۱۴۰۵ فروردین ۲۲, شنبه

بازداشت و لغو گرین‌کارت فرزند معصومه ابتکار در آمریکا

 بازداشت و لغو گرین‌کارت فرزند معصومه ابتکار در آمریکا

وزارت‌خارجه آمریکا
وزارت‌خارجه آمریکا

وزارت‌خارجه آمریکا اعلام کرد عیسی هاشمی، فرزند معصومه ابتکار، به‌همراه همسرش مریم طهماسبی و فرزندشان توسط مأموران اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) بازداشت شده‌اند و در انتظار اخراج از این کشور به‌سر می‌برند.

بر اساس بیانیه منتشر شده در روز شنبه ۲۲ فروردین، دولت آمریکا هم‌چنین گرین‌کارت (اقامت دائم) این افراد را به‌دلیل «ارتباط با مقام‌های رژ‌یم ایران» لغو کرده است. در این بیانیه تأکید شده که این خانواده اکنون در بازداشت به‌سر می‌برند و روند اخراج آنها در حال پیگیری است.

وزارت‌خارجه آمریکا در ادامه با اشاره به پیشینه سیاسی خانواده هاشمی اعلام کرد که معصومه ابتکار در جریان بحران گروگان‌گیری سفارت آمریکا در تهران نقش «سخنگو و مبلغ اصلی» گروگان‌گیران را برعهده داشته است. در این بیانیه آمده است که او با تهیه مصاحبه‌های هدایت‌شده و «ساختگی»، تلاش می‌کرد شرایط نگهداری گروگانها را مطلوب نشان دهد، در حالی که گروگانهای آمریکایی در سلول‌های انفرادی، با چشم‌بند و تحت فشار نگهداری می‌شدند.

بر اساس اعلام وزارت‌خارجه آمریکا، عیسی هاشمی و خانواده‌اش در سال ۲۰۱۴ و در دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما وارد آمریکا شدند و در خرداد ۱۳۹۵ از طریق برنامه ویزای تنوع نژادی موفق به دریافت اقامت دائم شدند.

در بخش دیگری از این بیانیه آمده است که دولت دونالد ترامپ اجازه نخواهد داد ایالات متحده به محل اقامت افرادی تبدیل شود که با «رژیم‌های تروریستی ضدآمریکایی» مرتبط هستند.

هم‌چنین وزارت‌خارجه آمریکا اعلام کرد که در ادامه این روند، اقامت حمیده افشار سلیمانی، از بستگان قاسم سلیمانی، و دخترش نیز لغو شده و آنها در بازداشت به‌سر می‌برند. علاوه بر این، وضعیت اقامت فاطمه اردشیر لاریجانی، دختر علی لاریجانی، و همسرش نیز لغو شده و به‌گفته این وزارتخانه، این دو نفر دیگر در ایالات متحده حضور ندارند و از ورود مجدد به این کشور منع شده‌اند.

نمادهای نبرد و پایداری

نمادهای نبرد و پایداری


پیام خانم مریم رجوی به تظاهرات ایرانیان در پاریس

 

پیام خانم مریم رجوی به تظاهرات ایرانیان در پاریس

پیام خانم مریم رجوی به تظاهرات ایرانیان در پاریس
پیام خانم مریم رجوی به تظاهرات ایرانیان در پاریس

اعتراض جهانی به اعدام مجاهدان قهرمان و شورشگران دلیر

روز شنبه ۲۲فروردین، همزمان با موج اعتراض جهانی به اعدام مجاهدان و شورشگران دلیر توسط رژیم آخوندی، ایرانیان و حامیان مقاومت در پاریس دست به تظاهرات زدند.

مریم رجوی طی یک پیام ویدئویی خطاب به تظاهر کنندگان گفت:

هموطنان، اشرف‌نشانها، دوستان و حامیان فرانسوی مقاومت ایران!
گردهم‌آیی امروز شما شعله‌یی است از مقاومت و قیام مردم ایران است که برای کسب آزادی و حاکمیت مردم روزشماری می‌کنند و پرچم صلح و آزادی را به اهتزاز درآورده‌اند.

