۱۴۰۴ اسفند ۲۴, یکشنبه

چرا بسیاری از تحلیلگران غربی نقش مردم و مقاومت سازمان‌یافته را نادیده می‌گیرند؟

 چرا بسیاری از تحلیلگران غربی نقش مردم و مقاومت سازمان‌یافته را نادیده می‌گیرند؟


خورشید تابان آزادی در حال دمیدن است

در بسیاری از تحلیل‌هایی که درباره آینده ایران در رسانه‌ها و مراکز مطالعاتی غرب منتشر می‌شود، تمرکز اصلی بر رقابت میان دولت‌ها و موازنه قدرت در سطح بین‌المللی است. در این تحلیل‌ها معمولاً تصمیم‌های واشنگتن، تل‌آویو یا ساختار قدرت در تهران محور اصلی بررسی قرار می‌گیرد، در حالی که یک متغیر مهم کمتر دیده می‌شود: نقش مردم و نیروهای سیاسی سازمان‌یافته در داخل کشور.

این نادیده گرفتن تنها نتیجه یک خطای تحلیلی نیست، بلکه ترکیبی از چند عامل سیاسی، اقتصادی و روش‌شناختی است.


۱. ملاحظات سیاسی و سیاست مماشات

در بسیاری از دوره‌ها، دولت‌های غربی تلاش کرده‌اند با حکومت ایران از طریق مذاکره یا سیاست‌های تنش‌زدایی تعامل کنند. در چنین فضایی، برجسته کردن نقش نیروهای مخالف حکومت یا آلترناتیوهای سیاسی می‌تواند با این سیاست‌ها در تضاد قرار بگیرد.

به همین دلیل در برخی تحلیل‌ها ترجیح داده می‌شود تحولات ایران بیشتر در چارچوب رفتار دولت ایران بررسی شود، نه در چارچوب تغییرات سیاسی در داخل جامعه.


۲. منافع اقتصادی و نگاه تجاری

ایران با داشتن منابع عظیم انرژی و بازار بزرگ مصرفی، همواره برای بسیاری از شرکت‌ها و اقتصادهای غربی اهمیت اقتصادی داشته است. در برخی دوره‌ها این منافع اقتصادی باعث شده است که نگاه سیاست‌گذاران و حتی برخی مراکز پژوهشی بیشتر بر مدیریت روابط با حکومت موجود متمرکز شود، نه بر بررسی سناریوهای تغییر سیاسی.

چنین رویکردی به‌طور طبیعی باعث می‌شود نقش نیروهای مخالف حکومت یا تحولات اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گیرد.


۳. محدودیت‌های اطلاعاتی و سانسور واقعیت‌ها

ایران یکی از بسته‌ترین محیط‌های رسانه‌ای در منطقه است. دسترسی خبرنگاران و پژوهشگران خارجی به اطلاعات دقیق درباره تحولات اجتماعی، شبکه‌های اعتراضی یا فعالیت‌های سیاسی مخالف حکومت بسیار محدود است.

این محدودیت باعث می‌شود بسیاری از تحلیل‌ها بر منابع رسمی یا داده‌های محدود تکیه کنند و در نتیجه تصویر کامل‌تری از تحولات اجتماعی در ایران ارائه نشود.


۴. نگاه دولت‌محور در تحلیل‌های ژئوپلیتیک

بخش بزرگی از تحلیل‌های روابط بین‌الملل بر اساس مدل‌های کلاسیک نوشته می‌شود که در آن دولت‌ها بازیگران اصلی هستند. در چنین چارچوبی، نیروهای اجتماعی، جنبش‌های سیاسی یا شبکه‌های مقاومت کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند.

این رویکرد باعث می‌شود تحلیل‌ها بیشتر بر قدرت نظامی، اقتصاد دولتی و تصمیم رهبران سیاسی تمرکز داشته باشند.


۵. احتیاط در پیش‌بینی تغییرات سیاسی

پس از تجربه‌هایی مانند جنگ عراق یا تحولات افغانستان، بسیاری از تحلیلگران غربی در پیش‌بینی تغییرات سریع سیاسی محتاط‌تر شده‌اند. همین احتیاط باعث می‌شود برخی تحلیل‌ها نقش نیروهای مخالف حکومت را کمتر برجسته کنند و بیشتر بر سناریوهای محافظه‌کارانه تمرکز کنند.


نتیجه

نادیده گرفتن نقش مردم و نیروهای سیاسی داخلی می‌تواند تصویر ناقصی از آینده ایران ارائه دهد. تجربه تاریخی نشان داده است که در بسیاری از کشورها تغییرات سیاسی زمانی رخ داده که فشارهای خارجی با تحولات اجتماعی و سیاسی در داخل کشور هم‌زمان شده است.

