۱۴۰۵ تیر ۱۳, شنبه

۳ ژوئیه؛ از ارتفاع فدا تا راه‌حل سوم شهرام بهزادی قسمت سوم

 ۳ ژوئیه؛ از ارتفاع فدا تا راه‌حل سوم

بعضی روزها در تاریخ ملت‌ها، صرفاً یک تاریخ در تقویم نیستند؛ بلکه به نماد یک انتخاب تاریخی تبدیل می‌شوند. روزهایی که مرز میان تسلیم و مقاومت، میان معامله و ایستادگی، و میان فراموشی و ماندگاری را ترسیم می‌کنند. ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ از همین روزهاست؛ روزی که تنها پایان یک بحران نبود، بلکه اثبات این حقیقت بود که حقانیت، اگر با پایداری و فدا همراه شود، می‌تواند بر پیچیده‌ترین توطئه‌های سیاسی نیز غلبه کند.

از ۱۷ ژوئن تا ۳ ژوئیه ۲۰۰۳، مقاومت ایران یکی از دشوارترین آزمون‌های تاریخ خود را پشت سر گذاشت. بازداشت مریم رجوی در فرانسه، تنها یک اقدام قضایی نبود؛ حلقه‌ای از زنجیره فشاری بود که هدف آن، حذف آلترناتیوی بود که سال‌ها با پرداخت سنگین‌ترین بها، در برابر دیکتاتوری مذهبی ایستاده بود. تصور طراحان این پروژه آن بود که با فشار سیاسی و امنیتی می‌توانند مقاومت را از صحنه حذف کنند، اما آنچه رخ داد، درست عکس این محاسبه بود.

در آن روزها، مقاومت نه به خشونت متوسل شد و نه در برابر فشارها تسلیم گردید. پاسخ آن، اتکا به قانون، افکار عمومی، روشنگری سیاسی و پایداری سازمان‌یافته بود. همین ایستادگی، سرانجام در سوم ژوئیه به آزادی مریم رجوی انجامید؛ رخدادی که تنها آزادی یک فرد نبود، بلکه شکست پروژه‌ای بود که می‌خواست صدای یک مقاومت را خاموش کند.

اما اهمیت ۳ ژوئیه تنها در یک پیروزی حقوقی خلاصه نمی‌شود. این روز، نماد پیروزی یک اندیشه نیز بود؛ اندیشه‌ای که سال‌ها بعد، در قالب آنچه «راه‌حل سوم» نام گرفت، بیش از پیش معنا پیدا کرد.

سال‌هاست که درباره ایران، دو نسخه بیشتر از سوی برخی محافل مطرح می‌شود؛ یا جنگ خارجی و یا مماشات با حکومت. تجربه نشان داده است که هیچ‌یک از این دو، راه‌حل پایدار نبوده‌اند. جنگ، ویرانی و رنج مردم را به دنبال دارد و مماشات نیز به استمرار سرکوب، اعدام و صدور بحران از سوی حکومت انجامیده است.

در برابر این دو رویکرد، مقاومت ایران راه دیگری را مطرح کرده است؛ راهی که بر تغییر به دست مردم ایران و نیروی سازمان‌یافته آنان استوار است. این دیدگاه که از آن به عنوان راه‌حل سوم یاد می‌شود، نه به مداخله نظامی خارجی متکی است و نه به سازش با استبداد مذهبی. محور آن، اتکای مردم به توان خود، سازمان‌یافتگی اجتماعی، مقاومت مدنی و سیاسی و گذار به حاکمیت مردم است.

رخدادهای سال‌های اخیر نیز نشان داده‌اند که این بحث صرفاً یک شعار سیاسی نیست. از یک سو، تجربه جنگ‌ها در منطقه ثابت کرده است که مداخله نظامی، لزوماً به آزادی و دموکراسی منجر نمی‌شود. از سوی دیگر، تجربه دهه‌ها مذاکره و امتیازدهی نیز نشان داده است که سیاست مماشات، نه رفتار حکومت را تغییر داده و نه از شدت سرکوب داخلی کاسته است. در چنین شرایطی، اهمیت راه‌حلی که بر نقش مردم و یک آلترناتیو سازمان‌یافته تأکید می‌کند، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.

