۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۵, سه‌شنبه

الگوهای فداکاری

 

الگوهای فداکاری

نعیم عبداللهی و وحید بنی‌عامریان
نعیم عبداللهی و وحید بنی‌عامریان

اگر اساطیر باستان تیر در کمان نهادند و جاودانه شدند، اسطوره‌های زمینی ایران نشان دادند که جاودانگی، نه به قدمت نام، که به وسعت فداکاری است.

مجاهدان شهید نعیم عبداللهی و وحید بنی‌عامریان، ۲فرماندهٔ فداکار کانون‌های شورشی و نخبه‌های دانشگاه جامعه با فدای بیکران مرزهای ناممکن را شکافتند و با خون خود، تعهد به مردم را معنایی تازه بخشیدند.

دست‌نوشته‌ها و یادداشت‌های این ۲فرماندهٔ شورشی، راز شجاعت و شکوفایی آنان را برملا می‌کند.

مجاهد خلق نعیم عبداللهی ۳۴ساله فرزند کرمانشاه دکترای حقوق و علوم سیاسی و استادیار در دانشگاه تهران بود که در جریان قیام‌های ۹۶ و ۹۸ و ۱۴۰۱ با تیم‌های شورشی، ضربات سنگینی به پاسداران زد و پس از قیام ۴۰۱ به‌علت نقشی که در سازماندهی دانشجویان در دانشگاه‌های مختلف تهران داشت از دانشگاه اخراج شد و روز ۱۸دی، با گلولهٔ پاسداران در نازی‌آباد تهران به‌خاک افتاد.

او بعد از قیام آبان نوشت: «در کثافت بی‌هزینگی یک اسم و یک رسم ایستاده می‌جنگد. می‌توفد، به پیش می‌رود و نام ایران را در بلندای البرز آواز می‌دهد. در این روزهای سیاه بعد از به خاک افتادن هزار‌و‌پانصد شهید آبان، بعد از قتل‌عام مردم در کرونا می‌خواهم یکبار دیگر برای ادامه این راه سوگند یاد کنم».

او در جای دیگر فداکاری در مسیر رهایی را از نشانه‌های سعادت و خوشبختی‌اش می‌داند و می‌نویسد: «نمی‌دانم چه مشیتی است من نعیم در این مرحله از زندگی به سازمان مجاهدین رسیده‌ام؛ سازمانی که نام کاک مسعود و خواهر مریم کابوس شبانه خامنه‌ای سفاک است و من چقدر خوشبخت و سعادتمندم که می‌توانم قطره‌ای از دریای این فداکاری باشم».

فرمانده وحید بنی‌عامریان، ۳۳ساله، مهندس برق و فوق‌لیسانس مدیریت که از سال ۹۶ چند نوبت دستگیر و آزاد شد در دی ۱۴۰۲ به‌جرم فرماندهی عملیات علیه مراکز سرکوب دستگیر و ۱۵فروردین ۱۴۰۵ در پشت دیوارهای سنگین زندان با طناب دار جاودان شد.

وحید در یادداشتی که خطاب به رهبر مقاومت نوشته است از رویش نسلی می‌گوید که هیچ مرزی را در فداکاری به‌رسمیت نمی‌شناسند و می‌افزاید: «می‌خواهم‌ چنان درسی به رژیم بدهم که معنای کانون شورشی را بار دیگر بفهمد و به عیان ببیند که چگونه نسل‌های پیاپی از چشمه جوشان تبیین جهان تو می‌نوشند، زنده می‌شوند، برمی‌خیزند، تا پای جان و بی‌منت می‌رزمند و تکثیر می‌شوند و حتی اگر دست‌شان هم بسته شود، به‌صورت کثیف دژخیمان تف می‌اندازند».

وقتی وحید بین اعدام و زندگی ـ به‌شرط «توبه» ـ در بیدادگاه مخیر می‌شود می‌گوید:

«من بر سرِ جانم چانه نمی‌زنم؛ اگر ما امروز این قیمت را ندهیم، نسل‌های بعدی باید تاوانی بس سنگین‌تر بپردازند. پس اگر قرار است توبه کنم، از خدا بابت تمامِ ساعاتی طلبِ بخشش می‌کنم که سرم در زندگیِ شخصی‌ام فرو رفته بود و دردهای خلقم را نمی‌دیدم!»

