۱۴۰۴ بهمن ۱۴, سه‌شنبه

کابوس سلاح و قیام آتشین ومروری برآن

 

کابوس سلاح و قیام آتشین ومروری برآن

قیام مردم ایران دیماه ۱۴۰۴
قیام مردم ایران دیماه ۱۴۰۴

با بالاگرفتن عطش نبرد قهرآمیز با پاسداران جنایتکار، خودی‌ها و نخودی‌های نظام در وحشت از روی آوردن جوانان به سلاح و گسترش کانون‌های شورشی در شوک فرورفتند.

حسن خمینی، نوه بنیان‌گذار ملعون نظام، روز ۱۱بهمن بر سر قبر پدرش، به نامه‌یی از هاشمی رفسنجانی به خمینی در دوران نجف اشاره کرد و گفت: «آقای هاشمی تحلیل می‌کند که مجاهدین چگونه در جامعه جذب می‌کنند، چگونه جذابیت دارند، چون سلاح دست گرفتند... امام از روز اول با مبارزه مسلحانه موافقت نمی‌کند».

این جمله، ـ بفهمد یا نفهمد ـ یک اعتراف مهم تاریخی است و در آن چند پیام مهم نهفته:

اول این‌که او نظام ولایت فقیه و شخص خامنه‌ای را دقیقاً در همان نقطه‌یی نشانده که شاه در انتهای نظام سلطنت ایستاده بود؛ جایی که جوانان جذب نیروی برانداز می‌شوند و سرنگونی محقق می‌شود.

پیام دیگر این جملهٔ تاریخی این است که وقتی سرکوب و سانسور به اوج می‌رسد جامعه به سمت راه‌های رادیکال‌تر می‌رود و مردم به این نتیجه می‌رسند که بدون سلاح به صلح و آرامش نمی‌رسند.

اما کابوس مسلح شدن مردم در برابر پاسداران جنایتکاری که دسته‌دسته مردم را در خیابان‌ها به رگبار بستند جدی‌تر از این است که در حد نوهٔ خمینی برگزار و تمام شود. در همان جلسه، پزشکیان همان رشته را این‌طور ادامه داد:

«حسن آقای بزرگوار و عزیز فرمودند که راه امام راه مردم بود، راه امام مسیر جنگ و دعوا و خون‌ریزی نبود آن‌هایی که جنگ مسلحانه شروع کردند امام دستور داد نباید این‌ها بیایند باید گل بدهید به کسانی که در حقیقت آنجا ایستاده‌اند، آنها هم مردم هستند». 

البته نگفت اگر «راه امام راه مردم بود، راه جنگ و خون‌ریزی نبود» چرا یک میلیون نفر را در تنور جنگ ضدمیهنی به آتش کشید و چرا نسل‌کشی در دههٔ ۶۰ و چرا قتل‌عام زندانیان در سال ۶۷ و چرا کهریزک و آبان و دی و باز هم کهریزک؟...

پزشکیان سپس با التماس و درماندگی نتیجه می‌گیرد:

«در هیچ اعتراض معمولی اجتماعی تفنگ به دست نمی‌گیرند نیروهای نظامی را نمی‌کشند آمبولانس آتش نمی‌زنند بازار آتش نمی‌زنند...»

وقتی پزشکیان می‌گوید «در اعتراض معمولی تفنگ دست نمی‌گیرند»، ناگزیر اعتراف می‌کند که آنچه امروز در ایران جریان دارد دیگر «اعتراض معمولی» نیست. این یک قیام است و آتشفشانی که دیگر خاموش نمی‌شود.

