خبرهاوتحولات مهم روز ایران ،منطقه وجهان از سایت العربیه فارسی

خاورميانه

بين الملل

بين الملل

ورزش

خاورميانه
خبرهاوتحولات مهم روز ایران ،منطقه وجهان از سایت العربیه فارسی





سخنرانی آقای ابراهیم مازندرانی در اجلاس شورای ملی مقاومت بعد از تظاهرات پیروزمند ۳۰ خرداد۱۴۰۵ یا ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ در پاریس
ابراهیم مازندرانی مسئول کمسیون اصناف شورای ملی مقاومت ایران
خواهران و برادران، دوستان و یاران مقاومت،
پیش از هر چیز،
برگزاری باشکوه کهکشان ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ را به رهبر
مقاومت، برادر مسعود رجوی، به رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران، خانم
مریم رجوی، و به خلق قهرمان ایران تبریک میگویم.
شما با وفا و پرداخت بها، از شر کثیر خیر عظیم درو کردید
سناریو و طرح مشترک بقایای شیخ و شاه و اصحاب مماشات را برملا
و به خود آنها برگرداندید
آری
کهکشان ۲۰ ژوئن تنها یک گردهمایی سیاسی نبود؛ نمایش
قدرت یک مقاومت سازمانیافته و اثبات این حقیقت بود که آرمان آزادی ایران نه خاموش
شده و نه به حاشیه رانده شده است.
اهمیت این رویداد
تنها در حضور دهها هزار ایرانی آزاده با همه بهانه ها وممنوع کردن ها وبگیر وبه بندها نبود. اهمیت آن علیرغم سانسور قرن ومماشات در
انعکاسی بود که در سطح بینالمللی یافت. خبرگزاری فرانسه (AFP)،
رسانهها و ناظران سیاسی ناگزیر شدند این حضور و این پیام را منعکس کنند. این خود
نشان میدهد که مسئله ایران و مقاومت سازمانیافته آن، همچنان در کانون توجه افکار
عمومی جهان قرار دارد.
دیروز شارل میشل،
رئیس پیشین شورای اروپا، بوریس جانسون نخستوزیر پیشین انگلستان، دومینیک آتیاس
رئیس پیشین کانون وکلای اروپا و فرانسه و شماری از وزرا، نمایندگان پارلمانها،
سناتورها و شخصیتهای سیاسی و حقوقی، در سخنان خود بر حق مردم ایران برای آزادی،
دموکراسی و حاکمیت مردم تأکید کردند. وبه عالی ترین بیان سیاست مماشات آغشته به
نفت را محکوم کردند.
دوستان عزیز،
این حضور گسترده مردمی
در این گرما واین ممانعت های غیر قانونی و این حمایت بینالمللی، نه محصول
تبلیغات، بلکه نتیجه۶دهه ایستادگی، فداکاری و پرداخت بهایی است که مقاومت ایران و اشرفنشانها پرداختهاند.
از بنیانگذاران
کبیر سازمان تا شهیدان امروز، از زندانها و قتلعامها تا اشرف و اشرف ۳، این مقاومت با خون و رنج و پایداری ساخته شده است.
آنچه جهان در ۲۰ ژوئن دید، تنها یک اجتماع بزرگ نبود؛ ثمره
بیش از شصت سال مبارزه سازمانیافته برای آزادی بود به رهبری آقای مسعود رجوی
ورئیس جمهوری برگزیده مقاومت ایران .
در روزهایی که
سیاست مماشات بارها به مردم ایران خیانت کرده و بسیاری تلاش کردهاند میان مردم
ایران و مقاومت آنان فاصله ایجاد کنند، کهکشان ۲۰ ژوئن یا۳۰ خرداد ۱۴۰۵ بار دیگر نشان داد که آلترناتیو
دموکراتیک، سازمانیافته و دارای برنامه برای آینده ایران وجود دارد.
برنامهای که در
طرح ۱۰ مادهای خانم مریم رجوی متبلور شده است؛
برنامهای مبتنی بر حاکمیت مردم، جدایی دین و دولت، برابری زن و مرد، لغو مجازات
اعدام، خودمختاری اقوام در چارچوب وحدت ملی و احترام به حقوقبشر
.که دیروز شخصیت های برجسته بین المللی به
عالی ترین صورت ممکن به آن گواهی دادند
خواهران و
برادران،
امروز بیش از هر
زمان دیگری روشن است که بحران اصلی رژیم نه تحریمهاست، نه جنگ و نه اختلافات
خارجی.
بحران اصلی، وجود
مردمی است که آزادی میخواهند و مقاومتی است که پس از دههها سرکوب، همچنان
ایستاده و راهحل دموکراتیک خود را به جهان ارائه میکند.
آری اثبات شد که
نه جنگ ونه مماشات راه حل نیست راه حل دولت موقت وجمهوری دمکراتیک شورای ملی
مقاومت است
زنده باد آزادی
زنده باد مقاومت سازمانیافته مردم ایران
اجلاس شورای ملی مقاومت ایران - تیر ۱۴۰۵

اجلاس شورای ملی مقاومت ایران
اجلاس شورای ملی مقاومت در روزهای جمعه و شنبه ۵ و ۶ تیر ۱۴۰۵ با حضور خانم مریم رجوی رئیسجمهور برگزیدهٔ شورا برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزار شد و در ساعت ۲۳ شنبهشب ۶ تیر پایان یافت.