اینها جملات زیبای کتاب‌های داستان یا حرف‌های قشنگ و روشنفکرانه بعد از صرف چای و شیرینی نیست؛ نگاه ۲فرماندهٔ میدان است به انسان.

۲ انسانی که یکی با گلوله جاودانه شد یکی با ریسمان!

اما هر دو یک حدیث را روایت کردند؛

اسطوره بودن، نه به قدمت نام، که به وسعت فداکاری‌ست!

۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۳, یکشنبه

گزیده مجاهد-۱۲ اردیبهشت حماسه سازان-روز معلم دکتر خانعلی- شهادت اسماعیل شریف‌زاده- اولین کابینه دکتر مصدق و...

 گزیده مجاهد-۱۲ اردیبهشت حماسه سازان-روز معلم دکتر خانعلی- شهادت اسماعیل شریف‌زاده- اولین کابینه دکتر مصدق و...

https://www.mojahedin.org/

از محمد ضابطی تا وحید بنی‌عامریان: استمرار سنت فدا در مسیر آزادی

 

از محمد ضابطی تا وحید بنی‌عامریان: استمرار سنت فدا در مسیر آزادی

از محمد ضابطی تا وحید بنی‌عامریان: استمرار سنت فدا در مسیر آزادی
از محمد ضابطی تا وحید بنی‌عامریان: استمرار سنت فدا در مسیر آزادی

«این است داستان خون هایی که به‌صورت امواج آزادی، به‌صورت توفان مقاومت و به‌صورت رایت پیروزی دومرتبه بازمی‌گردد. البته در این مسیر و در این رفت و برگشت یا بهتر بگوییم در این کنش و واکنش، خبری از دور و تکرار نیست. بلکه هر چه هست ارتقاء و تعمیق و تکامل است که قول فصل را محقق می‌کند. جدایی طبیعی، ضروری و اجتناب‌ناپذیر خبیث از طیب را و تکامل مرزبندی‌های انقلاب را عملی می‌سازد. مرزها را از حالت درهم‌ریخته و مخدوش خارج می‌کند و جریان تمیز و شناخت را به نشانه‌ی اعتلاء اجتماعی و فردی انسان بالا و بالاتر می‌برد.»

 

ارتباط ارگانیک بین نسل‌های مجاهدین

تاریخ معاصر ایران، نه با تقویم‌های معمول، که با تپش‌های قلب مجاهدانی ورق خورده است که در تاریک‌ترین ادوار، قامت افراشتند و بر مرگ سرخ تسخر زدند. اگر امروز نام زیبنده‌ی «مجاهد خلق» در طنین صدای پویا قبادی در اهتزاز است، اگر دست‌نوشته‌های وحید بنی‌عامریان، جوانان شورشی را ترغیب به پیوستن به مجاهدین می‌کند، بی‌گمان مدیون خون‌هایی است که از پیکر فرمانده محمد ضابطی و یاران پاکبازش در نبرد رویاروی با پاسداران جاری شد. این پیوند، یک توالی زمانی نیست؛ ارتباط ارگانیک بین نسل‌هایی است که فدای تمام‌عیار برای آزادی را به‌عنوان مرام و مسلک برای رهایی برگزیده‌اند.

 

۱۲ و ۱۹ اردیبهشت ۱۳۶۱؛ تولد ۲حماسه‌ی درخشان

در سال ۱۳۶۱، هنگامی که دیو استبداد با ردای ریایی دین بر دوش، گمان می‌کرد با شهادت قهرمانانی چون اشرف رجوی و موسی خیابانی، به عملیات واحدهای مقاومت مسلحانه پایان داده است، ناگهان طوفانی از قلب تهران برخاست. ۱۲ اردیبهشت، روزی بود که سکوت تحمیلی خیابان‌ها با غرش مسلسل‌های مجاهدین درهم‌شکست. بیش از ۶۰تن از پاک‌بازترین کادرها و فرماندهان، به پیشتازی مجاهد والامقام محمد ضابطی، حماسه‌ای آفریدند که هنوز یادآوری آن انگیزاننده، تکان‌دهنده و شورآفرین است.

