۱۴۰۵ اردیبهشت ۶, یکشنبه

در رثای بهروز شهریاری اشرف‌نشان وفادار، فداکار و دلسوز-In Memory of Behrouz Shahriari شهرام

 در رثای بهروز شهریاری اشرف‌نشان وفادار، فداکار و دلسوز- شهرام




 بهروز شهریاری اشرف نشان وفادار فداکار ومتعهد

با اندوهی ژرف و دلی آکنده از تأثر، خبر درگذشت برادر ارجمندمان،
اشرف‌نشان فداکار و دلسوز، بهروز شهریاری عزیز را دریافت کردیم.

او که بامداد امروز چشم از جهان فروبست، اکنون به کاروان یاران صدیق و اشرف‌نشان خود پیوسته است؛ همانانی که تا واپسین دم بر عهد و پیمان خویش استوار ماندند و راه وفاداری را با جان خویش معنا کردند.

بهروز، تنها یک نام نبود؛
او نشانی از تعهد، پایداری و صداقت در مسیر آرمان بود.
یک اشرف‌نشان جان‌برکف که زیستن را نه برای خویش، بلکه در وفاداری به باور و راهی که برگزیده بود، معنا می‌کرد.

او رفت، اما ردّ گام‌های استوارش بر این مسیر باقی است؛
یادی که خاموش نمی‌شود،
و نامی که در حافظه وفاداران، زنده و ماندگار خواهد ماند.


 جمله پایانی

راهی که با ایمان و فدا آغاز شود، با رفتن یک یار پایان نمی‌یابد؛
بلکه در دل‌ها ادامه پیدا می‌کند. شهرام


 In Memory of Behrouz Shahriari

With deep sorrow and hearts filled with grief, we received the news of the passing of our dear brother,
the devoted and compassionate Ashraf-sign, Behrouz Shahriari.

He, who passed away this morning, has now joined the ranks of his steadfast Ashraf companions—those who remained loyal to their pledge until their very last breath and gave meaning to commitment through sacrifice.

Behrouz was not merely a name;
he was a symbol of dedication, resilience, and sincerity in the path of his ideals.
An Ashraf-sign who lived not for himself, but in unwavering loyalty to the cause he believed in.

He is gone, yet the imprint of his steadfast steps remains on this path;
a memory that will never fade,
and a name that will live on in the hearts of the faithful.


 Final Words

A path begun with faith and sacrifice does not end with the passing of one companion;

it continues to live on in the hearts of others.




 À la mémoire de Behrouz Shahriari

C’est avec une profonde tristesse et le cœur rempli d’émotion que nous avons appris le décès de notre cher frère,
Behrouz Shahriari, fidèle et dévoué, compagnon d’Achraf.

Lui qui nous a quittés ce matin a désormais rejoint les rangs de ses compagnons d’Achraf,
ceux qui sont restés fidèles à leur engagement jusqu’à leur dernier souffle et qui ont donné tout leur sens au mot loyauté.

Behrouz n’était pas seulement un nom ;
il incarnait l’engagement, la persévérance et la sincérité dans la voie de ses idéaux.
Un compagnon qui a vécu non pour lui-même, mais dans une fidélité totale à la cause qu’il avait choisie.

Il est parti, mais l’empreinte de ses pas demeure sur ce chemin ;
un souvenir qui ne s’éteindra jamais,
et un nom qui restera vivant dans la mémoire de ceux qui restent fidèles.


 Conclusion

Un chemin commencé avec foi et sacrifice ne s’achève pas avec la disparition d’un compagnon ;

il continue de vivre dans les cœurs.شهرام 


ترامپ: ما «غبار هسته‌ای ایران» را خواهیم گرفت ترامپ: جنگ با ایران به زودی با پیروزی آمریکا پایان می‌یابد

 ترامپ: ما «غبار هسته‌ای ایران» را خواهیم گرفت  ترامپ: جنگ با ایران به زودی با پیروزی آمریکا پایان می‌یابد


دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده در اظهاراتی گفت که واشینگتن «غبار هسته‌ای ایران» را از ایران خواهد گرفت و تاکید کرد که چنین موضوعی «بخشی از مذاکره است».