۷فوریه: بلوغ سیاسی در خیابانهای برلین: مرزبندی قاطع با شاه و شیخ

 ۷فوریه: بلوغ سیاسی در خیابانهای برلین: مرزبندی قاطع با شاه و شیخ

تظاهر ات بزرگ ایرانیان در برلین ـ عکس از آرشیو
تظاهر ات بزرگ ایرانیان در برلین ـ عکس از آرشیو

آیا تاریخ همواره تکرار ملال‌آور تراژدی‌هاست یا اراده‌ٔ انسانی می‌تواند زنجیره‌ٔ استبداد را در نقطه‌ای قطعی بگسلد؟ چرا عبور از استبداد دینی به‌معنای بازگشت به استبداد سلطنتی نیست؟ در میانه غوغای رسانه‌یی و تلاش برای بازتولید الگوهای منقضی‌شده، چگونه «کانون‌های شورشی» و «نسل قیام» مرز میان انقلاب اصیل و موج‌سواری فرصت‌طلبانه را ترسیم کرده‌اند؟

 

تولد یک آگاهی نوین

تاریخ معاصر ایران، حافظه‌ای زخمی از سرقت رویاها آرمان‌ها و آرزوهای آزادی‌خواهانه دارد. از مشروطه که در چکمه‌های رضاخانی مسخ شد تا انقلاب ضدسلطنتی ۵۷ که با تزویر خمینی به مسلخ ولایت فقیه رفت. اما امروز، آنچه در رگ‌های شعله‌ور خیابان‌های ایران و در تظاهرات ایرانیان آزاده در کشورهای مختلف جهان جریان دارد، نشان از تولد یک «آگاهی نوین» است؛ این آگاهی مبین آن است که مسیر آزادی از کوره راه «همه با هم» شیادانه و بازتولید استبداد در اشکال دیگر نمی‌گذرد.

 

کانون‌های شورشی، پیشتازان پرداخت هزینه

انقلاب، برخلاف آنچه در استودیوهای خوش‌آب‌ورنگ رسانه‌یی تبلیغ می‌شود، یک محصول بسته‌بندی شده برای مصرف شبکه‌های اجتماعی نیست. این «جوانان قیام‌آفرین» و «کانون‌های شورشی» هستند که با پرداخت هزینه‌ای سنگین و رویارویی مستقیم با ماشین سرکوب، راه را می‌گشایند. انقلاب دموکراتیک ایران، بر زمین سفت فداکاری بنا شده است، نه بر توهم «تغییر بی‌هزینه». وقتی قدرت نه با هشتگ، بلکه با سازماندهی و آتش در برابر ستم به چالش کشیده می‌شود، دیگر جایی برای «میوه‌چینان» باقی نمی‌ماند که با ساز و دهل، تنها در پی تصاحب کرسی قدرت از پیش آماده باشند.

 

پایان عصر «خمینی‌سازی» و مدل‌های فیک

تجربه تلخ سال ۵۷، واکسنی همگانی برای جامعه ایران بود. در آن سال‌ها، فقدان پلتفرم سیاسی مشخص و در زندان شاه بودن پیشتازان انقلابی، باعث شد تا جریانی مرتجع بر موج نارضایتی‌ها سوار شود. امروز اما، تلاش برای بازسازی آن مدل -این بار در قامت «بچه شاه» و با شعارهای فاشیستی هم‌چون «جاوید شاه»- با سد هوشیاری مردم ایران برخورد کرده است. جامعه‌یی که شعار «مرگ بر ستمگر؛ چه شاه باشه چه رهبر» را به ترجیع‌بند قیام‌های خود تبدیل کرده، در واقع در حال اعلام بلوغ سیاسی خویش است. این شعار، یک انتخاب میان بد و بدتر نیست؛ بلکه نفی تمامیت الگوی «فردمحوری» و «دیکتاتوری» در هر جامه و فرماسیون است.

 

پیوند ارگانیک آلترناتیو دموکراتیک با کانون‌های شورشی

یکی از دلایل اصلی که انقلاب دموکراتیک مردم ایران را بیمه می‌کند، حضور جریانی است که در ۴دهه‌ٔ گذشته، از ۳۰خرداد ۶۰ تاکنون، هرگز میدان را ترک نکرده است. برخلاف اپوزیسیون‌های فصلی که با وزش نسیم قیام پدیدار می‌شوند و با نخستین تندباد ناپدید می‌گردند، جنبش اصیل دموکراتیک ایران دارای ریشه‌هایی در اعماق فداکاری‌های طبقات فرودست، زنان و جوانان است. این انقلاب، رهبری خود را نه در سالن‌های کنفرانس غرب، بلکه در «کانون‌های شورشی» و در متن مبارزه‌ٔ بی‌امان علیه سپاه پاسداران بازیافته است.

