۱۴۰۴ اسفند ۱۷, یکشنبه

سایه جنگ و مسئله جانشینی؛ چرا نام مجتبی خامنه‌ای ولیعهد خامنه ای دوباره مطرح شد؟

 سایه جنگ و مسئله جانشینی؛ چرا نام مجتبی خامنه‌ای ولیعهد خامنه ای دوباره مطرح شد؟


جنگ وجانشینی ولیعهد خامنه ای مجتبی خامنه ای

در هفته‌های اخیر همزمان با افزایش تنش‌های منطقه‌ای و درگیری‌های نظامی میان رژیم ایران، اسرائیل و نیروهای وابسته به هر دو طرف در منطقه، مسئله‌ای قدیمی بار دیگر در محافل سیاسی و رسانه‌ای مطرح شده است: مسئله جانشینی رهبری در ایران.

جنگ و فشارهای بی‌سابقه بر حاکمیت

تنش‌های نظامی اخیر، که با حملات متقابل و درگیری‌های نیابتی در خاورمیانه همراه بوده، نشان داده است که سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی اکنون وارد مرحله‌ای پرهزینه و خطرناک شده است. چهار دهه سیاست صدور بحران و اتکا به شبکه‌های نیابتی، اکنون ایران را در معرض فشارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی بی‌سابقه قرار داده است.

در چنین شرایطی، پرسش مهمی در داخل ساختار قدرت شکل گرفته است: اگر خلأ قدرت ایجاد شود، چه کسی جایگزین خواهد شد؟

مسئله جانشینی در رژیم ولایت فقیه

علی خامنه‌ای اکنون بیش از سه دهه در رأس هرم قدرت رژیم قرار دارد. با افزایش سن و شرایط پیچیده منطقه‌ای، مسئله جانشینی او به یکی از مهم‌ترین موضوعات پشت پرده سیاست ایران تبدیل شده است.

در میان گزینه‌های مختلف، نام مجتبی خامنه‌ای، فرزند دوم رهبر رژیم وخلیفه ارتجاع، بیش از دیگران مطرح شده است. او سال‌هاست که به عنوان یکی از چهره‌های تأثیرگذار در پشت صحنه قدرت شناخته می‌شود و گفته می‌شود ارتباط نزدیکی با بخش‌هایی از سپاه پاسداران و شبکه‌های امنیتی دارد.

ولیعهدی در نظامی که با سلطنت جنگید

طرح نام مجتبی خامنه‌ای برای جانشینی، برای بسیاری از ناظران یادآور یک تناقض تاریخی است. همین رژیم که با شعار مبارزه با سلطنت و موروثی شدن قدرت شکل گرفت، اکنون با سناریویی روبه‌روست که از نظر ساختاری شباهت‌هایی با انتقال قدرت خانوادگی وموروثی  دارد.

به همین دلیل در فضای سیاسی ایران، برخی منتقدان از اصطلاح «ولیعهدی» برای توصیف این وضعیت استفاده می‌کنند.

چالش‌های پیش روی چنین سناریویی

با این حال، حتی در درون ساختار قدرت نیز این گزینه بدون چالش نیست. جانشینی در رژیم ولایت فقیه به عوامل متعددی وابسته است:

  • حمایت نهادهای امنیتی و نظامی

  • توافق در میان جناح‌های اصلی قدرت

  • شرایط اجتماعی و میزان نارضایتی عمومی

  • وضعیت منطقه‌ای و فشارهای خارجی

در فضایی که جامعه ایران با بحران‌های اقتصادی و اعتراضات گسترده وقیامهای پی در پی روبه‌روست، هرگونه انتقال قدرت می‌تواند به یک مرحله حساس سیاسی تبدیل شود.

جمع‌بندی

همزمانی افزایش تنش‌های منطقه‌ای با طرح دوباره بحث جانشینی در ایران، نشان می‌دهد که ساختار قدرت رژیم در حال ورود به دوره‌ای پیچیده و تعیین‌کننده است. جنگ‌های منطقه‌ای، فشارهای داخلی وقیام آفرینان شورشگر و مسئله انتقال قدرت، همگی عواملی هستند که آینده سیاسی ایران را بیش از هر زمان دیگری در هاله‌ای از ابهام قرار داده‌اند.