بنابراین هر تحلیل واقع‌بینانه درباره آینده ایران باید سه عامل را به‌طور هم‌زمان در نظر بگیرد:

  • تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی

  • ساختار قدرت در داخل حکومت

  • و مهم‌تر از همه نقش مردم و نیروهای سیاسی سازمان‌یافته.                             شهرام بهزادی

معادله آینده ایران مردم، مقاومت سازمان‌یافته و مشروعیت جهانی

معادله آینده ایران مردم، مقاومت سازمان‌یافته و مشروعیت جهانی


 آینده ایران در نقطه تلاقی سه نیرو

تحولات آینده ایران را نمی‌توان تنها در چارچوب رقابت‌های ژئوپلیتیک یا درگیری‌های نظامی تحلیل کرد. تجربه تاریخی نشان داده است که تغییرات سیاسی پایدار معمولاً در نقطه‌ای شکل می‌گیرد که چند عامل به‌طور هم‌زمان به یکدیگر برسند.

در مورد ایران نیز آینده کشور احتمالاً در نقطه تلاقی سه عامل مهم شکل خواهد گرفت.

۱. فشار سیاسی و دیپلماتیک بین‌المللی

فشار خارجی در اینجا به معنای مداخله نظامی یا جنگ نیست. منظور مجموعه‌ای از اقدامات سیاسی و دیپلماتیک است که می‌تواند بر رفتار حکومت‌ها تأثیر بگذارد. این اقدامات می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • حمایت از حقوق بشر در ایران

  • محکوم کردن سرکوب اعتراضات

  • لیست گذاری سپاه پاسداران در لیست تروریستی

  • فشار سیاسی برای پایان دادن به نقض حقوق شهروندان

  • به‌رسمیت شناختن حق مردم ایران برای دفاع از خود در برابر سرکوب

  • برسمیت شناختن دولت موقت

در چنین چارچوبی، جامعه بین‌المللی می‌تواند نقش مهمی در حمایت از مطالبات دموکراتیک مردم ایفا کند.

۲. تحولات داخلی و نقش جامعه

عامل دوم در تعیین آینده ایران، تحولات در داخل جامعه است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که بخش‌هایی از جامعه ایران خواهان تغییرات سیاسی و اجتماعی هستند و در مقاطع مختلف اعتراضات و حرکت‌های اجتماعی شکل گرفته است.

در چنین شرایطی، نقش مردم و شبکه‌های اجتماعی و مدنی می‌تواند به یکی از عوامل مهم در شکل‌گیری مسیر تحولات تبدیل شود.

۳. وجود یک آلترناتیو سیاسی برای دوران گذار

در بسیاری از کشورها، زمانی که تغییرات سیاسی رخ داده است، وجود یک طرح مشخص برای دوران گذار اهمیت زیادی داشته است. در مورد ایران نیز برخی نیروهای سیاسی مخالف حکومت تلاش کرده‌اند طرح‌هایی برای دوره انتقالی ارائه دهند.

در این میان، شورای ملی مقاومت ایران برنامه‌ای برای تشکیل یک دولت موقت انتقالی ارائه کرده است. بر اساس این طرح، پس از تغییر ساختار قدرت، یک دولت موقت وظیفه اداره کشور تا زمان برگزاری انتخابات آزاد را بر عهده خواهد داشت.

این طرح در قالب برنامه ده ماده‌ای مریم رجوی ارائه شده است که بر اصولی مانند:

  • حاکمیت مردم

  • انتخابات آزاد

  • جدایی دین از دولت

  • برابری زنان و مردان

  • لغو مجازات اعدام

  • و احترام به حقوق بشر

تأکید می‌کند.


جمع‌بندی

آینده ایران را نمی‌توان تنها با تحلیل جنگ یا رقابت قدرت‌های منطقه‌ای توضیح داد. مسیر تحولات کشور احتمالاً در نقطه‌ای شکل خواهد گرفت که سه عامل به یکدیگر برسند:

  • فشار سیاسی و دیپلماتیک بین‌المللی

  • تحولات اجتماعی و مطالبات مردم

  • و وجود یک آلترناتیو سیاسی برای دوران گذار

در چنین شرایطی، جامعه ایران می‌تواند نقش اصلی را در تعیین مسیر آینده کشور ایفا کند.

