افشاگری جدید بمناسبت سالگرد شهادت مجاهد قهرمان زهرا زجبی - قاتل وفرمانده صحنه ترور چه کسی بود؟
ناصر سرمدی پارسا پاسدار اطلاعاتی التقاط که دژخیم شکنجه گر وقاتل جنگلهای شمال بود فرمانده صحنه عملیات ترورمجاهد خلق زهرا رجبی هم بود
نام ناصر سرمدی در اسناد برخی ترورها مانند ترور دکتر کاظم رجوی در سوئیس و زهرا رجبی در ترکیه نیز مطرح است. در اعترافات عوامل دستگیرشده در ترکیه، از او بهعنوان “حاج قاسم” یا فرمانده عملیات یاد میشود.
منبع ایران افشاگر بیشتر بدانید
https://iran-efshagari.com/%da%af
بعد از دورهای در وزارت نفت، ارتباطاتی با هلدینگ سورینت متعلق به بابک زنجانی پیدا کرد. عضو هیئت مدیره شد و در ماجرای پولهای گمشده، نامش بار دیگر به میان آمد. اکنون با چهرهای اصلاحطلبانه در رسانههای آنلاین رژیم ظاهر میشود و از «آینده سیاسی منطقه» تحلیل مینویسد.
هلدینگ سورینت متعلق به بابک زنجانی یکی از چندین شرکتی است که ناصر سرمدی پارسا دژخیم شکنجه گر مجاهدان جنگل در آن نقش داشت
اما برای ما، برای جنگل، برای خانوادههای شهدای خیپوست، رامسر، پرهسر و دالخانی، او همیشه یک چهره دارد: برادر حمید؛ شکنجهگر جنگل.
برادر حمید؛ شکنجهگر جنگل، سفیر اصلاحطلب
در این بخش از کتاب «خروش جنگل»، وارد دالان تاریکی میشویم که چهرهی پلید یکی از جنایتپیشگان امنیتی دههی شصت را روشنتر میکند. فردی که دستش به خون مجاهدان جنگل قائمشهر، رامسر، رودسر و پرهسر آلوده است؛ کسی که از شکنجهگر و بازجوی جنگل، به مقام معاون وزیر اطلاعات، سپس سفیر، و نهایتاً به اصلاحطلبی رسانهای رسید: ناصر سرمدی پارسا، معروف به “برادر حمید“.
از شکنجهگر جنگل تا مقام امنیتی:
ناصر سرمدی پارسا از همان اوایل دههی ۱۳۶۰ وارد سپاه شد و از بسیج رامسر، تنکابن و شهسوار، راهی واحد اطلاعات سپاه گردید. او در همان سالها، تحت عنوان “برادر حمید”، با همکاری افرادی چون اسفندیار رحیم مشایی و شمسالله فرجی، عملیات سرکوب و دستگیری مجاهدین جنگل را در مناطق مازندران و گیلان هدایت میکرد. به گفتهی خودش، مسئول مستقیم پاکسازی جنگلهای شمال از قائمشهر تا پرهسر بوده است.
دژخیمان شکنجه گران وقاتلان فرزندان مجاهد مردم شمال از خی پوست قائم شهر تا دالخانی رامسر وسرولات رودسر تا پره سر رضوانشهر
او در سالهای ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۳ معاون امنیت واحد اطلاعات سپاه ناحیه ۳ کشوری (مستقر در چالوس) بود. قرارگاه “ابوالفضل” با بیش از ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ نیروی ویژه تحت امر او، تمرکز اصلی سرکوب مقاومت جنگل مجاهدین خلق را برعهده داشت.
شکنجه، نفوذ، توابسازی:
سرمدی پارسا در مصاحبههایش، از جمله در سایتهای “هابیلیان”، “رمز عبور” و “انتخاب”، با صراحت اعتراف میکند که از روش نفوذ، شکنجه، توابسازی و خیانتکشی برای ضربهزدن به تشکیلات جنگل استفاده کرده است. مهمترین نمونهی آن، پروندهی مسعود فرمانبردار است.
مسعود فرمانبردار (فرهاد) از فرماندهان تشکیلات جنگل مجاهدین خلق در منطقه قائمشهر بود. پس از دستگیری توسط نیروهای سرمدی، بهگفتهی خود او، تحت شکنجههای شدید قرار گرفت و اطلاعات حساس را لو داد. این اطلاعات باعث دستگیری، شکنجه و اعدام ۱۵ تن از فرماندهان و رزمندگان جنگل در اسفند ۱۳۶۳ شد.