دشمن که با گزمه‌های هار، ۷پایگاه مجاهدین را محاصره کرده بود، هرگز تصور نمی‌کرد که با زنان و مردانی مواجه شود که هیبت مرگ را به بازی گرفته‌اند. در آن کارزار نابرابر، از جنوب تا شمال تهران، شعله‌های سرکش مقاومت زبانه کشید. نبرد در یک پایگاه مجاهدین ساعت‌ها به درازا کشید و پاسداران وحشت‌زده را وادار کرد تا برای تسخیر یک پایگاه، از موشک‌انداز آر.پی‌جی استفاده کنند. آن روز، پیکرهای سوخته و چاک‌چاک مجاهدین در خرابه‌های پایگاه‌ها، نه نشان شکست، که بیرق پیروزی شرف بر ذلت بود.

 

کانون‌های شورشی؛ استمرار سرخ یک کهکشان

امروز، همان سنت سرفرازانه در روح و قلب کانون‌های شورشی جریان یافته است. اگر دیروز محمد ضابطی در خیابان‌های تهران، بن‌بست یأس را می‌شکست، وحید بنی‌عامریان، اکبر دانشورکار، پویا قبادی، بابک علی‌پور، ابوالحسن منتظر و محمد تقوی و شورشگران دلیر در سیاه‌چال‌ها و میادین نبرد، درس‌های جدیدی به مرگ‌بانان عمامه‌دار می‌دهند.  آنان گمان می‌کردند با برپا کردن چوبه‌های دار و اعدام دلاورترین فرزندان این خاک، می‌توانند مانع از خروش توفان شوند. ولی  غافل بودند که این نسل آهنین‌عزم، ریشه در خاکی دارد که خون بسا قهرمانان بر آن شتک زده است.

 

سنت فدا؛ جوهر خلل‌ناپذیر تاریخ مجاهدین

دشمن در هر دو مقطع، یک هدف را دنبال می‌کرد: شکستن اراده مقاومت. در سال ۶۱ خمینی آشکارا گفت که اگر کوچک‌ترین احتمالی برای تسلیم مجاهدین می‌دید، با آنان تفاهم می‌کرد. اما پاسخ مجاهدین به رهبری مسعود رجوی، یک «نه» قاطع و تاریخی بود؛ این پاسخ منفی با خون هزاران تن از سرخ‌فام‌ترین ستارگان این میهن امضا شد.

امروز نیز تتمه‌ی نظام برجا مانده از خامنه‌ای  با اعدام و شکنجه، همان هدف را دنبال می‌کند، ولی کانون‌های شورشی با عملیات‌های پیاپی و ایستادگی در برابر جوخه‌های اعدام، ثابت کرده‌اند که مجاهد خلق، پرورش‌یافته‌ی مکتبی است که در آن «فدا» برای رهایی خلق، بالاترین شرف انسانی محسوب می‌شود. این نسل آگاه و رزمنده، نه تنها ادامه‌دهنده‌ی راه قهرمانان حماسه‌ی ۱۲ و ۱۹ اردیبهشت ۱۳۶۱، بلکه بارورکننده‌ی خون‌های ۳۰هزار شهید سربه‌دار در تابستان ۶۷ و قیام‌آفرینان به خاک افتاده‌ در قیام‌های ۹۶ و ۹۸ و ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ است.

 

گذشته‌، حال و آینده

اکنون جا دارد با نگاهی به این گذشته‌ی پرشکوه و قله‌هایی قدبرافراشته در افق مانند حماسه‌های ۱۲ و ۱۹ اردیبهشت، چشم به امروز بگشاییم و عظمت این راه طی‌شده را بنگریم. امروز نیروی سرنگونی حاضر و آماده است. کانون‌های شورشی، نه یک پدیده اتفاقی، که ثمره‌ی  بیش از ۴دهه مقاومت سازمان‌یافته و استمرار آرمان سرنگونی‌اند.

تهاجم به قلب امنیتی‌ترین نهادهای حاکمیت، پیامی روشن به بیت خامنه‌ای است: اگر نسل محمد ضابطی را در پایگاه‌ها محاصره کردید، امروز با نسلی روبرو هستید که تمام ایران را به پایگاه شورش و قلب نظام را به صحنه کارزار تبدیل کرده است.

