سی خرداد روزی که «نه» گفتن به ولایت، به یک تاریخ تبدیل شد

سی خرداد سرخ جامع ترین عید
مقاومتب
بعضی روزها در تقویم فقط یک تاریخاند؛
اما بعضی روزها، مرز میان دو جهاناند.
۳۰ خرداد از آن روزهاست؛
روزی که در آن، دو راه در برابر ایران ایستاد:
راه تسلیم،
یا راه ایستادگی.
حاکمیت تازهبرپاشده آن زمان
میخواست همهچیز را ببلعد:
·
آزادی را،
·
انقلاب را،
·
رأی مردم را،
·
و حتی حق نفس کشیدن مستقل را.
پیام روشن بود:
یا در ولایت حل شو،
یا حذف شو.
۳۰ خرداد، لحظهای بود که بخشی
از تاریخ ایران تصمیم گرفت حذف نشود.
به همین دلیل، اهمیت ۳۰ خرداد فقط در یک تظاهرات یا
یک درگیری خیابانی خلاصه نمیشود؛
اهمیتش در «انتخاب» است.
انتخاب میان:
·
زانو زدن یا ایستادن،
·
بقا به قیمت تسلیم،
·
یا پرداخت بها برای حفظ هویت.
از همان روز، مرزبندی واقعی
آغاز شد.
خیلیها هنوز خیال میکردند
میشود:
·
با استبداد مذهبی کنار آمد،
·
آن را اصلاح کرد،
·
یا سهمی در قدرت گرفت.
اما ماشین ولایت، خیلی زود نشان داد:
هیچ صدای مستقلی را تحمل نمیکند.
هرکس عقب نشست، بلعیده شد؛
هرکس سازش کرد، تحقیر شد؛
و هرکس خاموش ماند، آرامآرام به حاشیه تاریخ رفت.
اما آنان که ایستادند، هرچند
بهای سنگینی دادند، از حافظه تاریخ حذف نشدند.
راز ماندگاری ۳۰ خرداد همین است.
این روز، فقط آغاز یک مقاومت نبود؛
آغاز «نه گفتن تاریخی» به استبدادی بود که میخواست
دین، میهن، انقلاب و انسان را یکجا مصادره کند.
به همین دلیل است که رژیم
هنوز، پس از ۴۵ سال، از نام و یاد آن عصبی
میشود.
چون ۳۰ خرداد فقط یک خاطره نیست؛
یک زخم باز در حافظه ولایت است.
هر نسلی که به خیابان میآید،
هر جوانی که در برابر سرکوب میایستد،
هر زندانیای که زیر حکم اعدام تسلیم نمیشود،
در واقع ادامه همان «نه» تاریخی است.
۳۰ خرداد ثابت کرد:
قدرت ممکن است خیابان را با گلوله بگیرد،
اما نمیتواند ارادهای را که تصمیم گرفته آزاد
بماند، نابود کند.
امروز نیز پس از چهار و نیم دهه،
تمام تبلیغات،
تمام سرکوب،
تمام زندانها،
و تمام اعدامها،
نتوانستهاند آن سؤال بزرگ را دفن کنند:
شهرام بهزادی
ادامه مطلب را از اینجا
بخوانیداز سایت خروش جنگل