روزنامه اطلاعات – ۱۹ اسفند ۱۳۶۳:
در این روز، رژیم با تیتر درشت نوشت:
«پانزده عضو تشکیلات منافقین در ساری اعدام شدند».
اسامی اعدامشدگان شامل:
- مسعود فرمانبردار (فرهاد)
- عبدالحمید عبدلی (مهرداد)
- عباس قبادی (رحمان)
- عزتالله محسنی (عزیز)
- احمد اکبری (کمال)
- مجتبی افسردین (موسی)
- بهروز کریمیان (دکتر)
- عزتالله رودگری (جلیل)
- اسماعیل احمدی (امید)
- اسماعیل کریمی (جبار)
- قدرتالله دارایی (حسن)
- یوسف برآبادی (رامین)
- محمد مثنایی (مصطفی)
- محسن بداغآبادی (سعید)
- بهمن محسنپور (صالح)
انتقال به وزارت اطلاعات:
پس از تثبیت جایگاهش در سرکوب مجاهدین جنگل، سرمدی پارسا به وزارت اطلاعات رفت و سمتهای مهمی بهدست آورد:
- ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۵: رئیس اداره غرب اروپا
- ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۸: جانشین اداره کل اروپا
- ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲: معاونت خارجی، بخش آمریکا
- ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶: مدیرکل ضدجاسوسی
- ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۸: جانشین ضدجاسوسی
- ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۰: معاون امنیت وزارت اطلاعات
نقش در قتلهای زنجیرهای:
در جریان قتلهای زنجیرهای، ناصر سرمدی بهعنوان یکی از سه عضو کمیتهی بررسی (در کنار علی ربیعی و علی یونسی) انتخاب شد، اما خودش یکی از متهمان اصلی بود. بعد از افشای نقش او، از وزارت اطلاعات کنار گذاشته شد.
مأمور ترور در خارج کشور:
نام ناصر سرمدی در اسناد برخی ترورها مانند ترور دکتر کاظم رجوی در سوئیس و زهرا رجبی در ترکیه نیز مطرح است. در اعترافات عوامل دستگیرشده در ترکیه، از او بهعنوان “حاج قاسم” یا فرمانده عملیات یاد میشود.
جزئیات عملیات بفرماندهی ناصر سرمدی پارسا را در لینک زیر بخوانید https://mostafanikar.blogspot.com/search?q
مجاهد شهید زهرا رجبی شهید بزرگ حقوق پناهندگان
سفیر اصلاحطلب:
پاسدار واطلاعاتی وشکنجه گر ، ناصر سرمدی پارسا که معاون وزیر وسفیر واصلاح طلب شد کیست؟
با پاکسازی ظاهری و چهرهسازی جدید، سرمدی پارسا در سال ۱۳۸۱ سفیر رژیم در تاجیکستان شد. سپس در رسانههای اصلاحطلب مانند روزنامه اعتماد و سایت مشق نو، با عنوان “تحلیلگر سیاسی” مقالات منتشر کرد. در سال ۱۳۹۵ عضو هیئتمدیره شرکتهای وابسته به بابک زنجانی شد.
چهرهای از درون جنایت:
سرمدی همان کسی است که در جنگل خیپوست، با شلاق و کابل به جان مجاهدین افتاد؛ همان کسی که “برادر حمید” صدایش میکردند و امروز، در لباس دیپلمات و اصلاحطلب، در رسانهها و مجامع ظاهر میشود.
چهرهاش را ببینید:
“برادر حمید” بدون چشمبند، کنار وزیر خارجه تاجیکستان، لبخند میزند.
اما چشم تاریخ، از جنایاتش نمیگذرد.
نتیجهگیری:
ناصر سرمدی پارسا، مصداق یک جنایتکار امنیتی است که از دالانهای سرکوب جنگل، با خون مجاهدان، نردبان ترقی را بالا رفت. اما خروش جنگل، فریاد خونهای بهناحق ریختهشده است. این فریاد، نه خاموش میشود، نه فراموش.
درود بر قهرمانان جنگل، لعنت بر شکنجهگران.