                                                       شهرام بهزادی

مهم‌ترین خبرهای ایران و جهان در ۶۰ثانیه – یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴

 

مهم‌ترین خبرهای ایران و جهان در ۶۰ثانیه – یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴

اطلاعیه سازمان مجاهدین

سازمان مجاهدین خلق ایران: کارزار ملی چهارشنبه‌سوری، نوروز، سیزده‌بدر در برابر عزای ۴۰ روزه بقایای رژیم برای خامنه‌ای ضحاک از شنبه ۲۳ اسفند تا ۱۹ فروردین ۱۴۰۵

روز جهانی زن

خانم مریم رجوی: روز جهانی زن، امسال روز زنان و جوانان شجاع ایران است. آنها در ماه دی یک قیام بزرگ برپا کردند و با تقدیم هزاران شهید بهای آزادی را پرداختند.

فعالیت‌های مقاومت

تظاهرات ایرانیان آزاده در مقابل کنگره آمریکا در واشنگتن و در پاریس

خانم مریم رجوی: مسیر و جهت تحولات ایران در یک جمله از این قرار است: نه بازگشت به گذشته، نه درجا زدن در وضعیت حال، بلکه جهش به آینده آزاد و دموکراتیک و پیشرفته

تظاهرات ایرانیان آزاده در اسلو و استکهلم

نهمین روز جنگ

انفجارهای شدید در پی حمله هوایی به چند انبار نفت در تهران و کرج

حمله رژیم ایران به فرودگاه کویت و کارخانه آب‌شیرین‌کن بحرین

سنتکام: نیروهای نظامی ایران از مناطق پرجمعیت شهری موشک و پهپاد شلیک می‌کنند.

دبیرکل اتحادیه عرب حملات «بی‌محابای» ایران به همسایگان را محکوم کرد.

خسارت‌های ایران در دومین هفته جنگ؛ ادامه آتش‌سوزی مخازن سوخت تهران

 

خسارت‌های ایران در دومین هفته جنگ؛ ادامه آتش‌سوزی مخازن سوخت تهران

نیویورک تایمز: مقام‌های «پنتاگون» این هفته به کنگره آمریکا گزارش دادند که هفته نخست جنگ حدود 6 میلیارد دلار هزینه داشته است

جنگ میان ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، یکشنبه 17 اسفند وارد دومین هفته خود شد؛ در حالی که نگرانی‌ها از طولانی شدن آن برای چند هفته دیگر همچنان وجود دارد.

تصاویر منتشر شده از تهران، نشان می‌دهد مخازن سوخت تهران که شب گذشته هدف حملات اسرائیل قرار گرفت، امروز و با روشن شدن هوا همچنان در آتش می‌سوزد.

در حالی که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا تأکید کرده برنامه جنگ طبق جدول زمانی خود پیش می‌رود، واشینگتن اخیراً از شرکت‌های تسلیحاتی خواسته، سرعت تولیدات نظامی خود را افزایش دهند.

این در حالی است که حجم خسارات بدون شک؛ به‌ویژه در ایران، رو به افزایش است. فرماندهی مرکزی آمریکا «سنتکام» تأیید کرد که از 28 فوریه گذشته بیش از 3000 هدف را مورد حمله قرار داده است.

43 کشتی ایرانی

سنتکام همچنین توضیح داد که حملات آمریکا و اسرائیل 43 کشتی ایرانی را منهدم کرده است

این فرماندهی اشاره کرد که عملیات «خشم حماسی»، مراکز فرماندهی و کنترل در ایران، مواضع سپاه پاسداران، مقر نیروی هوافضای سپاه، سامانه‌های یکپارچه پدافند هوایی، پایگاه‌های موشک‌های بالستیک، همچنین توانمندی‌های ارتباطات نظامی و نیز کشتی‌ها و زیردریایی‌ها را هدف قرار داده است.