ترامپ، در مصاحبه‌ای با شبکه «فاکس نیوز»، گفت که جنگ با ایران بسیار زود و با پیروزی واشینگتن پایان خواهد یافت.

او گفت، ایران حدود «سه روز» وقت دارد تا از انفجار زیرساخت‌های نفتی‌ خود جلوگیری کند.

رئیس جمهوری ایالات متحده تاکید کرد: «نمی‌توانیم اجازه دهیم ایران سلاح هسته‌ای داشته باشد. این کاری بود که باید روسای‌جمهور قبلی انجام می‌دادند.40 یا 47 سال است که این موضوع ادامه دارد و کسی کاری درباره‌ آن انجام نداده است.

او همچنین از عدم همراهی «ناتو» در خصوص جنگ با ایران انتقاد کرد.

ترامپ در ادامه تصمیم بریتانیا مبنی بر اعزام کشتی به تنگه هرمز پس از پایان جنگ را رویکردی نامناسب خواند.

رئیس جمهور ایالات متحده، درباره مذاکره با ایران اعلام کرد که اگر مقامات ایران خواهان مذاکره هستند، می‌توانند تماس بگیرند و این گفت‌وگوها حتی می‌تواند به‌سادگی از طریق تلفن انجام شود.

ترامپ خاطرنشان کرد، در ایران با ترکیبی از افراد منطقی و غیرمنطقی روبه‌رو هستیم، اما ابراز امیدواری کرد که آن‌ها در این شرایط «هوشمندانه» عمل کنند.

او در بخش دیگری از این مصاحبه به بررسی ابعاد حادثه تیراندازی در مراسم خبرنگاران کاخ سفید پرداخت.

ترامپ با اشاره به دشواری‌های تأمین امنیت چنین مراسمی، تأکید کرد که فرد مهاجم هرگز موفق به نزدیک شدن به سالن اصلی برگزاری رویداد نشده است.

بر اساس اطلاعات ارائه شده توسط وی، ضارب یک بیمار روانی بوده و خانواده‌اش نیز پیش‌تر از مشکلات روحی او آگاهی داشته‌اند.

ترامپ در پایان افزود که این حادثه تیراندازی در نهایت توانست فضای پرتنش آن شب را به فرصتی برای اتحاد تبدیل کند.

https://farsi.alarabiya.net/iran/2026/04/26العربیه فارسی

اعدام جنایتکارانه وحید بنی‌عامریان و یارانش؛ پیام ایستادگی برای سرنگونی رژیم ایران-فرانکفورتر روند شاو آلمان

 فرانکفورتر روند شاو: اعدام جنایتکارانه وحید بنی‌عامریان و یارانش؛ پیام ایستادگی برای سرنگونی رژیم ایران


وحید بنی عامریان فرمانده دلیر صحنه های سخت ، وفادار وسرفراز آلگو وراهنما
قهرمانان سربداری که تا آخرش ایستادند وفادار وجاودانه شدند

#وحيد_بنى‌عامريان ، فرمانده واحد مقاومت، پیش از اعدام بر تداوم مبارزه تا سرنگونی رژیم ایران تأکید کرد.

بیشتر⬇️
رژیم جنایتکار ایران در هراس از گسترش شعله‌های مقاومت، وحید بنی‌عامریان، مهندس ۳۴ساله و فرمانده واحدی از مجاهدین خلق را به همراه یارانش در زندان قزل‌حصار به دار آویخت. این قهرمان مقاومت که با شعار «زندگی چیزی جز عقیده و مبارزه نیست» به استقبال شهادت رفت، لرزه بر اندام استبداد حاکم انداخت. همزمان، رسانه‌های بین‌المللی از جمله فرانکفورتر روند شاو و شخصیت‌های برجسته آلمانی با حمایت از طرح ده‌ماده‌ای خانم مریم رجوی، اعدام‌های پیشگیرانه توسط جلادان رژیم را نشانه استیصال دیکتاتوری در برابراراده مردم ایران دانستند.