جمعی از یاران شورا و نمایندگان جوامع ایرانی در کشورهای مختلف در نخستین روز اجلاس بهعنوان ناظر شرکت داشتند و شماری از آنها سخنانی ایراد کردند.
در آغاز اجلاس، سرود «ای ایران» (سرود رسمی شورا از سال ۱۳۶۱) اجرا شد و آنگاه خانم رجوی در سخنان افتتاحیه، با تبریک چهلوپنجمین سالگرد تأسیس شورا گفت:
امسال صدوبیستمین سالگرد انقلاب مشروطه است. درود میفرستیم به همهٔ آنها که با رزم و رنج و نثار جان، آن انقلاب بزرگ را به پیروزی رساندند. یاد ستارخان سردار ملی بهخیر که میگفت: «من برای آن جان در کف گرفتهام و با بدخواهان مُلک و ملت به مبارزه برخاستهام که مردم را از زنجیر استبداد خلاص کنم».
تأسیس شورای ملی مقاومت در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ در تهران، یعنی در سالگرد قیام ملی ۳۰ تیر در حمایت از مصدق بزرگ، ادامهٔ تکاملی جنبشهای آزادیخواهانه مردم ایران از مشروطه به اینسو است.
مبارزات شورا و مسئول آن در دفاع از مرزهای جنبش در برابر شاه و شیخ دستاورد بزرگ مردم ایران است. برنامه شورا که در سال ۱۳۶۰ منتشر شد و طرحهای آنکه مبانی یک جمهوری دموکراتیک را بیان میکنند از مهمترین اسناد انقلاب دموکراتیک مردم ایران است.
خانم رجوی افزود: حالا که دفتر تاریخ ایران در حال ورق خوردن است. لحظهای به این ۱۲۰ سال گذشته نگاه کنیم. دیکتاتوری ۵۷ سالهٔ رضاشاه و پسرش با ۳ بار کودتا و دخالت قدرتهای خارجی و با سرکوب آزادیها و بیعدالتی ادامه پیدا کرد تا با انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران سرنگون شد.
سلطنت مطلقهٔ خمینی و خامنهای هم که با سرقت رهبری انقلاب ۵۷ و انحصارطلبی و سرکوب خونبار بهار آزادی، قدرت را قبضه کرد، ۴۸ سال بهضرب اعدام و قتلعام و جنگافروزی ادامه یافت ولی امروز در مقابله با مردم و مقاومت ایران و زیر آوار شکستهای بزرگ در حال خرد شدن است.
در این ۱۲۰ سال پرچمداران و سمبلها و رهروان راه آزادی در برابر سرکوب و قتلعام یا شیطانسازی، میجنگند و پایداری میکنند. برپایی جایگزین دموکراتیک شورای ملی مقاومت پایدارترین ائتلاف سیاسی تاریخ ایران دستاورد بزرگ همین مسیر است. اعلام دولت موقت با سابقه ۴۵ ساله و شعار صلح و آزادی، به این معناست که مردم ایران از شایستگی و قدرتی برخوردار شدهاند که میتوانند بعد از سرنگونی رژیم قدرت را بهصورت دموکراتیک وصلح آمیز به منتخبان واقعی خود بسپارند.
خانم رجوی خاطرنشان کرد: همچنانکه پیش از این نیز بارها اعلام کردهایم ما از توقف جنگ و پایان مصیبتهای مردم ایران و هر گونه تفاهم و توافق و قرارداد صلح استقبال میکنیم و تأکید داریم که هر توافق بینالمللی برای پایان جنگ باید دربرگیرندهٔ توقف اعدام زندانیان سیاسی و توقف کشتار معترضان باشد. به آخوندها گفتهایم و میگوییم که از عقبنشینی و خوردن زهر توسط شما بسیار استقبال میکنیم. سرنگونی رژیم آخوندی و نیل به آزادی و جمهوری دموکراتیک برعهدهٔ خود ما و خلق ما و ارتش آزادیست.
خانم رجوی با اشاره به فشار و شانتاژ رژیم که ممنوعیت ناموجه تظاهرات ۳۰ خرداد در پاریس را در پی داشت و با قدردانی از هموطنان و دستاندکاران کارزار ایران آزاد که این توطئه را نقش برآب کردند گفت: اسناد رسمی پلیس فرانسه که به دادگاه ارائه شد تصریح میکند که تظاهرات در معرض خطر حمله بزرگ رژیم آخوندی است و از سوی ساواک بازماندگان شاه تهدید به بمبگذاری شده است. یعنی در برابر مقاومت مردم ایران و جایگزین دموکراتیک، بقایای دیکتاتوری شاه به خدمت بقایای شیخ درآمدهاند.
اما این رژیم هیچ راهی برای خروج از بنبست ندارد، نه از بحرانهای داخلی و سیاسی و اقتصادی و نه از دوراهی زهر آتشبس یا ادامهٔ جنگ مرگبار خارجی. عوارض مرگ خامنهای هم، هر چه زمان میگذرد، بارزتر و جنگ گرگها و بحران درونی رژیم شدیدتر میشود. آنهم در وضعیتی که فقر و تورم و گرانی و بیکاری، نارضایتی اجتماعی را بیش از پیش انفجاری کرده است. رژیم ولایت فقیه، بیش از هر زمان دیگر به سرنگونی توسط مردم و مقاومت ایران نزدیک است.