کنفرانس بزرگ ایران آزاد در پاریس و حضور گسترده شخصیت‌های سیاسی و پارلمانی از کشورهای مختلف، نشان داد که امروز بحث آینده ایران دیگر محدود به دوگانه جنگ یا مماشات نیست. حمایت از حقوق مردم ایران، تأکید بر وجود یک آلترناتیو سازمان‌یافته و استقبال از برنامه‌ای برای انتقال دموکراتیک قدرت، بیانگر آن است که نگاه‌های بین‌المللی نیز به‌تدریج بیش از گذشته به راه‌حل‌های مبتنی بر اراده مردم توجه نشان می‌دهند.

۳ ژوئیه، از این منظر، تنها یادآور یک پیروزی گذشته نیست؛ بلکه یادآور این حقیقت است که مقاومتی که بتواند از دشوارترین آزمون‌ها عبور کند، سرمایه‌ای برای آینده نیز خواهد ساخت. سرمایه‌ای که نسل‌های جدید، هر سال بیش از گذشته آن را بازخوانی می‌کنند و در جست‌وجوی پاسخ به این پرسش هستند که چگونه می‌توان بدون جنگ و بدون تسلیم، راهی به سوی آزادی گشود.

امروز، پس از بیش از دو دهه، آنچه از ۳ ژوئیه باقی مانده، تنها یک خاطره نیست؛ بلکه تجربه‌ای تاریخی است. تجربه‌ای که نشان می‌دهد مشروعیت، اعتبار بین‌المللی و اعتماد عمومی، در اتاق‌های مذاکره ساخته نمی‌شود، بلکه در میدان‌های سخت پایداری، در وفاداری به اصول و در آمادگی برای پرداخت هزینه شکل می‌گیرد.

۳ ژوئیه از همین رو، تنها یک پیروزی حقوقی نبود؛ اثبات یک راه بود. راهی که نشان داد میان جنگ و مماشات، گزینه سومی نیز وجود دارد؛ گزینه‌ای که بر مردم، مقاومت سازمان‌یافته، قانون، آزادی و حق تعیین سرنوشت استوار است. هرچه زمان می‌گذرد، این تجربه تاریخی بیش از پیش ارزش خود را نشان می‌دهد و یادآور می‌شود که آینده ایران، نه در سایه بمب و نه پشت میز معامله بر سر سرنوشت یک ملت، بلکه با اراده مردم و در پرتو آزادی و حاکمیت ملی رقم خواهد خورد.

شهرام بهزادی

معنای گسترش شکاف در حاکمیت و سرایت آن به مجلس خبرگان، حوزه‌های علمیه و بیت رهبریشهرام بهزادی قسمت دوم

 معنای گسترش شکاف در حاکمیت و سرایت آن به مجلس خبرگان، حوزه‌های علمیه و بیت رهبری


گسترش شکاف در حاکمیت بعد از جنگ وبعد مرگ خامنه ای و...

تحولات اخیر در هرم قدرت نظام ولایت فقیه، نشان‌دهنده سرریز شدن اختلافات عمیق و بنیادین باندهای حاکمیت به نهادهایی است که پیش از این تلاش می‌شد ویترینی از وحدت و اجماع ساختاری را به نمایش بگذارند. صدور بیانیه توسط اکثریت اعضای مجلس خبرگان و واکنش تند دبیرخانه آن، در کنار ورود صریح شورای عالی حوزه‌های علمیه به حوزه سیاست خارجی و مذاکرات، گویای گسستی آشکار در مواجهه با چالش‌های کلان و استراتژیک است. این رویارویی علنی نشان می‌دهد که خطوط قرمز حاکمیت به ابزاری برای کشمکش میان باندهای درونی تبدیل شده است.

زلزله در ساختار خبرگان

انتشار بیانیه‌ای با امضای ۶۳ نفر از اعضای مجلس خبرگان رهبری که معادل ۷۵ درصد از اعضای این نهاد به‌شمار می‌روند، یک خرق عادت در تاریخ این مجلس است. این اقدام بی‌سابقه، بلافاصله با واکنش تدافعی و شدید دبیرخانه خبرگان مواجه شد. دبیرخانه در بیانیه خود این حرکت را «غیرمرسوم» خواند و مدعی شد که این اقدام باعث ایجاد ابهام و چالش در جامعه و زیر سؤال رفتن سایر اعضا شده است؛ اعضایی که به ادعای دبیرخانه با اصل محتوا مخالفتی ندارند، بلکه به روش کار یا عدم اطلاع‌رسانی معترض بوده‌اند.