عملیات مشترک اسرائیلی ـ آمریکایی همچنین توانست علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، علاوه بر ده‌ها نفر از فرماندهان سیاسی و نظامی، از جمله عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع، و عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح را در روز نخست به قتل برساند.

این عملیات همچنین به کشته شدن محمد پاکپور، فرمانده سپاه پاسداران، علی شمخانی، مشاور رهبر ایران، و مجید ابن‌الرضا، وزیر دفاع جدید که به‌عنوان جانشین نصیرزاده منصوب شده بود، منجر شد.

افزون بر همه این موارد، ایران در پی شلیک موشک‌ها و پهپادها به سوی اسرائیل و چندین کشور خلیجی همچنان متحمل خسارت‌هایی به ارزش میلیون‌ها دلار شده و می‌شود.

2700 موشک و پهپاد

برآوردهای اولیه نشان می‌دهد که تهران نزدیک به 2700 موشک و پهپاد شلیک کرده است.

بیشتر این پهپادها از نوع «شاهد-136» هستند که نسبتاً کم‌هزینه بوده و قیمت آن‌ها بین 20 هزار تا 50 هزار دلار برآورد می‌شود.

موشک‌های بالستیک بسته به نوع آنها، از چند صد هزار دلار تا چند میلیون دلار برای هر موشک قیمت دارند.

این در حالی است که هنوز میزان دقیق خسارت‌های مادی در داخل ایران و هزینه بازسازی، در پی آسیب دیدن تأسیسات متعدد، به طور دقیق مشخص نشده است.

«6 میلیارد دلار»

در مقابل، خسارت‌های آمریکا حدود 6 میلیارد دلار برآورد شده است. به گزارش «نیویورک تایمز» مقام‌های «پنتاگون» این هفته به کنگره آمریکا گزارش دادند که هفته نخست جنگ حدود 6 میلیارد دلار هزینه داشته است. همچنین جمهوری‌خواهان انتظار دارند دولت آمریکا برای ادامه جنگ درخواست تأمین بودجه بیشتری از کنگره ارائه کند.

در همین حال، مؤسسه «سی‌اس‌آی‌اس» هزینه صد ساعت نخست عملیات را 3.7 میلیارد دلار معادل 891.4میلیون دلار در روز برآورد کرده است.

این مؤسسه همچنین اشاره کرد که بخشی از این هزینه‌ها پیش‌تر در بودجه آمریکا لحاظ شده، اما بیشتر آن‌ها (3.5 میلیارد دلار) هنوز تأمین مالی نشده است.

این مؤسسه برآورد کرد که در روزهای آینده احتمال دارد روند به سمت استفاده از مهمات کم‌هزینه‌تر تغییر کند و هم‌زمان با کاهش چشمگیر در میزان شلیک پهپادها و موشک‌ها از سوی ایران، برای کاهش هزینه‌ها نیز همراه باشد.

https://farsi.alarabiya.net/iran/2026/03/08/%العربیه فارسی

گزارش خبرگزاری فرانسه: «تهران زیر تیربار سپاه؛ وحشت رژیم از انفجار خشم مردم پس از مرگ خامنه‌ای»

 

گزارش خبرگزاری فرانسه: «تهران زیر تیربار سپاه؛ وحشت رژیم از انفجار خشم مردم پس از مرگ خامنه‌ای»

حملات هوایی و موشکی به تهران
حملات هوایی و موشکی به تهران

گزارش رسانه‌های بین‌المللی از تبدیل پایتخت به «شهر ارواح» و استقرار تیربارهای سنگین سپاه برای مهار قیام

به‌دنبال مرگ ولی‌فقیه رژیم و تشدید حملات هوایی، پایتخت ایران به صحنه استقرار گسترده مزدوران مسلح و ایست‌های بازرسی سپاه پاسداران تبدیل شده است. گزارش رسانه‌های فرانسوی حاکی از فرار میلیون‌ها نفر از تهران و حاکم شدن فضای رعب و وحشت توسط نیروهای سرکوبگر است؛ رژیمی که در آستانه سقوط، با قطع اینترنت و تفتیش عقاید در خیابان‌ها، سعی در پنهان کردن شادی مردم و جلوگیری از خیزش نهایی دارد.

