چرا بسیاری از تحلیلگران غربی نقش مردم و مقاومت سازمانیافته را نادیده میگیرند؟
خورشید تابان آزادی در حال دمیدن است
در بسیاری از تحلیلهایی که درباره آینده ایران در رسانهها و مراکز مطالعاتی غرب منتشر میشود، تمرکز اصلی بر رقابت میان دولتها و موازنه قدرت در سطح بینالمللی است. در این تحلیلها معمولاً تصمیمهای واشنگتن، تلآویو یا ساختار قدرت در تهران محور اصلی بررسی قرار میگیرد، در حالی که یک متغیر مهم کمتر دیده میشود: نقش مردم و نیروهای سیاسی سازمانیافته در داخل کشور.
این نادیده گرفتن تنها نتیجه یک خطای تحلیلی نیست، بلکه ترکیبی از چند عامل سیاسی، اقتصادی و روششناختی است.
۱. ملاحظات سیاسی و سیاست مماشات
در بسیاری از دورهها، دولتهای غربی تلاش کردهاند با حکومت ایران از طریق مذاکره یا سیاستهای تنشزدایی تعامل کنند. در چنین فضایی، برجسته کردن نقش نیروهای مخالف حکومت یا آلترناتیوهای سیاسی میتواند با این سیاستها در تضاد قرار بگیرد.
به همین دلیل در برخی تحلیلها ترجیح داده میشود تحولات ایران بیشتر در چارچوب رفتار دولت ایران بررسی شود، نه در چارچوب تغییرات سیاسی در داخل جامعه.
۲. منافع اقتصادی و نگاه تجاری
ایران با داشتن منابع عظیم انرژی و بازار بزرگ مصرفی، همواره برای بسیاری از شرکتها و اقتصادهای غربی اهمیت اقتصادی داشته است. در برخی دورهها این منافع اقتصادی باعث شده است که نگاه سیاستگذاران و حتی برخی مراکز پژوهشی بیشتر بر مدیریت روابط با حکومت موجود متمرکز شود، نه بر بررسی سناریوهای تغییر سیاسی.
چنین رویکردی بهطور طبیعی باعث میشود نقش نیروهای مخالف حکومت یا تحولات اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گیرد.
۳. محدودیتهای اطلاعاتی و سانسور واقعیتها
ایران یکی از بستهترین محیطهای رسانهای در منطقه است. دسترسی خبرنگاران و پژوهشگران خارجی به اطلاعات دقیق درباره تحولات اجتماعی، شبکههای اعتراضی یا فعالیتهای سیاسی مخالف حکومت بسیار محدود است.
این محدودیت باعث میشود بسیاری از تحلیلها بر منابع رسمی یا دادههای محدود تکیه کنند و در نتیجه تصویر کاملتری از تحولات اجتماعی در ایران ارائه نشود.
۴. نگاه دولتمحور در تحلیلهای ژئوپلیتیک
بخش بزرگی از تحلیلهای روابط بینالملل بر اساس مدلهای کلاسیک نوشته میشود که در آن دولتها بازیگران اصلی هستند. در چنین چارچوبی، نیروهای اجتماعی، جنبشهای سیاسی یا شبکههای مقاومت کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
این رویکرد باعث میشود تحلیلها بیشتر بر قدرت نظامی، اقتصاد دولتی و تصمیم رهبران سیاسی تمرکز داشته باشند.
۵. احتیاط در پیشبینی تغییرات سیاسی
پس از تجربههایی مانند جنگ عراق یا تحولات افغانستان، بسیاری از تحلیلگران غربی در پیشبینی تغییرات سریع سیاسی محتاطتر شدهاند. همین احتیاط باعث میشود برخی تحلیلها نقش نیروهای مخالف حکومت را کمتر برجسته کنند و بیشتر بر سناریوهای محافظهکارانه تمرکز کنند.
نتیجه
نادیده گرفتن نقش مردم و نیروهای سیاسی داخلی میتواند تصویر ناقصی از آینده ایران ارائه دهد. تجربه تاریخی نشان داده است که در بسیاری از کشورها تغییرات سیاسی زمانی رخ داده که فشارهای خارجی با تحولات اجتماعی و سیاسی در داخل کشور همزمان شده است.
بنابراین هر تحلیل واقعبینانه درباره آینده ایران باید سه عامل را بهطور همزمان در نظر بگیرد:
-
تحولات منطقهای و بینالمللی
-
ساختار قدرت در داخل حکومت
-
و مهمتر از همه نقش مردم و نیروهای سیاسی سازمانیافته. شهرام بهزادی