دبیرخانه با تأکید بر این‌که روال متداول انتشار بیانیه‌ها باید از طریق هیأت‌رئیسه، دبیرخانه یا صحن علنی با امضای رئیس مجلس خبرگان باشد، تلاش کرد تا وزن حقوقی این بیانیه اکثریت را کاهش دهد. اما فراتر از این بوروکراسی اداری، مخالفت علنی با عملکرد سه‌چهارم اعضای یک نهاد ساختاری، عمق انشقاقی را آشکار می‌کند که دیگر با مکانیزم‌های سنتی قابل کتمان نیست. هشدار پایانی دبیرخانه مبنی بر این‌که «امیدواریم در آینده مسیر این مجلس عظیم‌الشأن به سمتی که مطمح نظر دشمنان است کشیده نشود»، به‌وضوح بیانگر هراس از فرسایش اقتدار ولی‌فقیه در میان وفادارترین نیروهایش است.

رمزگشایی از ورود حوزه‌های علمیه به جنگ قدرت

هم‌زمان با تنش در مجلس خبرگان، مرکز مدیریت شورای عالی حوزه‌های علمیه نیز با صدور بیانیه‌ای تند، به موضوع یادداشت تفاهم و مذاکرات وارد شد. این بیانیه با استناد به عبارت «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم» پرده از اختلافات درون حاکمیت بر سر سیاست خارجی برداشت.

بر اساس این بیانیه، متن یادداشت تفاهم بارها میان بیت رهبری و شورای عالی امنیت ملی رفت و برگشت داشته و با وجود اصلاحات متعدد، متن نهایی نتوانسته رضایت کامل رأس حاکمیت را جلب کند. همین روایت نشان می‌دهد که حتی تصمیمات راهبردی نیز دیگر محصول یک اراده واحد نیست و شکاف به عالی‌ترین سطوح تصمیم‌گیری سرایت کرده است.

نگرانی از فردای انتقال قدرت؛ پژواک بحران در نزدیک‌ترین حلقه بیت

اگر بیانیه مجلس خبرگان و ورود حوزه‌های علمیه نشانه گسترش شکاف در نهادهای رسمی نظام باشد، اظهارات غلامعلی حدادعادل نیز از زاویه‌ای دیگر قابل تأمل است. حدادعادل که سال‌ها از نزدیک‌ترین چهره‌های حاکمیت بوده و نسبت خانوادگی با بیت رهبری دارد، در مراسم تشییع رهبر جمهوری اسلامی تأکید کرد:

«تشییع رهبری پایان راه نیست، بلکه آغاز راه دیگری است.»

این جمله، صرف‌نظر از انگیزه گوینده، از منظر سیاسی حامل پیامی روشن است. معمولاً زمانی بر «ادامه راه» تأکید می‌شود که نگرانی نسبت به شکل‌گیری این تصور وجود داشته باشد که پایان یک رهبر، می‌تواند به‌عنوان پایان یک دوره یا تزلزل در کل ساختار سیاسی تعبیر شود.

به بیان دیگر، هنگامی که یکی از نزدیک‌ترین افراد به هسته مرکزی قدرت ناچار می‌شود بر استمرار نظام پس از رهبر تأکید کند، این خود نشان می‌دهد که مسئله انتقال قدرت و حفظ انسجام ساختار، به یکی از دغدغه‌های جدی در بالاترین سطوح حاکمیت تبدیل شده است. چنین سخنی را باید در کنار اختلافات خبرگان، کشمکش‌های حوزه‌های علمیه و منازعات آشکار بر سر سیاست خارجی قرار داد؛ مجموعه‌ای از نشانه‌ها که تصویری از بحرانی عمیق‌تر را در رأس هرم قدرت ترسیم می‌کنند.

خط و نشان برای دولت پزشکیان

بخش دیگری از بیانیه شورای عالی حوزه‌های علمیه، لحنی آمرانه و تهدیدآمیز خطاب به مسعود پزشکیان و مسئولان سیاست خارجی اتخاذ کرده است. در این بیانیه تأکید شده که بر دولت «شرعاً، عقلاً و قانوناً لازم است» در صورت کوچک‌ترین نقض تعهدات از سوی طرف مقابل، فوراً از مذاکرات خارج شده و واکنشی قاطع نشان دهد.