کانال یک تلویزیون فرانسه در اخبار شامگاهی جمعه خود گزارش داد: در این شرایط (در ایران)، می‌توان تصور کرد که زندگی غیرممکن شده است؛ حتی بیرون رفتن برای خرید غذا هم یک چالش است.

خبرنگار فرانس۲۴ در گزارش خود از تهران گفت: حملات هوایی که روزبه‌روز شدیدتر می‌شوند، زندگی تهرانی‌ها را کاملاً مختل کرده است. بسیاری قبلاً رفته‌اند؛ فکر می‌کنم بین ۳ تا ۴ میلیون تهرانی از جمعیت ۸ تا ۹ میلیونی، پایتخت را ترک کرده‌اند تا به روستاها، کناره دریای خزر یا شهرهای کوچک در شهرستانها که هدف قرار نگرفته‌اند، پناه ببرند. مغازه‌ها بسته هستند، هیچ عبور و مرور خودرویی وجود ندارد، مگر فروشگاههای مواد غذایی یا نانوایی‌ها که باز مانده‌اند. بنابراین ترافیکی نیست. علاوه بر این، ایست‌های بازرسی با افراد مسلح وجود دارد که خودروهای نادر رانندگانی را که در تهران مانده‌اند، بازرسی می‌کنند. گاهی مدارک شناسایی می‌خواهند، گاهی دیگر می‌خواهند صندوق عقب خودرو باز شود، اما تنش شدیدی در شهر حاکم است که اکنون به شهر ارواح تبدیل شده است.

خبرگزاری فرانسه در گزارشی با عنوان: مقام‌های رژیم ایران هم‌زمان با تداوم جنگ، کنترل را تشدید می‌کنند نوشت: مقام‌های رژیم ایران با پر کردن خیابان‌ها از ایست‌های بازرسی و نیروهای امنیتی، چنگ خود را بر جمعیت تنگ‌تر کرده‌اند. شادی‌ها بابت مرگ خامنه‌ای به‌سرعت سرکوب شد. از آن زمان، ایرانیان خود را میان بمبها و دولتشان گرفتار دیده‌اند؛ چرا که مقامات نیروهای امنیتی سنگینی را مستقر کرده و با قطع اینترنت، مردم را از دنیای خارج جدا کرده‌اند.

یک ساکن ۳۰ ساله تهران گفت: «سپاه پاسداران، تقریباً تمام خیابانهای اصلی را با پرسنل مسلح و تیربارهای سنگین بسته است تا مردم را بترساند. ترافیکی در شهر نیست، مگر ترافیکی که سپاه با ایستگاههای بازرسی موقت خود در هر گوشه ایجاد کرده است.

یک ساکن دیگر تهران گفت: که از زمان مرگ خامنه‌ای، نیروهای لباس‌شخصی «به وفور در خیابان‌ها هستند و همه مسلح‌اند، آنها مکانهایی را که متعلق به مردم بود، تصرف کرده‌اند. یک مهندس ساکن تهران نیز گفت: نیروهای امنیتی در خیابان‌ها پرسه می‌زنند، ایجاد ترس و وحشت می‌کنند، تلفنهای همراه مردم را چک و تفتیش می‌کنند و مزاحم مردم می‌شوند.


۱۴۰۴ اسفند ۱۶, شنبه

گزیده گزارشات و مقالات-روز جهانی زن -ایران در آستانه تحولی بنیادین- دولت موقت، جبهه همبستگی - بنیانهای یک ایران آزاد- هندسه‌ٔ ایستادگی - بیان نامه‌یی که با خون امضا شد- علی خامنه‌ای که بود؟

 گزیده گزارشات و مقالات-روز جهانی زن -ایران در آستانه تحولی بنیادین- دولت موقت، جبهه همبستگی - بنیانهای یک ایران آزاد- هندسه‌ٔ ایستادگی - بیان نامه‌یی که با خون امضا شد- علی خامنه‌ای که بود؟

  • خامنه‌ای که بود؟
  • علی خامنه‌ای که بود؟

    علی خامنه‌ای، دومین ولی‌فقیه نظام ولایت فقیه، از یک طلبه‌ٔ ساده‌ٔ مشهدی به دیکتاتور مطلق ولایت فقیه تبدیل شد ...