 

راه سوم

استفاده از فضاسازی رسانه‌یی برای برجسته‌کردن بچه‌ٔ شاه و بقایای سلطنت پیشاپیش یک پروژه‌ٔ رسوا و شکست‌خورده است. باد کردن این جریان با امدادرسانی‌های آن‌چنانی و توسل «شعبان بی‌مخ‌ها» و کلیپ‌های فیک، بهترین هدیه به خامنه‌ای است تا قیام برحق مردم را به «توطئه‌ٔ خارجی» یا «بازگشت به گذشته‌ٔ منفور» منتسب کند. اما فریاد بلند ایرانیان در گردهمایی برلین، این توطئه‌ٔ مشترک را در هم خواهد شکست. ایرانیان آزاده و آگاه بین «چاه ولایت» و «چاله‌ٔ سلطنت»، راه سومی را برگزیده‌اند: جمهوری دموکراتیک.

 

رسیدن تاریخ به نقطه‌ٔ بازگشت‌ناپذیر

انقلاب دموکراتیک نوین ایران، برخلاف اسلاف خود، یک حرکت کور نیست. این جنبش، مجهز به یک «نه‌»ی بزرگ به هر گونه استبداد و یک «آری» قاطع به حاکمیت مردم است. برخورداری مقاومت ایران از آلترناتیو دموکراتیک، معتبر و شناخته‌شده با برنامه‌ٔ ۱۰ماده‌ای مریم رجوی و کادرهای فداکار با پشتوانه‌ٔ سالیان مبارزه‌ٔ سازمان‌یافته جایی برای سرقت انقلاب باقی نمی‌گذارد.

هوشیاری مردم ایران و حضور کانون‌های شورشی، تضمین این حقیقت است که این بار، هیچ «میوه‌چینی» نخواهد توانست ثمره خون شهیدان راه آزادی را به یغما ببرد. تاریخ ایران به نقطه‌ٔ بازگشت‌ناپذیری رسیده است؛ نقطه‌ای که در آن، خورشید جمهوریت و دموکراسی، هر نوع استبداد و وابستگی را برای همیشه محو خواهد کرد.

۱۴۰۴ بهمن ۱۳, دوشنبه

سان لندن: دستور سرکوب خامنه‌ای و هشدار مریم رجوی درباره جنایت علیه بشریت در ایران

 سان لندن: دستور سرکوب خامنه‌ای و هشدار مریم رجوی درباره جنایت علیه بشریت در ایران

قیام سراسری مردم ایران - خودروهای سرکوبگران علیه قیام آفرینان
قیام سراسری مردم ایران - خودروهای سرکوبگران علیه قیام آفرینان

روزنامه سان لندن در گزارشی تکان‌دهنده از جنایات رژیم آخوندی علیه قیام سراسری مردم ایران نوشت: جوخه‌های مرگ رژیم، کودکان را هدف گلوله قرار دادند، اجساد شهدا در گورهای دسته‌جمعی دفن یا سوزانده شدند و خانواده‌ها برای تحویل پیکر عزیزانشان باید مبالغ هنگفت پرداخت کنند. خانم مریم رجوی این جنایات را «جنایت بزرگ علیه بشریت» نامید و خواستار واکنش فوری جامعه جهانی شد.

روزنامه سان لندن درباره جنایات رژیم آخوندی علیه قیام مردم ایران نوشت:

شاهدان عینی می‌گویند جوخه‌های مرگ رژیم ایران کودکان را به گلوله بستند و ولی‌فقیه ارتجاع دستور سرکوب بی‌رحمانه را صادر کرده است. منابعی از شیراز، مشهد و یزدانشهر شهادت دادند که اجساد قربانیان در گورهای دسته‌جمعی دفن یا سوزانده شدند و خانواده‌ها برای تحویل جسد باید مبالغ هنگفتی پرداخت کنند.

