۱۴۰۵ فروردین ۲۰, پنجشنبه
ایران صدای ما سازنده علی مقدم تقدیم به شهیدان ۱۸و۱۹ دی ماه ۱۴۰۵
۱۴۰۵ فروردین ۱۹, چهارشنبه
مقاومت ایران - ۱۹ فروردین ۱۴۰۵خانم مریم رجوی از آتشبس بهویژه توقف حملات به زیرساختها و تأسیسات مدنی استقبال کرد
مقاومت ایران - ۱۹ فروردین ۱۴۰۵مقاومت ایران - ۱۹ فروردین ۱۴۰۵خانم مریم رجوی از آتشبس بهویژه توقف حملات به زیرساختها و تأسیسات مدنی استقبال کرد
- مقاومت
- 1405/01/19
- خانم مریم رجوی از آتشبس بهویژه توقف حملات به زیرساختها و تأسیسات مدنی استقبال کرد و گفت این مناسبترین تصمیم در حساسترین لحظات از طرف آمریکا بود
- خانم رجوی یادآوری کرد که شعار مقاومت و دولت موقت از ابتدا صلح و آزادی بوده و هست
- رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران ابراز امیدواری کرد که آتشبس ۱۵ روزه برخلاف آنچه بقایای شیخ و شاه میخواهند به خاتمه جنگ منجر شود و مسیر صلح و آزادی را هموار کند
- خانم رجوی خاطرنشان کرد صلح پایدار همچنانکه مقاومت ایران از ۴۵ سال پیش تأکید کرده است تنها با سرنگونی دیکتاتوری تروریستی و جنگافروز ولایت فقیه توسط مردم و مقاومت سازمانیافته و برقراری جمهوری دموکراتیک محقق میشود
- توقف اعدامها در ایران بهعنوان خواست تمام مردم ایران باید در هر توافق بینالمللی گنجانده شود
۱۴۰۵ فروردین ۱۸, سهشنبه
اعدامهای شقاوتبار در آستانه سقوط؛ تبیین استراتژی هراس در جنگ بقا
اعدامهای شقاوتبار در آستانه سقوط؛ تبیین استراتژی هراس در جنگ بقا
- مقاومت - مقاله
- 1405/01/17

اعدام ۶مجاهد خلق و عضو کانونهای شورشی، وحید بنیعامریان، ابوالحسن منتظر، بابک علیپور، پویا قبادی، محمد تقوی و اکبر دانشورکار در روزهای ۱۰ و ۱۱ و ۱۵فروردینماه ۱۴۰۵، و متعاقب آن اعدام شورشگران دلیر امیرحسین حاتمی، شاهین واحدپرست، محمدامین بیگلری و علی فهیم فراتر از یک اقدام جنایتکارانه متعارف، حامل پیامی استراتژیک در بحبوحه تلاطمهای سیاسی و نظامی رژیم آخوندی است. این رخداد، در حالی که رژیم درگیر تنشهای گسترده بینالمللی و به تعبیر تحلیلگران در «گرماگرم یک جنگ خارجی» قرار دارد، این سؤال را برمیانگیزد: چرا نظامی که با بحرانهای بیرونی دستبهگریبان است، جبهه داخلی را با اعدام مخالفان سیاسی شعلهورتر میکند؟
بازشناسی دشمن اصلی
همانطور که خانم مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده مقاومت، بهدرستی اشاره کردند، این اعدامها «اعتراف آشکار آخوندهای حاکم به این حقیقت است که دشمن اصلی رژیم، مردم و مقاومت ایران است». نظام ولایت فقیه سالها کوشیده است با بزرگنمایی تهدیدات خارجی، بحرانهای داخلی را پنهان کند؛ ولی اعدام شتابزده ۴رزمنده کانونهای شورشی نشان داد که اتاق فکرهای امنیتی رژیم، خطر واقعی را نه در آنسوی مرزها، بلکه در خیابانهای تهران، رشت و سراسر ایران میبینند.
