۱۴۰۵ فروردین ۱۴, جمعه

چرا بدون سازمان‌یافتگی، دموکراسی شکست می‌خورد؟

 چرا بدون سازمان‌یافتگی، دموکراسی شکست می‌خورد؟

چرا بدون سازمان‌یافتگی، دموکراسی شکست می‌خورد؟
چرا بدون سازمان‌یافتگی، دموکراسی شکست می‌خورد؟

مقدمه

این روزها که جنگ خارجی در حال آزمایش سرنوشت خود در ایران است، آن که دلش در گرو رهایی پایدار از استبدادهای موروثی در ایران بوده و هست، بیش از همیشه به الزامات و ضرورت‌های این «رهایی پایدار» می‌اندیشد و برای دسترسی به آن دغدغه دارد.

 از آن‌جا که «آزادی»، فوریت مبرم ایران در دهه‌های متمادی‌ بوده است، همه‌ی تجربه‌های پشت سر در این دهه‌ها، هم به‌عنوان درس تاریخی و هم به‌عنوان رهنمود راهگشا تأکید می‌کنند که «آزادی» بدون سازمان‌یافتگیِ منادیان و وفاداران به آن ــ به‌معنی دارا بودن یک تشکیلات هدف‌مند ــ دچار سرنوشتی ناپایدار خواهد شد.

 

قدرت مفید و آزادی‌بخش

تجربه‌های تاریخی نشان داده‌اند که اگر نیروی اجتماعیِ خواستار نفی دیکتاتوری، فاقد سازماندهی و تشکیلات باشد، هم تهدید واگذاری زمین به قدرت مسلط وجود دارد و هم پس از فروپاشی استبداد، یا دچار هرج‌ومرج می‌شود یا استبدادی تازه سربرمی‌آورد.

تجربه‌های انقلاب‌ها گواهی داده‌‌اند که «قدرت» مفید و آزادی‌بخش آن است که مردم بتوانند به‌‌گونه‌یی پایدار و در قالب نهادها[مثل اتحادیه‌ها، سندیکاها، سازمان‌ها] با هم عمل کنند.

 

توده یا شهروند؟ بلوغ انرژی به ساختار

جامعه‌یی که اعتراض می‌کند، دارای انرژی کلان است؛ اما این انرژی، موضعی و موقتی است و در زمان‌های اعتراض میدانی، فرصت بروز می‌یابد. موقعی این انرژی به جریان سیال و ساری بالغ می‌شود که توده‌ی معترض، به شهروند سازمان‌یافته برسد. یعنی افراد پراکنده به شبکه‌یی هدف‌مند با برنامه و تقسیم کار برسند؛ چرا که تنها انجمن‌ها و نهادهای سازمان‌یافته در قالب یک تشکیلات می‌توانند مانع استبداد یا بازسازی آن شوند. از این‌جاست که این ایده‌ی قدرت‌مند، ضرورت همیشگیِ سازمانیافتگی را تبیین می‌کند: دموکراسی فقط صندوق رأی نیست، بلکه شبکه‌یی از همکاری‌ها و هماهنگی‌های داوطلبانه برای درک متقابل مفهوم دموکراسی و برای تعامل گسترده‌ی اجتماعی جهت محافظت از آزادی است.

 

تغذیه‌ی استبداد از خلأ سازمان‌یافتگی

 دیکتاتوری صرفاً با سرکوب سر پا نمی‌ماند، بلکه از پراکندگیِ مخالفان و خنثی بودن انرژی‌ها نیرو می‌گیرد. وقتی نیروهای اجتماعی فاقد هماهنگی، سازمان و ساختار باشند، ناخواسته تضمین تداوم قدرت مسلط می‌شوند.

بنابراین به این اصل می‌رسیم که قدرت فقط در دولت نیست، بلکه در شبکه‌های هماهنگ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هست. از قضا برای مقابله‌ی قوی با «قدرت مسلط»، باید به سازمانیافتگی به‌عنوان هماهنگیِ تشکیلاتی بیشتر متکی بود. 