خانم مریم رجوی: رژیم آخوندی ۴۷سال در جنایت علیه بشریت درگیر بوده

روزنامه سان لندن افزود: خانم مریم رجوی، پرزیدنت منتخب شورای ملی مقاومت ایران، این جنایات را «جنایتی بزرگ علیه بشریت» خواند و جامعه جهانی را به واکنش جدی فراخواند. خانم مریم رجوی گفت: «جامعه بین‌المللی با یک آزمون دشوار روبه‌رو است: چه رویکردی در قبال رژیمی که ۴۷سال در جنایت علیه بشریت درگیر بوده، اتخاذ خواهد کرد؟»

مردم ایران علی‌رغم سرکوب وحشیانه هم‌چنان برای سرنگونی رژیم می‌جنگند

روزنامه سان تأکید کرد: شاهدان اعلام کردند که علی‌رغم سرکوب وحشیانه رژیم آخوندی، مردم ایران هنوز برای آزادی و سرنگونی رژیم می‌جنگند.

در کجای توفان قیام ایران ایستاده‌ایم؟

 

در کجای توفان قیام ایران ایستاده‌ایم؟

قیام ایران ـ عکس از آرشیو
قیام ایران ـ عکس از آرشیو

چکیده:

قیام دی ۱۴۰۴، تجربه‌های انباشته‌ی ۴۷ ساله را از سطح کمیت به کیفیت ارتقا داد. جامعه به زبان روشن و بی‌ابهامِ رویارویی با حاکمیت دست یافته و هر تردیدی در این رابطه فروریخته است. قیام، شکلی نو از عاملیت و استعلا‌ی جمعی پدید آورده که بازگشت‌ناپذیر است. ضرورت پیوند شبکه‌ها و سازمان‌یافتگی به‌عنوان شرط تداوم و پیروزی نهایی این خیزش تاریخی است.

 

در روزاشب دو هفته‌ی پرتکاپو، در متن قیامی استعلایی و مدام تکثیرشونده، در شعله‌یی که پاره‌هایش سراسر ایران را نور و گرمی بخشید و می‌بخشد، انرژی‌های کلان به عرصه‌ی «بودن» پیوستند و انرژی‌های کلان از عرصه‌ی هماوردی با سراپای دیکتاتور، به ذره‌های بافت یک جامعه تبدیل شدند. دو هفته‌ به‌طور مدام، بزرگ‌ترین تجربه‌ی تاریخی در ۴۷ سال گذشته از کف خیابان تا خانه‌خانه‌ی ایران به عینیتِ شناخت و آگاهی بالغ شد. در این دو هفته، لایه‌لایه‌ی جامعه‌ی ایران از خاطرات گذشته و مشاهده‌ی روبه‌رو[به‌مثابه تجمع کمیت‌ها]، سرمایه‌ی عظیم تبدیل به کیفیت را اندوخت.

 

هر تغییری در هستی‌شناختیِ انسانی، الگو می‌خواهد. هر الگویی، عاملیت میدانی را برای تکامل تجربه به آگاهی، نیاز دارد. کسب آگاهی با زبان میسر می‌شود. جامعه‌ی ایران با عبور از تجمع کمیت‌های انباشته‌شده و همبستگیِ تجربه‌های مسیرهای پیموده‌شده طی ۴۷ سال، به الگوی شناخت هستیِ سیاسی و اجتماعی‌اش دست یافت. در قیام دی ۱۴۰۴، الگو را در عاملیت میدان محک زد و به زبان چگونگیِ ارتباط با حاکمیت رسید.