این اقدام نشاندهنده استیصال است؛ رژیم میداند که جنگ خارجی تنها زمانی کشنده است که با یک قیام سازمانیافته داخلی پیوند بخورد.
کانونهای شورشی؛ کابوس سازمانیافتگی
دلیل اصلی هدف قرار دادن این ۴مجاهد، نقش آنها در «کانونهای شورشی» است. کانونهای شورشی برخلاف شورشهای کور، دارای استراتژی، سازمانیافتگی و هدفمندی هستند. رژیم از نفوذ اجتماعی این کانونها و استقبال تودههای خشمگین از مشی مسلحانه و رادیکال آنها به وحشت افتاده است.
پویا قبادی و بابک علیپور، بهعنوان «آموزگاران صدق و فدا»، نمونهیی از نسل جدید مبارزانی هستند که زندان و شکنجه نه تنها آنها را نشکست، بلکه به نمادهای مقاومت تبدیل کرد. رژیم با اعدام این رادمردان قصد داشت پیوند میان آرمان آزادی و بدنه معترض جامعه را قطع کند، ولی شهادت اعضای کانونهای شورشی، در حقیقت بنزینی بر آتش زیر خاکستر خشم عمومی است.
پیروزی از طریق رعب و وحشت
نظام ولایت فقیه در شرایط بحرانی همواره به دکترین «پیروزی از طریق رعب و وحشت» پناه برده است. اعدامهای اخیر تلاشی است برای بازدارندگی؛ پیامی به جوانان قیامآفرین که هزینه مخالفت با نظام، چوبه دار است. اما این استراتژی در سال ۱۴۰۵ با بنبستی جدی روبهروست.
وقتی رزمآورانی چون بابک و پویا «تا به آخر بر عهد و پیمان خود استوار ماندند» و در برابر هیچ شکنجهای سر خم نکردند، اسطوره ترس را درهمشکستند. اعدام آنان نه تنها باعث عقبنشینی کانونهای شورشی نمیشود، بلکه به تعبیر خانم رجوی، «خونریزیهای بیحساب از سوی جوانان شورشگر بیپاسخ نخواهد ماند» و به تکثیر این کانونها در ابعادی وسیعتر منجر خواهد شد.
بنبست دیپلماتیک و انفعال بینالمللی
رژیم آخوندی با سوءاستفاده از تمرکز جهانی بر جنگهای منطقهای، دست به این جنایت زد. فراخوان مقاومت ایران به ملل متحد و کشورهای عضو برای «بستن سفارتها و اخراج دیپلماتتروریستها»، دقیقاً بر این نقطه دست میگذارد که مماشات بینالمللی، چراغ سبزی به رژیم برای اعدامهای بیشتر است. زمان آن فرارسیده است که جامعه جهانی درک کند هر گونه تعامل با رژیم، بهمثابه مشارکت در اعدام جوانانی است که جرمشان تنها طلب آزادی و دموکراسی در قالب یک «جمهوری دموکراتیک» است.
از قزلحصار تا سقوط نهایی
اعدام وحید بنیعامریان، ابوالحسن منتظر، بابک علیپور، پویا قبادی، محمد تقوی و اکبر دانشورکار نقطه عطفی در تقابل نهایی مقاومت و استبداد است. این خونهای پاک، حقانیت مسیر «ارتش آزادی» را مهر میکنند. رژیم با این جنایت، نهتنها اقتدار خود را بازنمییابد، بلکه لرزههای سرنگونی را در ارکان خود بیشازپیش احساس خواهد کرد.
نام این قهرمانان گردنفراز، همانگونه که در پیام خانم رجوی آمده، «نشان میدهد که رژیم در غرقاب و بنبستی است که بدون اعدامهای روزانه سرپا نمیماند. این خونریزیهای بیحساب خشم مردم را شعلهور میکند و رزمندگان آزادی را برمیانگیزد».