اعضای شورا با تبریک کارزار ایران آزاد و گردهماییهای کهکشان مقاومت و شکست رژیم در جلوگیری از رساندن پیام تظاهرات ۳۰ خرداد، تأکید کردند امواج خروشان دهها هزار تن از هموطنان و حامیان مقاومت از زن و مرد و پیر و جوان که برای تظاهرات به پاریس آمده بودند، در میدان ووبان و در چندین نقطه دیگر شهر صدای مردم مظلوم ایران و رزمندگان آزادی و کانونهای شورشی را رساتر از همیشه طنینانداز کردند. آنها بهمثابه گردانهای نبرد و پایداری در برابر این رژیم به جهانیان نشان دادند که یگانه راه برقراری آزادی و دموکراسی در ایران همین جایگزین دموکراتیک و ارتش آزادی است و این حقیقت را به اثبات رساندند که اراده آزاد و داوطلبانه فرزندان میهن شکستناپذیر است و بقایای شیخ و شاه در برابر فرزاندان آزادیخواه و شورشگر ایرانزمین، زبون و محکوم به شکست هستند.
شورا بر این عقیده بود که کهکشان ایران آزاد امسال آزمون سیاسی و بینالمللی بزرگی بود که بار دیگر نشان داد چگونه شورای ملی مقاومت در مسیر ۴۵ سال پایداری، با وفاداری بیشکاف به مرزبندی و شعار اصولی نه شاه نه شیخ، در پرتلاطمترین دورههای تاریخ ایران، حضوری تعیینکننده داشته و در برابر انواع توطئهها ایستادگی کرده است. مقاومتی که در ۴۵ سال گذشته پیوسته بهای سنگین ایستادن در برابر دشمنی خونخوار همچون خمینی ضدبشر را پرداخت کرده است.
اجلاس در قسمت دیگری از مباحث خود از مواضع مسئولانه، اصولی و میهنپرستانه شورای ملی مقاومت و مسئول و رئیسجمهور آن در مورد جنگ و آتشبس تقدیر کرد، مواضعی که منافع ملی و استراتژیک را تحتالشعاع منافع تاکتیکی و کوتاهمدت و ملاحظات سیاسی قرار نداد.
اعضای شورا تأکید کردند که بیشک هدایت کشتی مقاومت در توفان حوادث متلاطم و آزمونهای گوناگون، مرهون نقش تعیینکننده مسئول شوراست که طی ۴۵ سال گذشته با درایت و استواری بر اصول، انسجام و اعتلای دیرپاترین ائتلاف سیاسی در طولانیترین و خونینترین و بغرنجترین مقاومت سازمانیافته تاریخ ایران را تضمین کرد. عملکرد و مواضع شجاعانه این مقاومت و درستی مواضع و تحلیلهای شورا آن را بهعنوان یکی از مهمترین سرمایههای مردم ایران در مبارزه برای سرنگونی نظام منحوس آخوندی و رسیدن به آزادی و حقوقبشر و عدالت باید قدر شناخت. طرحها و مصوبات شورا از افتخارات ماندگار این شورا و نشانههای روشن پیوند میان شرافت و سیاست در تجربه این مقاومت است.
شورا با درود به ۱۰ مجاهد سرموضع که در واقع اعضای همین شورا هستند و در ماههای اخیر سرفراز به پای چوبههای دار رفتند و با ستایش از حماسهآفرینی جوانان مجاهد و شورشگر در میدانهای رزم و در دل زندانها تأکید کرد تجربه مقاومت ایران در شرایط پرتلاطم و سرشار از شگفتی که سپهر سیاسی ایران را در یکسال اخیر فراگرفته بود نویدبخش آیندهای است که با پیکار پرشکوه زنان و مردان آزادیخواه ساخته خواهد شد. نسل شورش و انقلاب که نمودی از آن روز ۳۰ خرداد امسال در پاریس به صحنه آمد از پشتوانههای این آینده درخشان است.
طی سالیان، شورای ملی مقاومت بارها و بارها تأکید کرد جنگ و مماشات قادر به مهار سیاست بنیادگرایانه رژیم ایران نیست و تجربه نشان داد که مماشات سرانجام منجر به جنگ ویرانگر میشود. این حقیقت را جنبش انقلابی و قیامهای دیماه و جنگ اخیر ثابت کرد که هر گونه دخالت نظامی و خارجی و هر گونه جانشینسازی ارتجاعی استعماری و رباتیک، راه به جایی نمیبرد و کسب آزادی و مبارزه برای رهایی از استبداد دینی حق و وظیفه مردم ایران و زنان و مردان آزادیخواه و نیروهای پیشتاز و شورشی است.
اعضای شورا تأکید کردند معامله و پول دادن و نفس دادن و فرصت دادن به این رژیم قرونوسطایی در هرشکل و به هربهانه محکوم است و جز خسارت و زیان برای مردم ایران و برای منطقه و جهان حاصلی ندارد.
آنها افزودند آلترناتیو ارتجاعی استعماری و مجازی حول بچه شاه یک پروژه امنیتی است که وزارت اطلاعات رژیم و پارهای از دوائر امنیتی خارجی در آن شرکت داشتند، در عمل کاری جز سنگاندازی در مقابل قیام و مقاومت مردم ایران نکرد. این دار و دسته فاشیستی با راهاندازی باندهای جنایتکار و به صحنه آوردن آنها با آرم ساواک نیات شوم خود را به نمایش گذاشت. اما امروز بقایای این طرح استبدادی و وابستهگرایانه در همه ابعاد رسوا و بیآبرو شدهاند و روی دست سازندگان و طراحانش ماندهاند.