 

 

اکنون در گیرودار تداوم توفان، هیچ عامل ناشناخته‌یی میان اکثریت جامعه با حاکمیت وجود ندارد. اکنون هیچ ابهامی در زبان ارتباط جامعه با حکومت نیست. اکنون خیابانی که جلادان قسم‌خورده‌ی خمینی و خامنه‌ای سراسرش را خون‌پاله کرده‌اند، تمام تردیدها و شاید و بایدها را زدوده است. اکنون حتی آیین جدید خاکسپاری شقایق‌های قیام دی ۱۴۰۴، کلام بلند و رسا و گویای جامعه با حاکمیت ولایت فقیه شده است. اکنون نبرد سراسریِ اشغال‌شده با اشغال‌گر است. اکنون کرباس آتش‌گرفته‌ی هرگونه دیکتاتوری، افقی‌ست که قیام دی ۱۴۰۴ به آرزوی دیرینه‌ی ایران‌زمین هدیه داده است.

 

در وحشت از این افق تجسم‌یافته در منظر مردم ایران، بگذار خامنه‌ای گزمه‌‌ی ملعون، محتسب مشئوم و پاسدار دنیِ منفور در کوی و برزن بچیند. اینان باید شباروز در آینه‌ی حافظه‌ی جمعیِ ملتی گذشته از سراپای نظام ولایی ــ آخوندی، خود را جلادان اشغال‌گر ببینند. کدام اشغال‌گر توانسته چند صباحی بیش، در کوی و گذر سرزمینی سراسر خشم و نفرین و کمین، دوام بیاورد؟ اشغال‌گران فقاهتی البته هزاران ایرانی را شهید و مثله کرده‌اند، اما شواهد متقن گواهی می‌دهند که هرگز نتوانستند اذهان مردم را فلج و پیوندشان بر گرد معنای آزادی را بگسلند. و این، بزرگ‌ترین شکست خامنه‌ای پس از شکست خمینی در قتل عام زندانیان سیاسی در دهه‌ی ۶۰ است.

 

 

مردم ایران البته سوگین‌اند؛ نه سوگی تعلیق‌دهنده‌ی معنا و هدف و نه روح را در خود کشنده، بلکه به‌گونه‌یی جمعی زخمی مشترک را تجربه نموده و در آینه‌ی یکدیگر، خود را از توفانی گذشته‌ دریافته‌اند که دیگر انسان پیش از قیام دی ۱۴۰۴ نیستند. این استعلا با عبور از توفان قیام میسر شده و چون در تداوم خود، کیفیت عوض کند، دیگر فروریختنی نیست. چه خطری جمعی‌تر، ملی‌تر، انسانی‌تر و کابوس‌ناک‌تر از این برای خامنه‌ای؟

 

اکنون فصل بازآفرینیِ جمعی‌ست. دست‌آوردهایی که برشمرده شدند، هر یک شبکه‌یی‌ست. شبکه‌ها را باید به هم رساند و گسترش داد. گسترش بر مدار سازمانیافتگی، محوری‌ترین درس برآمدن از توفان قیام است. سازمانیافتگی، پادزهر زخم‌ها، حریم به‌اشتراک‌گذاریِ توان‌مندی‌ها و تضمین تکثیر و تداوم شبکه‌ها در عبور از توفان نهایی‌ست.

۱۴۰۴ بهمن ۱۲, یکشنبه

آرایش نظامی ارتش آمریکا در اطراف ایران - گزارش روزنامه تلگراف

 آرایش نظامی ارتش آمریکا در اطراف ایران - گزارش روزنامه تلگراف

ناو هواپیما بر وکشت یهای جنگی آمریکا اطراف ایران

گزارش روزنامه «تلگراف» تصویری از تقویت حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه ترسیم می‌کند که واشینگتن را در صورت اتخاذ تصمیم سیاسی، آماده اجرای حملات نظامی علیه تهران می‌سازد.

بسیج نظامی آمریکا

در کانون این تقویت‌ها، ناو هواپیمابر «یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن» وارد منطقه شده است؛ ناوی که سه ناوشکن موشک‌انداز از کلاس «آرلی برک » آن را همراهی می‌کنند.