خون مجاهدان سربهدار، ضامن پیروزی محتوم خلقی است که دیگر چیزی – جز زنجیرهایش- برای از دست دادن ندارد.
اعدامهای شقاوتبار در آستانه سقوط؛ تبیین استراتژی هراس در جنگ بقا
محکومیت جنایات ضد بشری رژیم درحمله پهبادی به اقلیم کردستان و اعدام های سبعانه مجاهدان وشورشگران قهرمان
محکومیت جنایات ضد بشری رژیم درحمله پهبادی به اقلیم کردستان و اعدام های سبعانه مجاهدان وشورشگران قهرمان
حملات پهپادی و موشکی در منطقه؛ کشتهشدن دو نفر در اقلیم کردستان عراق
- مقامهای محلی در اقلیم کردستان عراق اعلام کردند که در پی سقوط یک پهپاد منتسب ...

ماریو دیاز بالارت: اعدامهای رژیم ایران وحشیانه است و باید فوراً متوقف شود
- ماریو دیاز بالارت، عضو دموکرات کنگره آمریکا و نایبرئیس کمیته تخصیص بودجه، با انتشار پیامی ...

اینگرید بتانکور: زندانیان سیاسی قبل از قتلعام، آخرین سرود آزادی را خواندند
- اینگرید بتانکور، کاندیدای سابق ریاستجمهوری کلمبیا، در واکنش به گزارشها درباره اعدام زندانیان سیاسی در ...
۷ نماد از نسل ضد رویان و شکوفا، ضد شیخ و شاه با آتش و سلاح، خندان و سربدار، مشتاق رؤیت یار- مسعود رجوی – ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
۷ نماد از نسل ضد رویان و شکوفا، ضد شیخ و شاه با آتش و سلاح، خندان و سربدار، مشتاق رؤیت یار- مسعود رجوی – ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
- مسعود رجوی - پیامها
- 1405/01/17


مسعود رجوی – ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
۷ نماد از نسل ضد
رویان و شکوفا، ضد شیخ و شاه
با آتش و سلاح، خندان و سربدار، مشتاق رؤیت یار
ای صبح شبنشینان جانم به طاقت آمد...
خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ
و آنجا به نیکنامی پیراهنی دریدن
شرح این قدر کفایت باقی نمیتوان گفت الا به غمگساران
۱۴۰۵ فروردین ۱۷, دوشنبه
فلسفهٔ دو زندگی و دو مرگ در نبرد آزادی و استبداد
فلسفهٔ دو زندگی و دو مرگ در نبرد آزادی و استبداد
- مقاومت - مقاله
- 1405/01/18

«هدف من براندازی نظام بود.»
این جملهی کوتاه، نه صرفاً یک اعتراف، که بیان یک فلسفه است.
جوانی ۱۸ساله مسؤلیت مبارزهی مسلحانه برای سرنگونیِ حاکمیت ملایان را میپذیرد و روبهروی بازجو میگوید: «هدف من، براندازی نظام بوده و با هدف پیدا کردن اسلحهی گرم و مهمات به این مکان حمله کرده و وارد آن شدم».
نامش امیرحسین حاتمی است که صبح پنجشنبه ۱۳فروردین ۱۴۰۵ اعدام شد و در کهکشان هزاران ستارهی آزادی، برگی را کنار برگهای خوانش مفهوم و فلسفهی نوعی مرگ، ثبت نمود. چه نوع مرگی؟ مرگی رخ داده بر اثر انتخابی آگاهانه در یک نبرد دوطرفه با راهنمای دو جهانبینی.