«سوگند به آسمان دارای بازگشت و باران‌دار، بارنده، رویاننده و حیات‌بخش و زمین شکاف‌پذیر، زمینی که رودها و دریاها در دل او نهفته‌اند» [۱] (وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ  وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْع)، این نسل خجسته از همان خون‌های پاک روییده است.

امروز ایران در قامت کانون‌های شورشی، به آینده‌ی شکوهمند خویش لبخند می‌زند. ما نه با سوگواری، که با عزمی جزم‌تر از پیش، یاد شهدای ۱۲ اردیبهشت و قهرمانان سربه‌دار کانون‌های شورشی را گرامی می‌داریم؛ چرا که می‌دانیم هر قطره خون آنان، سوخت‌بار موتور محرک ارتش آزادی برای فتح فرداست.

 

پانوشت: 

[۱] قسمتی دیگر از سخنرانی مسعود رجوی در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۳

 

۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۱, جمعه

دیدار و گفتگوی دکتر روان ویلیامز اسقف اعظم پیشین کانتربری با خانم مریم رجوی

 

دیدار و گفتگوی دکتر روان ویلیامز اسقف اعظم پیشین کانتربری با خانم مریم رجوی

دیدار و گفتگوی دکتر روان ویلیامز اسقف اعظم پیشین کانتربری با خانم مریم رجوی
دیدار و گفتگوی دکتر روان ویلیامز اسقف اعظم پیشین کانتربری با خانم مریم رجوی

روز چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ دکتر روآن ویلیامز، اسقف اعظم پیشین کانتربری با مریم رجوی دیدار و گفتگو کرد. اسقف اعظم کانتربری بالاترین مقام مذهبی کلیسای انگلستان است که پیروان زیادی در سایر کشورها نیز دارد.
مریم رجوی در این دیدار از تلاش‌های دکتر ویلیامز در راه صلح، دموکراسی و گفتگوی بین ادیان تقدیر کرد و گفت مقاومت ایران هیچ‌گاه مواضع اسقف اعظم را در محکومیت نقض حقوق‌بشر در ایران و هم‌چنین حمایت مستمر او از مجاهدین در دو دهه گذشته فراموش نمی‌کند به‌خصوص وقتی که در قرارگاه اشرف و لیبرتی زیر شدیدترین حملات بودند.

خانم رجوی با اشاره به موج فزاینده اعدام و سرکوب، با هدف جلوگیری از قیام گفت آنچه رژیم آخوندها زیر نام خدا و اسلام انجام می‌دهد هیچ ربطی به اسلام ندارد، اسلام، همانند مسیحیت، دین صلح، مدارا و انسانیت است. استفاده از اسلام به‌عنوان ابزار سرکوب و خشونت، خیانت به ماهیت آن است. بنیادگرایی نه‌تنها از اسلام دفاع نمی‌کند بلکه یکی از بزرگ‌ترین دشمنان آن است.
مریم رجوی با تأکید بر رابطه برادری بین ادیان ابراهیمی گفت عیسی مسیح و مریم مقدس جایگاه ویژه‌یی در قرآن و در میان مردم ایران دارند و خاطرنشان کرد مردم ایران در قیامهای پی‌درپی خود هم دیکتاتوری دینی و هم دیکتاتوری شاه را رد کرده‌اند. آنها برای یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر رأی مردم و جدایی دین و دولت و احترام به آزادی‌های فردی و اجتماعی مبارزه می‌کنند.

دکتر ویلیامز با تأکید بر حمایت خود از مقاومت ایران گفت تجربه مبارزه طولانی‌مدت شما با دیکتاتوری دینی و طرح ۱۰ماده‌یی برای آینده ایران، تردیدی در ماهیت دموکراتیک مقاومت شما باقی نمی‌گذارد. وی افزود دین اصیل نمی‌تواند از سوی دولت تحمیل شود و باید بر آزادی وجدان استوار باشد. آزادی دینی نه صرفاً یکی از حقوق مردم، بلکه بنیانی برای سایر آزادی‌های سیاسی است.
وی نگرانی خود را از گزارشهای مربوط به اعدامها و سرکوب مخالفان در ایران ابراز داشت و تأکید کرد که جامعه بین‌المللی نباید در مقابل این جنایتها سکوت کند و باید عکس‌العمل نشان دهد. وی ضمن تأکید بر این‌که نظام شاه متعلق به گذشته است، افزود پسرشاه نه تنها حکومت پدرش را رد نکرده، بلکه در فکر بازسازی همان نظام است.