این ادبیات تنها یک توصیه سیاسی نیست، بلکه بیانگر آن است که مراکز مختلف قدرت، هر یک خود را صاحب حق تعیین مسیر سیاست خارجی می‌دانند. نتیجه چنین وضعیتی، چندپارگی در تصمیم‌سازی و کاهش توان حکومت برای اتخاذ سیاستی منسجم در برابر بحران‌های داخلی و خارجی است.

جمع‌بندی

اصرار اکثریت اعضای مجلس خبرگان بر انتشار بیانیه‌ای مستقل، واکنش تدافعی دبیرخانه، ورود حوزه‌های علمیه به منازعه بر سر مذاکرات و تأکید یکی از نزدیک‌ترین چهره‌های بیت رهبری بر این‌که «تشییع رهبری پایان راه نیست، بلکه آغاز راه دیگری است»، همگی قطعات یک تصویر واحد را شکل می‌دهند؛ تصویری از حاکمیتی که اختلافات آن دیگر محدود به جناح‌های سیاسی نیست، بلکه به نهادهای حافظ مشروعیت و حتی نزدیک‌ترین حلقه‌های قدرت نیز سرایت کرده است.

چنین وضعیتی بیش از آنکه بیانگر یک اختلاف تاکتیکی باشد، از فرسایش تدریجی انسجام در رأس هرم قدرت حکایت دارد. هنگامی که نهادهای رسمی، مراکز مذهبی و شخصیت‌های نزدیک به بیت، هر یک ناگزیر می‌شوند درباره آینده ساختار، انتقال قدرت و استمرار نظام موضع‌گیری کنند، می‌توان دریافت که بحران از مرحله اختلاف‌های مقطعی عبور کرده و به مسئله‌ای راهبردی برای بقای نظام تبدیل شده است. این روند، در کنار فشارهای اقتصادی، اجتماعی و بین‌المللی، رژیم را در موقعیتی شکننده‌تر از گذشته قرار می‌دهد و چشم‌انداز تحولات آینده را بیش از پیش تحت تأثیر قرار خواهد داد.شهرام بهزادی

اعتبار بین‌المللی مقاومت؛ سرمایه‌ای که با فدا ساخته می‌شود، نه با معامله قسمت اول شهرام بهزادی

 


اعتبار بین‌المللی مقاومت؛ سرمایه‌ای که با فدا ساخته می‌شود، نه با معامله قسمت اول شهرام بهزادی



در جهان امروز، هیچ تحول بزرگ سیاسی را نمی‌توان جدا از محیط بین‌المللی تحلیل کرد. عصر کنونی، عصر درهم‌تنیدگی سیاست، اقتصاد، رسانه و افکار عمومی جهانی است. در چنین شرایطی، هر جنبشی که مدعی تغییر یک نظام سیاسی و جایگزینی آن با نظمی نوین باشد، ناگزیر باید علاوه بر برخورداری از پایگاه اجتماعی و توان سازمان‌دهی، از اعتبار بین‌المللی نیز برخوردار باشد. این اعتبار نه یک امتیاز تشریفاتی، بلکه یکی از مؤلفه‌های تعیین‌کننده در موفقیت یک آلترناتیو سیاسی است.

در طول تاریخ، جنبش‌های بسیاری با شعار آزادی آغاز شدند، اما تنها شمار اندکی توانستند از مرز اعتراض عبور کرده و به جایگاه یک آلترناتیو واقعی برسند. تفاوت میان یک جریان معترض و یک آلترناتیو ملی، در پاسخ‌گویی به مجموعه‌ای از الزامات نهفته است؛ الزاماتی که مشروعیت داخلی، سازمان‌یافتگی، برنامه روشن برای آینده و اعتماد جامعه جهانی از مهم‌ترین ارکان آن به‌شمار می‌روند.

مقاومت ایران طی بیش از چهار دهه گذشته، این مسیر دشوار را نه از طریق سازش و معامله، بلکه با پرداخت بهایی سنگین پیموده است. هزاران شهید، ده‌ها هزار زندانی سیاسی، سال‌ها تبعید، محاصره، حملات نظامی، جنگ روانی و تبلیغاتی و انواع توطئه‌های امنیتی، بخشی از هزینه‌ای بوده است که این مقاومت برای حفظ استقلال سیاسی و وفاداری به آرمان آزادی پرداخته است. درست به همین دلیل است که اعتبار بین‌المللی مقاومت ایران، محصول تبلیغات یا لابی‌گری نیست؛ بلکه حاصل کارنامه‌ای است که در برابر دیدگان جهان شکل گرفته است.