قیام دیماه ایران را در آستانه تغییر قرار داده است.
آخوندها جنگ را مغتنم شمرده‌اند تا با حلقه‌های دار، راه نسل شورش و قیام و به‌خصوص ارتش آزادی را ببندند. می‌خواهند پیامدهای کشتار دی را با دار و اعدام مهار کنند. می‌خواهند با توفان قیام‌ها پس از فرو نشستن جنگ مقابله کنند.
شهادت ۱۳مجاهد قهرمان و شورشگر دلاور برای من و یاران و هموطنان‌مان البته که جگرسوز است. اما به‌پاخاستن آنها زیر سلطه یک اختناق ضدبشری، ایمان و وفاداری آنها به یک آرمان رهایی‌بخش، خبر بزرگی را اعلام کرده است؛ این خبر که نسل آهنین عزمی به صحنه نبرد آمده که هماورد رژیم ولایت فقیه است و بر آن است که جمهوری دموکراتیک، آزادی و حاکمیت مردم را جایگزین این رژیم ارتجاعی سازد.
به قهرمانان مجاهد، محمد، اکبر، بابک، پویا، ابوالحسن و وحید و به شورشگران دلیر، صالح، امیرحسین، محمد امین، مهدی، سعید، شاهین و علی درود درود درود!
آخوندها با زبان همیشگی خود ـ با زبان اعدام و قتل‌عام ـ اقرار می‌کنند که نیروی سرنگون کننده رژیم‌شان کانون شورشی و ارتش آزادی و قیام سازمان‌یافته است.
کانون وحشت‌شان راه‌حل انقلابی است که در روز چهارم اسفند در تهاجم مجاهدین به بیت خامنه‌ای و نهادهای اصلی حاکمیت در امنیتی‌ترین منطقه تهران و البته در چهار دهه نبرد با دیکتاتوری آخوندها و پاسداران به اثبات رسیده است؛ راه‌حلی که در جایگزین دموکراتیک شورای ملی مقاومت با اعلام دولت موقت با شعار صلح و آزادی برای انتقال حاکمیت به مردم ایران شناخته می‌شود.
به این نسل آگاه و رزمنده درود که برای انقلاب دموکراتیک و یک مناسبات عادلانه بپا خاسته است و به مادران و پدران سرفرازشان درود که به حمایت از فرزندان خود برخاسته‌اند و از آرمان عادلانه آنها دفاع می‌کنند و خود نیز رنج زندان و اسارت را به جان می‌خرند.

شعار مقاومت از ابتدا صلح و آزادی بوده و هست

در این جا از جانب مقاومت ایران اعلام می‌کنم:
۱. ما از آتش‌بس به‌ویژه توقف حملات به زیرساختها و تأسیسات مدنی استقبال می‌کنیم. شعار مقاومت و دولت موقت از ابتدا صلح و آزادی بوده و هست. باشد که آتش‌بس ۱۵روزه بر‌خلاف خواست بقایای شیخ و شاه، به پایان جنگ منجر شود و مسیر صلح و آزادی را هموار کند. صلح پایدار تنها با سرنگونی دیکتاتوری مذهبی توسط مردم و مقاومت سازمان‌یافته و برقراری جمهوری دموکراتیک محقق می‌شود.
۲. اعدام پی‌درپی مجاهدین سرفراز و شورشگران قیام آفرین، برآمد سراسیمگی رژیمی است که به‌پایان کار خود رسیده است. این کشتارها تأکیدی مضاعف بر مشروعیت و ضرورت مقاومت برای سرنگونی رژیم است. توقف اعدامها در ایران به‌عنوان خواست تمام مردم ایران، باید در هر توافق بین‌المللی گنجانده شود.
۳. جنگ‌طلبی فاشیسم دینی حاکم و فراخوانهای بازمانده دیکتاتوری سلطنتی به تشدید جنگ، هیچ‌کدام، ربطی به مردم ایران ندارد. بلکه تنها بازتاب آرزوی ضدملی هر دوی آن‌هاست که یکی برای حفظ قدرت و دیگری در توهم کسب قدرت، ویرانی ایران را ترجیح می‌دهند. هم‌چنان که مسعود رجوی گفت: «هر گونه فاشیسم و دیکتاتوری اعم از دینی و سلطنتی هم‌چون ۱۰۰سال گذشته، جنگ با ملت ایران است».
۴. محکومیت قاطع اعدام مجاهدین در هفته گذشته از سوی احزاب و گروه‌های مختلف سیاسی و ملیت‌های تحت ستم یک بار دیگر نشان داد که در جبهه خلق همه جریانها و شخصیتها با هر اعتقاد و گرایشی در برابر این رژیم و جنایت‌هایش هم‌صدا و هم‌دل هستند.
۵. سکوت جامعه جهانی نسبت به اعدام‌های زنجیره‌یی در هفته اخیر هیچ توجیهی ندارد و ادامه همان سیاست مماشات است که برای جهان فاجعه به‌بار آورده است. باید به مصونیت سردمداران رژیم پایان داده شود و به‌خاطر ۴۵سال جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی طبق صلاحیت جهانی مورد حسابرسی قرار گیرند.
۶. ما ملل متحد را به برپایی اجلاس ویژه‌یی برای رسیدگی به اعدام‌های پیاپی زندانیان سیاسی فرا می‌خوانیم و خواهان اتخاذ تصمیمات لازم‌الاجرا و فوری از طرف شورای امنیت برای نجات زندانیان سیاسی زیر حکم اعدام هستیم.