برگرفته از سایت مریم رجوی

 

برگرفته از سیمای آزادی:

۱۴۰۵ اردیبهشت ۶, یکشنبه

در رثای بهروز شهریاری اشرف‌نشان وفادار، فداکار و دلسوز-In Memory of Behrouz Shahriari شهرام

 در رثای بهروز شهریاری اشرف‌نشان وفادار، فداکار و دلسوز- شهرام




 بهروز شهریاری اشرف نشان وفادار فداکار ومتعهد

با اندوهی ژرف و دلی آکنده از تأثر، خبر درگذشت برادر ارجمندمان،
اشرف‌نشان فداکار و دلسوز، بهروز شهریاری عزیز را دریافت کردیم.

او که بامداد امروز چشم از جهان فروبست، اکنون به کاروان یاران صدیق و اشرف‌نشان خود پیوسته است؛ همانانی که تا واپسین دم بر عهد و پیمان خویش استوار ماندند و راه وفاداری را با جان خویش معنا کردند.

بهروز، تنها یک نام نبود؛
او نشانی از تعهد، پایداری و صداقت در مسیر آرمان بود.
یک اشرف‌نشان جان‌برکف که زیستن را نه برای خویش، بلکه در وفاداری به باور و راهی که برگزیده بود، معنا می‌کرد.

او رفت، اما ردّ گام‌های استوارش بر این مسیر باقی است؛
یادی که خاموش نمی‌شود،
و نامی که در حافظه وفاداران، زنده و ماندگار خواهد ماند.


 جمله پایانی

راهی که با ایمان و فدا آغاز شود، با رفتن یک یار پایان نمی‌یابد؛
بلکه در دل‌ها ادامه پیدا می‌کند. شهرام


 In Memory of Behrouz Shahriari

With deep sorrow and hearts filled with grief, we received the news of the passing of our dear brother,
the devoted and compassionate Ashraf-sign, Behrouz Shahriari.

He, who passed away this morning, has now joined the ranks of his steadfast Ashraf companions—those who remained loyal to their pledge until their very last breath and gave meaning to commitment through sacrifice.

Behrouz was not merely a name;
he was a symbol of dedication, resilience, and sincerity in the path of his ideals.
An Ashraf-sign who lived not for himself, but in unwavering loyalty to the cause he believed in.

He is gone, yet the imprint of his steadfast steps remains on this path;
a memory that will never fade,
and a name that will live on in the hearts of the faithful.


 Final Words

A path begun with faith and sacrifice does not end with the passing of one companion;

it continues to live on in the hearts of others.




 À la mémoire de Behrouz Shahriari

C’est avec une profonde tristesse et le cœur rempli d’émotion que nous avons appris le décès de notre cher frère,
Behrouz Shahriari, fidèle et dévoué, compagnon d’Achraf.

Lui qui nous a quittés ce matin a désormais rejoint les rangs de ses compagnons d’Achraf,
ceux qui sont restés fidèles à leur engagement jusqu’à leur dernier souffle et qui ont donné tout leur sens au mot loyauté.

Behrouz n’était pas seulement un nom ;
il incarnait l’engagement, la persévérance et la sincérité dans la voie de ses idéaux.
Un compagnon qui a vécu non pour lui-même, mais dans une fidélité totale à la cause qu’il avait choisie.

Il est parti, mais l’empreinte de ses pas demeure sur ce chemin ;
un souvenir qui ne s’éteindra jamais,
et un nom qui restera vivant dans la mémoire de ceux qui restent fidèles.


 Conclusion

Un chemin commencé avec foi et sacrifice ne s’achève pas avec la disparition d’un compagnon ;

il continue de vivre dans les cœurs.شهرام 


ترامپ: ما «غبار هسته‌ای ایران» را خواهیم گرفت ترامپ: جنگ با ایران به زودی با پیروزی آمریکا پایان می‌یابد

 ترامپ: ما «غبار هسته‌ای ایران» را خواهیم گرفت  ترامپ: جنگ با ایران به زودی با پیروزی آمریکا پایان می‌یابد


دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده در اظهاراتی گفت که واشینگتن «غبار هسته‌ای ایران» را از ایران خواهد گرفت و تاکید کرد که چنین موضوعی «بخشی از مذاکره است».