ویژگی برجسته مقاومت ایران در این مسیر، حفظ استقلال سیاسی و مالی بوده است. تجربه بسیاری از جنبش‌های سیاسی نشان داده است که وابستگی به قدرت‌های خارجی، هرچند ممکن است در کوتاه‌مدت منافعی ایجاد کند، اما در بلندمدت مشروعیت یک جنبش را از درون تهی می‌سازد. مقاومت ایران از آغاز بر این اصل پای فشرده که تغییر در ایران باید به دست مردم ایران و با اتکاء به نیروی سازمان‌یافته آنان صورت گیرد. همین استقلال، اعتماد بسیاری از شخصیت‌های سیاسی و حقوقی جهان را نسبت به این مقاومت افزایش داده است.

کنفرانس ایران آزاد در پاریس که هم‌زمان با سالگرد ۳۰ خرداد برگزار شد، تنها یک گردهمایی سیاسی نبود؛ بلکه بازتابی از جایگاه بین‌المللی مقاومتی بود که پس از سال‌ها آزمون، توانسته است اعتماد بخش قابل توجهی از سیاستمداران، قانون‌گذاران و مدافعان حقوق بشر را جلب کند. حضور شخصیت‌هایی از کشورهای مختلف و بیان مواضعی همسو درباره آینده ایران، نشان می‌دهد که مقاومت ایران دیگر صرفاً یک موضوع داخلی نیست، بلکه به یکی از موضوعات مورد توجه محافل سیاسی و پارلمانی جهان تبدیل شده است.

آنچه در سخنان شخصیت‌های شرکت‌کننده بیش از همه جلب توجه می‌کرد، تأکید بر چند محور مشترک بود: حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت خود، ضرورت پایان دادن به دیکتاتوری مذهبی، حمایت از آزادی و حقوق بشر و به‌رسمیت شناختن وجود یک آلترناتیو سازمان‌یافته با برنامه‌ای مشخص برای آینده ایران. همین اشتراک نظر، اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا نشان می‌دهد حمایت‌های بیان‌شده صرفاً ناشی از مخالفت با حکومت ایران نیست، بلکه بر پایه ارزیابی از توان و برنامه آلترناتیو نیز استوار است.

یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های مقاومت ایران، ارائه یک برنامه مشخص برای آینده است. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که سقوط یک حکومت، اگر با وجود یک برنامه روشن برای دوران انتقال همراه نباشد، می‌تواند به هرج‌ومرج یا بازتولید استبداد بینجامد. به همین دلیل، وجود برنامه‌ای که اصولی چون حاکمیت مردم، انتخابات آزاد، برابری زن و مرد، جدایی دین از دولت، استقلال قوه قضاییه، لغو مجازات اعدام، خودمختاری اقوام در چارچوب تمامیت ارضی ایران و پایبندی به حقوق بشر را در بر گیرد، یکی از عوامل مهم اعتماد بین‌المللی به مقاومت ایران محسوب می‌شود.

از سوی دیگر، اعتبار بین‌المللی زمانی معنا پیدا می‌کند که پشتوانه‌ای واقعی در داخل کشور نیز وجود داشته باشد. هیچ قدرت خارجی قادر نیست برای یک جریان سیاسی مشروعیت اجتماعی ایجاد کند. آنچه توجه جهانی را جلب می‌کند، استمرار مبارزه، حضور نیروهای سازمان‌یافته، پایداری زندانیان سیاسی، فعالیت شبکه‌های مقاومت و ایستادگی مردمی در برابر سرکوب است. در واقع، اعتبار جهانی زمانی شکل می‌گیرد که جهان یک واقعیت اجتماعی را مشاهده کند، نه صرفاً یک ادعا را.

در نقطه مقابل، حکومت ولایت فقیه طی سال‌های اخیر با انزوای فزاینده بین‌المللی روبه‌رو شده است. افزایش قطعنامه‌های حقوق بشری، نگرانی‌های جهانی نسبت به سرکوب داخلی، بحران مشروعیت و گسترش شکاف‌های درونی، همگی موجب شده‌اند که تصویر بین‌المللی این حکومت بیش از گذشته آسیب ببیند. در چنین شرایطی، هر اندازه اعتبار حکومت کاهش می‌یابد، اهمیت وجود یک آلترناتیو معتبر نیز بیشتر آشکار می‌شود.