باشد که روزگار تیره و تار استبداد و جنگ و ویرانی، مغلوب روزگار آزادی و حاکمیت جمهور مردم شود، مغلوب روزگار صلح و آزادی.
سلام بر شهیدان ـ سلام بر آزادی

برگرفته از سایت مریم رجوی

از مجتبی خامنه ای چه میدانید ؟-«تغییر شکل چهره خامنه‌ای و قطع پا»؛ منابع رویترز: رهبر جدید ایران هشیار است

  از مجتبی خامنه ای چه میدانید ؟-«تغییر شکل چهره خامنه‌ای و قطع پا»؛ منابع رویترز: رهبر جدید ایران هشیار است


«تغییر شکل چهره خامنه‌ای و قطع پا» منابع رویترز رهبر جدید ایران هشیار است

منابع «رویترز» می‌گویند مجتبی خامنه‌ای در تصمیم‌گیری‌های کلان کشور مشارکت دارد

خبرگزاری «رویترز» به نقل از «سه منبع نزدیک به حلقه داخلی» رهبر جدید ایران نوشت مجتبی خامنه‌ای، سومین رهبر جمهوری اسلامی، در حال بهبودی از جراحات شدید ناحیه صورت و پا است.

به گزارش «رویترز»، این منابع می‌گویند حملات مشترک آمریکا و اسرائیل طی نهم اسفند 1404 به محل اقامت رهبر پیشین ایران، باعث تغییر شکل صورت مجتبی خامنه‌ای و آسیب شدید به یکی از پاها یا هر دو پای او شده است. یک منبع آگاه از ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا نیز به این خبرگزاری گفت گمان می‌رود او یک پای خود را از دست داده باشد.

این منابع که نخواستند هویت‌شان منتشر شود، می‌گویند خامنه‌ای 56 ساله با وجود این جراحات، در حال بهبودی بوده و از نظر ذهنی هشیار است.

«مشارکت در تصمیم‌گیری‌ها»

دو منبع از این سه منبع گفتند مجتبی خامنه‌ای از طریق ارتباطات صوتی در نشست‌هایی با مقام‌های ارشد شرکت می‌کند و در تصمیم‌گیری درباره مسائل مهم، از جمله جنگ و مذاکرات با واشینگتن، نقش دارد.

به‌گفته یکی از منابع، انتظار می‌رود طی یک تا دو ماه آینده تصاویری از رهبر جدید منتشر شود و احتمال دارد او در آن زمان در انظار عمومی ظاهر شود. با این حال، این منابع تأکید کردند حضور علنی او به وضعیت جسمی و شرایط امنیتی بستگی دارد.

هیچ تصویر، ویدیو یا فایل صوتی از مجتبی خامنه‌ای از زمان حمله و انتصاب او در 18 اسفند به‌عنوان جانشین پدرش منتشر نشده است. نمایندگی ایران در سازمان ملل نیز به پرسش‌های رویترز درباره وضعیت سلامت او پاسخی نداده است.

