۱۴۰۴ اسفند ۲۷, چهارشنبه

گزیده گزارشات و مقالات جنگ مقاومت وآلترناتیو وخلق به پا خاسته از سایت سازمان مجاهدین خلق ایران

 گزیده گزارشات و مقالات جنگ ، مقاومت وآلترناتیو وخلق به پا خاسته از سایت سازمان مجاهدین خلق ایران 

گزیده مجاهد

ترور لاریجانی آغاز مرحله‌ای خطرناک‌تر برای جمهوری اسلامی است؟

 ترور لاریجانی آغاز مرحله‌ای خطرناک‌تر برای جمهوری اسلامی است؟


علی لاریجانی AFP - ANWAR AMRO

بر اساس گزارش رسانه‌های بین‌المللی از جمله لوموند، نیویورک تایمز و لاکروا، کشته شدن علی لاریجانی اگرچه ضربه‌ای مهم به ساختار سیاسی ـ امنیتی جمهوری اسلامی محسوب می‌شود، اما به باور بسیاری از تحلیلگران نه‌ تنها به فروپاشی نظام منجر نمی‌شود، بلکه می‌تواند به رادیکال‌تر شدن قدرت، کاهش کانال‌های دیپلماتیک و افزایش ابهام در رفتارهای آینده تهران بینجامد.

سه هفته پس از کشته شدن علی‌ خامنه‌ای در نخستین حملات اسرائیل و آمریکا، روزنامۀ لوموند در مطلبی دربارۀ  کشته شدن علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، و پی‌آمدهای آن نوشته است که اسرائیل این عملیات را بخشی از راهبرد خود برای «تضعیف و فروپاشی» جمهوری اسلامی معرفی کرده است. لوموند می افزاید : با این حال، شماری از تحلیلگران اروپایی بر این باورند که حذف چهره‌هایی مانند لاریجانی، اگرچه می‌تواند به اختلال در ساختار سیاسی- امنیتی ایران بینجامد، اما لزوماً به سقوط نظام این کشور منجر نخواهد شد.

لوموند سپس به نقل از دومینیک دو ویلپن، وزیر خارجه پیشین فرانسه، افزوده است که سیاست ترورهای هدفمند، نمی‌تواند جایگزین یک راهبرد سیاسی شود و حتی ممکن است به پیامدهایی چون «افزایش پنهان‌کاری، انتقام‌جویی و تشدید رفتارهای نامتقارن» از سوی جمهوری اسلامی منجر شود. لوموند همچنین بر ظرفیت بالای بازتولید رهبران در ساختار قدرت ایران تأکید کرده و  سپس به نقل از مهرزاد بروجردی، استاد علوم سیاسی در ایالات متحد آمریکا، ساختار حاکمیتی ایران را متشکل از هزاران نفر در سطوح مختلف توصیف کرده و مدعی شده که حذف چند مقام ارشد به‌تنهایی نمی‌تواند زمینه‌ساز قیام عمومی شود، به‌ویژه در شرایطی که تجربه سرکوب‌های خونین اخیر همچنان در ذهن جامعه باقی است.

لوموند در عین حال از برخی سناریوهای بدبینانه در آینده‌ای سخن می‌گوید که در آن جمهوری اسلامی، در عین تضعیف، به نظامی بسته‌تر، غیرشفاف‌تر و دشوارتر برای تحلیل و تعامل تبدیل می‌شود. روزنامۀ فرانسوی می‌نویسد  : اگر چه لاریجانی چهره‌ای میانه‌رو تلقی نمی‌شد، اما یکی از معدود واسطه‌های قابل گفتگو با تهران به شمار می‌رفت. حذف او می‌تواند به محدود شدن کانال‌های دیپلماتیک و افزایش ابهام در رفتارهای آینده جمهوری اسلامی منجر شود.

در تحلیلی جداگانه دربارۀ مرگ علی لاریجانی نشریات انگلیسی زبان از جمله نیویورک تایمز نوشته‌اند، علی لاریجانی نقشی محوری در هدایت سیاست‌های امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی ایران داشت به ‌ویژه در هفته‌های اخیر که او مسئولیت هماهنگی پاسخ تهران به حملات آمریکا و اسرائیل را برعهده گرفته بود. جاناتان شانزر، از اندیشکدۀ «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها»، می‌گوید که از نظر علی خامنه‌ای، لاریجانی باید ادامه‌دهندۀ انقلاب اسلامی می بود ولی با مرگ او این نقش به ‌طور جدی مختل شده است.