 

سازماندهی؛ تکامل ساختار به فرهنگ

سازماندهی، ساختار را به فرهنگ بالغ می‌کند. فرهنگ به‌معنی جامعیت‌ِ پیوند اندیشه و رفتار و کنش. تنها با فرهنگ شدن سازمان، اعتماد و مسؤلیت است که ظرفیت هماهنگی، مدام گسترش می‌یابد و تمام الگوهای استبداد فرومی‌پاشند و هیچ زمینه‌یی برای نشو و نمای آن باقی نمی‌ماند.

 

سازماندهی؛ تمرین آزادی برای ساختن جامعه‌ی آزاد

آن‌چه تا کنون درباره‌ی ضرورت سازمانیافتگی برای پیروزی بر استبداد حاکم بر ایران و رهاییِ پایدار گفتیم، معرف دست‌آوردهای ناشی از سازماندهی بود؛ اما سازماندهی فقط ابزار رسیدن به آزادی نیست، بلکه ظرف تمرین آزادی و گسترش ظرفیت برخوردار بودن از آن نیز هست.

انسان‌ها به هر میزانی که از منافع شخصی خود درمی‌گذرند و فکر، تکاپو و تصمیم خود را با همدیگر هماهنگ و مدیریت می‌کنند، به‌طور عملی در حال ساختن جامعه‌ی آزاد و مناسباتی دموکراتیک هسند. ژان ژاک روسو از منادیان و متفکران انقلاب کبیر فرانسه تأکید می‌کند که: «آزادی واقعی در مشارکت در اراده‌ی جمعی معنا پیدا می‌کند، نه در انزوا».

من مادرِ وحیدم… عکسش را در دست گرفته‌ام و فقط یک جمله نوشته‌ام: #نه_به_اعدام

 من مادرِ وحیدم…

صدای وحید بنی عامریان وصدای مادراو باشیم

عکسش را در دست گرفته‌ام و فقط یک جمله نوشته‌ام:
اما پشت این ۳ کلمه، هزار حرف، هزار آرزو و هزار زندگی نهفته است
وحید من، ۳۳ساله، نخبهٔ دانشگاه خواجه نصیر... آیا سهمش از این همه تلاش طناب دار است؟
در همین هفته، چهار نفر از دوستانش را اعدام کردند.
از آن روز، هر بار که تلفن زنگ می‌خورد، قلب من فرو می‌ریزد…
آیا نوبت وحید است؟
امروز چشم من به قلم‌ها و قدم‌های شماست…
به صدای شما…
به تلاشی که شاید جانِ وحیدم را نجات دهد.
اعدام نکنید…

۱۴۰۵ فروردین ۱۳, پنجشنبه

توئیت خانم مریم رجوی :اعدام جنایتکارانه شورشگر دلیر #امیرحسین_حاتمی، ۱۸ساله

 توئیت خانم مریم رجوی :اعدام جنایتکارانه شورشگر دلیر #امیرحسین_حاتمی، ۱۸ساله


امیر حسین حاتمی قهرمان شورشگر تا آخرین نفس وآخرین قطره خون برای سرنگونی

توئیت خانم مریم رجوی :اعدام جنایتکارانه شورشگر دلیر #امیرحسین_حاتمی، ۱۸ساله، نشانه دیگری از درماندگی فاشیسم دینی حاکم در مقابل خشم مردم و ترس رژیم از بالا گرفتن قیام مردم برای سرنگونی است. از جامعه جهانی می‌خواهم با محکومیت اعدام‌های پیاپی در ایران و هم‌چنین رسیدگی به این موضوع از سوی شورای امنیت ملل متحد، مانع از استمرار این اعمال جنایتکارانه توسط رژیم آخوندی شوند.

چهار مجاهد شهید محمد تقوی سنگدهی، اکبر دانشورکار، پویا قبادی و بابک علی‌پور اعدام در سایه جنگ خارجی؛ اعلام جنگ اصلی با مردم ایران ‌آخوندها می‌خواستند سرنوشت ما را با چوبه‌های دار بنویسند، اما ما برخاستیم تا سرنوشتی تازه بنویسیم ...

 چهار مجاهد شهید محمد تقوی سنگدهی، اکبر دانشورکار، پویا قبادی و بابک علی‌پور اعدام در سایه جنگ خارجی؛ اعلام جنگ اصلی با مردم ایران ‌آخوندها می‌خواستند سرنوشت ما را با چوبه‌های دار بنویسند، اما ما برخاستیم تا سرنوشتی تازه بنویسیم ...