گزیده مجاهد

۱۳اسفند ۱۳۶۰ ـ شهادت محمد مصباح و رقیه مسیح خانواده مصباح؛ چلچراغی فراراه آزادی

 

۱۳اسفند ۱۳۶۰ ـ شهادت محمد مصباح و رقیه مسیح

خانواده مصباح؛ چلچراغی فراراه آزادی

خانواده کبیر مصباح
خانواده کبیر مصباح

در کهکشان شهیدان به‌ ستارگانی می‌رسیم که با گذشت زمان نه تنها خاموش و فراموش نمی‌شوند که با فروغ‌شان جهانی را روشن می‌کنند.

بسیاری از مادران با همه عواطف پاک و درخشان مادری، فرزندان عزیز و دلبند‌شان را بوسیدند و در مسیر رهایی همه فرزندان میهن، خانه و کاشانه را ترک کردند، بسیاری از دختران و پسران دانش‌آموز از پشت میز و نیمکت‌های مدرسه به اتاق‌های شکنجه رفتند و با عشقی سوزان به آزادی طناب‌های دار را بوسیدند و چه بسیار پدر‌هایی که در همین مسیر عزیزان‌شان را ترک کرده و در شکنجه‌گاه‌ها و میدان‌های تیر تعریف جدیدی از مسئولیت و ظرفیت بی‌همتای انسانی نقش کردند.

در این میان به شهیدانی می‌رسیم که پدر و مادر و همه اعضای خانواده در پیکار با هیولای حاکم، رستگار و سربه‌دار شدند. خانواده مصباح یکی از همین نمونه‌ها است.

سیزدهم اسفند ۱۳۶۰ مجاهدان قهرمان محمد مصباح و رقیه مسیح، پدر و مادر خانواده کبیر مصباح، به‌دنبال شهادت ۴فرزند خود، پس از مقاومتی قهرمانانه در برابر تهاجم پاسداران خمینی به‌ شهادت رسیدند.

خانواده والامقام مصباح با تقدیم ۸شهید سرفراز مشعلی فروزان در مسیر آزادی میهن برافروخت.

 

مجاهد شهید سید محمد مصباح در سال ۱۳۱۲ در شهرستان یزد و در خانواده‌ای محروم و زحمتکش به‌دنیا آمد.

او که از کودکی ناگزیر بود برای تأمین مخارج خانواده به کارگری و کار بافندگی بپردازد بالاخره با تحمل مشکلات فراوان و با پشتکار و جدیت موفق شد دوران ابتدایی را به پایان برساند.

۲۰ساله بود که به تهران آمد و تا مدت‌ها با کارگری و شاگردی گذراند و شاهد انواع تبعیض و بی‌عدالتی در نظام شاهی بود و چون نمی‌توانست در برابر تبعیضات و نابرابری‌های اجتماعی و فشارها و تحقیرهای ناشی از آن بر محرومان و ستم‌کشان ساکت بماند ـ در پی یافتن راهی برای پایان بخشیدن به نابرابریها ـ با سازمان مجاهدین آشنا شد.

وی در سازمان ابتدا در بخش مربوط به بازار به انجام فعالیت‌های انقلابی مشغول گردید و برای مدتی نیز به‌طور مستقیم از آموزش‌های شهید بنیانگذار، مجاهد کبیر محمد حنیف‌نژاد بهره‌های فراوان برد.

پس از ضربه ۵۰ او نیز به همراه بسیاری دیگر از برادران مجاهدش دستگیر شد و تحت شکنجه‌های وحشیانه مزدوران شاه خائن قرار گرفت. در همین حال سرپرستی ۶فرزند خردسالش که بزرگ‌ترین آنها ۱۱ساله بود به‌عهده همسر مقاوم و صبورش(مجاهد شهید رقیه مسیح) قرار گرفت. همسری که در دوران اسارت محمد، در تنگدستی، با رویی باز و گشاده که از عمق آگاهی او نسبت به راه پرافتخار همسر مجاهدش برمی‌خاست همه شدائد و سختی‌ها را تحمل کرد.