اجلاس دو روزه شورا وضعیت اقتصادی، اجتماعی در داخل میهن اسیر و شرایط معیشتی مردم بهویژه کارگران و زحمتکشان و بازنشستگان و معلمان و پرستاران و صاحبان درآمدهای ثابت را مورد بررسی قرار داد. آنان که تورم سه رقمی از جمله در گرانی فزاینده نان و دارو و دیگر نیازمندیهای اولیه زندگی را در سختترین شرایط تجربه میکنند.
اجلاس نتیجهگیری کرد هر چند رژیم با تشدید سرکوب و موج اعدامها و ایجاد جو رعب و وحشت تلاش میکند نارضایتیهای متراکم و بحران انقلابی را کنترل کند، اما از انفجار خشم مردم گریزی ندارد و زمان قطعیترین نبرد در جنگ اصلی بین مردم و مقاومت سازمانیافته با رژیم سفاک و درهمشکسته ولایت فقیه، هر چه نزدیکتر میشود.
آری، میدان، میدان کانونهای شورشی و ارتش آزادی و مردم بپاخاسته است. خامنهای ضحاک پس از قتلعام و کشتار دیماه میخواست اختناق مطلق را با بسیج همه نیروهایش حاکم کند، اما، کانونهای شورشی با عملیات قهرمانانه خود شعلههای آتش مقاومت را روشن و فروزان نگهداشتند. تهاجم ۲۵۰ رزمنده مجاهد این شورا به بیتالعنکبوت خامنهای ۵ روز قبل از جنگ ۴۰ روزه نشان داد تنها راه رهایی، همانا مقاومت سازمانیافته و مجاهدان و شورشگران برای آزادی هستند که حرف آخر را میزنند. همچنانکه مسئول شورا و فرمانده ارتش آزادی تأکید کرد: «اگر کسی گمان میکند میتواند انقلاب دموکراتیک نوین ایران را مانند انقلاب مشروطه و انقلاب ضدسلطنتی برباید و در لجه خون اندازد، سخت در اشتباه است، انقلابیون و شورشگران هوشیار و بیدارند. این گوی و این میدان».
دبیرخانهٔ شورای ملی مقاومت ایران
۷ تیر ۱۴۰۵

روز دوم کنفرانس ایران آزاد که ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ در مقر شورای ملی مقاومت در پاریس برگزار شد، روز بررسیِ همهجانبهی مبرمترین مسائل سیاسی و اجتماعی ایران توسط ۲۵ سخنران بود؛ موضوعاتی چون تظاهرات روز گذشته در پاریس که پلیس مانع برگزاری آن شد، جنگ و صلح، حقوق بشر، آثار قیام دیماه ۱۴۰۴ بر تحولات آتی ایران، جایگاه دولت موقت معرفیشده از جانب شورای ملی مقاومت ایران، نقش کانونهای شورشی در تحولات ایران، جایگاه آلترناتیو واقعی، تلاش برای تخریب فضای سیاسی ایران از طریق آلترناتیو فیک، بحران اقتصادی ایران و گسترش فقر و بررسی آیندهی ایران در چهارچوب برنامهی ۱۰ مادهایِ مریم رجوی.
نخستین سخنران روز دوم کنفرانس، خانم مریم رجوی بود. یادآوری قیام ۵۰۰ هزار نفریِ روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، زمینهی سخنان مریم رجوی با موضوعاتی گوناگون اما موازیِ هم بود. صورت مسألهی ایران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ چه بود؟ مریم رجوی پاسخ میدهد: «صورت مسأله، بودن یا نبودن، آزادی یا دیکتاتوری، مقاومت یا تسلیم بود. ما مقاومت را انتخاب کردیم. حرف مسعود این بود که: من برای آزادی مقاومت میکنم پس هستم.»
مریم رجوی بر همین زمینهی یادآوری تاریخی، به ستایش پایداری و مقاومت ستودنیِ تظاهرکنندگان روز قبل در پاریس میپردازد؛ به آنان که مشعل «میتوان و باید» را در خیابانهای پاریس تجسم عینی بخشیدند و طرح مماشات با ملایان را برهم زدند: «به دهها هزار ایرانی درود میفرستم که دیروز برای تظاهرات خود را به میدان وویان و حوالی آن در پاریس رساندند، اما تظاهراتشان با یک ممنوعیت ناموجه روبهرو شد. به آنها بهخصوص نسل جوانی که صدایشان را جهان شنید، درود درود درود! بقایای رژیم خواستند با زد و بند این صدا را خاموش کنند، اما صدای آنها، این مشروعترین صدای ایران، در قلب پاریس از همیشه خروشانتر شد».
نیروی تغییر در ایران چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟ آیا باید آزمونهای لازم برای کسب صلاحیت را گذرانده باشد؟ این ضروریات و شایستگیها چیستاند؟ پاسخ به پرسشها بخش مهم سخنرانی مریم رجوی است که در طی سالیان گذشته نیز بارها بر اهمیت آنها تأکید نموده است: «تمام مسأله این است که تغییر در ایران به نیروی تغییر نیاز دارد. نیرویی که بتواند زیر اختناق حداکثری مبارزه کند و نیرویی که دوشادوش قیام مردم، سپاه پاسداران را از سر راه مردم ایران کنار بزند. حالا به نسلی بنگرید که به صفوف کانون شورشی پیوسته است. به جوانان شورشگری نگاه کنید که در بیدادگاهها با سر بلند میگویند برای براندازی برخاستهاند.»