البته اعتبار بین‌المللی، مقصد نهایی نیست؛ بلکه مسئولیتی بزرگ‌تر را نیز بر دوش هر آلترناتیو می‌گذارد. هرچه اعتماد جهانی افزایش یابد، انتظار از آن جریان برای حفظ استقلال، پایبندی به اصول دموکراتیک و پاسخ‌گویی نیز بیشتر خواهد شد. این همان آزمونی است که مقاومت ایران طی سال‌های طولانی کوشیده است با تکیه بر استقلال، سازمان‌یافتگی و استمرار مبارزه از آن سربلند بیرون آید.

در نهایت، باید گفت که اعتبار بین‌المللی را نمی‌توان خرید، هدیه گرفت یا با توافق‌های پشت‌پرده به دست آورد. این اعتبار، سرمایه‌ای تاریخی است که در گذر زمان و با پرداخت بهای سنگین ساخته می‌شود. مقاومت ایران امروز در جایگاهی قرار دارد که بخش مهمی از این اعتبار را از رهگذر چهار دهه ایستادگی، پایداری و پرداخت هزینه به دست آورده است. استمرار این مسیر، نه‌تنها برای آینده این مقاومت، بلکه برای آینده ایران نیز اهمیتی تعیین‌کننده خواهد داشت؛ زیرا در جهان امروز، موفقیت یک آلترناتیو تنها به توان داخلی آن وابسته نیست، بلکه به میزان اعتمادی نیز بستگی دارد که بتواند در افکار عمومی و محافل بین‌المللی نسبت به خود ایجاد کند.شهرام بهزادی

۱۴۰۵ تیر ۱۲, جمعه

۳ ژوئیه؛ از ارتفاع فدا تا فخامت شکوه

 

۳ ژوئیه؛ از ارتفاع فدا تا فخامت شکوه

۳ ژوئیه؛ از ارتفاع فدا تا فخامت شکوه
۳ ژوئیه؛ از ارتفاع فدا تا فخامت شکوه

بعضی روزها و رخ‌دادهایشان فکر کردنی و درس‌آموزند و هر سال باید گرامی‌شان داشت‌. تفکر و تأمل درباره‌ی این روزها و رخ‌دادهایشان ما را به حوادثی می‌برند که در شمول سرمایه‌ها و اندوخته‌های تاریخی و ملی ملت‌ها هستند. این روزها معمولاً از داغ و از عشق، از هجران و از وصال و از غم‌های بزرگ و سپس شادی‌های شکوه‌مند می‌آیند. چنین روزهایی خودشان روزگاری‌اند.

این روزها و روزگارانش همواره از کشاکش اصالت و ابتذال می‌آیند. تردیدی نباید کرد که جهان ما عرصه‌ی مداوم این کشاکش است.

 

و تاریخ ورق خورد و روز ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ / ۱۲ تیر ۱۳۸۲ از روزهای داغ و عشق، هجران و وصال و از غم‌های بزرگ و سپس شادی‌های شکوه‌مند آمد. آمدنش، شکستن پیاپیِ زنجیر معامله‌ها و وسعت دسیسه‌ها بود. چنان وسعت و زنجیره‌‌ای از معامله برای سربریدن مقاومت برای آزادی را فقط با وسعت پایداری، ژرفای مقاومت و ارتفاع فدای همه‌جانبه می‌شد پاسخ داد. پاسخ همه‌جانبه داده شد و هیمنه‌ی معامله و دسیسه و زدوبند درهم‌شکست. لبخند مریم رجوی در بعدازظهر روز ۳ ژوئیه در میان انبوه جمعیت به‌استقبال آمده، نماد تجسم‌یافته‌ی پاسخ همه‌جانبه و پیروزی بر حلقات دسیسه بود.

 

اصالت پایداری بر حق آزادی و اختیار، سماجت بر حقانیت قانونی و حقوق‌بشری و پافشاری بر استقلال سیاسی، عواملی هستند که بیش از ۴۵ سال است وفاداریِ به آن‌ها، انواع آزمایش‌ها را بر سر راه مقاومت بزرگ ایران قرار داده است. علت موفقیت نهایی در این مصاف داخلی و بین‌المللی، همان رمز و راز تفکرآمیز و تأمل‌برانگیر پیرامون روزها و رخ‌دادهایی است که خود به‌تنهایی روزگاری‌اند درس‌آموز و هماره گرامی‌داشتنی.