فرانکفورتر روند شاو: رژیم ایران از جنگ استفاده می‌کند تا زندانیان سیاسی را اعدام کند. وحید بنی‌عامریان رو به دوربین یک گوشی هوشمند می‌گوید. زندگی چیزی جز عقیده و مبارزه نیست، این‌ها آخرین سخنان مهندس برق ۳۴ساله، دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت، بود که به گوش افکار عمومی رسید. صبح ۴ آوریل- ۱۵ فروردین او در زندان قزل‌حصار در کرج، در شمال ایران، بر چوبه دار رفت. این مرد جوان عضو مقاومت مسلحانه بود و به‌عنوان فرمانده، یک واحد از مجاهدین خلق را که با رژیم می‌جنگید، هدایت می‌کرد. با کوکتل مولوتف و تفنگ. چنان‌که در گزارشی از شبکه خبری خصوصی فرانسوی BFM tV دیده می‌شود. او خطاب به ملاها رو به دوربین گفت: «مطمئن باشید که رژیم شما از سرنگونی نجات نخواهد یافت». همراه او پنج مرد دیگر از واحدش اعدام شدند؛ سه نفر از آنان پیش‌تر در دهه ۸۰ زندانی بودند، یکی از آنان حتی در دوران رژیم شاه نیز در زندان بود. صبح دوشنبه، ۲۰ آوریل- ۳۱ فروردین جلادان دو عضو دیگر مجاهدین خلق را اعدام کردند: حامد ولیدی و محمد معصوم‌شاهی، فرانکفورتر روند شاو افزود: با وجود قطع اینترنت در ایران، گهگاه گزارشهایی درباره حملات مسلحانه مخالفان به تأسیسات سپاه پاسداران یا سرویس‌های اطلاعاتی در کشور منتشر می‌شود. یک هفته پیش از آغاز جنگ، ۲۵۰مجاهد خلق به یکی از مقرهای خامنه‌ای در تهران حمله کرده بودند، چنان‌که رسانه‌های مختلف گزارش دادند. گفته می‌شود صد نفر از آنان بازداشت یا کشته شده‌اند. به‌تازگی هفت مرد بین ۱۸ تا ۲۱سال اعدام شدند که گفته می‌شود در ماه ژانویه، در چارچوب اعتراضات، به یک پایگاه نظامی حمله کرده بودند تا سلاح به دست آورند و با رژیم بجنگند. پیش از قطع اینترنت، ویدئوهای اعتراضی پرشماری به افکار عمومی جهان رسید که نشان می‌داد خشم مردم در خیابان‌ها به‌شکلی خشونت‌آمیز تخلیه می‌شود. فرانکفورتر روند شاو با اشاره به این‌که بمبارانها جلادان را متوقف نمی‌کند، افزوده است: فرانتس یوزف یونگ، وزیر دفاع پیشین آلمان از حزب دموکرات‌ مسیحی، می‌گوید: «آنها اکنون مردم را پیشگیرانه اعدام می‌کنند تا پس از پایان جنگ دیگر نتوانند برای رژیم خطرناک شوند». او سال‌هاست از مقاومت ایران حمایت می‌کند، از رژیم انتقاد می‌کند و نزد سیاستمداران و نیز در رویدادهای بین‌المللی برای تقویت پشتوانه مردم ایران تلاش می‌کند.
هرتا دویبلر-گملین وزیر پیشین دادگستری آلمان و یونگ از طرح ده‌ماده‌ای شورای ملی مقاومت ایران حمایت می‌کنند. دویبلر-گملین می‌گوید «طرح ده‌ماده‌ای یک دستورالعمل هدفمند و پیش‌برنده برای ساختن ایرانی دموکراتیک است». در این طرح، یک دولت مبتنی بر جدایی دین و دولت، ایران غیراتمی، دستگاه مستقل قضایی و حقوقی بر اساس استانداردهای بین‌المللی، «برابری جنسیتی» و «مشارکت برابر زنان در جایگاههای رهبری سیاسی» و هم‌چنین «خودمختاری کردستان ایران» مطالبه می‌شود. یونگ می‌گوید این مبنای خوبی است که همه می‌توانند بر سر آن توافق کنند.