ترامپ، در مصاحبه‌ای با شبکه «فاکس نیوز»، گفت که جنگ با ایران بسیار زود و با پیروزی واشینگتن پایان خواهد یافت.

او گفت، ایران حدود «سه روز» وقت دارد تا از انفجار زیرساخت‌های نفتی‌ خود جلوگیری کند.

رئیس جمهوری ایالات متحده تاکید کرد: «نمی‌توانیم اجازه دهیم ایران سلاح هسته‌ای داشته باشد. این کاری بود که باید روسای‌جمهور قبلی انجام می‌دادند.40 یا 47 سال است که این موضوع ادامه دارد و کسی کاری درباره‌ آن انجام نداده است.

او همچنین از عدم همراهی «ناتو» در خصوص جنگ با ایران انتقاد کرد.

ترامپ در ادامه تصمیم بریتانیا مبنی بر اعزام کشتی به تنگه هرمز پس از پایان جنگ را رویکردی نامناسب خواند.

رئیس جمهور ایالات متحده، درباره مذاکره با ایران اعلام کرد که اگر مقامات ایران خواهان مذاکره هستند، می‌توانند تماس بگیرند و این گفت‌وگوها حتی می‌تواند به‌سادگی از طریق تلفن انجام شود.

ترامپ خاطرنشان کرد، در ایران با ترکیبی از افراد منطقی و غیرمنطقی روبه‌رو هستیم، اما ابراز امیدواری کرد که آن‌ها در این شرایط «هوشمندانه» عمل کنند.

او در بخش دیگری از این مصاحبه به بررسی ابعاد حادثه تیراندازی در مراسم خبرنگاران کاخ سفید پرداخت.

ترامپ با اشاره به دشواری‌های تأمین امنیت چنین مراسمی، تأکید کرد که فرد مهاجم هرگز موفق به نزدیک شدن به سالن اصلی برگزاری رویداد نشده است.

بر اساس اطلاعات ارائه شده توسط وی، ضارب یک بیمار روانی بوده و خانواده‌اش نیز پیش‌تر از مشکلات روحی او آگاهی داشته‌اند.

ترامپ در پایان افزود که این حادثه تیراندازی در نهایت توانست فضای پرتنش آن شب را به فرصتی برای اتحاد تبدیل کند.

https://farsi.alarabiya.net/iran/2026/04/26العربیه فارسی

اعدام جنایتکارانه وحید بنی‌عامریان و یارانش؛ پیام ایستادگی برای سرنگونی رژیم ایران-فرانکفورتر روند شاو آلمان

 فرانکفورتر روند شاو: اعدام جنایتکارانه وحید بنی‌عامریان و یارانش؛ پیام ایستادگی برای سرنگونی رژیم ایران


وحید بنی عامریان فرمانده دلیر صحنه های سخت ، وفادار وسرفراز آلگو وراهنما
قهرمانان سربداری که تا آخرش ایستادند وفادار وجاودانه شدند

#وحيد_بنى‌عامريان ، فرمانده واحد مقاومت، پیش از اعدام بر تداوم مبارزه تا سرنگونی رژیم ایران تأکید کرد.

بیشتر⬇️
رژیم جنایتکار ایران در هراس از گسترش شعله‌های مقاومت، وحید بنی‌عامریان، مهندس ۳۴ساله و فرمانده واحدی از مجاهدین خلق را به همراه یارانش در زندان قزل‌حصار به دار آویخت. این قهرمان مقاومت که با شعار «زندگی چیزی جز عقیده و مبارزه نیست» به استقبال شهادت رفت، لرزه بر اندام استبداد حاکم انداخت. همزمان، رسانه‌های بین‌المللی از جمله فرانکفورتر روند شاو و شخصیت‌های برجسته آلمانی با حمایت از طرح ده‌ماده‌ای خانم مریم رجوی، اعدام‌های پیشگیرانه توسط جلادان رژیم را نشانه استیصال دیکتاتوری در برابراراده مردم ایران دانستند.