اهمیت بهرسمیت شناختن آلترناتیو اصیل ایرانی با پیشینهی مبارزات تاریخیاش برای پاسخ به «پتانسیل انفجاری جامعهی ایران»، محور دیگر سخنان مریم رجوی است: «همه عوامل اقتصادی اجتماعی و سیاسی که به قیام دیماه منجر شد، تشدید شده و پتانسیل انفجاری جامعه ایران بالا رفته است. پس این مقاومت و این آلترناتیو باید حمایت و بهرسمیت شناخته شود.»
بیشک چشمانداز آیندهی تحولات ایران از مسیر گذشتهیی میآید که زمینههای آن را نبرد میان آزادی و استبداد رقم زده است. در ۳ دههی گذشته، ایران شاهد ۶ قیام بزرگ نافیِ هرگونه دیکتاتوری بوده است. مریم رجوی آیندهی ایران را با اتکا به دادههای تاریخی و تجربهشده طی همین ۳ دههی گذشته توصیف میکند: «تاریخ به عقب و به حاکمیت دوباره بقایای استبداد شاه در ایران برنمیگردد. بهقول مردم ایران، این آب در هاون کوبیدن است!»
تصویرهای مشخص و دستیافتنی برای رسیدن به آیندهی آزاد و دموکراتیک در ایران، نشانیهایی دارند که مریم رجوی بهعنوان نتیجهگیریِ پایانیِ سخنان خود، بر راهنما بودن آنها تأکید میکند: «فرضیههایی مثل فروپاشیِ خودبهخودیِ یا سرنگونی از طریق هوا و جنگ خارجی و آلترناتیوسازی مجازی و رباتیک حول بازماندگان دیکتاتوری شاه، فقط در خدمت آخوندهای حاکم است. در نقطه مقابل، این حقیقت درخشید که تنها راهحل بحران کنونی، تغییر رژیم است و این تغییر با قیام مردم و مقاومت سازمانیافته آنها امکانپذیر است.»

خیابانهای مرکزی پاریس و محوطهٔ نزدیک به میدان ووبان، روز ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ (۲۰ ژوئن ۲۰۲۶) شاهد یکی از دراماتیکترین و در عینحال حماسیترین رویارویی سیاسی میان ایرانیان آزاده و حامیان مقاومت از یک سو، و اتحاد آشکار تهدیدهای تروریستی رژیم آخوندی و فاشیستهای سلطنتطلب از سوی دیگر بود.
این تظاهرات که توسط انجمنهای فرانسوی-ایرانی، از جمله کمیته حمایت از حقوقبشر در ایران و سازمانهای غیردولتی فرانسوی و بینالمللی در حمایت از مخالفان ایران برنامهریزی شده بود، بهرغم صدور حکم ممنوعیت ناگهانی و فضای شدید امنیتی، با حضور معترضانی برگزار شد که برای محکوم کردن سرکوب داخلی در ایران تجمع کرده بودند.
دادگاه اداری پاریس در بررسی شکایت وکلا نسبت به ممنوعیت تظاهرات، حکمی صادر کرد که ابعاد جدیدی از توطئه علیه اپوزیسیون سازمانیافته را برملا ساخت. دادگاه در حکم خود اعلام کرد که دستور اولیه ممنوعیت توسط پلیس، شامل «دلایل کلیشهای و عاری از هر گونه اطلاعات زمینهای» بوده است. با این حال، بر اساس گزارشهای اطلاعاتی رسمی که در اختیار دادگاه قرار گرفته، فاش شد که تظاهرات روز ۳۰ خرداد «در معرض خطر حمله بزرگ رژیم ایران یا سلطنتطلبان ایرانی قرار دارد».
بر اساس مفاد این حکم قضایی، بقایای رژیم شاه تشکیلات و سرویس امنیت داخلی به نام «ساواک» را بازسازی کردهاند که اکنون در اروپا فعال است. این گزارشهای اطلاعاتی نشان میدهند که این جریان تهدید کرده است در صورت صدور مجوز تظاهرات در ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ توسط مقامات اداری، اقدام به بمبگذاری در محل تظاهرات خواهد کرد. دادگاه اداری پاریس با استناد به همین خطرات تروریستی و تهدید بمبگذاری از سوی رژیم حاکم و شاهپرستان علیه تظاهرکنندگان، برگزاری تظاهرات را از نظر اجرایی منتفی اعلام کرد؛ تصمیمی که بلافاصله با درخواست استیناف از سوی وکلای مقاومت مواجه شد.
حکم دادگاه اداری به شواهد عینی از فعالیتهای خشونتآمیز این جریان اشاره کرده و مکتوب ساخته است که حضور ساواک پیش از این در جریان تظاهرات ۲۶ آوریل ۲۰۲۶ در لندن و همچنین ۱۰ مه همان سال در رگنسبورگ آلمان مشهود بوده است. در آن تجمعات، اعضای این جریان لباسها و بنرهایی با نماد ساواک (سازمان امنیت و اطلاعات رژیم پهلوی) را به نمایش گذاشتند.