                                              شهرام بهزادی

۱۴۰۴ اسفند ۲۳, شنبه

"فهمِ یک سوءتفاهم"Adel Abiyat @MischannP

 "فهمِ یک سوءتفاهم"عادل عبیات Adel Abiyat


@MischannP

در نزاعی که پیرامون سازمان مجاهدین خلق شکل گرفته، یکی از ساده‌ترین و در عین حال پرتکرارترین حمله‌ها، اشاره به اسلام آنان است. منتقدانِ مجاهدین اغلب از همین نقطه شروع می‌کنند، که اگر این جریان خود را اسلامی می‌نامد، پس باید همان چیزی باشد که جمهوری اسلامی با سیاست ملاها عرضه کرده، همان دستگاه فقهی، همان ساختار دگم و همان سیاستی که دین را به ابزار قدرت تبدیل کرده. اما این قیاس بیش از آنکه تحلیلی دقیق باشد، نتیجه‌ی یک سوءفهم است، چراکه اسلامِ مجاهدین، نه یک واژه‌ی ساده، که زبان است. درک همین پیشینه است که می‌تواند ما را به فهم بسیاری از پدیده‌های سیاسی معاصر نزدیک کند. زیرا در جامعه‌ای که دین هنوز یکی از زبان‌های اصلی معناست، نزاع بر سر دین اغلب نزاع بر سر ایمان نیست، که نزاع بر سر مالکیت زبان است.


دین را نمی‌توان صرفاً در قالب واژه‌ها فهمید. دین در بسیاری از جوامع، از جمله در ایران، نوعی زبان تاریخی است، زبانی که انسان از خلال آن جهان را توضیح می‌دهد، هویت خود را تعریف می‌کند و زیست اجتماعی‌اش را معنا می‌بخشد. همان‌گونه که انسان با زبان مادری خود فکر می‌کند و جهان را می‌فهمد، بسیاری از جوامع نیز با زبانِ دین، تاریخ، اخلاق و عدالت را بیان می‌کنند. بنابراین وقتی از اسلام در یک جریان سیاسی صحبت می‌شود، لزوماً به معنای یک نظام فقهی سخت و بسته نیست، که گاه به معنای استفاده از همین زبان در میدان سیاست هم هست.

ایرانِ پیش از اسلام نیز ایرانِ بی‌دین نبود. مردمانی که در این جغرافیا زندگی می‌کردند، جهان خود را با زبان دیگری از ایمان می‌فهمیدند ، با آیین‌ها و داستانهایی که در آن‌ها آتش، نور، راستی و نظم کیهانی معنا داشت. دین برای ایرانیان نه صرفاً مجموعه‌ای از احکام، که زبانی بود که با آن زندگی و مرگ را توضیح می‌دادند. وقتی اسلام بر این جغرافیا چیره شد، آنچه رخ داد فقط تغییر یک باور نبود، که تغییر زبان هم بود. زبان کهنه‌ی معنا کنار می رود و زبانی تازه جای آن را می گیرد. اما این جایگزینی هرگز به‌سادگی رخ نداد. انسان می‌تواند یک دین را بپذیرد، اما حافظه‌ی تاریخی خود را به‌آسانی کنار نمی‌گذارد. از همین‌ زاویه است که یکی از پیچیده‌ترین انتخاب‌های تاریخ ایران شکل می‌گیرد. انتخاب تشیع صرفاً یک تصمیم مذهبی نبود، که در لایه‌های عمیق‌تر، واکنشی تاریخی به آن چیره‌گی بود، به چیرگی اسلام عربی بر جغرافیایی که حافظه و هویت خود را از دست رفته می‌دید. با این فکت، تشیع برای ایرانیان فقط یک مذهب نبود، که راهی بود برای آنکه اسلام را از نو معنا کنند. گویی جامعه‌ای که ناگزیر نام اسلام را پذیرفته بود، می‌کوشید در دل همان دین، داستانی متفاوت بسازد، داستانی که به او اجازه دهد که بگوید، اگر مسلمان شده‌ای دست‌کم اسلام تو باید از اسلام عرب متمایز باشد. از همین زاویه است که تشیع در ایران تنها یک عقیده‌ی فقهی باقی نماند، که به زبانی تاریخی تبدیل شد، زبانی که در آن اعتراض، سوگ، عدالت و مقاومت معنا پیدا می‌کرد. داستان کربلا در این زبان فقط داستانی مذهبی نیست، که روایتی ست درباره‌ی ایستادن در برابر سلطه هم هست، که گاه در برابر خلافت می‌ایستد، گاه در برابر سلطنت و گاه در برابر قدرتی که خود را نماینده‌ی دین معرفی می‌کند. اسلامِ مجاهدین بیش از آنکه یک دستگاه فقهی برای اداره‌ی جامعه باشد، که زبانی برای مواجهه با اسلام رسمی قدرت باشد. جمهوری اسلامی کوشیده است که اسلام را به انحصار خود درآورد و آن را به زبان دستور، اطاعت و مشروعیت قدرت تبدیل کند. در چنین شرایطی، استفاده از همان زبان در برابر این انحصار، به معنای شکستن مالکیت قدرت بر آن است. گویی زبانی که سال‌ها در اختیار ملاها بوده، این بار در میدان دیگری از سیاست به کار گرفته می‌شود تا نشان دهد این زبان تنها به یک تفسیر تعلق ندارد. از همین زاویه است که اسلامِ مجاهدین را نمی‌توان به‌سادگی در قالب یک اعتقاد دگم فهمید. آنچه در عمل دیده می‌شود، بیشتر شبیه حمل یک نام و یک زبان در میدان سیاست است، نه تحمیل یک نظم مذهبی بر زندگی اجتماعی. در میان اعضا، هواداران و نزدیکان این جریان نیز طیف متنوعی از باورها وجود دارد، از کسانی که همچنان مؤمن‌اند تا کسانی که دین را بیشتر به‌عنوان بخشی از هویت تاریخی یا فرهنگی می‌بینند. این تنوع نشان می‌دهد که اسلامِ مجاهدِ خلق ایرانی بیش از آنکه یک دستگاه سخت اعتقادی باشد، افقی معنایی است که سیاست در آن بیان می‌شود.