فرانکفورتر روند شاو: رژیم ایران از جنگ استفاده می‌کند تا زندانیان سیاسی را اعدام کند. وحید بنی‌عامریان رو به دوربین یک گوشی هوشمند می‌گوید. زندگی چیزی جز عقیده و مبارزه نیست، این‌ها آخرین سخنان مهندس برق ۳۴ساله، دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت، بود که به گوش افکار عمومی رسید. صبح ۴ آوریل- ۱۵ فروردین او در زندان قزل‌حصار در کرج، در شمال ایران، بر چوبه دار رفت. این مرد جوان عضو مقاومت مسلحانه بود و به‌عنوان فرمانده، یک واحد از مجاهدین خلق را که با رژیم می‌جنگید، هدایت می‌کرد. با کوکتل مولوتف و تفنگ. چنان‌که در گزارشی از شبکه خبری خصوصی فرانسوی BFM tV دیده می‌شود. او خطاب به ملاها رو به دوربین گفت: «مطمئن باشید که رژیم شما از سرنگونی نجات نخواهد یافت». همراه او پنج مرد دیگر از واحدش اعدام شدند؛ سه نفر از آنان پیش‌تر در دهه ۸۰ زندانی بودند، یکی از آنان حتی در دوران رژیم شاه نیز در زندان بود. صبح دوشنبه، ۲۰ آوریل- ۳۱ فروردین جلادان دو عضو دیگر مجاهدین خلق را اعدام کردند: حامد ولیدی و محمد معصوم‌شاهی، فرانکفورتر روند شاو افزود: با وجود قطع اینترنت در ایران، گهگاه گزارشهایی درباره حملات مسلحانه مخالفان به تأسیسات سپاه پاسداران یا سرویس‌های اطلاعاتی در کشور منتشر می‌شود. یک هفته پیش از آغاز جنگ، ۲۵۰مجاهد خلق به یکی از مقرهای خامنه‌ای در تهران حمله کرده بودند، چنان‌که رسانه‌های مختلف گزارش دادند. گفته می‌شود صد نفر از آنان بازداشت یا کشته شده‌اند. به‌تازگی هفت مرد بین ۱۸ تا ۲۱سال اعدام شدند که گفته می‌شود در ماه ژانویه، در چارچوب اعتراضات، به یک پایگاه نظامی حمله کرده بودند تا سلاح به دست آورند و با رژیم بجنگند. پیش از قطع اینترنت، ویدئوهای اعتراضی پرشماری به افکار عمومی جهان رسید که نشان می‌داد خشم مردم در خیابان‌ها به‌شکلی خشونت‌آمیز تخلیه می‌شود. فرانکفورتر روند شاو با اشاره به این‌که بمبارانها جلادان را متوقف نمی‌کند، افزوده است: فرانتس یوزف یونگ، وزیر دفاع پیشین آلمان از حزب دموکرات‌ مسیحی، می‌گوید: «آنها اکنون مردم را پیشگیرانه اعدام می‌کنند تا پس از پایان جنگ دیگر نتوانند برای رژیم خطرناک شوند». او سال‌هاست از مقاومت ایران حمایت می‌کند، از رژیم انتقاد می‌کند و نزد سیاستمداران و نیز در رویدادهای بین‌المللی برای تقویت پشتوانه مردم ایران تلاش می‌کند.
هرتا دویبلر-گملین وزیر پیشین دادگستری آلمان و یونگ از طرح ده‌ماده‌ای شورای ملی مقاومت ایران حمایت می‌کنند. دویبلر-گملین می‌گوید «طرح ده‌ماده‌ای یک دستورالعمل هدفمند و پیش‌برنده برای ساختن ایرانی دموکراتیک است». در این طرح، یک دولت مبتنی بر جدایی دین و دولت، ایران غیراتمی، دستگاه مستقل قضایی و حقوقی بر اساس استانداردهای بین‌المللی، «برابری جنسیتی» و «مشارکت برابر زنان در جایگاههای رهبری سیاسی» و هم‌چنین «خودمختاری کردستان ایران» مطالبه می‌شود. یونگ می‌گوید این مبنای خوبی است که همه می‌توانند بر سر آن توافق کنند.