مجاهد شهید محمد مصباح بلافاصله پس از آزادی از زندان در سال ۵۳، با برادران مجاهد خود ارتباط برقرار نمود. اما مدتی بعد مجدداً توسط مزدوران شاه خائن دستگیر شد و ۲سال و نیم دیگر را در زندان به‌سر برد. این بار نیز پس از آزادی از زندان مجدداً ضمن برقراری ارتباط با سازمان به فعالیت انقلابی خود در صفوف مجاهدین خلق ادامه داد. پس از سقوط رژیم شاه و آغاز دوران جدید فعالیت سازمان مجاهدین خلق، مسئولیت‌ها و فعالیت‌های مجاهد شهید محمد مصباح نیز ابعاد وسیع‌تر و گسترده‌تری یافت. در این زمان بخشی از فعالیت‌های او در ارتباط با شهرستان یزد بود. شهری که در زیر حاکمیت یکی از مهم‌ترین مهره‌های مزدور خمینی ـ آخوند صدوقی ـ و اعوان و انصارش قرار داشت و به همین جهت افشای چهره کثیف ارتجاع و پاره کردن پرده‌های ضخیم عوام‌فریبی و ریاکاری در آنجا، پشتکار و پایداری و خلاقیت زیادی طلب می‌کرد. مجاهد شهید محمد مصباح و دیگر همرزمانش در آن شهر، بار این مسئولیت سنگین را به‌خوبی به‌ دوش کشیدند و از جمله در دوران انتخابات مجلس شورا، برادر مجاهد محمد مصباح که کاندیدای سازمان در آن شهر بود توانست در پرتو موضع‌گیری‌های انقلابی و هوشیارانه سازمان و با کار و فعالیت شبانه‌روزی چهره ارتجاع را هر چه بیشتر افشا نموده و در کنار آن اقشار وسیع مردم را با اهداف و آرمان‌های انقلابی و توحیدی فرزندان مجاهدشان آشنا سازد. تا جایی که به‌رغم تقلبات وسیع و گسترده مرتجعین، توانست تعداد زیادی از آرا را به خود اختصاص دهد.

پس از پایان انتخابات مجلس، مجاهد شهید محمد مصباح به تهران آمد و در بخش اصناف و بازار سازمان به فعالیت‌های خود ادامه داد. در اینجا نیز او دائماًً در معرض فشارها و تهدیدات کمیته ضدخلقی خمینی در بازار تهران قرار داشت، به‌طوری‌که از فروردین ۶۰ به زندگی مخفی روی آورد.

پس از ۳۰خرداد و با آغاز نبرد قهرآمیز مجاهدین بر علیه رژیم ضدبشری خمینی، مجاهد شهید محمد مصباح دوشادوش فرزندان و برادران مجاهدش در پایگاه‌های مقاومت انقلابی مسئولیت‌هایش را عهده‌دار گردید.

در تابستان ۶۰ که دیو جماران تنوره می‌کشید و میدان‌های تیرباران صحنه درخشش دلاوران مجاهد خلق بود ۴تن از فرزندان محمد و رقیه مصباح به نام‌های مجاهدین شهید عزت، اصغر و محمود و فاطمه در منتهای صلابت و مظلومیت به خاک افتادند. فاطمه دختر کوچک محمد فقط ۱۳سال داشت که در ۲۵شهریور ۶۰ به‌ شهادت رسیدند.

سرانجام روز ۱۳اسفندماه ۶۰، پایگاهی که محمد مصباح و همسر قهرمانش رقیه مسیح و سایر همرزمانش در آن مستقر بودند، مورد یورش مزدوران مسلح خمینی قرار گرفت و همه مجاهدان مستقر در پایگاه پس از نبردی قهرمانانه با پاسداران خمینی به‌ شهادت رسیدند.