ادامه در پائین👇

نقش مردم و مقاومت سازمان‌یافته(دولت موقت ) در آینده تحولات ایران

 


نقش مردم و مقاومت سازمان‌یافته(دولت موقت ) در آینده تحولات ایران

خورشید تابان آزادی بدست مردم ودولت موقت در حال دمیدن است

تغییر بدست مردم ومقاومت سازمان یافته ودولت موقت

در تحولات سیاسی بزرگ تاریخ، هیچ تغییر اساسی تنها از طریق فشار خارجی یا درگیری‌های نظامی شکل نگرفته است. عامل تعیین‌کننده در چنین تحولات عمیقی، اراده مردم و حضور یک نیروی سازمان‌یافته برای هدایت تغییرات بوده است. بدون حضور مردم در صحنه و بدون وجود یک نیروی سیاسی و اجتماعی که بتواند مطالبات جامعه را نمایندگی کند، حتی بزرگ‌ترین بحران‌ها نیز ممکن است به تغییرات پایدار منجر نشوند.

در ایران نیز طی سال‌های اخیر نشانه‌های روشنی از افزایش نارضایتی اجتماعی و شکل‌گیری اعتراضات گسترده در شهرهای مختلف کشور دیده شده است. این اعتراضات نشان می‌دهد که بخش‌هایی از جامعه خواهان تغییرات جدی در ساختار سیاسی و اقتصادی هستند. در چنین شرایطی، نقش مردم به‌عنوان نیروی اصلی تحول اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

اما تجربه تاریخی نشان داده است که برای تبدیل نارضایتی اجتماعی به تغییرات واقعی، وجود مقاومت سازمان‌یافته و برنامه‌ریزی‌شده نیز ضروری است. چنین نیرویی می‌تواند مطالبات جامعه را سامان دهد، مسیر حرکت را مشخص کند و از فرو رفتن کشور در هرج‌ومرج یا بی‌ثباتی جلوگیری نماید.

در تحلیل آینده ایران، بسیاری از ناظران بر این باورند که ترکیب جنبش‌های اجتماعی، اعتراضات مردمی و نیروهای سازمان‌یافته سیاسی می‌تواند در شکل دادن به مسیر تحولات نقش تعیین‌کننده داشته باشد. در چنین شرایطی، آینده کشور تنها به توازن نظامی یا تحولات منطقه‌ای وابسته نخواهد بود، بلکه به میزان حضور مردم و توان نیروهای سیاسی برای هدایت یک گذار مسالمت‌آمیز و دموکراتیک نیز بستگی خواهد داشت.


جمع‌بندی پایانی

در نهایت، آینده ایران نه فقط در میدان‌های جنگ یا در رقابت قدرت‌های منطقه‌ای، بلکه در اراده مردم و توان جامعه برای شکل دادن به سرنوشت خود رقم خواهد خورد. تاریخ بارها نشان داده است که زمانی که خواست تغییر در میان مردم به یک نیروی سازمان‌یافته و هدفمند تبدیل شود، مسیر تحولات سیاسی نیز به‌تدریج دگرگون خواهد شد.



خروش عزیز، این پایان‌بندی الهام‌بخش و کوبنده را می‌توان در انتهای مقاله گذاشت تا جمع‌بندی سیاسی و تاریخی آن کامل شود:


سخن پایانی

در نهایت، سرنوشت ایران نه در اتاق‌های جنگ قدرت‌های بزرگ و نه تنها در میدان‌های نبرد منطقه‌ای تعیین خواهد شد. تاریخ بارها نشان داده است که هنگامی که اراده یک ملت برای تغییر به نیرویی سازمان‌یافته تبدیل شود، هیچ قدرتی نمی‌تواند در برابر آن برای همیشه ایستادگی کند.