به‌طور معمول، یک زیردریایی تهاجمی هسته‌ای نیز در نزدیکی این ناو و به‌صورت پنهان در زیر امواج فعالیت می‌کند. این گروه یکی از قدرتمندترین ابزارهای بازدارندگی آمریکا به‌شمار می‌رود، بدون آنکه به پایگاه‌های زمینی نزدیک نیاز داشته باشد.

جنگ الکترونیک

گروه ناو هواپیمابر شامل اسکادران‌هایی از جنگنده‌های رادارگریز «اف 35» است که توان نفوذ به سامانه‌های پیشرفته پدافند هوایی را دارند، علاوه بر جنگنده‌های «الف ای 18» سوپر هورنت و هواپیماهای «ایی ای 18 جی» گرولر که در جنگ الکترونیک تخصص دارند.

ناوگان هوایی

در مأموریت آبراهام لینکلن، سه ناوشکن «یو‌اس‌اس فرانک ای. پیترسن جونیور»، «یو‌اس‌اس مایکل مورفی» و «یو‌اس‌اس اسپروآنس» آن را همراهی می‌کنند؛ ناوشکن‌هایی که مجموعه‌ای از سکوهای پرتاب موشک را حمل می‌کنند و می‌توان از آن‌ها برای انجام حملات دوربرد با موشک‌های کروز تهاجمی زمینی «توماهاوک» استفاده کرد.

ایالات متحده همچنین سامانه‌های پدافند هوایی «پاتریوت» و «تاد» را به منطقه اعزام کرده است تا از پایگاه‌ها، نیروها و متحدان خود در برابر هرگونه حملات موشکی احتمالی محافظت کند.

50 هزار سرباز

خبرگزاری «آسوشیتدپرس» نیز از رصد تحرکات ده‌ها هواپیمای نظامی آمریکا به سمت منطقه خبر داد؛ به‌گونه‌ای که احتمال می‌رود با ورود ناو هواپیمابر، شمار نیروهای آمریکایی به نزدیک 50 هزار نفر برسد.

این وضعیت، مرحله پیش‌رو را برای همه سناریوها از تشدید نظامی تا تحمیل یک توافق تحت فشار قدرت، باز می‌گذارد.

در همین راستا، روزنامه «دیلی میل» تصویری از سایت‌های هسته‌ای، پایگاه‌های نظامی و تأسیسات نفتی منتشر کرد که ممکن است از سوی آمریکا هدف قرار گیرند.

این روزنامه همچنین تصاویری از ناوگان آمریکایی منتشر کرد و اعلام داشت که تا 12 فروند جنگنده اضافی از نوع «اف 15 ای» استرایک ایگل، از پایگاه اسکادران شناسایی-رزمی 494 در لیکنهیث بریتانیا به پایگاهی در منطقه منتقل خواهند شد. جنگنده‌های «اف-15ای» برای مأموریت‌های نفوذ عمیق، حمل مهمات هدایت‌شونده دقیق و بمب‌های نفوذکننده به استحکامات طراحی شده‌اند. همچنین از هواپیماهای «ک سی-135» استراتوتانکر برای سوخت‌رسانی هوایی استفاده خواهد شد.

در یک پایگاه هوایی دیگر نیز هواپیمای شناسایی، مراقبت و اطلاعات مشترک «آر.سی 135» ریوت مستقر است که رادارهای ایرانی را ردیابی کرده و مجموعه اهداف را آماده‌سازی می‌کند.

فرانسه: ایران برای جلوگیری از حملات احتمالی آمریکا باید «امتیازهای بزرگی» بدهد

فرانسه: ایران برای جلوگیری از حملات احتمالی آمریکا باید «امتیازهای بزرگی» بدهد

ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، اعلام کرد ایران ، باید در چارچوب یک مسیر دیپلماتیک «امتیازهای بزرگی» بدهد.