علاوه بر این، در حکم دادگاه قید شده است که جریان شاهپرست از طریق یکی از اعضای فعال خود به نام «محمد صادقی آهنگر» – که بهخاطر مواضع تهدیدآمیزش، بهویژه نسبت به نیروهای امنیتی فرانسه و رئیسجمهور این کشور شناخته شده است – رسماً از هواداران خود خواسته بود تا مسیر راهپیمایی مسالمتآمیز ایرانیان را مسدود کنند. ناظران سیاسی تأکید میکنند که این مواضع و تهدیدهای مشترک، یک بار دیگر اثبات کرد که شاهپرستان بهعنوان همدست و آلت فعل دیکتاتوری دینی حاکم بر ایران علیه مردم و مقاومت عمل میکنند و باندهای فاشیستی آنها از هیچ جنایتی علیه مخالفان شاه و شیخ رویگردان نیستند.
با وجود این تهدیدات و ممنوعیتهای رسمی، هزاران تن از ایرانیان آزادیخواه و هواداران در مرکز پاریس دست به تجمع زدند. این اقدام شجاعانه با برخورد خشن و ضربوشتم شدید از سوی پلیس فرانسه مواجه شد.
گزارشهای دریافتی حاکی از آن است که در جریان این درگیریها، حداقل ۱۲ تن از شرکتکنندگان در اثر ضربات پلیس مجروح شدهاند. در میان مصدومان، حسن حبیبی که دست او در اثر ضربات مأموران شکسته، در بیمارستان بستری شده است.
همچنین، پلیس فرانسه اقدام به بازداشت بیش از ۵۰ تن از شرکتکنندگان در تظاهرات کرد. این رفتارهای سرکوبگرانه که به باور ناظران، اقدامی شرمآور برای کسب رضایت و باجدهی به رژیم آخوندی بود، با موجی از انزجار و اعتراض عمومی روبهرو شد. فشار افکار عمومی و انزجار جامعه مدنی باعث شد که تمامی بازداشتشدگان تا غروب روز شنبه آزاد شوند.
تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ و متعاقب آن گردهمایی جهانی ایران آزاد ۲۰۲۶ با شرکت شخصیتهای برجستهٔ بینالمللی، به یک نقطهعطف سیاسی تبدیل شد. حکم دادگاه اداری بار دیگر نشان داد که چگونه بقایای دیکتاتوری گذشته و حاکمان دیکتاتوری فعلی، در یک همپوشانی استراتژیک، منافع خود را در سرکوب و خفه کردن صدای آلترناتیو دموکراتیک ایران میبینند. با این حال، حضور پرشور ایرانیان در خیابانهای پاریس با وجود تهدید به بمبگذاری، ضربوشتم و بازداشت، نشان داد که اراده آزادیخواهی مردم ایران غیرقابلسرکوب است و این همدستیها نمیتواند مانع طنینانداز شدن خواست عمومی برای سرنگونی استبداد در ایران شود.

روز ۳۱ خرداد، دومین کنفرانس ایران آزاد بهمناسبت یادمان چندین رخداد موازیِ تحول تاریخیِ ۳۰ خرداد، در پاریس، در مقر شورای ملی مقاومت ایران برگزار شد. صفی از سخنرانان، پیشبینیِ زمان پایان کنفرانس را ناممکن میکند. آنچه فضای کنفرانس را نسبت به کنفرانس روز قبل متفاوت مینماید، بازتاب وقایع روز ۳۰ خرداد در برخی خیابانهای پاریس است؛ روزی که ایرانیان آزاده و اشرفنشانان در پایداری و سماجت برای اعتراض به منع تظاهرات توسط پلیس فرانسه، بهراستی سنگ تمام گذاشتند و بر سیمای ایرانزمین، افتخار و غرور مقاومت و ایستادگی نقش نمودند. در کنفرانس روز دوم تعدادی از مجروحین و فعالان اعتراضات و تظاهرات روز قبل حضور یافتند و مورد توجه و تحسین ناظران واقع شدند.
کنفرانس ایران آزاد در روز ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ را بهراستی باید همبستگی عواطف انسانی، تشریح موانع آزادی و نشانی راه حل ایران دانست.
وقتی دیکتاتوری راه حضور و بیان آزاد مردم را در میهن خودشان میبندد، عرصههای جهانی به پل ارتباط برای ابراز اعتراض و فریاد دادخواهی تبدیل میشوند. کنفرانس روز ۳۱ خرداد در پاریس در مقر شورای ملی مقاومت ایران، یکی از همین عرصههاست. عرصهیی که وجدانهای بیدار بشری برای شنیدن و انعکاس دادن صدای ایران حضور بههم رسانیدهاند.
در این کنفرانس، ویژگیهای شایستهی نیروی تغییر در ایران، بخش مهم سخنرانی مریم رجوی است که در طی سالیان گذشته نیز بارها بر اهمیت آن تأکید نموده: «تمام مسأله این است که تغییر در ایران به نیروی تغییر نیاز دارد. نیرویی که بتواند زیر اختناق حداکثری مبارزه کند و نیرویی که دوشادوش قیام مردم، سپاه پاسداران را از سر راه مردم ایران کنار بزند. حالا به نسلی بنگرید که به صفوف کانون شورشی پیوسته است. به جوانان شورشگری نگاه کنید که در بیدادگاهها با سر بلند میگویند برای براندازی برخاستهاند.»