امروز نیز آینده ایران بیش از هر زمان دیگری به آگاهی مردم، مقاومت سازمان‌یافته و اراده جمعی برای ساختن فردایی آزاد گره خورده است. آنچه می‌تواند مسیر تحولات را تعیین کند، پیوند میان خواست مردم برای آزادی و وجود یک آلترناتیو سیاسی است که بتواند گذار کشور به آینده‌ای دموکراتیک را هدایت کند.

در چنین مسیری، مردم ایران نه تنها تماشاگر تحولات نخواهند بود، بلکه بازیگران اصلی آینده کشور خود خواهند شد؛ آینده‌ای که در آن سرنوشت ایران نه با سرکوب و جنگ، بلکه با اراده مردم و آرمان آزادی رقم خواهد خورد.

الترناتیو هست سازماندهی ورزمندگی هست دولت موقت هم اعلام موجودیت کرد، پس ما برای همه حالتها وهمه تحولات ،همه چیز داریم.

و همان‌گونه که تاریخ بسیاری از ملت‌ها نشان داده است،
وقتی مردم برای آزادی برمی‌خیزند، هیچ قدرتی نمی‌تواند مسیر تاریخ را برای همیشه متوقف کند.  شهرام بهزادی

خاورمیانه در آستانه انفجار- آرایش قوا، بازیگران منطقه‌ای و چشم‌انداز جنگ ایران

 خاورمیانه در آستانه انفجار- آرایش قوا، بازیگران منطقه‌ای و چشم‌انداز جنگ ایران

مقدمه

جنگی که در هفته‌های اخیر میان رژیم ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر آغاز شده، اکنون از مرحله شوک اولیه عبور کرده و وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر شده است؛ مرحله‌ای که در آن نه‌تنها قدرت نظامی بلکه توان مدیریت بحران، کنترل نیروها و حفظ توازن منطقه‌ای نقش تعیین‌کننده پیدا می‌کند. این جنگ تنها یک درگیری محدود میان دو طرف نیست؛ بلکه در صورت گسترش، می‌تواند بخش بزرگی از خاورمیانه و حتی اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. اکنون پرسش اصلی این است که آرایش قوا چگونه شکل گرفته، فرماندهی نیروهای رژیم در دست چه کسانی است، منطقه تا چه اندازه درگیر شده و چشم‌انداز ادامه جنگ چه خواهد بود.


آرایش نیروها در میدان جنگ

در میدان نظامی، برتری تکنولوژیک و هوایی در اختیار آمریکا و اسرائیل قرار دارد. این دو بازیگر با تکیه بر توان اطلاعاتی، ماهواره‌ای و تسلیحات دقیق، توانسته‌اند بخش‌هایی از زیرساخت‌های نظامی و مراکز حساس رژیم را هدف قرار دهند. در مقابل، رژیم ایران تلاش کرده با استفاده از موشک‌های بالستیک، پهپادها و شبکه نیروهای نیابتی خود در منطقه، نوعی توازن ایجاد کند.

به همین دلیل جنگ شکل کلاسیک و متعارف ندارد، بلکه بیشتر به جنگی چندلایه تبدیل شده است؛ جنگی که هم در آسمان، هم در دریا و هم در میدان‌های نیابتی منطقه جریان دارد. رژیم می‌کوشد با گسترش میدان درگیری و افزایش هزینه‌های جنگ برای طرف مقابل، فشار نظامی را خنثی کند.


کنترل نیروهای رژیم در دست کیست

پس از تحولات اخیر و ضرباتی که به برخی مراکز فرماندهی وارد شد، مهم‌ترین مسئله برای رژیم حفظ زنجیره فرماندهی بوده است. در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، فرماندهی نهایی در اختیار رهبر و شبکه امنیتی وابسته به بیت رهبری قرار دارد و سپاه پاسداران بازوی اصلی اجرای تصمیمات نظامی محسوب می‌شود.

در شرایط جنگی، سپاه نقش محوری در مدیریت میدان دارد. فرماندهان سپاه، نیروهای بسیج و ساختارهای امنیتی تلاش می‌کنند کنترل داخلی را حفظ کنند و همزمان عملیات منطقه‌ای را مدیریت نمایند. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند که در شرایط فعلی، مرکز ثقل فرماندهی بیشتر در ساختار امنیتی ـ نظامی متمرکز شده تا در دولت رسمی.