دکترین «تنگه خیابان» بازتعریف امنیت، مهندسی سرکوب و هم‌زمانی سیاست‌های کنترل در ایران خروش جنگل | آوریل ۲۰۲۶

 دکترین «تنگه خیابان» بازتعریف امنیت، مهندسی سرکوب و هم‌زمانی سیاست‌های کنترل در ایران  خروش جنگل | آوریل ۲۰۲۶




 مقدمه: وقتی «خیابان» به محور امنیت تبدیل می‌شود

در حالی‌که تنش‌های منطقه‌ای در سطحی بی‌سابقه در جریان است، برخی اظهارات از درون ساختار قدرت در ایران نشان می‌دهد که تمرکز اصلی سیاست امنیتی نه بر مرزهای خارجی، بلکه بر مدیریت فضای داخلی و خیابان‌ها قرار گرفته است.

اظهاراتی مانند «تنگه خیابان»—که در برخی رسانه‌ها و تحلیل‌ها بازتاب یافته—نشان‌دهنده تغییری در ادبیات امنیتی است؛ تغییری که در آن، خیابان به‌عنوان محل اصلی مواجهه با بحران تعریف می‌شود.

این تغییر، در تحلیل برخی ناظران، به‌معنای انتقال کانون تهدید از بیرون به درون جامعه تلقی شده است.


 بخش اول: آرایش امنیتی در شهرها – از حضور انتظامی تا کنترل گسترده

گزارش‌های منتشرشده در روزهای آغازین سال ۱۴۰۵، از افزایش چشمگیر حضور نیروهای انتظامی و امنیتی در سطح شهرها حکایت دارد.

به‌گفته مقامات رسمی:

  • استقرار بیش از هزاران ایست و بازرسی
  • به‌کارگیری گسترده گشت‌های آشکار و پنهان
  • حضور ده‌ها هزار نیروی انسانی در معابر شهری

این سطح از حضور، در تحلیل‌ها به‌عنوان پادگانی‌شدن نسبی فضای شهری تعبیر شده است.

در چارچوب حقوق بین‌الملل، چنین اقداماتی می‌تواند با موضوعاتی چون:

  • آزادی تردد
  • امنیت فردی
  • و حریم خصوصی

در ارتباط قرار گیرد و نیازمند بررسی مستقل است.


 بخش دوم: بازداشت‌ها و گسترش تعریف «تهدید امنیتی»

هم‌زمان با این تحولات، گزارش‌هایی از بازداشت‌های گسترده با عناوین امنیتی منتشر شده است.

در این موارد، اتهاماتی چون:

  • ارتباط با رسانه‌ها
  • همکاری با نهادهای خارجی
  • یا استفاده از برخی ابزارهای ارتباطی

مطرح شده است.

در برخی گزارش‌ها حتی استفاده از فناوری‌هایی مانند اینترنت ماهواره‌ای به‌عنوان مصداق تهدید امنیتی تلقی شده است.

این روند، از نگاه نهادهای حقوق‌بشری، می‌تواند نشان‌دهنده گسترش دامنه تعریف تهدید و تأثیر آن بر حقوقی مانند:

  • آزادی بیان (ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر)
  • و دادرسی عادلانه (ماده ۱۴ میثاق ICCPR)

باشد.


 بخش سوم: اعدام‌ها در بستر امنیتی – هم‌زمانی، کارکرد و پیامدها

در ادامه این روند، اجرای احکام اعدام در پرونده‌های مختلف، توجه تحلیل‌گران را به خود جلب کرده است.