۱۱اسفند ۱۳۵۰ شهادت مسعود احمدزاده و دیگر یاران فدایی‌اش ما جان خود را بر سر ایمان گذاشته‌ایم

 

۱۱اسفند ۱۳۵۰ شهادت مسعود احمدزاده و دیگر یاران فدایی‌اش

ما جان خود را بر سر ایمان گذاشته‌ایم

به‌یاد مسعود احمدزاده و دیگر یاران فدایی‌اش
به‌یاد مسعود احمدزاده و دیگر یاران فدایی‌اش

۱۱اسفند ۱۳۵۰ برگی از تقویم خونین و در عین‌حال شکوهمند و درخشان مردم آزادی‌خواه ایران در مبارزه پیشتازانش علیه استبداد سلطنتی است. در این روز مسعود احمدزاده، از بنیانگذاران سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران به‌همراه ۵تن از اعضای فداییان به‌نام‌های مجید احمدزاده، حمید توکلی، غلامرضا گلوی، عباس مفتاحی و اسدالله مفتاحی در برابر جوخه‌ٔ تیرباران قرار گرفتند. یک روز بعد فداییان قهرمان بهمن آژنگ، عبدالکریم حاجیان سه‌پله، سعید آریان و مهدی سؤالونی به یاران شهیدشان پیوستند. جرم این قهرمانان این بود که تا به آخر بر عهدشان استوار مانده و در بیدادگاه نظامی شاه، با سر بلند و سینه‌ٔ افراشته از مبارزه‌ٔ مسلحانه دفاع نموده و علیه دیکتاتوری افشاگری کرده بودند.

 

ستارگان بن‌بست‌شکن

مسعود احمدزاده به‌همراه امیرپرویز پویان گروه احمدی‌زاده ـ پویان را بنیان نهاد. این گروه از هسته‌های اصلی تشکیل‌دهندهٔ سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران است.

در سال‌های پس از به بن‌بست رسیدن مبارزات پارلمانتاریستی در ایران،‌ دیکتاتوری شاه هر صدای مخالف را در گلو خفه کرده بود. این اختناق سیاه را زنده‌یاد احمد شاملو در شعر «شبانه»ی خود به‌خوبی توصیف کرده است:

راه نیست

شب نیست

ماه نیست

 

نه روز و

نه آفتاب،

ما

بیرون زمان

ایستاده‌ایم

با دشنه‌ٔ تلخی

در گرده‌هایمان.

 

هیچ‌کس

با هیچ‌کس

سخن نمی‌گوید

که خاموشی

به هزار زبان

در سخن است.

 

در مردگان خویش

نظر می‌بندیم

با طرح خنده‌ای،

و نوبت خود را انتظار می‌کشیم

بی‌هیچ

خنده‌ای!

 

آنجا که کسی را یارای سخن گفتن با کس نبود و خاموشی اختناق با هزار زبان در سخن بود،‌ شیرآهن‌کوه مردان و زنانی می‌بایست تا شب‌آباد بی‌در و ماه و بی‌ستاره و آفتاب را در هم بشکنند. مسعود احمدزاده مانند دیگر پیشتازان مبارزه مسلحانه در چنین شرایطی به وظیفه بزرگ قیام کرد. او با عبور از تئوری‌های جزم‌گرا و قالبی که در بهترین صورت بی‌عملی و دست روی دست گذاشتن و انتظار برای شکوفایی شرایط را تجویز می‌کردند، دست به خلاقیت زد و با تدوین کتاب «مبارزه مسلحانه هم استراتژی، هم تاکتیک» طرحی نو افکند.