«جانباز»

در حالی که مقام‌های ایرانی تاکنون بیانیه رسمی درباره جزئیات جراحات خامنه‌ای منتشر نکرده‌اند، یک مجری تلویزیون دولتی ایران پس از انتخاب او، از مجتبی خامنه‌ای با عنوان «جانباز» یاد کرد. اصطلاحی که در ایران برای افرادی به‌کار می‌رود که در جریان جنگ دچار جراحات شده‌اند.

مجتبی خامنه‌ای در نخستین روز جنگ که از سوی آمریکا و اسرائیل آغاز شد، طی حمله‌ای که به کشته شدن علی خامنه‌ای منجر شد، زخمی شد.

پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، پیش‌تر گفته بود مجتبی خامنه‌ای طی این حمله زخمی شده و احتمالاً از ناحیه صورت آسیب جدی دیده است.

ناظران این پرسش را مطرح‌ کرده‌اند که آیا وضعیت سلامت خامنه‌ای به او امکان اداره کشور را می‌دهد. آن هم در زمانی که با آغاز مذاکرات توقف جنگ در اسلام‌آباد، ایران بحرانی‌ترین دوره‌ چند دهه اخیر خود را می‌گذارند.

https://farsi.alarabiya.net/iran/2026/04/11/-العربیه فارسی

دکترین «تنگه خیابان»؛ مهندسی جنایت علیه بشریت و کشتار سیاسی در سایه جنگ

 

دکترین «تنگه خیابان»؛ مهندسی جنایت علیه بشریت و کشتار سیاسی در سایه جنگ


در حالی که تنش‌های منطقه‌ای به اوج خود رسیده است، روایت‌های درونی از جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که «دشمن اصلی» نه در مرزها، بلکه در خیابان‌های ایران است. علیرضا آل‌داوود، از چهره‌های نزدیک به نهادهای امنیتی، با صراحتی بی‌سابقه اعلام کرد: «مهم‌تر از تنگه هرمز، اینجا تنگه خیابان است؛ تنگه احد، خیابان است.» این اظهارات فراتر از یک استعاره، معرف دکترین بقای رژیم است: گذار از «حاکمیت قانون» به «وضعیت جنگی علیه شهروندان» که در آن حفظ قدرت به قیمت کشتار سیستماتیک مردم توجیه می‌شود.

پادگانی شدن شهرها: آرایش نظامی در معابر

گزارش‌های رسمی از تاریخ ۳ و ۴ فروردین ۱۴۰۵، نشان‌دهنده تغییر ماهیت حضور پلیس به یک آرایش جنگی تمام‌عیار است.

سردار مسعود مصدق، فرمانده یگان‌های ویژه فراجا، از اجرای مأموریت‌های گسترده در قالب «جنگ تحمیلی رمضان» خبر داد. به گفته وی، «گشت‌های پنهان و آشکار و ایست‌وبازرسی‌های مستمر در سراسر کشور برای برخورد با «مزدوران» فعال شده است.» (خبرگزاری دفاع مقدس، عصر ایران- ۳ فروردین ۱۴۰۵)

همزمان، سردار منتظرالمهدی، سخنگوی پلیس، ابعاد این پادگانی‌شدن را با ارقام تایید کرد: استقرار ۱۴۶۳ ایست و بازرسی ویژه و به‌کارگیری ۱۵ هزار واحد گشت خودرویی و موتوری. وی تاکید کرد که بیش از ۱۲۹ هزار نیروی انسانی از یگان‌های مختلف به‌صورت شبانه‌روزی برای کنترل وضعیت در خیابان‌ها مستقر شده‌اند. (صفحه اقتصاد- ۴ فروردین ۱۴۰۵)

 این لشکرکشی بی‌سابقه در سطح شهرها، سندی بر ترس عمیق جمهوری اسلامی از فوران دوباره خشم عمومی و نقض فاحش حق آزادی و امنیت شخصی (ماده ۹ میثاق ICCPR) است و نشان می دهد که در صورت وقوع هر گونه اعتراض جمهوری اسلامی آماده است که کشتار دیماه ۱۴۰۴ را تکرار نماید.

