ـ عکس از آرشیو

یکی از آثار قدرت‌مند و نافذ قیام دی ۱۴۰۴، ایجاد تنش و چالش عظیم در درون حاکمیت آخوندهاست؛ تنشی که نه سطحی و مقطعی، بلکه ساختاری و تهدیدکننده‌ی بقای کلیت نظام است. گذشته از وحشت سرنگونی که تمامی ارکان قدرت را فراگرفته، تعادل باندهای درونی حاکمیت به‌گونه‌ای به‌هم ریخته که هر روز امکان دارد گسل‌های درونیِ نظام، بر اثر مخاصمات تشدیدشده‌ی درونی، به‌جریان بیفتد. آن‌چه امروز در رأس و بدنه‌ی حاکمیت مشاهده می‌شود، نه اقتدار، بلکه بی‌تصمیمی، سکوت، و فرار از موضع‌گیری است.

 

بیش از یک هفته از فراخوان خامنه‌ای برای موضع‌گیری «خواص» در قبال قیام دی ۱۴۰۴ می‌گذرد؛ اما این فراخوان در خلأ مطلق پاسخ رها شده است. نه بیانیه‌یی و نه حتی حمایت‌های نمایشی پیشین. این سکوت، خود گویاترین نشانه‌ی عمق بحران مرحله‌ی پایانی است. از سوی دیگر، کله‌گنده‌های نمازهای ریایی جمعه نیز که همواره نقش بلندگوی رسمی نظام را بازی می‌کردند، این‌بار یا خود را پنهان کرده‌اند یا به تکرار کلیشه‌های بی‌جان بسنده نموده‌اند. تریبون‌هایی که اینان همه‌عمر برای تهدید مردم به‌کار برده‌اند، امروز از ترس مردم بی‌صاحب مانده‌اند.

 

خشم فراگیر اکثریت جامعه‌ی ایران، حاکمیت را در وضعیتی از بهت، هراس و انتظار فروبرده است؛ انتظاری آمیخته با یقین به وقوع خشمی بسا گسترده‌تر و رادیکال‌تر از گذشته. این خشم، دیگر واکنشی لحظه‌یی یا احساسی نیست، بلکه انباشت تاریخی ستم، سرکوب، فقر و تحقیر است که اکنون فقط با «انفجار» قابل توصیف و بیان است.

 

آثار تکانه‌ی قیام دی ۱۴۰۴ بر ساختار حاکمیت، با تمام قیام‌های پیشین تفاوت ماهوی دارد. این تکانه صرفاً یک اعتراض خیابانی نبود، بلکه لرزه‌یی همه‌جانبه با افق سرنگونی بود. اکنون مهم‌تر از آن، استمرار آثار آن است. قتل‌عامی که خامنه‌ای مرتکب شد، نه نشانه‌ی اقتدار، بلکه واکنش مستقیم وحشت از سرنگونی بود. اما به‌گونه‌یی قانون‌مند، همین جنایت، تبعاتی معکوس به‌بار آورد و جامعه را وارد مرحله‌یی کرد که ویژگیِ اصلی آن، سرنگونی‌خواهیِ به‌وسعت یک جغرافیا و به حجم یک جامعه است. این ویژگی، به تیک‌تاک بی‌وقفه‌ی زمان بدل شده؛ زمانی که صبح و شام، کابوس و وحشت را به جان حاکمیت می‌اندازد و راه گریزی از آن متصور نیست.

 

حاکمیت اکنون به‌خوبی می‌داند که دیگر اعتراض مسالمت‌آمیزی در کار نخواهد بود. تجربه‌ی تاریخی جامعه‌ی ایران، این فصل را بسته است. طرح مبتذل «اعتراضات قانونی» که با شتاب تصویب شد، در منظر مردم ایران چیزی جز برگی در دستان باد نیست؛ نه مشروعیت دارد و نه مخاطب.

 

نتیجه‌گیری

خروش و خشم فراگیر دی ۱۴۰۴، شیپور انقلابی را نواخت که روزگار گذشته‌ی میان حاکمیت و مردم، تقدیر آن را از پیش بر پیشانی زمان موعود حک کرده بود. اینک هر روز ایران، تیک‌تاک سررسید یک انفجار است؛ انفجاری که معادله‌ی نهایی میان اکثریت جامعه‌ی ایران و حاکمیت اشغال‌گر ملایان را رقم خواهد زد. این، واقعیت روزانه‌ی ایران امروز است که هر طلوع و غروبش با آن باز و بسته می‌شود. 