ژنرال جیمز جونز و باب بلکمن بر همسویی و همراهیِ بقایای سلطنت پهلوی با دیکتاتوری آخوندی تأکید نمودند. جیمز جونز گفت: «سخنرانان نسبت به تظاهرات دیروز و مماشاتی که صورت گرفت و کاری که شبکه پهلوی انجام داد ابراز تأسف کردند. دیروز روشن شد که پهلوی نمیتواند یک گزینه باشد. دیروز شراکت رضا پهلوی با رژیم آخوندی روشن شد. حتی اشاره به ساواک هم خجالتآور است.
باب بلکمن نیز به عملکرد بازماندگان دیکتاتوری پهلوی برای منحرف نمودن مسیر قیامها در ایران پرداخت: «بعد از قیام سال ۱۴۰۱ یک پروپاگاندای بزرگ فیک برای بازگرداندن دیکتاتوری شاه از طریق پسر شاه، شروع شد. دموکراسی در ایران با کسانی تحقق نخواهد یافت که دنبال میراث سلطنت هستند. رضا پهلوی از دوران شاه و مأموران بدنام ساواک تقدیر کرده است.
ژنرال کیت کلاگ به توصیف «میراث یک مسیر» پرداخت که «معماران آینده»اش را روبهروی خود میبیند: «بسیاری از حاضرین در اینجا، معماران آیندهٔ روشنتر هستند. هنگامی که تاریخ نگاشته شود، شما بار دیگر صفحات درخشانی را در آن به خود اختصاص خواهید داد. بنیانهای آینده ایران در حال پیریزی است و به سمت یک آینده تاریخی رهسپار است. در حقیقت، این همان میراثی است که شما پایهگذاری کردهاید.»
لویی فری ضمن برشمردن نقض صریح حقوق بشر در منع تظاهرات روز ۳۰ خرداد و نیز نقض فاحش حقوق اولیهی بشر توسط دیکتاتوری ملایان، به ویژگیِ ایران آینده از منظر دیدگاه مریم رجوی پرداخت: «خانم رجوی، شما در برنامه ۱۰ مادهیی خود، به پدیدهی حقوق بشر بیش از هرکس دیگری بها دادهاید و این مسألهیی است که حتی دولت ما نیز باید آن را درک کند و آن هم مسأله پاسخگویی است و هیچکس نباید آن را فراموش کند.»
دکتر لیام فاکس و کاتلین دپورتر در مضمونی مشترک، باتوجه به جنگ و پایان آن، بر ویژگیِ نظام ملایان و راه درست نبرد با آن پرداختند: «اصلیترین واقعیت عمیق این است که صلح در منطقه و فراتر از آن صورت نخواهد گرفت تا وقتی که رژیم حاکم بر ایران در قدرت باقی بماند. رژیم ایران هیچوقت قابل اصلاح نیست. تغییر رژیم از روی آسمان بهوجود نمیآید. بلکه توسط مقاومت سازمانیافته ایران تعیین تکلیف میشود.»
«آنچه که دیروز در پاریس اتفاق افتاد، باورنکردنی است.» این عبارت کوتاه را آنلی یتنمکی در وصف منع تظاهرات روز ۳۰ خرداد بیان کرد و تأکید نمود: «ما از تاریخ آموختهایم که دیکتاتوریها سقوط میکنند و این اتفاق در ایران نیز رخ خواهد داد. من به ایران آزاد و برنامه ده مادهای اعتقاد دارم؛ این راهی برای یک ایران امن، آزاد و دموکراتیک است.»
مارگوت کسمن در سخنانی انگیزاننده، بر پایهییترین مشترکات انسانی برای داشتن حق آزادی و برابری و استقلال اندیشه تأکید نمود و این حقوق را شایستهی ایران آزاد فردا دانست: «بهعنوان یکی از ۳۰ اسقف، خاخام و روحانی، همراه با دهها تن دیگر از رهبران مذهبی با اعتقادات مختلف، بیانیهیی را علیه اعدامها در ایران و در حمایت از اقلیتهای مذهبی در ایران امضا کردیم. جدایی دین از دولت بسیار اهمیت دارد که در برنامه شورای ملی مقاومت گنجانده شده و مورد حمایت ماست. بحث بر سر انسانهاست: زنان، مردان و کودکان. بحث بر سر انسانها، بر سر امید و بر سر اعتقاد است.»
ژنرال تاد وولترز چکیدهی عواطف و تأثیرپذیریاش از مشاهدات و شنیدههایش در کنفرانس ایران آزاد و تاریخچهی مقاومت ایران را چنین خلاصه نمود: «یک تشکر شخصی دارم از همهی میهنپرستانی که در اشرف ۳ هستند. بهخاطر ایستادگی بیوقفهی شماست که این مقاومت تا دیرباز ادامه خواهد یافت.»
وقتی صدای ایران در ۲۰ ژوئن خاموش نشد بازتاب گردهمایی «ایران آزاد ۲۰۲۶» در پاریس و پیام آن برای آینده ایران
۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ یا ۳۰خرداد ۱۴۰۵ هم صدای مردم ومقاومت ایران بلند تر شنیده شد
در روز ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶، پاریس شاهد یکی از بحثبرانگیزترین رویدادهای سیاسی مرتبط با ایران بود.
با وجود محدودیتها و تلاشهایی که برای جلوگیری از برگزاری تجمع صورت گرفت، صدای معترضان ایرانی و حامیان بینالمللی آزادی مردم ایران خاموش نشد.