 

این درس و این گرامی‌داشت، از خود اصالت و پرسش‌گری و جاذبه ساطع می‌کند. اموری که پاسخ سرگشتگی‌ها در افول اصالت‌ها و مفاهیم است. تردید نباید داشت که رخ‌دادها از ۱۷ ژوئن تا ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ / ۲۷ خرداد تا ۱۲ تیر ۱۳۸۲ به‌سان مغناطیسی می‌ماند که نسل مشتاق نجات ایران از هرگونه دیکتاتوری را بر گرد خود فرامی‌خواند؛ چرا که نسلی که دنبال حقیقت میان جبهه‌های گوناگون سیاسی در ایران است، همواره خود را در معرض دو جبهه‌ی صددرصد رودرروی هم می‌بیند. در آن فاصله‌ی روزها، چیزی جز نبرد بزرگ و همه‌جانبه میان مقاومت ایران و رژیم ملایان و هم‌دستان دسیسه‌گر و معامله‌گرش نبود. پس از ۱۷ ژوئن و به‌دنبال آن روز بزرگ پیروزی در ۳ ژوئیه، شاهدیم که سال‌به‌سال نسل‌های جدید، حقیقت بیشتری را میان این مقاومت و حاکمیت آخوندی کشف می‌کنند و جذب راه و استراتژی و آرمان این مقاومت می‌شوند. بخشی از حامیان گسترده‌ی مقاومت بزرگ ایران در روز ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ در پاریس را نسل جدید مشتاق کشف حقیقت در صحنه‌ی سیاسی ایران تشکیل می‌دادند. این‌ها محصول وسعت پایداری، ژرفای مقاومت و ارتفاع فدای همه‌جانبه و مداوم طی ۴۵ سال گذشته هستند که تحقق ۳ ژوئیه یکی از قله‌های آن بود.

 

حقانیت و اصالت یک مبارزه‌ی طولانی، از ۱۷ ژوئن تا ۳ ژوئیه مهر قاطع تاریخی خورد. از آن پس پافشاری مقاومت ایران بر قانون و هماوردی با طرف‌های کودتا از طریق قانون و حقوق بین‌الملل، پس از سال‌ها کشاکش، درنهایت به‌نفع مقاومت ایران و پوچیِ پرونده‌ی دست‌ساز ملایان و خودفروختگان و معامله‌گران به پایان رسید.

 

 روز ۳ ژوئيه ۲۰۰۳ محصول روزهایی بود که عاطفه، وظيفه، همت و غيرت ملی و ميهنی،  با وسعت روشنگری، ژرفای پایداری و ارتفاع فدای همه‌جانبه توسط خانواده‌ی بزرگ مقاومت به‌هم آمیختند. روز فتح توفان‌های پرمهابت، به‌سپیده کشاندن شبانه‌های بی‌نهایت و به‌ثبت رساندن شکوه‌مندیِ پرفخامت بود. یکی از روزهایی که ایران‌زمین، دلیری و غرورش را با نمناکیِ شوق دیدگان، دیدار کرد و در آغوش کشید.https://radio.mojahedin.org/i/

۱۴۰۵ تیر ۹, سه‌شنبه

خبرهاوتحولات مهم روز ایران ،منطقه وجهان از سایت العربیه فارسی

خبرهاوتحولات مهم روز ایران ،منطقه وجهان از سایت العربیه فارسی 


۱۴۰۵ تیر ۸, دوشنبه

سخنرانی آقای ابراهیم مازندرانی در اجلاس شورای ملی مقاومت بعد از تظاهرات پیروزمند ۳۰ خرداد۱۴۰۵ یا ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ در پاریس

سخنرانی آقای ابراهیم مازندرانی در اجلاس شورای ملی مقاومت بعد از تظاهرات پیروزمند ۳۰ خرداد۱۴۰۵ یا ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ در پاریس


ابراهیم مازندرانی مسئول کمسیون اصناف شورای ملی مقاومت ایران

 خواهران و برادران، دوستان و یاران مقاومت،

پیش از هر چیز، برگزاری باشکوه کهکشان ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ را به رهبر مقاومت، برادر مسعود رجوی، به رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران، خانم مریم رجوی، و به خلق قهرمان ایران تبریک می‌گویم.