 

یک خاطره‌ٔ جذاب 

در آن سالیان، پیشتازان جنبش مسلحانه، سازمان مجاهدین و سازمان چریک‌های فدایی خلق، بی‌آن‌که از شکل‌گیری هم باخبر باشند، در کار شکستن بن‌بست مبارزاتی بودند. مسعود رجوی در سلسله آموزش‌های استراتژی قیام و سرنگونی (۱۰) نوشته است:

«از سال ۴۲ و ۴۳ در کانون نشر حقایق اسلامی (که آقای محمدتقی شریعتی، پدر دکتر علی شریعتی، آن را اداره می‌کرد)، با شهدای بزرگ فدایی، مسعود احمدزاده و امیرپرویز پویان آشنا شده بودم و تقریباً هم‌دوره بودیم. پویان در دبیرستان فیوضات تحصیل می‌کرد که دیوار به دیوار دبیرستان ما (دبیرستان شاهرضا) بود. بعدها مسعود احمدزاده و پویان قهرمانان خلق و پرچمداران پیشتاز سازمان چریک‌های فدایی شدند.

دوستی ما تا اواخر سال ۱۳۴۸ در زمان دانشجویی در دانشگاه تهران ادامه پیدا کرد. ساعت‌ها قدم می‌زدیم و بحث و گفتگو می‌کردیم و گاهی هم بحث را در چایخانه دانشکده علوم ادامه می‌دادیم. فدایی بزرگ مسعود احمدزاده دانشجوی ریاضی در دانشکده علوم بود. بعد از سال ۴۸ دیگر یکدیگر را ندیدیم. به‌نظرم اشتغالات طرفین در سازمان‌هایشان فرصتی برای این کار باقی نمی‌گذاشت. آخرین بار مسعود احمدزاده را در اواخر سال ۱۳۵۰ در مینی‌بوسی دیدم که مشترکاً ما و او را از سلول‌های اوین با دست‌های بسته به دادرسی ارتش برای محاکمه می‌برد. دیدم که هم‌چنان فکور و سرفراز در ردیف اول نشسته و در محاصره مأموران ساواک فقط می‌توانستیم با نگاه و تکان دادن سر با هم صحبت کنیم...».

 

محاکمه‌ٔ محاکمه‌کنندگان 

مسعود احمدزاده پس از حماسه‌ٔ سیاهکل دستگیر و به زیر شکنجه برده شد. دفاع قهرمانانه‌ٔ او و دیگر رفقای فدایی‌اش در بیدادگاه شاه،‌ صحنه‌ٔ محاکمه را عوض کرد. گویی این او و یارانش بودند که نظام سلطنتی را به محاکمه کشیده بودند.

 

ضامن ایمان ما خون ماست 

در سالروز شهادت این قهرمانان، ۲فراز از نوشته‌های فدایی بزرگ، مسعود احمدزاده، در کتاب «مبارزه مسلحانه هم استراتژی، هم تاکتیک»‌ را حسن‌ختام این یادنامه قرار می‌دهیم:

«ما به خلق خود و فرزندان پیش‌آهنگش ایمان داریم و ضامن این ایمان ما خون ما است. ما با پوست و گوشت خود نیاز به حمایت خلق را احساس می‌کنیم و می‌دانیم بدون چنین حمایتی، نابودی ما و نابودی راه حتمی است. ما جان خود را بر سر ایمان گذاشته‌ایم. در مرحله پایه‌گذاری و سنت‌گذاری مبارزه مسلحانه، دادن قربانی‌هایی چنین گزاف اجتناب‌ناپذیر است. قربانی‌هایی که ما داده‌ایم، شهدای ما که دلیرانه تا پای مرگ در برابر دشمن مقاومت کرده‌اند، اسرای ما که قهرمانانه در برابر شکنجه‌های قرون‌وسطایی دژخیمان شاه مقاومت می‌ورزند، قطعاً باعث خواهند شد که نهال انقلاب ایران شکوفا گردد که فرزندان خلق به‌پاخیزند و آنگاه جنگ توده‌ای دیر یا زود آغاز گردد... بگذار تسلیم‌طلبان هر چه می‌خواهند رجزخوانی کنند. وظیفه‌ٔ هر محفل و گروه انقلابی است که با هر امکانی که دارد و به هر شکلی که می‌تواند مبارزه مسلحانه را آغاز کند و ضربات خود را بر دشمن فرود آورد. تجربه نشان داده است که راهی نیست جز مبارزه مسلحانه و تجربه نشان داده است که خلق از این مبارزه حمایت خواهد کرد».