دامنه جنگ در منطقه

یکی از مهم‌ترین نگرانی‌ها گسترش جنگ به کشورهای منطقه است. عراق به‌دلیل حضور نیروهای وابسته به ایران و همچنین پایگاه‌های آمریکا، یکی از حساس‌ترین نقاط درگیری به شمار می‌رود. لبنان نیز به‌واسطه حضور حزب‌الله در معرض کشیده شدن مستقیم به جنگ قرار دارد.

در خلیج فارس نیز نگرانی درباره امنیت کشتیرانی و تنگه هرمز افزایش یافته است. این تنگه یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای انتقال نفت در جهان است و هرگونه ناامنی در آن می‌تواند بازار انرژی جهانی را دچار بحران کند. کشورهایی مانند امارات، قطر و عربستان نیز از نزدیک تحولات را دنبال می‌کنند، زیرا هرگونه گسترش جنگ می‌تواند مستقیماً امنیت و اقتصاد آنها را تحت تأثیر قرار دهد.


ائتلاف‌های منطقه‌ای و بین‌المللی

در حال حاضر یک ائتلاف رسمی و گسترده مانند جنگ‌های بزرگ گذشته شکل نگرفته است، اما نوعی صف‌بندی غیررسمی در حال شکل‌گیری است. آمریکا و اسرائیل محور اصلی عملیات نظامی هستند و برخی کشورهای غربی به‌صورت سیاسی یا اطلاعاتی از این محور حمایت می‌کنند.

در مقابل، رژیم ایران تلاش می‌کند از شبکه نیروهای همسو در منطقه برای افزایش فشار استفاده کند. این شبکه شامل گروه‌هایی در لبنان، عراق و برخی نقاط دیگر منطقه است. با این حال، بسیاری از کشورهای منطقه تمایل دارند از ورود مستقیم به جنگ جلوگیری کنند و بیشتر به دنبال کنترل بحران و جلوگیری از گسترش آن هستند.


چشم‌انداز جنگ

تحلیلگران سه سناریوی اصلی برای آینده این درگیری مطرح می‌کنند.

سناریوی نخست ادامه جنگ فرسایشی است؛ یعنی حملات محدود اما مداوم که می‌تواند هفته‌ها یا حتی ماه‌ها ادامه پیدا کند. این سناریو در حال حاضر محتمل‌ترین گزینه به نظر می‌رسد.

سناریوی دوم گسترش جنگ به سطح منطقه‌ای است؛ حالتی که در آن بازیگران بیشتری وارد درگیری شوند و دامنه جنگ از ایران و اسرائیل فراتر رود.

سناریوی سوم نیز رسیدن به نوعی آتش‌بس یا توافق سیاسی پس از افزایش هزینه‌های جنگ برای طرفین است؛ هرچند در شرایط فعلی نشانه روشنی از چنین توافقی دیده نمی‌شود.


جمع‌بندی

در مجموع می‌توان گفت که جنگ وارد مرحله‌ای حساس شده است. رژیم ایران هنوز توان نظامی و منطقه‌ای خود را حفظ کرده، اما تحت فشار شدید نظامی و اقتصادی قرار دارد. در مقابل، آمریکا و اسرائیل برتری تکنولوژیک و اطلاعاتی دارند، اما برای دستیابی به نتیجه قطعی با چالش‌های جدی روبه‌رو هستند.

از همین رو، آینده این جنگ بیش از هر چیز به دو عامل بستگی دارد: نخست میزان گسترش درگیری در منطقه، و دوم توان هر یک از طرف‌ها در مدیریت فشارهای نظامی، سیاسی و اقتصادی. آنچه مسلم است این است که سرنوشت این جنگ تنها به میدان نبرد محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند معادلات سیاسی خاورمیانه را برای سال‌های آینده تغییر دهد.

                                                         شهرام بهزادی

۱۴۰۴ اسفند ۲۲, جمعه

احتمال عملیات کماندویی آمریکا برای دستیابی به ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده در ایران

 

احتمال عملیات کماندویی آمریکا برای دستیابی به ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده در ایران

ورودی یکی از تونل های اتمی و...در اصفهان بعد از بمباران

طبق گزارش روزنامه فرانسوی لوموند، حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد ایران همچنان در عمق حدود ۲۰۰ متری زیر زمین در نزدیکی اصفهان دفن شده است. ایالات متحده و اسرائیل در مقاطعی سناریوی اعزام نیروهای ویژه برای دستیابی به آن را بررسی کرده‌اند. با این حال، حتی در درون ستاد ارتش آمریکا نیز نگرانی‌هایی درباره پیچیدگی و خطر بالای چنین عملیاتی مطرح شده است.