سخنرانی ۴بهمن ۵۷ مسعود رجوی؛ تبیین انقلاب دموکراتیک در برابر ارتجاع

 

سخنرانی ۴بهمن ۵۷ مسعود رجوی؛ تبیین انقلاب دموکراتیک در برابر ارتجاع

مسعود رجوی - ۴بهمن ۱۳۵۷
مسعود رجوی - ۴بهمن ۱۳۵۷

۴بهمن ۱۳۵۷، درست ۱۸روز پیش از فروریختن نهایی کنگره‌های استبداد سلطنتی، دانشگاه تهران شاهد رخدادی بود که فراتر از یک سخنرانی، سرفصل نبرد نوین آزادی‌خواهی ایران شد. در آن روز، مسعود رجوی با قامتی برخاسته از سیاه‌چال‌های شاه، کلماتی را بر زبان راند که نه برای ستایش «آنچه هست»، بلکه برای معماری «آنچه باید باشد» طراحی شده بود.

 

۱. گسست از «روند خودبه‌خودی»؛ تولد سوژه‌ٔ آگاه

در روزهایی که غبار تقدس‌گرایی و تمایل غالب و خودبه‌خودی، متأثر از تبلیغ رسانه‌های استعماری، ایماژ هیولای عمامه‌دار را در ماه می‌جست، مسعود رجوی با نهیبی ساختارشکن، «روند خودبه‌خودی قضایا» را به چالش کشید. او با درکی عمیق از ماهیت قدرت، هشدار داد که ستایش صرف از هر آنچه اتفاق می‌افتد، راه را برای بازتولید اختناق هموار می‌کند.

جمله‌ٔ بنیادین او در دانشگاه تهران: «ما نیامدیم که آنچه را هست و فقط هست، تأیید کنیم؛ لختی هم باید به آن اندیشید که چه چیز باید باشد و چه چیز هم نباید باشد»، در واقع مانیفست خروج از ناپختگی سیاسی بود. او به‌خوبی می‌دانست که اگر نیروهای انقلابی بر تعارضات درونی خود غلبه نکنند، ارتجاع از همین شکاف‌ها نفوذ کرده و دست‌آوردها را به یغما خواهد برد. این سخنرانی، نخستین سنگ‌بنای مرزبندی با «ارتجاع غالب» بود.

 

انقلاب دموکراتیک در برابر انقلاب دجالگرانه تحت نام اسلام

در همان فضای ملتهب، مسعود رجوی با صراحتی بی‌بدیل بر ضرورت «انقلاب دموکراتیک» پای فشرد. این واژه در تقابل مستقیم با پروژه‌ٔ «انقلاب اسلامی» خمینی قرار داشت که در پی استقرار استبدادی تحت لوای مذهب بود. او با تبیین ویژگی‌های یک انقلابی -صبر، شکیبایی انقلابی و بلندنظری- مرزی سرخ میان «رهایی‌بخشی» و «قدرت‌طلبی» کشید.

مسعود رجوی با طرح این پرسش که «مگر جان‌مان را برای این داده بودیم که به جایش جاه بگیریم؟»، به نسل برآمده از آتش و خون آموخت که قیام برای قعود در صندلی‌های قدرت نیست، بلکه برای گشودن افق‌های آزادی است. این سیمای نوین از اسلام و آزادی، پادزهری در برابر لاشخورانی بود که بر مرده‌ریگ شاه بیتوته کرده بودند.

 

اخلاق مقاومت؛ از فدای حداکثر تا خضوع انقلابی

درس‌های مسعود، تنها در مرزبندی‌های سیاسی خلاصه نمی‌شد؛ او یک «نظام اخلاقی نوین» را به کانون‌های مبارزه تزریق کرد. در حالی که خمینی از مردم طلبکار بود، مسعود به پیروانش آموخت که همواره به «ناکرده‌ها» بیندیشند. این خضوع انقلابی، مجاهد را وا می‌دارد تا به جای غره‌شدن به دست‌آوردها، بدهکار دقیقه‌هایی باشد که می‌توانست سرنگونی استبداد را تسریع کند.