جاسوس‌سازی و جرم‌انگاری تکنولوژی

رژیم در پوشش قطع اینترنت و فضای غبارآلود جنگی، موجی از بازداشت‌های گسترده را تحت عنوان «جاسوسی» آغاز کرده تا هرگونه اطلاع‌رسانی را جرم‌انگاری کند:

  • وزارت اطلاعات: اعلام بازداشت ۹۷ نفر به اتهام ارتباط با اسرائیل و ۴۵ نفر در استان‌های قزوین و آذربایجان غربی.
  • فراجا: بازداشت ۶ نفر در تهران با اتهامات تروریستی و ادعای کشف مواد آتش‌زا.
  • سپاه و اطلاعات: بازداشت مجموعاً ۱۰۴ شهروند در استان‌های خراسان رضوی، مرکزی، گلستان، هرمزگان و یزد به اتهام «ارسال مختصات اماکن نظامی» و ارتباط با رسانه‌ها.

در این میان، داشتن تجهیزاتی مانند «استارلینک» آگاهانه به عنوان مصداق جاسوسی معرفی شده است. این اقدامات، نقض صریح ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر (حق آزادی بیان) و ماده ۱۴ میثاق ICCPR (حق دادرسی عادلانه) است؛ چرا که این اتهامات کلی، تنها پوششی برای تصفیه‌های سیاسی و فیزیکی مخالفان در سکوت خبری است.

در بسیاری از این پرونده ها بازداشت شدگان  از حق دسترسی به وکیل محروم هستند و اعترافات آنان در شرایط نامشخص و تحت فشار گرفته می‌شود. انتشار اعترافات اجباری نیز یکی از روش‌هایی است که برای مشروع جلوه دادن بازداشت‌ها استفاده می‌شود.

اعدام‌های نمایشی و شکنجه سیستماتیک

بخش جنایت‌کارانه این ماشین سرکوب، استفاده از شکنجه‌های قرون‌وسطایی برای اخذ اعترافات اجباری است. پیوند نعیمی، شهروند بهایی در زندان کرمان، پس از دو ماه بلاتکلیفی تحت « دوبار اعدام نمایشی» و شکنجه‌های وحشیانه قرار گرفته است. مأموران او را متهم به دخالت در حوادث ۱۸ دی‌ماه و کشتن یک نیروی بسیچ کرده‌اند، در حالی که مستندات نشان می‌دهد وی پیش از آن تاریخ بازداشت شده بود و عملاً امکان حضور در صحنه را نداشته است. پخش اعترافات اجباری او در ۱۲ بهمن، تنها با هدف زمینه‌سازی حقوقی برای سلب حیات وی صورت گرفته است.

این فشارها در کنار اعدام سریع صالح محمدی (قهرمان ۱۹ ساله کشتی)، سعید داوودی و مهدی قاسمی که در ۲۸ اسفند در ملاءعام در قم به دار آویخته شدند، پازل «مهندسی ترس» را تکمیل می‌کند. صالح محمدی در دادگاه اعلام کرده بود اعترافاتش تحت شکنجه بوده، اما دستگاه قضایی با نقض ماده ۷ میثاق (منع شکنجه)، این اقاریر بی‌اعتبار را مستند قتل حکومتی قرار داد.

خانم مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل، در پیامی در شبکه ایکس تأکید کرد: «از دریافت اطلاعات «عمیقاً نگران‌کننده» درباره اعدام افرادی خبر داده که در اعتراضات سراسری مشارکت داشته‌اند؛ موضوعی که می‌تواند نشان‌دهنده پیوند مستقیم میان مجازات اعدام و سرکوب سیاسی باشد.»