بر اساس گزارش لوموند، این ذخیره اورانیوم که به صورت گاز و در سیلندرهای فلزی با اندازه‌ای مشابه کپسول‌های اکسیژن غواصی نگهداری می‌شود، از نظر حجم می‌تواند در صندوق عقب حدود ده خودرو جا بگیرد. به نوشته نیویورک‌تایمز، در جریان جنگ دوازده‌روزه، واشنگتن گزینه عملیات کماندویی برای به دست آوردن این مواد را بررسی اما آن را بیش از حد خطرناک ارزیابی کرد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا در ۸ مارس در هواپیمای ریاست‌جمهوری گفت: «شاید در مقطعی این کار را انجام دهیم. این یک چیز عالی خواهد بود.» او همچنین در شبکه اجتماعی خود نوشت: «آنچه برای من بسیار مهم‌تر [از نفت] است، جلوگیری از آن است که یک امپراتوری شر، یعنی ایران، به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند و خاورمیانه یا حتی کل جهان را نابود کند.»

به نوشته لوموند، برخی تحلیلگران تصور می‌کنند که در صورت موفقیت چنین عملیاتی، تصاویر سیلندرهای اورانیوم با عبارت «ماموریت انجام شد» منتشر شود؛ اقدامی که یادآور اعلام پایان عملیات رزمی عراق توسط جورج دبلیو بوش در سال ۲۰۰۳ است. البته جنگ عراق ٨‬ سال پس از این میزانسن ادامه یافت. 

با این حال، طبق گزارش لوموند، در داخل ارتش آمریکا نیز تردیدهای جدی وجود دارد. ایان برمر، رئیس اندیشکده «اوراسیا گروپ»، می‌گوید اسرائیل برای اجرای چنین عملیاتی فشار می‌آورد، اما ارتش آمریکا آن را خطرناک می‌داند و این نگرانی را به کاخ سفید منتقل کرده است.

به گفته رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، پیش از جنگ دوازده روزه، بیش از ۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم بسیار غنی‌شده در سایت اصفهان شناسایی شده بود. اما به نوشته لوموند، نبود بازرسان آژانس در ایران باعث شده سرنوشت باقی ذخایر در هاله‌ای از ابهام بماند و احتمال وجود مواد مشابه در سایت‌های فردو و نطنز نیز مطرح است.

به گزارش لوموند، اجرای چنین عملیاتی در قلب ایران نیازمند برتری کامل هوایی، استقرار بالگردها و پهپادها و حملات مقدماتی به نیروهای امنیتی در اطراف اصفهان خواهد بود. برخی کارشناسان نظامی نیز بر این باورند که برای دستیابی به این ذخایر، هزاران سرباز و چندین روز عملیات مهندسی برای حفاری و ایمن‌سازی منطقه لازم خواهد بود.

به نوشته لوموند، چنین عملیاتی یادآور تلاش ناموفق برای آزادسازی گروگان‌های سفارت آمریکا در تهران در سال ۱۹۸۰ است. این عملیات که پنچه عقاب نام داشت و به دستور جیمی کارتر در بحبوحه ناآرامی‌های انقلاب ایران برای آزادسازی گروگان‌های آمریکایی انجام شد، شامل یک نیروی تهاجمی متشکل از ۱۲۰ نظامی بود که با شش هواپیمای لاکهید C-130 هرکولس، هواپیماهای سوخت‌رسان، بالگردها و کامیون‌ها پشتیبانی می‌شدند. این عملیات در نهایت با شکست مواجه شد و هشت نفر از نیروهای آمریکایی در آن کشته شدند.

تصاویر ماهواره‌ای که لوموند بررسی کرده نشان می‌دهد سه ورودی شناخته‌شده تونل‌های اصفهان اندکی پیش از آغاز جنگ مسدود شده‌اند. در عین حال، مقامات امنیتی اسرائیل معتقدند پایان دادن به جنگ بدون بی‌اثر کردن این ذخیره اورانیوم یا خروج آن از ایران دشوار است.

https://www.rfi.fr/fa/%D8%A7%DB%ار اف ای فرانسه 

۱۴۰۴ اسفند ۲۱, پنجشنبه

عهد یک رزمنده مجاهد ،آرمانخواه ووطن پرست ،در شب قدر،الهام از مولای عدالت برای آزادی ایران

 عهد یک رزمنده مجاهد ،آرمانخواه ووطن پرست ،در شب قدر،الهام از مولای عدالت برای آزادی ایران

در شب شهادت مولای متقیان، علی علیه‌السلام، در لحظه‌هایی که آسمان دل‌ها به یاد عدالت و فداکاری آن امام بزرگ روشن می‌شود، من نیز الهام می‌گیرم و بر سر قرار آقا حاضر می‌شوم.

در این شب‌های قدر، در برابر خدا و خلق و تاریخ می‌ایستم تا در جنگِ جنگ‌ها و آزمایشِ آزمایش‌ها تعهدم را تازه کنم.