گزیده مجاهد

۱۴۰۵ فروردین ۱۱, سه‌شنبه

دفاع جانانه گروگان آزاد شده فرانسوی«اولیویه گراندو» از وحید بنی عامری مجاهد سربدار وقهرمان خلق ،همراه فیلم

 دفاع جانانه گروگان آزاد شده فرانسوی«اولیویه گراندو» از وحید بنی عامری مجاهد سربدار وقهرمان خلق  همراه فیلم 


حمایت جانانه اولویه گراندو از سربدار قهرمان وحید بین عامری
ویدئو کوتاه حمایت جانانه اولویه گراندو از سربدار قهرمان وحید بین عامری

«اولیویه گراندو»، شهروند فرانسوی که در سال ۱۴۰۱ در ایران بازداشت و حدود ۹۰۰ روز در زندان‌های جمهوری اسلامی و تحت شکنجه بود با انتشار ویدیویی نسبت به انتقال دوست دوران زندان خود، «وحید بنی‌عامریان» برای اجرای حکم اعدام واکنش نشان داده است.

آقای گراندو در این ویدیو حکومت جمهوری اسلامی را خطاب قرار داده و می‌گوید: «وحید بنی عامریان را بردی برای اعدام؟ وحید دوست منه، هم وطن نیستیم، همکار نیستیم، چشم‌انداز سیاسی ما متفاوته ولی دوست منه، خیلی بچه باادب، با عقل، شجاع.»
او در ادامه جمهوری اسلامی را خطاب قرار داده و می‌گوید: «تو چه فکر میکنی؟ فکر میکنی گروگان‌هایی که برگشتن کشورشان دیگه حوصله ندارن خبر بگیرن از دوست‌هاشون؟ ما از دوست‌هایی که در شکنجه‌گاه شناختیم هرگز خسته نمی‌شیم.از دوست‌هایی که در زندان شناختیم هرگز خسته نمی‌شیم.»
بعد از اعدام «اکبر دانشورکار» و «محمد تقوی سنگ دهی» در سحرگاه دوشنبه، ۱۰فروردین۱۴۰۵ و «بابک علیپور» و «پویا قبادی» در روز سه‌شنبه، ۱۱فروردین‌ماه، سازمان‌های حقوق‌بشری درباره خطر اجرای قریب‌الوقوع حکم اعدام وحید بنی‌عامریان و «ابوالحسن منتظر» هشدار داده اند.
این زندانیان سیاسی در سال ۱۴۰۲ بازداشت و سپس همگی به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شدند.

کشتار در غبار جنگ؛ اعدام بابک علیپور و پویا قبادی و خطر اعدام قریب‌الوقوع سایر زندانیان سیاسی

 

کشتار در غبار جنگ؛ اعدام بابک علیپور و پویا قبادی و خطر اعدام قریب‌الوقوع سایر زندانیان سیاسی

در حالی که فاجعه‌ی جنگی در مرزها ابعاد تازه‌ای به خود می‌گیرد، ماشین اعدام جمهوری اسلامی با شتابی بی‌سابقه در حال قلع‌وقمع زندانیان سیاسی در پشت دیوارهای بلند زندان قزل‌حصار است. اعدام چهار زندانی سیاسی تنها در عرض ۴۸ ساعت، نشان‌دهنده‌ی یک «استراتژی حذف سیستماتیک» در سایه‌ی عدم اقدام بازدارنده از طرف جامعه جهانی و ارگانهای بین المللی حقوق بشری است؛ جنایتی که از اضطرار جنگی برای خاموش کردن همیشگی صدای معترضان بهره می‌برد تا در سکوت خبری، حق حیات را از مخالفان خود سلب کند.

حکومت جمهوری اسلامی در یک جنایت وحشیانه دیگر دو زندانی سیاسی دیگر بابک علیپور و پویا قبادی را اعدام کرد.

خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضاییه جلادان با اعلام این خبر در روز سه شنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ اتهام این دو زندانی سیاسی را مشارکت در عملیات مسلحانه برای ضربه زدن به‌امنیت نظام اعلام کرد.