پاریس اعلام کرد تهران باید برای کاهش تنش‌ها از تبدیل شدن به منبع تهدید منطقه‌ای دست بردارد

 ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، اعلام کرد ایران برای خودداری از حملات احتمالی آمریکا به خاک خود، باید در چارچوب یک مسیر دیپلماتیک «امتیازهای بزرگی» بدهد.

بارو در گفت‌وگو با روزنامه «لیبراسیون» که یکشنبه دوازدهم بهمن منتشر شد، اعلام کرد ایالات متحده خود را در موقعیتی قرار داده که قادر به آغاز یک عملیات نظامی علیه ایران است، اما هم‌زمان مسیر مذاکره‌ای را نیز پیشنهاد داده که «نظام ایران باید از آن استفاده کند، امتیازهای بزرگی بدهد و تغییری بنیادین در رویکرد خود ایجاد کند».

بارو اضافه کرد ایران باید «از تبدیل شدن به منبع تهدید برای همسایگان منطقه‌ای و منافع امنیتی ما دست بردارد» و تاکید کرد مردم ایران باید «آزادی خود را بازپس بگیرند». او از مقام‌های ایرانی خواست «به سرکوب پایان دهند، زندانیان را آزاد و اعدام‌ها را متوقف کنند و دسترسی به اینترنت را بازگردانند».

وزیر خارجه فرانسه همچنین از تهران خواست اجازه بازگشت سسیل کوهلر و ژاک پاریس، دو شهروند فرانسوی، را به فرانسه بدهد و گفت این دو نفر «در حال حاضر در سفارت فرانسه در تهران در امنیت‌اند».

مقام‌های ایرانی کوهلر و پاریس را در مه 2022 بازداشت کردند. این دو نفر به اتهام جاسوسی برای اسرائیل به 20 و 17 سال زندان محکوم شدند، اما اوایل نوامبر سال گذشته آزاد شدند. هرچند از خروج آن‌ها از ایران جلوگیری شده است      .https://farsi.alarabiya.net/international/

جاودانگی و درگذشت مادر مجاهد سلطنت رمیم (مادر هاجر) در آلبانی

 