زیبا تر از همه برادر مسعود ۲۰ ژوئن امسال را توصیف کردند:

 با درود و سلام به یاران شورشگر و اشرف‌نشان

شما با وفا و پرداخت بها، از شر کثیر خیر عظیم درو کردید

سناریو و طرح مشترک بقایای شیخ و شاه و اصحاب مماشات را برملا

و به خود آنها برگرداندید

آری

کهکشان ۲۰ ژوئن تنها یک گردهمایی سیاسی نبود؛ نمایش قدرت یک مقاومت سازمان‌یافته و اثبات این حقیقت بود که آرمان آزادی ایران نه خاموش شده و نه به حاشیه رانده شده است.

اهمیت این رویداد تنها در حضور ده‌ها هزار ایرانی آزاده با همه  بهانه ها وممنوع کردن ها وبگیر وبه بندها  نبود. اهمیت آن علیرغم سانسور قرن ومماشات در انعکاسی بود که در سطح بین‌المللی یافت. خبرگزاری فرانسه (AFP)، رسانه‌ها و ناظران سیاسی ناگزیر شدند این حضور و این پیام را منعکس کنند. این خود نشان می‌دهد که مسئله ایران و مقاومت سازمان‌یافته آن، همچنان در کانون توجه افکار عمومی جهان قرار دارد.

دیروز شارل میشل، رئیس پیشین شورای اروپا، بوریس جانسون نخست‌وزیر پیشین انگلستان، دومینیک آتیاس رئیس پیشین کانون وکلای اروپا و فرانسه و شماری از وزرا، نمایندگان پارلمان‌ها، سناتورها و شخصیت‌های سیاسی و حقوقی، در سخنان خود بر حق مردم ایران برای آزادی، دموکراسی و حاکمیت مردم تأکید کردند. وبه عالی ترین بیان سیاست مماشات آغشته به نفت را محکوم کردند.

دوستان عزیز،

این حضور گسترده مردمی در این گرما واین ممانعت های غیر قانونی و این حمایت بین‌المللی، نه محصول تبلیغات، بلکه نتیجه۶دهه ایستادگی، فداکاری و پرداخت بهایی است که مقاومت ایران و  اشرف‌نشان‌ها پرداخته‌اند.

از بنیانگذاران کبیر سازمان تا شهیدان امروز، از زندان‌ها و قتل‌عام‌ها تا اشرف و اشرف ۳، این مقاومت با خون و رنج و پایداری ساخته شده است

آنچه جهان در ۲۰ ژوئن دید، تنها یک اجتماع بزرگ نبود؛ ثمره بیش از شصت سال مبارزه سازمان‌یافته برای آزادی بود به رهبری آقای مسعود رجوی ورئیس جمهوری برگزیده مقاومت ایران .

در روزهایی که سیاست مماشات بارها به مردم ایران خیانت کرده و بسیاری تلاش کرده‌اند میان مردم ایران و مقاومت آنان فاصله ایجاد کنند، کهکشان ۲۰ ژوئن یا۳۰ خرداد ۱۴۰۵ بار دیگر نشان داد که آلترناتیو دموکراتیک، سازمان‌یافته و دارای برنامه برای آینده ایران وجود دارد.

برنامه‌ای که در طرح ۱۰ ماده‌ای خانم مریم رجوی متبلور شده است؛ برنامه‌ای مبتنی بر حاکمیت مردم، جدایی دین و دولت، برابری زن و مرد، لغو مجازات اعدام، خودمختاری اقوام در چارچوب وحدت ملی و احترام به حقوق‌بشر

.که دیروز شخصیت های برجسته بین المللی به عالی ترین صورت ممکن  به آن گواهی دادند

خواهران و برادران،

امروز بیش از هر زمان دیگری روشن است که بحران اصلی رژیم نه تحریم‌هاست، نه جنگ و نه اختلافات خارجی.

بحران اصلی، وجود مردمی است که آزادی می‌خواهند و مقاومتی است که پس از دهه‌ها سرکوب، همچنان ایستاده و راه‌حل دموکراتیک خود را به جهان ارائه می‌کند.

آری اثبات شد که نه جنگ ونه مماشات راه حل نیست راه حل دولت موقت وجمهوری دمکراتیک شورای ملی مقاومت است

زنده باد آزادی

زنده باد مقاومت سازمان‌یافته مردم ایران