آیا رژیمی در آستانهٔ انفجار میتواند «نظم پساآمریکایی» بسازد؟ پشت پردهٔ قمپز تازهٔ محسن رضایی دربارهٔ تنگه هرمز- شهرام بهرادی
آیا رژیمی در آستانهٔ انفجار میتواند «نظم پساآمریکایی» بسازد؟ یا دارد مثل همیشه بلوف درمانی میکندمحسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی رژیم، با اشاره به فاصلهٔ ۷۰۰۰مایلی واشنگتن تا تنگه هرمز نوشت: «به نظم پساآمریکایی در خلیج فارس خوش آمدید.»
بحث این نوشته داوری دربارهٔ عملکرد آمریکا نیست. پرسش اصلی این است: چه کسی از نظم تازه سخن میگوید و رژیمی که در ادارهٔ اقتصاد و جامعهٔ خود درمانده، با کدام توانایی میخواهد سازندهٔ نظم منطقهای باشد؟
گویندهٔ این ادعا یک تحلیلگر مستقل نیست. محسن رضایی از سال۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ در رأس اطلاعات سپاه قرار داشت و سپس بهمدت ۱۶سال فرمانده کل سپاه پاسداران بود. نام او با سرکوب مخالفان، ادامهٔ جنگ پس از آزادسازی خرمشهر، عملیاتهای پرتلفات و حذف منتقدان درونی سپاه پیوند خورده است.
فایل صوتی جلسهٔ سال۱۳۶۳ فرماندهان معترض سپاه نشان داد که شماری از آنان به شیوهٔ ادارهٔ جنگ، تلفات سنگین نیروها و کنارگذاشتن فرماندهان باتجربه اعتراض داشتند. در خاطرات هاشمی رفسنجانی نیز آمده است که رضایی خواستار اجازه برای «برخورد خشنتر و تنبیه مخالفان» خود در سپاه شده بود. بنابراین، پیش از نسخهپیچی برای نظم خلیج فارس، او باید دربارهٔ نظمی پاسخ دهد که در درون سپاه برقرار کرد: تمرکز قدرت، خاموشکردن اعتراض و کنارزدن مخالفان.
رضایی از فرماندهان اصلی جنگی بود که پس از آزادسازی خرمشهر نیز ادامه یافت و بهای آن را صدها هزار کشته و مجروح و میلیونها خانوادهٔ ایرانی پرداختند. عملیات کربلای۴، با تلفات سنگین و پرسشهای بیپاسخ دربارهٔ لو رفتن آن، یکی از نمونههای کارنامهٔ فرماندهی اوست. ژنرالی که هنوز دربارهٔ فرستادن جوانان به عملیاتی چنین پرهزینه پاسخ قانعکنندهای نداده، امروز از تولد یک نظم جهانی سخن میگوید.
سالها بعد، رضایی در قامت «ژنرال اقتصاد» ظاهر شد؛ اما مشهورترین نسخهٔ اقتصادی او نیز بر منطق گروگانگیری استوار بود. او گفته بود در صورت جنگ، هزار نظامی آمریکایی اسیر میشوند و برای آزادی هرکدام چند میلیارد دلار گرفته خواهد شد تا مشکل اقتصادی کشور حل شود. متن اظهارات محسن رضایی
قمپز تازهٔ او دربارهٔ تنگه هرمز ادامهٔ همان تفکر است. در این نگاه، انسان، کشتی و آبراه بینالمللی همگی ابزار گروگانگیری و درآمدزاییاند. یک روز قرار است خزانه با پول آزادی اسیران پر شود و روز دیگر، ناامنکردن تنگه نشانهٔ ظهور نظم تازه معرفی میشود.
اما ایجاد اختلال با ساختن نظم تفاوت دارد. تهدید کشتیها، افزایش هزینهٔ بیمه و کاهش رفتوآمد دریایی شاید توان بحرانآفرینی رژیم را نشان دهد، ولی توانایی آن برای ساختن امنیت، قانون و ثبات منطقهای را ثابت نمیکند. کسی که چهارراهی را میبندد، سازندهٔ نظام حملونقل جدید نیست.
پشت این ادبیات پرطمطراق، واقعیت رژیمی قرار دارد که اقتصادش در حال فروریختن است. بر اساس آمار مرکز آمار ایران که رویترز در اوت۲۰۲۶ منتشر کرد، تورم سالانه به ۶۶درصد و تورم مواد غذایی به ۱۲۸درصد رسیده است. صندوق بینالمللی پول نیز برای سال۲۰۲۶ انقباض ۵٫۴درصدی اقتصاد ایران و تورمی نزدیک به ۶۹درصد پیشبینی کرده است. اطلاعات صندوق بینالمللی پول
این ارقام متعلق به حکومتی نیست که در حال ساختن نظم جهانی باشد؛ نشانههای رژیمی است که حتی از حفظ ارزش پول و تأمین نیازهای اولیهٔ مردم خود ناتوان مانده است.
توئیت رضایی بیش از آنکه پیامی برای جهان باشد، مصرف داخلی دارد. هرچه رژیم در داخل ضعیفتر میشود، صدای قمپزهای خارجی آن بلندتر میگردد. هرچه سفرهٔ مردم خالیتر میشود، فرماندهانش بیشتر از موشک، تنگه و نظم جهانی حرف میزنند. هدف، پوشاندن بحران اقتصادی و منحرفکردن افکار عمومی از خطر اصلی پیش روی حاکمیت است: انفجار خشم اجتماعی و قیام مردمی.
رژیم با جنگیکردن فضا میکوشد سرکوب را توجیه کند، فقر و ورشکستگی را به دشمن خارجی نسبت دهد و جامعه را میان تحمل دیکتاتوری و ترس از جنگ گرفتار سازد. صدور بحران به خارج، ابزاری برای مهار بحران سرنگونی در داخل است.
محسن رضایی در جنگ وعدهٔ پیروزی داد؛ پایان آن جام زهر بود. در اقتصاد وعدهٔ تحول داد؛ حاصل، تورم و سقوط ارزش پول شد. از گروگانگیری بهعنوان راه درآمدزایی سخن گفت و اکنون گروگانگرفتن امنیت یک آبراه را «نظم پساآمریکایی» مینامد.
بنابراین پرسش واقعی این نیست که واشنگتن چند هزار مایل با تنگه هرمز فاصله دارد. پرسش این است:
محسن رضایی و تمامیت رژیم ولایت فقیه پس از دههها جنگ، سرکوب و غارت، چند میلیون قدم از مردم ایران فاصله گرفتهاند؟
این فاصله را نه با موشک میتوان پنهان کرد، نه با بستن تنگه و نه با قمپز ساختن «نظم پساآمریکایی». شهرام بهزادی