لاریجانی که سابقه عضویت در سپاه پاسداران، ریاست مجلس و هدایت مذاکرات هسته‌ای را در کارنامه داشت، از چهره‌های باسابقه و اثرگذار در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به‌ شمار می‌رفت. او همچنین به‌دلیل نقش احتمالی در سرکوب اعتراضات و برخی عملیات منطقه‌ای، هدف تحریم‌های آمریکا قرار گرفته بود.

روزنامۀ تایمز اسرائیل با استناد به ارزیابی منابع امنیتی این کشور، ترور لاریجانی را بخشی از راهبردی گسترده برای قطع زنجیرۀ فرماندهی سیاسی، ایدئولوژیک و عملیاتی جمهوری اسلامی دانسته است. مئیر بن‌شبات، مشاور پیشین امنیت ملی اسرائیل، این وضعیت را «بحرانی بی‌سابقه» برای ساختار قدرت ایران توصیف کرده است.

با این حال، کارشناسان هشدار می‌دهند که چنین ضرباتی لزوماً به فروپاشی نظام منجر نمی‌شود. تجربه گروه‌های هم‌پیمان ایران مانند حماس و حزب‌الله نشان داده که حتی پس از حذف رهبران ارشد، این ساختارها همچنان قادر به ادامه فعالیت هستند.

مایکل ماکوفسکی، رئیس «مؤسسه یهودی امنیت ملی آمریکا»، می‌گوید که مرگ لاریجانی ممکن است مردم ایران را به اعتراضات دوباره تشویق کند، هر چند آینده همچنان ناروشن است. با مرگ لاریجانی از یک سو، نفوذ عمیق اطلاعاتی اسرائیل در ساختارهای حساس جمهوری اسلامی آشکارتر شده و از سوی دیگر، نبود یک آلترناتیو روشن و ترس از سرکوب، همچنان موانع جدی بر سر شکل‌گیری یک خیزش گسترده به شمار می‌رود. در مجموع، اگرچه ترور علی لاریجانی ضربه‌ای مهم به قلب ساختار قدرت جمهوری اسلامی محسوب می‌شود، اما این‌که این ضربه بتواند به فروپاشی نظام بینجامد، همچنان محل تردید است و به تحولات آینده بستگی دارد.

روزنامۀ فرانسوی لاکروا نیز در مطلبی در خصوص پی‌آمدهای مرگ لاریجانی یادآور شده است که این چهره کلیدی برغم شهرتش به عملگرایی با سرکوب خونین اعتراضات ژانویه گذشته که هزاران کشته برجای گذاشت پیوند خورده بود. لاکروا نیز مانند اغلب جراید بین‌المللی مرگ لاریجانی را برابر با سقوط جمهوری اسلامی نمی داند و حتی بعید نمی‌داند که این رویداد پی‌آمدهای معکوس داشته باشد.  لاکروا به نقل از برخی ناظران منطقه‌ای افزوده است : علی لاریجانی نه ‌تنها یک مقام ارشد، بلکه یکی از معدود واسطه‌های قابل گفتگو با کشورهای منطقه، از جمله عمان و عربستان سعودی، بود و حذف او می‌تواند کانال‌های دیپلماتیک را محدودتر کند.

ار اف ای 

https://www.rfi.fr/fa/

وزیر دفاع اسرائیل کشته‌شدن وزیر اطلاعات ایران را تائید کرد

وزیر دفاع اسرائیل کشته‌شدن وزیر اطلاعات ایران را تائید کرد

وزیر دفاع اسرائیل کشته‌شدن اسماعیل خطیب وزیر اطلاعات ایران را تائید کرد

کاتس: ضربات علیه ایران ادامه خواهد داشت

 یسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل اعلام کرد اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات ایران، شامگاه گذشته در پی حملات هوایی به تهران کشته شد.

کاتس چهارشنبه 27 اسفند تأکید کرد ضربات علیه ایران ادامه خواهد داشت و شدت آن افزایش می‌یابد.

منابع اسرائیلی پیش‌تر گزارش داده بودند وزیر اطلاعات ایران هدف یک حمله‌ به یک آپارتمان در تهران قرار گرفته است.

طبق گزارش «سی‌ان‌ان»، یک مقام اسرائیلی نیز از «هرج و مرج گسترده» در نظام ایران پس از هدف قرار گرفتن رهبران آن خبر داده و تأکید کرد کشته‌شدن علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، حامل یک پیام واضح است که «هیچ مکان امنی برای رهبران ایران وجود ندارد».