خبرگزاری فرانسه (AFP) در گزارش خود تأکید کرد که معترضانی که سرکوب داخلی در ایران را محکوم میکردند، علیرغم ممنوعیت اعلامشده، در نزدیکی میدان ووبان پاریس گرد آمدند. این گزارش، صرفاً خبر یک تجمع نبود؛ بلکه نشانهای بود از استمرار یک مطالبه سیاسی که طی دههها خاموش نشده است.
گردهمایی ایران آزاد ۲۰۲۶ تنها یک مراسم سیاسی نبود.
حضور شخصیتهایی از فرانسه، انگلستان، آلمان، بلژیک، رومانی، کانادا، اسپانیا و اوکراین نشان داد که موضوع ایران دیگر صرفاً یک مسئله داخلی نیست، بلکه به یکی از مباحث مهم حقوقبشری و سیاسی در سطح بینالمللی تبدیل شده است.
آنچه در سخنان بسیاری از این شخصیتها تکرار میشد، مخالفت همزمان با دو سیاست بود:
در مقابل، آنان بر نقش مردم ایران و مقاومت سازمانیافته برای ایجاد تغییر تأکید کردند.
یکی از محورهای مهم این رویداد، بحث آزادی تجمع بود.
چندین شخصیت سیاسی و حقوقی اروپایی تصمیم به محدود کردن این گردهمایی را مورد انتقاد قرار دادند و آن را در تعارض با سنت آزادی بیان و آزادی تجمع در فرانسه دانستند.
اما مسئله برای شرکتکنندگان فراتر از یک تجمع بود.
برای بسیاری از آنان، بحث اصلی این بود که آیا صدای مخالفان یک حکومت استبدادی باید شنیده شود یا نه؟
آیا حق اعتراض مسالمتآمیز باید قربانی ملاحظات سیاسی شود؟
و آیا دفاع از آزادی در ایران، خود نباید بخشی از دفاع از آزادی در اروپا باشد؟
با وجود تفاوت دیدگاهها و ملیتها، یک پیام مشترک در میان سخنرانان دیده میشد:
آینده ایران نه در بازگشت به گذشته و نه در استمرار وضع موجود است.
بسیاری از آنان بر ضرورت یک جمهوری دموکراتیک، انتخابات آزاد، جدایی دین و دولت، برابری زن و مرد، لغو مجازات اعدام و رعایت حقوقبشر تأکید کردند.
در سخنان شماری از شخصیتهای حاضر همچنین تأکید شد که مردم ایران میان دیکتاتوری مذهبی و بازگشت سلطنت، انتخابی اجباری ندارند و میتوانند مسیر دیگری را برگزینند؛ مسیری مبتنی بر حاکمیت مردم و نهادهای دموکراتیک.
اهمیت گردهمایی ایران آزاد ۲۰۲۶ را نباید تنها در تعداد شرکتکنندگان یا نام سخنرانان جستجو کرد.
اهمیت آن در پیامی بود که منتقل کرد:
اینکه پس از دههها سرکوب، اعدام، زندان و فشار سیاسی، مسئله آزادی و دموکراسی در ایران همچنان زنده است.
اینکه تلاش برای خاموش کردن یک صدا، لزوماً به خاموش شدن آن صدا منجر نمیشود.
و اینکه آینده ایران همچنان موضوعی است که نهتنها برای ایرانیان، بلکه برای بسیاری از مدافعان آزادی و حقوقبشر در سراسر جهان اهمیت دارد.
وزن سیاسی این گردهمایی فقط در پیام آن نبود، بلکه در ترکیب شخصیتهایی بود که از کشورهای مختلف در کنار مقاومت ایران قرار گرفتند.
در میان سخنرانان و حامیان این برنامه، چهرههایی چون خانم مریم رجوی، شارل میشل رئیس پیشین شورای اروپا و نخستوزیر پیشین بلژیک، بوریس جانسون نخستوزیر پیشین انگلستان، جان برکو رئیس پیشین پارلمان انگلستان، دمیترو کولبا وزیر خارجه پیشین اوکراین، جان برد وزیر خارجه پیشین کانادا، سناتور رابرت توریسلی، پروفسور آلخو ویدال کوادراس، دومینیک آتیاس، کریستیان اریگی، کارستن مولر، مارتین پاتسلت، پتره رومن، جودی اسگرو و بارونس اولون دیده میشدند.
حضور این چهرهها نشان داد که حمایت از آزادی مردم ایران و مخالفت با دیکتاتوری مذهبی، محدود به یک جریان یا یک کشور نیست؛ بلکه به موضوعی بینالمللی در میان مدافعان حقوقبشر، دموکراسی و آزادی تبدیل شده است.
گردهمایی ایران آزاد ۲۰۲۶ در پاریس صرفاً یک رویداد سیاسی نبود.
این گردهمایی به صحنهای تبدیل شد که در آن چند پیام همزمان شنیده شد:
نه به دیکتاتوری مذهبی.
نه به بازگشت استبداد گذشته.
نه به جنگ.
نه به مماشات.
و آری به ایرانی آزاد، دموکراتیک و مبتنی بر حاکمیت مردم.
پیامی که فارغ از دیدگاههای سیاسی مختلف، همچنان یکی از مهمترین موضوعات بحث درباره آینده ایران باقی مانده است.
شهرام بهزادی