او با پیوند زدن مبارزه به سنت امام حسین، معنای نوینی به «فدا» بخشید. گفت‌آورد «اگر دین محمد جز با عبور ما از جاده خون، استوار نمی‌شود، پس ای گلوله‌ها، بگیریدم!»، نه یک رمانتیسیسم مرگ‌طلبانه، بلکه انتخابی آگاهانه برای درهم‌شکستن بن‌بست‌های تاریخی بود. او به نسلی که «زن و مرد جنگ» بود آموخت که وقتی دیو تنوره می‌کشد، تنها و تنها با «کلمه فدا» می‌توان راه را شکافت.

 

استراتژی قیام؛ از دانشگاه تهران تا کانون‌های شورشی

بنیان‌هایی که در ۴بهمن ۵۷ در خاک دانشگاه تهران کاشته شد، امروز در قیام دی ۱۴۰۴ به میوه‌ٔ سرسخت «کانون‌های شورشی» بدل گشته است. استراتژی قیام و سرنگونی، ریشه در همان مرزبندی دموکراتیکی دارد که مسعود رجوی در اولین روزهای آزادی‌اش ترسیم کرد. او معلمی است که به نسل‌های پیاپی آموخت که حتی اگر زمانه صدبار خطرناک‌تر شود، ایستادگی بر «عهد با خلق» تنها راه بقای شرافتمندانه است.

۱۴۰۴ بهمن ۳, جمعه

یک تحول منطقه ای بزرگ ودرس آموز - پایان روژاوا؛ چگونه آمریکا کردهای سوریه را رها کرد؟ مصطفی نیکار

 یک تحول منطقه ای بزرگ ودرس آموز - پایان روژاوا؛ چگونه آمریکا کردهای سوریه را رها کرد؟ مصطفی نیکار


«نقش نظامی قسد عملاً به پایان رسیده است.»

در کمتر از ده روز، نقشه کنترل سرزمینی سوریه دگرگون شد.
مناطقی که سال‌ها به عنوان «روژاوا» و خودمختاری کردها شناخته می‌شد، یکی پس از دیگری به کنترل دمشق بازگشت. دیرالزور، رقه، حسکه، شرق حلب… و در نهایت محاصره کوبانی.

اما آنچه رخ داد، یک شکست نظامی ساده نبود.

این یک تغییر جهت ژئوپولیتیک بود.

برای نخستین بار از آغاز جنگ سوریه، ایالات متحده رسماً اعلام کرد:

«نقش نظامی قسد عملاً به پایان رسیده است.»

این جمله تام باراک، نماینده ویژه آمریکا، حکم پایان یک دوران را داشت. دورانی که کردها شریک زمینی واشنگتن در جنگ با داعش بودند و بیش از یازده هزار کشته دادند.

چرا سقوط این‌قدر سریع بود؟

زیرا دمشق حمله نکرد؛
بلکه ستون‌های سیاسی قسد فرو ریخت:

  • قبایل عرب دیرالزور و رقه از قسد جدا شدند

  • ترکیه فشار امنیتی بی‌سابقه وارد کرد

  • آمریکا رسماً از «یکپارچگی سوریه» حمایت کرد

  • و مهم‌تر از همه: میادین نفتی عمر و کونکو ظرف چند ساعت از دست رفت

با سقوط این میادین، رگ مالی قسد قطع شد.

توافق ۱۴ بندی؛ ادغام یا تسلیم؟

توافقی که در ۱۸ ژانویه امضا شد، پایان خودمختاری بود.

قسد پذیرفت:

  • ادغام فردی نیروها در ارتش سوریه (نه به‌صورت یگان مستقل)

  • واگذاری کامل منابع نفت و گاز

  • تحویل گذرگاه‌ها و مرزها

  • عقب‌نشینی به مناطق کردنشین

  • حذف رهبران PKK غیرسوری

این همان بندی بود که دمشق ماه‌ها بر آن اصرار داشت:
«هیچ ارتشی درون ارتش وجود نخواهد داشت.»

ول کردن ورها کردن استراتژیک واشنگتن

سال‌ها کردها تصور می‌کردند آمریکا پشت آن‌ها خواهد ماند.
اما در ژانویه ۲۰۲۶ واشنگتن موضع خود را روشن کرد:

دمشق اکنون شریک ترجیحی ماست.

این چرخش، برای کردها ضربه‌ای روحی و سیاسی بود که از هر حمله نظامی سنگین‌تر بود.