 العربیه فارسی

https://farsi.alarabiya.net/middle-east/2026/03/18

۱۴۰۴ اسفند ۲۶, سه‌شنبه

شادی صدر: همه چیز کاملاً مطابق دفترچه اضطرار پیش می‌رود

 شادی صدر: همه چیز کاملاً مطابق دفترچه اضطرار پیش می‌رود

حساب ایکس شادی صدر ۱۴۰۴/۱۲/۲۵
حساب ایکس شادی صدر ۱۴۰۴/۱۲/۲۵

حساب ایکس شادی صدر ۱۴۰۴/۱۲/۲۵

تعداد زیادی از دوستان از ترکیب کمیته عدالت انتقالی رضا پهلوی متعجب شده‌اند. اما من از تعجب آنها متعجب شدم. به‌نظرم ترکیب عدالت انتقالی‌اش با ترکیب کنگره اقوام‌اش کاملاً به هم می‌آمدند؛ و البته با ترکیب سایر چیزها.

همه‌چیز کاملاً مطابق دفترچه اضطرار پیش می‌رود.

حساب ایکس شادی صدر ۱۴۰۴/۱۲/۲۵


شادی امین: حکم حاکم بزرگ، میتی کومان

 شادی امین: حکم حاکم بزرگ، میتی کومان

حساب ایکس شادی امین
حساب ایکس شادی امین

حساب ایکس شادی امین ۱۴۰۴/۱۲/۲۵

حکم حاکم بزرگ، میتی کومان

مخابره شده از قرارگاه پاریس

حساب ایکس شادی امین


شیرین نریمان: عجب آش شله قلمکاریه

 

شیرین نریمان: عجب آش شله قلمکاریه

حساب ایکس شیرین نریمان- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
حساب ایکس شیرین نریمان- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴

حساب ایکس شیرین نریمان- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴

تصور کنید شیرین عبادی برنده جایزه صلح در کنار ایرج مصداقی دستیار لاجوردی. کسیکه جوانان را در کنار پاسدارها شکار می‌کرد و در بازجویی و غیره شرکت می‌کرد.

با اعتراف یکی از نوع همکاران مصداقی (الهه ف) نقل می‌کنم که تک تکشون برای اثبات بریدگیشون به مراکز اعدام برای تیر خلاص زدن برده می‌شدند. هیچوقت شیرین عبادی و امثالهم برای من شاخص نبودند چون وقتی که امکان حرف زدن و نمیزنی به درد زباله‌دان تاریخ می‌خوری.

ولی اونهایی که فکر می‌کردند شیرین عبادی کسی هست.

حساب ایکس شیرین نریمان- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴


"پنج زن" پنج هندسه‌ی قدرت"

"پنج زن" پنج هندسه‌ی قدرت"