از جمله در گزارش‌ها به موارد زیر اشاره شده است:

 اعدام ۶ عضو کانون‌های شورشی:

وحید بنی‌عامریان، ابوالحسن منتظر، بابک علی‌پور، پویا قبادی، محمد تقوی و اکبر دانشورکار

(۱۰، ۱۱ و ۱۵ فروردین ۱۴۰۵)

 و متعاقب آن:

امیرحسین حاتمی، شاهین واحدپرست، محمدامین بیگلری و علی فهیم

 سایر نام‌های مطرح در گزارش‌ها:

عرفان کیانی، حامد ولیدی، محمد معصوم‌شاهی، امیرعلی میرجعفری، صالح محمدی، مهدی قاسمی، سعید داودی و سلطانعلی شیرزادی فخر

امیر حسین حاتمی قهرمان شورشگر تا آخرین نفس وآخرین قطره خون برای سرنگونی
مجاهدان شهید فرمانده حامد ولیدی و محمد معصوم شاهی


در بسیاری از این موارد، گزارش‌هایی درباره:

  • محدودیت دسترسی به وکیل
  • ابهام در روند دادرسی
  • و اتکا به اعترافات مورد مناقشه

مطرح شده است.

در همین چارچوب، برخی ناظران بر این باورند که هم‌زمانی این احکام با شرایط امنیتی و سیاسی، می‌تواند کارکردی فراتر از اجرای صرف قانون داشته باشد و در جهت ایجاد بازدارندگی اجتماعی تفسیر شود.

از سوی دیگر، برخی تحلیل‌ها معتقدند که برجسته شدن این پرونده‌ها، به‌طور ناخواسته می‌تواند توجه افکار عمومی را به جریان‌های سازمان‌یافته مخالف نیز جلب کند—برداشتی که در فضای تحلیل‌های سیاسی مورد بحث است.

جامعه جهانی در این رابطه باید حق دفاع مشروع آنها را برسمین بشناسد 


 بخش چهارم: اقلیت‌ها و مناطق پیرامونی – تشدید حساسیت امنیتی

گزارش‌ها همچنین از فشار بر برخی اقلیت‌های مذهبی و مناطق خاص حکایت دارد.

مواردی از:

  • بازداشت‌های طولانی‌مدت
  • بلاتکلیفی پرونده‌ها
  • و محدودیت در دسترسی به روند قانونی

گزارش شده است.

در کنار این موارد، برخی تحلیل‌ها به افزایش حساسیت امنیتی نسبت به مناطق قومی اشاره دارند و این روند را در چارچوب تحولات کلی امنیتی ارزیابی می‌کنند.

در این زمینه، موضوعاتی مانند:

  • آزادی مذهب
  • حقوق اقلیت‌ها
  • و حق دادرسی عادلانه

از منظر حقوق بین‌الملل اهمیت ویژه دارد.اما رژیم که با این مقدار بسنده نمیکند وبا پهباد وموشک دنبال نابودی اقلیت ها وملیت های دلیر ایران زمین است .راه حل هم مقابله وجنگاوری ودفاع تمام عیار از آزادی وکرامت انسان = آزادی است 


 بخش پنجم: تحلیل کلان – زنجیره اقدامات از خیابان تا زندان

اگر این تحولات را در کنار یکدیگر قرار دهیم، الگویی مشخص قابل مشاهده است:

افزایش حضور امنیتی در خیابان‌ها
✔ گسترش بازداشت‌ها
✔ اجرای احکام سنگین از جمله اعدام

این زنجیره، در تحلیل برخی ناظران، نشان‌دهنده نوعی یکپارچگی در سیاست‌های کنترل اجتماعی است. 

جمع‌بندی نهایی: از حق حیات تا حق دفاع مشروع

تحولات اخیر نشان می‌دهد که خیابان، بازداشت و سیاست کیفری، در یک چارچوب امنیتی یکپارچه قرار گرفته‌اند که در آن، رابطه میان دولت و جامعه به‌شکل بنیادین دستخوش تغییر شده است.

در چنین شرایطی، اصول بنیادین حقوق بشر—از جمله حق حیات، دادرسی عادلانه و کرامت انسانی—بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدید قرار دارند.

در چارچوب حقوق بین‌الملل، زمانی که این حقوق به‌صورت سیستماتیک نقض می‌شوند، مسئله حق دفاع فردی و جمعی در برابر تهدیدات علیه جان و امنیت نیز به‌عنوان یکی از موضوعات مورد بحث در میان حقوقدانان و ناظران بین‌المللی مطرح می‌شود.