اعدام ۴ زندانی سیاسی محمد تقوی، علی اکبر دانشور کار، پویا قبادی و بابک علیپور در دو روز در شرایط جنگ و بمباران بیانگر ترس و وحشت جمهوری اسلامی از مردم خود است. این اعدامها بیانگر آن است که جنایتکاران در هراس از خشم و قیام مردم ابزاری جز سرکوب ندارند.

اطلاعات از درون زندان قزل‌حصار

شامگاه يكشنبه ۹ فروردين همزمان با انتقال دو زندانی سیاسی محمد تقوي و اكبر دانشوكار براي اعدام، يكان ضد شورش زندان قزلحصار به سالن زندانيان سياسي در بند ۴ حمله برده و ضمن ضرب و شتم ساير زندانيان، آنان را به سلولهاي انفرادي منتقل كرده است.

۴ زندانی سیاسی زير حكم اعدام؛ بابك عليپور، وحيد بني عامريان، ابوالحسن منتظر و پويا قبادي در ميان زندانياني هستند كه مورد حملة وحشيانه و ضرب و شتم قرار گرفتند. از وضعيت اين ۴ نفر اطلاعي در دست نيست و جانشان بيش از هر زمان در معرض خطر است.

خبرها حاكي از انتقال دستکم ۱۹ زنداني سياسي از بند ۴ زندان قزلحصار به سلولهاي انفرادي است كه زندانيان بيمار علي معزي و اسدالله هادي هم در ميان آنها هستند. از صبح دوشنبه ۱۰ فروردین ماه بدنبال انتقال ناگهاني دو مجاهد خلق محمد تقوی و اکبر دانشورکار برای اجرای حکم اعدام، کلیه ارتباطات زندانیان سیاسی در بند ۴ این زندان با خانواده هایشان قطع شده است.

اظهارات وکلای زندانیان سیاسی

۱/۳ در خصوص اجرای حکم‌اعدام #اکبر_دانشور_کار و #محمد_تقوی_سنگ‌_دهی، اینجانب و آقای نیلی عهده دار وکالت سه متهم‌دیگر به نام های #بابک_علیپور ، #پویا_قبادی و #وحید_بنی_عامریان هستیم.

۲/۳ تا لحظه تحریر این‌ توییت، هیچ‌ حکمی به ما ابلاغ نشده و‌ اساسا حتی از نتیجه دادرسی نهایی نیز مطلع نمی‌باشیم و‌ نمی‌دانیم که آیا نسبت به موکلین‌ ما نیز این حکم‌ ابرام‌ شده یا خیر.

۳/۳ این‌ در حالی است که پیش از اجرای حکم، لازم است که مفاد آن به وکلای مدافع یا اقل کم به خود متهم ابلاغ شود؛ کم‌ ترین حق محکوم این است که بتواند از حق اعاده دادرسی و توقف اجرای حکم‌ بهره مند گردد.

زندگی‌نامه پویا قبادی

زندانی سیاسی سابق پویا قبادی، متولد سال ۱۳۷۱ از سنقر و فارغ‌التحصیل مهندسی برق است. پویا قبادی آخرین بار، در اول دی ۱۴۰۲ دستگیر و به بند ۲۰۹ اوین منتقل شد و مورد شکنجه و بازجویی قرار گرفت. او پس از آن به بند عمومی زندان اوین منتقل گردید.

دادگاه وی به همراه ۷ زندانی سیاسی سیدمحمد تقوی، مجتبی تقوی، بابک علیپور، وحید بنی‌عامریان، علی اکبردانشورکار و ابوالحسن منتظر در یک پرونده مشترک در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری در تاریخ ۱۵ مهرماه ۱۴۰۳ برگزار شد.

وی در تاریخ شنبه ۱۰ آذرماه ۱۴۰۳ به همراه پنج زندانی سیاسی دیگر وحید بنی‌عامریان، بابک علیپور، سیدابوالحسن منتظر، سیدمحمد تقوی و علی اکبر دانشورکار به اعدام و زندان محکوم شد. اتهام پویا قبادی «اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت و همکاری موثر با سازمان مجاهدین خلق ایران»، «تبلیغ علیه نظام»، «تخریب اموال دولتی»، «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور» اعلام شد.