از اینرو امیرحسین حاتمی و آنان که در قیام دی ۱۴۰۴، بهقول قضاییهی ملایان «به یکی از مکانهای نظامی دارای طبقهبندی تهران تعرض کرده و پس از تخریب، اقدام به آتش زدن آن کردند»، به عرصهی کشاکش دو نوع زندگی با دو نوع مرگ پای نهادند. بدینگونه اینان خود را به سلسلهی تاریخیِ نبرد آزادی و آزادگی با جباریت و خودکامگی پیوند زدهاند.
آن کس که ۲جبههی مقابل هم و کشاکش و نبرد متقابلشان و درنهایت، مرگ طرفین را مشاهده میکند، اگر به تبیین چراییِ این کشاکش و نبرد بپردازد، لاجرم باید به فلسفهی دو نوع زندگی، دو نوع انگیزه، دو نوع هدف و دو نوع مرگ بپردازد. اگر به این فلسفه نپردازد، فقط خشونت منجر به مرگ را میبیند و مجبور است آگاهی و شناخت خود را تا آنجا کاهش دهد که به نتیجهیی جز حکم و گواهیِ قضاییهی حاکمیت با عنوان «محاربه و افساد فیالارض» نرسد.
تبیین «مرگ» در مبارزه برای آزادی، برابری، عدالت و آگاهی و در مقابله برای حفظ سلطه، تمامیتخواهی، تبعیض و استثمار، مقولهیی کاملاً فلسفی و نقدپذیر است. یکی با سنگ استبداد چنگ در چنگ میشود و میمیرد تا بلور زندگی، آزادیِ دیگران و آزادگیِ خویش نشکند که مفاهیم و معانی و ارزشهای نگاهدارندهی هستیِ انسانی فرونپاشند، دیگری اما با حق انتخاب، آزادی و اختیار چنگ در چنگ میشود و میمیرد تا سلطه و هیمنهی اقتدارگرایی، تحکمآمیزتر بماند.
نباید تردید نمود که در این کشاکش که دو نوع بقا را هم شامل میشود، یکی به مغز راهنمای اختیار و آزادی دست یافته و دیگری با تمام استعداد خویش برای حفظ و گسترش سلطه، تصوری از اختیار و آزادی ندارد. علت کشاکش ازلی میان دو نوع بقای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی در تفاوت این دو ماهیت است، نه در نمود رخداد مرگ برای هر دو.
قضاییهی ملایان که تمام راههای اختیار و انتخاب و عقیدهی آزاد را بهروی شهروندان میبندد، هرگز تصوری از حق امیرحسین حاتمی و همراهان وی برای شکستن حریم تحمیل و جباریت سلطهگریِ مذهبی را ندارد. در فقدان این تصور انسانی و اشعار همذاتپنداری، قانون نافیِ حقوقبشر را عاریه میگیرد تا مستأصلانه به «محاربه و افساد فیالارض» بیاویزد و بر آن چنگ بزند.
اینگونه است که عبارت کوتاه امیرحسین حاتمی در دفاع از مبارزهاش، بیان فلسفهی نبرد ازلیِ آزادی و اختیار با استبداد و جباریت است. عبارت کوتاه امیرحسین، پشتوانهیی در هزاران خروش، قیام و انقلاب علیه تمامیتخواهی و خودکامگی در تاریخ بشریت دارد. نبرد بیتوقف آزادی و اختیار از ۳۰خرداد ۶۰ تا فروردین ۱۴۰۵ و تا سرمنزل به آرامش رسیدن آزادی و اختیار در ایرانزمین، منادی و نمایندهی چنین فلسفهی پویا و منطبق بر حقوق بنیادین بشر است. حقوقی که برای احقاق موادش، در سربرگ کتاباش مینویسد: مرگ در خدمت کدام زندگی است؟
۱۴۰۵ فروردین ۱۶, یکشنبه
دیدگاهها ، کلیک کنید واز اوضاع منطقه وجنگ وتابلوهای مختلف آگاه شوید
دیدگاهها ، کلیک کنید واز اوضاع منطقه وجنگ وتابلوهای مختلف آگاه شوید