بر همین اساس، بسیاری از تحلیل‌ها بر این نکته تأکید دارند که:

در شرایطی که امکان دسترسی به سازوکارهای عادلانه و قانونی محدود می‌شود، بحث درباره حق دفاع از جان و امنیت شهروندان، به یکی از محورهای مهم در گفتمان حقوق بشری تبدیل می‌شود.


🌍 خطاب به جامعه جهانی

امروز، بیش از هر زمان دیگری، مسئولیت جامعه جهانی در قبال این وضعیت برجسته است.

ادامه روندهای کنونی، این پرسش اساسی را مطرح می‌کند که:

 چگونه می‌توان از حقوق بنیادین انسان‌ها در شرایطی که به‌طور سیستماتیک نقض می‌شود، حمایت کرد؟

در این چارچوب، ضروری است که:

اصول منشور ملل متحد و حقوق بنیادین بشر
✔ از جمله حق حیات و امنیت فردی
✔ و نیز ضرورت حمایت از کرامت انسانی

در مرکز توجه و اقدام قرار گیرد.


 نتیجه‌گیری

در شرایط کنونی، زمان آن رسیده است که جامعه جهانی با نگاهی مسئولانه‌تر، نسبت به پیامدهای این رویکردها واکنش نشان دهد.

حفظ جان انسان‌ها، احترام به حقوق بنیادین، و جلوگیری از تشدید چرخه خشونت، نه‌تنها یک ضرورت اخلاقی، بلکه یک مسئولیت بین‌المللی است.

«حق حیات، خط قرمز انسانیت است»

                                            شهرام بهزادی 

۱۴۰۵ اردیبهشت ۴, جمعه

به یاد دکتر کاظم رجوی، دادخواه نخستین و شهید بزرگ حقوق‌بشر

 

به یاد دکتر کاظم رجوی، دادخواه نخستین و شهید بزرگ حقوق‌بشر

دکتر کاظم رجوی
دکتر کاظم رجوی

«عشق‌های بزرگ، انتخاب‌های بزرگ به‌دنبال دارند و این انتخاب‌ها جز با فداکاری‌های بزرگ به سرانجام نمی‌رسند».

این جملات، تنها یک توصیف شاعرانه نیست؛ بلکه عصاره‌ٔ زندگی مردی است که نامش با واژه‌ٔ «حقوق‌بشر» در تاریخ معاصر ایران گره خورده است. دکتر کاظم رجوی، شخصیتی متین، فرهیخته و سخت عاطفی بود که در میان دوراهی «قدرت و منصب» و «آرمان و شرف»، دومی را برگزید تا امروز به‌عنوان «شهید بزرگ حقوق‌بشر» در حافظهٔ ملی جای گیرد.

 

تکوین یک اندیشه بزرگ

کاظم رجوی در ۲۹بهمن ۱۳۱۲ در مشهد، شهر فرهنگ و تمدن، دیده به جهان گشود. دوران کودکی و نوجوانی او در فضایی سپری شد که عدالت‌خواهی و دانش، ارزش‌های بنیادین آن بودند. او که در جوانی تجربه‌ٔ تدریس در مدارس را داشت، خیلی زود دریافت که ریشه‌ٔ دردهای جامعه در بی‌عدالتی نهفته است. تأثیرپذیری او از نهضت ملی ایران به رهبری دکتر محمد مصدق، نخستین جرقه‌های فعالیت سیاسی را در وجود او روشن کرد؛ مسیری که در دوران تحصیل حقوق در دانشگاه تهران صیقل یافت.

نبوغ فکری وی زمانی آشکار شد که کتاب «مقدمه‌ای بر روانشناسی سیاسی ایران» را تألیف کرد. اما عطش او برای یادگیری و خدمت، او را به مهد دموکراسی و حقوق در اروپا کشاند. او با اخذ چندین مدرک دکترا در رشته‌های حقوق، علوم سیاسی و روابط بین‌الملل از دانشگاه‌های معتبر فرانسه و سوئیس، به یکی از معدود روشنفکرانی تبدیل شد که دانش آکادمیک را برای فعالیت علیه نظام سلطنتی به‌کار گرفت. تألیف بیش از ۱۲۰کتاب و رساله و تدریس در دانشگاه ژنو، از او چهره‌ای جهانی ساخته بود که زبان دیپلماسی را به‌خوبی می‌فهمید.