پنج زن وپنج هندسه قدرت عادل عبیات

قدرت پیش از آن‌که یک موقعیت باشد، نوعی هندسه است، نظمی نادیدنی که تعیین می‌کند چه کسی در مرکز بایستد و چه کسی در حاشیه بماند، چه صدایی شنیده شود و چه صدایی محو. تاریخ زنان بیش از آن‌که تاریخ حضورِ در قدرت باشد، که تاریخِ نزدیک‌شدن به قدرت است، لمس‌کردن مرکز و بازگشتن به همان حاشیه‌ای که قرن‌ها برایشان تعریف شده بود. در یک قرن گذشته، زنان توانسته‌اند وارد میدان‌هایی شوند که پیش‌تر در انحصار مردان بود، اما پرسش هنوز پابرجاست، پرسشی که در آمارها گم می‌شود و در تیترها حل، آیا این هندسه تغییر کرده است، یا فقط جای ایستادن‌ها جابه‌جا شده‌اند. پیش از آن‌که زن بتواند در قدرت بایستد، باید از تعریفی که قدرت برای او ساخته بود رها می‌شد. سیمون دوبوار این گسست را نه در خیابان و نه در دولتِ فرانسه، که در زبان رقم زد. او زن را از قلمرو طبیعت بیرون کشید و به تاریخ پرتاب کرد، بر بزنگاهی که دیگر هیچ‌چیز بدیهی نیست و هر چیز می‌تواند بازنویسی شود. با این حرکت او یکی از قدیمی‌ترین ستون‌های مردسالاری را لرزاند، این باور که زن، همان است که هست، چون چنین زاده شده است. دوبوار نشان داد که زن ساخته می‌شود و آن‌چه ساخته می‌شود، می‌تواند دوباره ساخته شود. اما این هندسه هرچند معنا را جابه‌جا کرد، اما به قدرت دست نزد. در تلاشِ دوبوار زبانِ قدرت تغییر کرد، اما ساختارها باقی ماندند. زن توانست خود را از تعریف مردانه جدا کند، اما هنوز در جهانی زندگی می‌کرد که قواعدش پیش از او نوشته شده بود. در واقع دوبوار آغاز کرد ولی پایان نداد، دری را گشود، اما از آن عبور نکرد. در لندن، زن دیگر در حاشیه‌ی اندیشه نماند، که وارد مرکز دولت شد، از مسیر یک حزب. تاچر نشان داد که زن می‌تواند همان‌قدر قاطع، همان‌قدر بی‌رحم و همان‌قدر مصمم باشد که قدرت از او انتظار دارد. او نه چونان استثنا، که همچون حاکم ظاهر شد. در تلاشِ مارگارت تاچر ، زن دیگر موضوع بحث نبود، که فاعل تصمیم بود. اقتصاد را بازچید، جنگ را پذیرفت و دولت را به شکلی پیش برد که کمتر کسی پیش از او جرأتش را داشت. اما در دل این قدرت، یک سکوت باقی ماند. تاچر قدرت را اجرا کرد، اما آن را بازنویسی نکرد. او در همان هندسه‌ای ایستاد که پیش از او ساخته شده بود، هندسه‌ای که قواعدش مردانه تعریف شده بود و برای ماندن، باید همان قواعد را می‌پذیرفت. در این کنش، زن به قدرت رسید، اما قدرت زنانه نشد. هندسه باقی ماند، فقط نقطه‌ای در آن تغییر کرد. در دهلی، قدرت نه از دل رقابت، که از دل حافظه بیرون می‌آید. نام‌ها در هند وزن دارند و تاریخ از مسیر خانواده‌ها ادامه پیدا می‌کند. ایندیرا گاندی در چنین هندسه‌ای ایستاد، در جغرافیایی که قدرت پیش از آن‌که انتخاب شود، منتقل می‌شود. او این قدرت را به‌سادگی حمل نکرد، آن را به کار گرفت، آن را گسترش داد و در لحظاتی آن را به نهایت رساند. اما حتی در اوج اقتدار، چیزی تغییر نکرد. هندسه همان هندسه‌ی قدیمی باقی ماند، قدرت همچنان از مسیرهای آشنا عبور می‌کرد. او در سنت ایستاد، اما سنت را نشکست. زن در مرکز بود، اما مرکز همان مرکز باقی ماند. در هند و در تلاشِ ایندیرا گاندی، قدرت به زن رسید، اما زن به مالک قدرت تبدیل نشد. در برلین در قلب یک کشور دمکراتیک، قدرت نه صدایی داشت و نه ساکنی را جابجا کرد، که آرام، دقیق و بی‌صدا عمل می‌کرد. آنگلا مرکل در این هندسه ظاهر شد، اما نه با کاریزما نه حتا با شور، که با انضباط و مدیریت. او در دل یکی از پیچیده‌ترین ساختارهای سیاسی جهان ایستاد و آن را نگه داشت. قدرت در دستان او پایدار شد، بحران‌ها مهار شدند و دولت ادامه یافت. اما این ادامه، در دل همان ساختار رخ داد. مرکل قدرت را مدیریت کرد، نه آن را بازآفرینی. در تلاشِ او زن به قدرت تسلط یافت، اما هندسه را تغییر نداد، که آرام کرد. اما در خاورمیانه، مسئله دیگر ورود به قدرت نیست.در خاورمیانه قدرت نه یک موقعیت،که یک میراث سخت است،چیزی که قرن‌ها با مردان تعریف شده،با بدن مردانه،با زبان مردانه، با فرمان مردانه. در چنین میدانی زن اگر وارد قدرت شود،یک استثناست. اما اگر ساختار را تغییر دهد، یک انقلاب است. در این انقلاب زن نه چونان نماد یا سهمی از قدرت، که همچون قاعده ظاهر می‌شود.قدرت دیگر بر محور مردان سازمان نمی‌یابد، که زنان به مرکز تصمیم‌گیری تبدیل می‌شوند، نه از مسیر بخشش، که از راه بازنویسی دوباره‌ی قدرت. در این هندسه مردان حذف نمی‌شوند، اما دیگر مرکز نیستند. قواعد تغییر کرده‌اند،مسیرها جابه‌جا شده‌اند و آن‌چه پیش‌تر بدیهی بود،فرو ریخته است. با مریم رجوی قدرت تقسیم نشد، که قدرت از نو ساخته شد و با همین منطق است که زن دیگر وارد قدرت نمی‌شود،که قدرت به زبان زن بازنویسی می‌شود.
 

ادامه‌ی مطلب را در زیر بخوانید. 


پنج زن وپنج هندسه قدرت عادل عبیات