جاودانگی و درگذشت مادر مجاهد سلطنت رمیم (مادر هاجر) در آلبانی

جاودانگی و درگذشت مادر مجاهد سلطنت رمیم (مادر هاجر) در آلبانی
جاودانگی و درگذشت مادر مجاهد سلطنت رمیم (مادر هاجر) در آلبانی
  • جاودانگی و درگذشت مادر مجاهد سلطنت رمیم (مادر هاجر) در آلبانی پس از ۴۷سال مجاهدت و صبر و استقامت ستایش‌انگیز در صفوف مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی ایران.
  • مادر هاجر متولد ۱۳۱۵ در شهر قهرمان‌پرور کرمانشاه در تظاهرات و قیام برای سرنگونی دیکتاتوری سلطنتی در سال ۱۳۵۷ بسیار فعال بود.
  • در جریان انقلاب ضدسلطنتی و پس از آن در دوران مبارزه سیاسی با ارتجاع خمینی، خانهٔ مادر هاجر درکرمانشاه از مراکز نشستها و فعالیت‌های مجاهدین بود.
  • راشد معدومی، زاهد معدومی، فرید معدومی، جاهد معدومی و فرزانه معدومی، ۵تن فرزندان مادر هاجر همگی به مرتبت مجاهد خلق رسیدند.
  • در فاز سیاسی مجاهد خلق زاهد معدومی در حین فروش نشریه توسط چماقداران خمینی به‌شدت مضروب و مجروح شد.
  • مادر هاجر علاوه بر فرزندان مجاهدش از نخستین ماههای سال ۶۰ در معرض شدیدترین فشارها و دستگیری و مصادرهٔ اموال قرار گرفت.
  • این مادر قهرمان با وجود تهدیدهای روزمرهٔ لمپن‌ها و پاسداران خمینی هر روز برای ملاقات با فرزندانش در پشت در زندان حضور پیدا می‌کرد و یک‌بار هم به‌عنوان ملاقات پیکر به‌شدت شکنجه‌شدهٔ زاهد را به او نشان دادند تا دست از هواداری از مجاهدین بردارد.
  • مجاهد قهرمان زاهد معدومی که در تیم‌های عملیاتی مجاهدین می‌درخشید در فروردین ۱۳۶۲ در زندان سنندج با شماری دیگر از یارانش سربه‌دار شد.
  • در سال۱۳۶۳ با افزایش فشارها، نوبت به پدر این خانواده رسید و پدر مجاهد محمدکریم معدومی در یک تصادف ساختگی به‌شدت مجروح شد و پس از مدتی درگذشت.
  • در همین سال دخترش، خواهر مجاهد فرزانهٔ معدومی دستگیر و در زندان کمیته اسلام‌آباد تحت شکنجه قرار گرفت.
  • در آبان سال ۱۳۶۴ مادر هاجر همراه با فرزندانش به‌نیروهای رزمی مجاهدین در منطقهٔ مرزی پیوست و از بدو تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران لباس رزم و شرف به تن کرد و در بخشهای پشتیبانی با تمام توان به کار پرداخت.
  • مجاهد قهرمان راشد معدومی فرزند دیگر مادر هاجر در عملیات کبیر فروغ جاویدان به‌شهادت رسید اما مادر با صبر و جنگندگی مضاعف به پایداری و نبرد در صفوف ارتش آزادی ادامه داد.
  • در دوران ۱۴سالهٔ پایداری در اشرف و لیبرتی، چه در هنگام حملات وحوش خامنه‌ای به سرکردگی جلاد قاسم سلیمانی و چه در موشک‌بارانهای سهمناک در لیبرتی، مادر به‌رغم بیماری، دلیرانه و با روحیه رزمنده مقاومت کرد و یار و یاور فرزندان مجاهدش بود.
  • مجاهدت خالصانه مادر هاجر و حضور فعال او در همه مسئولیتها تا آخرین روزهای حیاتش در آستانهٔ ۹۰سالگی برای همه مجاهدان همرزمش بسیار انگیزاننده و افتخار‌آفرین بود.
  • این مادر بزرگوار در منتهای فروتنی و اخلاص در نامه‌یی نوشته بود: «در مسیر سرنگونی می‌تازم و می‌تازم و خود را خاک پا و کلفت همهٔ مجاهدین و فرزندانم می‌دانم و هستم».
  • خانم مریم رجوی فقدان دریغ‌انگیز مادر هاجر را به همرزمان و فرزندان مجاهدش در اشرف۳ و بستگان و همشهریانش در کرمانشاه قهرمان‌پرور تسلیت گفت و او را الگوی درخشان دیگری از زن آزاد و مقاوم ایرانی در رزم آزادی در برابر دو دیکتاتوری سلطنتی و دینی توصیف کرد.
  • خانم مریم رجوی: درود و افتخار به خواهر گرانقدر و بزرگوارم مادر هاجر که از آغاز سر قت انقلاب توسط ارتجاع و در برابر دجالگری و فریب خمینی دجال و ضدبشر با جان ودل، راه مسعود را برگزید و با همه خانمان و فرزندانش به یاری او برخاست و به عهد و پیمانش تا آخرین نفس وفا کرد.
  • «بیچاره شب پرستان، با سلاله خورشید» و با چنین مادران و چند نسل از فرزندان آگاه و رشید ایران در برابر مقاومت توفنده و رهائیبخش مردم ایران برای نیل به آزادی «چه خواهند کرد؟».
  • برای مادر هاجر که اکنون به‌سوی جاودانه فروغها و فرزندان شهیدش پرکشیده، رحمت بیکران و علو درجات آرزو می‌کنم.
  • یقین دارم که راه و رسم مجاهدت او در خون شورشگران برای آزادی در سراسر میهن و به‌ویژه در کرمانشاه قهرمان و مجاهدپرور جاری است.
  • خواهران و برادران مجاهدش راه او را با عزم و رزم صد برابر تا پیروزی خلق اسیر ادامه می‌دهند.