ناصر سرمدی پارسا؛ بازوی اطلاعاتی سرکوب جنگل شمال، از شکنجهگر جنگل تا سفیر تاجیکستان
ناصر سرمدی پارسا بعنوان سفیر رژیم در کنار وزیر خارجه تاجیکستان
در ادامه روایتهای مستند از سرکوب خونین مقاومت جنگل، نمیتوان از نقش یکی از چهرههای کلیدی اطلاعاتی و امنیتی رژیم ولایت فقیه چشم پوشید. نام او بهطور مستقیم با شکنجه، توابسازی، تعقیب، مراقبت و اعدام مجاهدان جنگل گره خورده است؛ فردی که بعدها به مقام معاون امنیت وزارت اطلاعات، سپس سفیر جمهوری اسلامی در تاجیکستان، و نهایتاً «تحلیلگر سیاسی اصلاحطلب!» بدل شد. او کسی نیست جز ناصر سرمدی پارسا، معروف به «برادر حمید» یا «حمید بازجو».
در گزارشهای پیشین دیدیم که تشکیلات جنگل مجاهدین خلق در شمال، بهویژه در مناطق قائمشهر، خیپوست، شیرگاه، رامسر، رودسر، پرهسر و رضوانشهر، تحت فشار شدیدی از سوی رژیم قرار داشت. اما این فشارها بدون محوریت یک دستگاه اطلاعاتی و امنیتی متمرکز و سرکوبگر ممکن نبود. ناصر سرمدی پارسا، فرمانده عملیاتهای اطلاعاتی قرارگاه ابوالفضل و معاون امنیت واحد اطلاعات سپاه در ناحیه ۳ کشوری، دقیقاً این نقش را ایفا میکرد.
او از رامسر و شهسوار به دستگاه اطلاعاتی سپاه پیوست، در همان زمانهایی که مجاهدین در جنگلهای دالخانی و کتالم مقاومت میکردند. بعدها با تشکیل قرارگاه ویژه «ابوالفضل» برای مقابله با مجاهدین جنگل، مأموریت اصلی سرمدی پارسا در مقام فرمانده اطلاعاتی ـ عملیاتی، «پاکسازی جنگلهای شمال» تعریف شد؛ و این واژه در قاموس رژیم به معنای شکنجه، اعدام، نفوذ، سوزاندن جنگل، استفاده از قاطرچیها، گالشها، مزدوران محلی، و هر ابزار سرکوبی بود که ممکن بود کار را تمام کند.
او در مصاحبههایش، با وقاحت و افتخار اعلام کرده که مسئول مستقیم سرکوب مجاهدین در جنگلهای شمال، از قائمشهر تا پرهسر، بوده است. ناصر سرمدی همان کسی است که شکنجه مسعود فرمانبردار (فرهاد)، فرمانده جنگل خیپوست، را شخصاً انجام داد؛ او را به اعتراف کشاند، از اطلاعات او برای شناسایی دیگر فرماندهان و پایگاههای مقاومت استفاده کرد، و نهایتاً با صدور حکم اعدام دستهجمعی برای ۱۵ مجاهد خلق، ضربهای خونین بر پیکره مقاومت جنگل وارد آورد.
اما جنایات او به جنگل ختم نشد. پس از انتقال به وزارت اطلاعات، سرمدی پارسا مسئول اداره ضدجاسوسی و معاون امنیت شد. در قتلهای زنجیرهای، او یکی از سه نفر اصلی بود که از سوی خاتمی به کمیته بررسی منصوب شد. همانجا بود که نقش دوگانه او روشن شد: هم عامل و فرمانده صحنه قتلها، هم عضو کمیته بررسی! در ادامه، او به عنوان سفیر رژیم در تاجیکستان منصوب شد و سپس در شرکتهای مرتبط با بابک زنجانی، از جمله «سورینت قشم» و «پتروپاز»، پستهای مدیریتی گرفت.
امروز، این شکنجهگر جنگل، در روزنامههای اصلاحطلبان قلابی مانند «اعتماد» قلم میزند، تحلیل سیاسی مینویسد و در هیأت «اصلاحطلب» برای نسل جدید ژست روشنفکری میگیرد. حال آنکه نامش با سقط جنین زندانیان زن، شکستن استخوان زندانیان سیاسی، اعدام دستجمعی ۱۵ مجاهد جنگل و شرکت در ترورهای برونمرزی چون زهرا رجبی و دکتر کاظم رجوی گره خورده است.
تصویر او را در کنار وزیر خارجه تاجیکستان میتوان دید. چهرهای آرام و رسمی، اما پشت آن نقاب، دستهایی خونین از شکنجه و خیانت پنهان است. اینجا، در فصل روشنگرانه کتاب «خروش جنگل»، او را در قامت واقعیاش میشناسیم: پاسدار اطلاعاتی، شکنجهگر جنگل، و مهره زندهی قتلهای زنجیرهای.