 

عشقی که محال را ممکن کرد

عشق در زندگی دکتر کاظم، معنایی فراتر از پیوند خونی داشت. پیوند او با برادرش، مسعود رجوی، آمیزه‌ای از عاطفه برادرانه و ایمان آرمانی بود. او در مسعود، گمشده‌ٔ سالیان خود و تجسم آرزوهای یک خلق محروم را می‌دید. دکتر کاظم گفته بود:

«به این برادر نه از جنبه برادری یعنی همخونی، بلکه به‌لحاظ عمل اجتماعی، شخصیت و توان مبارزاتی و مواضع مسعود افتخار می‌کنم. اگر می‌توانستم روزی صدبار او را به برادری انتخاب می‌کردم».

همین عشق سوزان بود که در سال ۱۳۵۰، او را به انجام یک مأموریت «غیرممکن» واداشت. زمانی که حکم اعدام مسعود رجوی در زندان شاه صادر شد، دکتر کاظم زمین و زمان را برای نجاتش از اعدام درنوردید. او با روحیه‌ای خستگی‌ناپذیر، از دبیرکل وقت سازمان ملل، کورت والدهایم، تا رؤسای جمهور و نهادهای بین‌المللی را بسیج کرد. فعالیت‌های او چنان وسیع بود که شاه تحت فشار بین‌المللی مجبور شد حکم اعدام مسعود را به حبس ابد تقلیل دهد. این نخستین پیروزی بزرگ دکتر کاظم در جبهه‌ٔ دفاع از حقوق‌بشر بود؛ خدمتی که اگر تنها کارنامه‌اش همین بود، برای درخشش نامش در تاریخ کافی بود.

 

سفیر معترض

پس از انقلاب ۱۳۵۷، دکتر کاظم به‌دلیل تخصص و وجاهت بین‌المللی‌اش، به‌عنوان نخستین سفیر ایران در مقر اروپایی سازمان ملل در ژنو منصوب شد. او هم‌زمان مسئولیت‌های دیپلماتیک در سنگال و کشورهای آفریقای غربی را نیز برعهده داشت. در این دوران، رژیم جدید تلاش کرد از اعتبار او برای منزوی کردن مقاومت و فشار بر برادرش استفاده کند.

روایت شده است که پیش از عزیمت به مأموریت سازمان ملل، خمینی او را به قم فراخواند و پیامی داد تا مسعود را به سازش وا دارد. خمینی می‌خواست با پیشنهاد پست‌های بالاتر، بین دو برادر جدایی بیندازد، ولی پاسخ دکتر کاظم، پاسخی از جنس عزت و شرافت بود.

او منصب سفارت را واگذاشت تا ثابت کند که کرسی قدرت در برابر پاسخ به ندای حقیقت‌طلبانه‌ٔ وجدان، پشیزی ارزش ندارد.

 

معماری دفاع بین‌المللی از حقوق‌بشر

دکتر کاظم با پیوستن به شورای ملی مقاومت، سنگر جدیدی بنا کرد. او نهادینه‌سازی دفاع از حقوق زندانیان سیاسی را مأموریت اصلی خود قرار داد. وی نخستین کسی بود که جنایات سیستماتیک رژیم را در مجامع جهانی فریاد زد. در سال ۱۳۶۲، با تلاش‌های بی‌وقفه‌ٔ او در نیویورک، زمینه‌ٔ تعیین نماینده ویژه سازمان ملل برای بررسی وضعیت حقوق‌بشر در ایران فراهم شد.

ثمره‌ٔ این مجاهدت‌ها، تصویب اولین قطعنامه محکومیت نقض حقوق‌بشر در سال ۱۳۶۴ بود. او حقوق‌بشر را از یک بحث تئوریک به یک «سلاح کارآمد» در مسیر آزادی تبدیل کرد. به جهانیان فهماند که پشت لبخندهای دیپلماتیک حاکمان تهران، چهره‌ای از سرکوب و شکنجه نهفته است.