آیا همه چیز برای کردها تمام شد؟

خودمختاری، بله.
اما حقوق فرهنگی و سیاسی بی‌سابقه‌ای به رسمیت شناخته شد:

  • زبان کردی رسمی شد

  • نوروز تعطیل ملی شد

  • تابعیت هزاران کرد بی‌تابعیت بازگردانده شد

  • نمایندگی سیاسی در دولت مرکزی پیش‌بینی شد

اما این حقوق، بدون پشتوانه قانون اساسی، شکننده‌اند.

پیام دمشق به سایر اقلیت‌ها

این عملیات فقط علیه قسد نبود.
پیامی بود به دروزها، علویان و هر گروهی که به فکر خودمختاری باشد:

دمشق تمرکزگرایی را با زور اجرا خواهد کرد.

سه سناریوی آینده

  1. ادغام واقعی و غیرمتمرکزسازی (کم‌احتمال)

  2. تمرکزگرایی سرکوبگر و بازگشت بی‌ثباتی (محتمل)

  3. وضعیت نیمه‌ثابت در حسکه و قامشلی (میانی)


نتیجه‌گیری

روژاوا با گلوله سقوط نکرد.
با توافقات پشت‌پرده، چرخش آمریکا، فشار ترکیه و جدایی قبایل عرب فروپاشید.

این رویداد، یکی از مهم‌ترین تحولات ژئوپولیتیک سوریه پس از سقوط اسد است.

و برای کردها، درسی تاریخی:

در سیاست بین‌الملل، شراکت‌ها ابدی نیستند. مصطفی نیکار

استراسبورگ - تظاهرات ایرانیان آزاده مقابل پارلمان اروپا همزمان با تصویب قطعنامه در حمایت از قیام مردم ایران - ۲بهمن ۱۴۰۴

 

استراسبورگ - تظاهرات ایرانیان آزاده مقابل پارلمان اروپا همزمان با تصویب قطعنامه در حمایت از قیام مردم ایران - ۲بهمن ۱۴۰۴

استراسبورگ - تظاهرات ایرانیان آزاده مقابل پارلمان اروپا همزمان با تصویب قطعنامه در حمایت از قیام مردم ایران - ۲بهمن ۱۴۰۴

استراسبورگ - تظاهرات ایرانیان آزاده مقابل پارلمان اروپا

استراسبورگ - تظاهرات ایرانیان آزاده مقابل پارلمان اروپا


یک کهریزک دیگر این بار در ورزشگاه خمینی ملعون کرمانشاه با صدها کشته + فیلم

 یک کهریزک دیگر این بار در ورزشگاه خمینی ملعون کرمانشاه با صدها کشته + فیلم

شهیدان قیام سراسری ایران - ورزشگاه موسوم به خمینی کرمانشاه، بلوار طاقبستان
شهیدان قیام سراسری ایران - ورزشگاه موسوم به خمینی کرمانشاه، بلوار طاقبستان

کرمانشاه، ۱۹ دی‌ماه: یک فاجعه انسانی تازه از سوی رژیم خامنه‌ای و نیروهای سرکوبگر آن در کرمانشاه رخ داد که شباهت‌های زیادی با حادثه کهریزک تهران دارد. (مکان: ورزشگاه موسوم به خمینی کرمانشاه، بلوار طاق بستان)

به گزارش منابع محلی و شاهدان عینی، مزدوران خامنه‌ای از جمله فاطمیون، حشدالشعبی عراق و سپاه پاسداران، مردم معترض را مورد سرکوبی شدید قرار دادند. 

یک پزشک مردمی و شاهدان حاضر در محل اعلام کردند که بسیاری از قربانیان هنگام آسیب دیدن زنده بودند و اعضای سالم بدن آنان، از جمله کلیه و قلب، برداشت شد و سپس به آنها تیر خلاص زده شد. با توجه به تعداد بالای کشته‌ها، ورزشگاه حتی نتوانست همه قربانیان را در خود جای دهد و بخشی از اجساد در اطراف محوطه باقی ماند.

این فاجعه‌بار دیگر ابعاد وحشیانه و ضدبشری اقدامات رژیم ایران و نیروهای وابسته به آن را به نمایش گذاشته و هشدار شدیدی برای جامعه جهانی درباره نقض گسترده حقوق‌بشر در ایران است.

(برگرفته از اینترنت ۳ دی ۱۴۰۴)