زندانی سیاسی پویا قبادی پیش‌تر در اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از ۴ ماه بازجویی و شکنجه به بند عمومی زندان اوین منتقل شد. وی در‌ آبان‌ماه ۱۳۹۸ از زندان اوین به زندان تهران بزرگ منتقل گردید. پویا قبادی پس از گذراندن دوره‌ای یک ساله با اتهام محاربه، در آذرماه ۱۴۰۰، به ۱۰ سال حبس محکوم شد.

زندگی‌نامه بابک علیپور

زندانی سیاسی بابک علیپور متولد ۱۳۷۰، از شهر آمل، دارای لیسانس حقوق و مجرد است. او به همراه برادرش روزبه علیپور در تاریخ ۱۳ آبان‌ ۱۳۹۷، در بازار تره بار رشت بازداشت شدند. بابک علیپور توسط شعبه یکم دادگاه انقلاب رشت به اتهام «عضویت در مجاهدین خلق و توهین به رهبری» به ۷ سال زندان محکوم شد. این حکم در مرحله تجدیدنظر عینا تایید شد. در نهایت بابک علیپور از تاریخ ۱۲ تیرماه ۱۳۹۸ جهت تحمل دوران محکومیت خود بازداشت و راهی زندان لاکان رشت شده بود. پس از ۲.۵ سال زندان آزاد شد.

او برای بار دوم در آذر ۱۴۰۰، در شهریار دستگیر و پس از تحمل ۲ سال از محکومیت در اسفند ۱۴۰۱، از بند ۴ زندان اوین آزاد شد. بابک علیپور در زمان تحمل محکومیتش در سال‌های قبل، به بیماری عفونت روده و بیماری پروستات مبتلا شد و مدت‌ها بدون رسیدگی پزشکی با درد بسیار گذراند. برای بار سوم در دی ماه ۱۴۰۲، در تهران دستگیر و به ۲۰۹ اوین منتقل شد. وی مدت ۴ ماه در ۲۰۹ اوین بلاتکلیف بود. در اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، به همراه وحید بنی عامریان پس از ۴ ماه بلاتکلیفی و نگهداری در ۲۰۹ اوین، به «بغی، عضویت و همکاری با مجاهدین خلق، اجتماع و تبانی بر علیه امنیت کشور از طریق همکاری با مجاهدین خلق» متهم شد. این اتهامات به او ابلاغ شده است. بابک علیپور روز اول خرداد ۱۴۰۳، همراه با ۴ زندانی سیاسی دیگر وحید بنی عامریان، ابوالحسن منتظر، پویا قبادی و سیدمحمد تقوی از بند ۲۰۹ اوین به قرنطینه بند ۴ این زندان منتقل شدند.

نقض قوانین حقوق بشر بین‌الملل و فراخوان به اقدام فوری

اعدام چهار زندانی سیاسی در بستر جنگ، نشان‌دهنده تشدیدی نگران‌کننده است که جان وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر را در معرض خطری فوری قرار داده است. این دو زندانی هم‌اکنون در سلول انفرادی نگهداری می‌شوند و نگرانی‌های جدی درباره قریب‌الوقوع بودن اجرای حکم اعدام آنان وجود دارد.

این تحولات مستلزم واکنشی فوری و هماهنگ از سوی جامعه بین‌المللی است. شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، هیئت حقیقت‌یاب، و سایر سازوکارهای ذی‌ربط، از جمله خانم مای ساتو، باید بدون تأخیر اقدام کنند. این اقدامات باید شامل محکومیت علنی این اعدام‌ها، مطالبه توقف اجرای احکام اعدام بیشتر، و پیگیری پاسخگویی از طریق سازوکارهای موجود بین‌المللی، از جمله اصل صلاحیت قضایی جهانی، باشد.

عدم اقدام قاطع، خطر بروز آسیب‌های جبران‌ناپذیر بیشتر را در پی دارد و اعتبار نظام بین‌المللی حقوق بشر را تضعیف می‌کند. وضعیت زندان قزل‌حصار نیازمند نظارت فوری، توجه مستمر بین‌المللی، و اتخاذ اقدامات عملی برای جلوگیری از تلفات بیشتر انسانی است.