فشار بر اقلیتهای مذهبی

در ادامه فشارها بر شهروندان بهایی، گزارش شده است

  • بیش از ۶۰ روز از بازداشت پنج شهروند بهایی در مشهد شامل پیام فریدیان، سپهر کوشکباغی، عرفان طباطبایی، ربیع مالکی و نوید ذره‌بین می‌گذرد. این افراد در دی‌ماه در منزل یا محل کار خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و همچنان در زندان وکیل‌آباد در وضعیت بلاتکلیف نگهداری می‌شوند. با وجود پیگیری‌های مداوم خانواده‌ها، هیچ اطلاع روشنی درباره روند پرونده یا وضعیت حقوقی آنان ارائه نشده و خانواده‌ها طی هفته‌های گذشته بارها میان زندان و اداره اطلاعات رفت‌وآمد کرده‌اند، اما بدون دریافت پاسخ مشخص بازگشته‌اند.
  • نیتا بابانژاد و فرزند وی پارسا عمادی، دو شهروند بهایی ساکن اصفهان، در تاریخ ۱۴ اسفند توسط مأموران اداره اطلاعات این شهر در منزل خود بازداشت شدند. خانم بابانژاد پس از بازداشت به بند پذیرش زندان دولت‌آباد منتقل شده و آقای عمادی نیز به بازداشتگاه اداره اطلاعات اصفهان انتقال یافته است. این دو شهروند همچنان به‌صورت بلاتکلیف در بازداشت به‌سر می‌برند و اتهام آنان «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده است.
  • در مشهد نیز آفرین بشاش، شهروند بهایی اهل مشهد، از دی‌ماه توسط نهادهای امنیتی بازداشت شده و همچنان در زندان وکیل‌آباد به‌صورت بلاتکلیف نگهداری می‌شود.

عدم دسترسی به روند قانونی دادرسی و نگهداری طولانی‌مدت در بازداشت، مصداق بارز رفتار غیرانسانی و نقض مواد ۹ و ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی است.

بهائیان دستگیر شده

تحلیل توالی سرکوب و اولویت بقا

تحلیل زنجیره اقدامات اخیر جمهوری اسلامی —از نام‌گذاری «تنگه خیابان» و استقرار لشکر ۱۲۹ هزار نفری در معابر، تا موج بازداشت‌های خودسرانه در پوشش قطع اینترنت و فضای جنگی، و در نهایت استفاده از اعدام‌های نمایشی و سلب حیات معترضان—نشان‌دهنده یک واقعیت هولناک است: جمهوری اسلامی هیچ ارزش و جایگاهی برای حقوق بنیادین بشر و جان شهروندان قائل نیست. در حالی که در زمان جنگ و بحران‌های بین‌المللی، وظیفه ذاتی هر دولتی صیانت از جان شهروندان و انسجام ملی است، جمهوری اسلامی«خیابان» را به میدان جنگ علیه ملت خود تبدیل کرده است. این توالیِ برنامه‌ریزی‌شده ثابت می‌کند که جمهوری اسلامی دشمن اصلی بقای خود را نه در جبهه‌های خارجی، بلکه در مطالبات مردم ایران می‌بیند. جمهوری اسلامی حاضر است برای حفظ هسته سخت قدرت، حتی در بحبوحه درگیری نظامی، ماشین کشتار خود را علیه مردم، معترضان و اقلیت‌های مذهبی بی‌دفاع جسورتر کند. این رویکرد، مصداق بارز تروریسم دولتی و جنایت سیستماتیک علیه بشریت است که برای بقای خود، هر مرز اخلاقی، انسانی و حقوقی را زیر پا می گذارد.

ضرورت اقدام فوری و پایان دادن به مصونیت

جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری نباید اجازه دهند که لفاظی‌های جنگی و قطع سیستماتیک اینترنت، به پوششی برای تصفیه فیزیکی مخالفان و معترضان تبدیل شود. وقتی جمهوری اسلامی رسماً «خیابان» را تنگه احد خود می‌نامد و ۱۲۹ هزار نیرو را برای مقابله با شهروندان بسیج می‌کند، پیام برای دنیا روشن است: کشتار مردم ایران، بخشی از استراتژی بقای این حکومت است، حکومتی که حقوق بشر، حقوق شهروندی و حقوق بین الملل هیچ ارزشی برای آن ندارد. هرگونه انفعال در برابر این سلب حیات سازمان‌یافته، به معنای تایید ضمنی ماشین کشتاری است که برای ماندن در قدرت، هیچ حد و مرزی در جنایت علیه بشریت نمی‌شناسد. اکنون زمان فعال‌سازی مکانیسم «صلاحیت قضایی جهانی» برای پایان دادن به مصونیت آمران و عاملانی است که بقای خود را در خون شهروندان و سرکوب اقلیت‌ها جستجو می‌کنند.