 

«ما حقوق‌بشر را با خون‌هایمان می‌نویسیم»

فاشیسم دینی که توان مقابله با منطق حقوقی و نفوذ معنوی دکتر کاظم را نداشت، ترور را برگزید. در ۴ اردیبهشت ۱۳۶۹، در نزدیکی خانه‌اش در حومه سوئیس، جوخه‌های مرگ، پیکر این دانشمند فرهیخته را هدف گلوله قرار دادند.

تصویری که از آن لحظه در حافظه تاریخ ماندگار شده، «قرآن گلوله خورده»ای است که در جیب کت او بود. آن کتاب مقدس که با خون او رنگین شده بود، پیامی روشن داشت: او تا آخرین نفس بر سر عهد خود با خدا و خلق ایستاد. او پیش‌تر با آینده‌نگری و ژرفای ستودنی گفته بود:

«ما حقوق‌بشر را با خون‌هایمان می‌نویسیم»

شهادت او نه پایان، که آغازی بر یک کارزار جهانی بود. ترور او توسط ۱۶۲نماینده کنگره آمریکا و پارلمان اروپا محکوم شد و لوح یادبودی به پاس خدمات انسانی‌اش در قلب سوئیس نصب گردید. خون او چنان جوشان بود که دهه‌ها بعد، در سال ۲۰۲۰، پرونده ترور او به‌عنوان «جنایت علیه بشریت» و «نسل‌کشی» دوباره گشوده شد تا لرزه بر اندام قاتلان بیندازد.

 

حضور در هر دادخواهی

امروز اگر چه دکتر کاظم در خاک کربلا آرام گرفته است، اما روح او در هر فریاد دادخواهی، در هر قطعنامه علیه ظلم و در هر قدمی که برای آزادی برداشته می‌شود، حاضر است. او پلی میان اخلاق و عمل ساخت و نشان داد که می‌توان در بالاترین سطوح علمی و دیپلماتیک بود، اما هم‌چنان روحیه‌ای انقلابی و فداکار داشت.

عظمت خون دکتر کاظم، راهگشای ثبت قتل‌عام تابستان ۶۷ به‌مثابه «نسل‌کشی» و «جنایت علیه بشریت» شد. او به ما آموخت که حقیقت شاید زیر غبار مصلحت‌سنجی‌های سیاسی پنهان شود، ولی هرگز نمی‌میرد.

او بی‌گمان در هر دادخواهی علیه نظام اعدام و قتل‌عام زنده است و پیشاپیش ما می‌رزمد.


https://article.mojahedin.org/i/سازمان مجاهدین خلق ایران

۱۴۰۵ اردیبهشت ۲, چهارشنبه

سخنرانی مریم رجوی در پارلمان اروپا - گزارش تصویری

 سخنرانی مریم رجوی در پارلمان اروپا - گزارش تصویری

روز چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، در پارلمان اروپا، کنفرانسی با عنوان «اقدام عملی برای توقف اعدام‌ها» برگزار شد که در آن خانم مریم رجوی با حضور نمایندگان و شخصیت‌های اروپایی به ایراد سخنرانی پرداخت. این نشست با تمرکز بر وضعیت حقوق‌بشر در ایران، به‌ویژه موج فزاینده اعدام‌ها، برگزار شد و بر ضرورت واکنش فوری جامعه جهانی تأکید داشت.

در این برنامه، سخنرانان ضمن بررسی شرایط جاری، بر نقش مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته در مقابله با دیکتاتوری دینی تأکید کردند و خواستار اتخاذ سیاستی قاطع از سوی اروپا برای توقف اعدامها و حمایت از خواست آزادیخواهانه مردم ایران شدند. این گزارش تصویری، لحظاتی از این کنفرانس و سخنرانی را به تصویر می‌کشد.

https://news.mojahedin.org/i/سایت سازمان مجاهخدین خلق ایران