من آمده‌ام تا بار دیگر با خود و با خدای خود عهد ببندم؛
عهدی برای رهایی خلق و میهنم.

میهن من امروز در گردنه‌ای سرنوشت‌ساز ایستاده است.

از یک سو رژیمی که جوانان شورشگر را در خیابان‌ها قتل‌عام کرده و در دی‌ماه دریایی از خون به راه انداخته است؛ رژیمی که سال‌هاست آزادی، عدالت و کرامت انسان ایرانی را زیر پای سرکوب و استبداد لگدمال کرده است.

و از سوی دیگر دشمنانی که برای به یغما بردن انقلاب مردم و پریشان ساختن ایران دندان تیز کرده‌اند و در کمین آینده این سرزمین نشسته‌اند.

اما من در میان این تاریکی‌ها یک حقیقت روشن را دیده‌ام:

راه رهایی ایران وجود دارد.

من تجربه کرده‌ام که این راه چیزی جز پایبندی به آرمان‌های انقلاب خواهر مریم نیست؛ انقلابی که بزرگ‌ترین امانت تاریخی ما و پرچم استقلال و آزادی میهن است.

در این مسیر، تشکیلات برای ما همچون خانه‌ای از ایمان و فدا بوده است؛ جایی که انسان‌ها از خود عبور می‌کنند تا برای خلقشان زندگی کنند.

و ارگان رهبری قیام همان چراغی است که مسیر مبارزه را روشن کرده و امروز ارزش و عظمت آن بیش از هر زمان دیگری در صحنه نبرد آشکار شده است.

امروز من می‌بینم که ملت ایران تنها نیست.

ما همه چیز داریم.

ما آلترناتیو داریم.
ما شورای ملی مقاومت را داریم.
ما چشم‌انداز دولت موقت برای انتقال قدرت به حاکمیت مردم را داریم.

ما تشکیلات، سازمان، رهبری و نیرویی را داریم که می‌تواند ایران را از استبداد عبور دهد.

و مهم‌تر از همه، ما مردم ایران را داریم.

خلق‌های دلیر ایران؛
کرد، ترک، بلوچ، آذری، ترکمن و همه اقوام سرفراز این سرزمین.

مردمانی که سال‌ها زیر ستم بوده‌اند اما همچنان استوار، سربلند و مقاوم ایستاده‌اند.

این اتحاد بزرگ خلق‌های ایران سرمایه‌ای است که می‌تواند آینده‌ای آزاد برای میهن بسازد.

در این شب‌های قدر رو به تو می‌کنم،
یا علی، یا مولای عدالت.

ای که در لحظه شهادت گفتی:
فزت ورب الکعبه.

از تو می‌خواهم از خدای قادر و توانا بخواهی ما را در تحقق رسالت تاریخی‌مان برای نجات ایران وفادار، استوار و شجاع نگه دارد.

زیرا من باور دارم که امروز هر ایرانی یک رسالت تاریخی بر دوش دارد.

رسالت دفاع از آزادی.
رسالت ایستادن در برابر استبداد.
رسالت نجات میهن.

یا علی،

من آمده‌ام تا برای جنگ جنگ‌ها و آزمایش آزمایش‌ها اعلام آمادگی کنم.

عهد می‌بندم که برای آزادی مردم و میهن اسیر، از همه چیزم بگذرم؛
همه چیز را برای خلقم بخواهم و ذره‌ای چشمداشت نداشته باشم.

من با جمع و یگان و تن واحدهای خود تلاش می‌کنم هر روز بر تعهداتم بیفزایم و برای تحقق آنها بکوشم.

من می‌خواهم تمام عیار برای انقلاب و برای مردمم مایه بگذارم؛
تا خون شهیدان پایمال نشود،
تا خلق قهرمان ایران تنها نماند،
تا انقلابش دزدیده نشود و رهبری‌اش به سرقت نرود.

یا علی،

با تو عهد می‌کنم که انرژی‌هایم را آزاد کنم،
در برابر توطئه‌ها سر خم نکنم،
و از منافع خلق دفاع کنم تا ایران رها شود.

من در این شب قدر آمده‌ام تا در میدان کار و مسئولیت
هیچ سد و مانعی را به رسمیت نشناسم.

از تو می‌خواهم
تشکیلات، سازمان، رهبری،
رزمندگان کانون‌های شورشی و ارتش آزادی را در کنف حمایت خود بگیری
تا در پیشگاه خدا و خلق و تاریخ روسفید بمانیم.

آمین یا رب العالمین.

و من برای تحقق این عهد
تا آخرین نفس
حاضر
حاضر
حاضر. شهرام بهزادی برای ثبت در تاریخ