لحظهٔ فروپاشی قوای خامنهای در سوریه ـ احسان امینالرعایا قسمت دوم
احسان امینالرعایا
اول عراق یا اول ایران؟
پاسدار حسین همدانی از قاتلان مردم ایران که در سرکوب قیام سال ۸۸ نقش ویژه داشت و بعداً به فرماندهی قوای رژیم در سوریه رسید، در زمره فهرست طولانی سرتیپ پاسدارانی است که در سوریه به هلاکت رسیده است. [۱۷] وی در سخنانی که بعد از هلاکتش منتشر شده، نقش بیجایگزین سوریه برای رژیم را توضیح میدهد: «در جلسهیی آقا[خامنهای] فرمود:... آقای بشار اسد به نیابت ما میجنگد، از جانب ما میجنگد، او اگر امروز به این نتیجه برسد که به حزبالله کمک نکند برایش کافی است... . یکی از مسئولان عالیرتبه نظامی ما میگوید: آمریکا جنگش را با ما از سوریه شروع کرد. در جلسه محضر آقا میگوید: سوریه را اگر تمام کنند میآیند عراق، سپس میآیند ایران! آقا میگوید: خیر مستقیم میآیند ایران». [۱۸]
این نقلقول در کنار دهها گفته صریح دیگر شخص خامنهای و سایر آخوندها و فرماندهان پاسداران، بر نقش حیاتی سوریه در حفظ موجودیت رژیم تأکید دارد.
از سال ۵۹ که خمینی جنگ با عراق ـ با یک میلیون کشته در طرف ایران ـ را موهبتی الهی برای رژیمش دانست و آن را وسیلهٔ سرکوب مجاهدین و سرپوش گذاشتن بر اختناق وحشیانه حاکم کرد، تا امروز رژیم پا بهپای بحرانهای داخلی به صدور جنگ و تروریسم به کشورهای منطقه نیازمند بوده است. ولایت فقیه از جنگافروزی در کشورهای منطقه جداییناپذیر است. و در وضعیت متزلزل رژیم آن را تکیهگاه خود میکند. با جنگافروزی قیامها را قفل میکند و راه تنفس جنبش اعتراضی میبندد. کما اینکه از فردای ۱۵ مهر ۱۴۰۲ (۷ اکتبر) و شروع جنگ در غزه، راه فوران قیامها در ایران مسدود کرد. این بزرگترین سود خامنهای از این جنگ است.
برآیند این منفعتها و موقعیتها در تیزترین و سیاسیترین وجه آن امر هژمونی است که برآیند همه موقعیتهای اجتماعی، مالی، سیاسی، ایدئولوژیک و طبقاتی است.
هژمونی خامنهای اگر ضعیف بشود، کل رژیم ضعیف میشود. اگر آن را از دست بدهد یا اگر بهناچار شریکی در آن بپذیرد، به سرنگونی بلافصل رژیم راه میبرد.
هژمونی خامنهای برآمده از چیست؟ از نظر ایدئولوژیک و عقیدتی و معنوی او هیچوقت مایه و اعتباری نزد پایگاه اجتماعی تحلیلرفته رژیم نداشته است. آراء مردم و مقبولیت اجتماعی نیز همواره پونهٔ مار ولایت فقیه بوده است. در نتیجه خامنهای هژمونی خود را از داشتن سپاه پاسداران (قدرت سرکوب)، سلب مالکیت و غارت دارایی مردم ایران و صدور جنگ و تروریسم ـ بهخصوص از راه دستاندازی بر سوریه ـ تأمین کرده است.
به زبان ساده در توازن قوای درون رژیم، تا پیش از این، زبان حال خامنهای رجزخوانیهای از اینگونه بوده است که «من آنم که سوریه یا حزبالله را دارم».
با همین منطق، بعد از شروع جنگ غزه در هفت اکتبر، که در مقاطع اولیه خامنهای برندهٔ آن بود، باندهای رژیم از قبیل آخوند خاتمی، نوه خمینی، صادق لاریجانی و حسن روحانی به مجیزگویی برای خامنهای رو آوردند. در حالی که در روزهای اخیر که تمام سرمایهٔ خامنهای در سوریه بر باد رفته است، همان آخوند خاتمی سهمخواهی از ولیفقیه را از سرگرفته و خواهان اجرای خواستهای ۱۵ مادهییاش شده و در صحبت کوتاهی «وضعیت خطیر» رژیم را هفت بار به رخ خامنهای میکشد. [۱۹]
از این نظر سقوط دولت بشار اسد که موقعیت هیولای حاکم را آشکارا تنزل داده است، اثر ضداختناق دارد، نیروی تحت سرکوب را به حرکت در میآورد و راه قیامها را باز میکند. همچنانکه شکافها در درون رژیم را باز میکند و ولایت فقیه را از درون و بیرون در تنگنا قرار میدهد.
اشتباهات ناگزیر خامنهای
کاربست واژهٔ اشتباه در مورد دیکتاتورهای به آخر خط رسیده، چه بسا، چندان دقیق نباشد. اگر بخواهیم از این کلمه استفاده کنیم، بهتر است بگوییم آنها ـ و در این جا خامنهای ـ اشتباهاتی مرتکب میشوند که نمیتوانند از آن اجتناب کنند.
این وضعیت متناقض، ناشی از اجبارات فاز پایانی رژیم است. بهعنوان مثال، امروز رژیم ولایت فقیه چند برابر کردن قیمت کالاها را در چارچوب یک سیاست کلان به اجرا گذاشته است. این برنامه از منظر منافع خود رژیم پرخطاست و به جنبش اعتراضی سوخت میرساند، با این حال حاکمان فاسد ـ از رئیسی جلاد تا پزشکیان شیاد ـ به آن ادامه میدهند.
با این توضیح، بزرگترین اشتباه خامنهای برافروختن آتش جنگ در غزه بود. جنگ قوانینی دارد که به کلی با دوران صلح متفاوت است. موجد عواملی میشود که تا پیش از آن قابل تصور نیست. دیالکتیک سرسخت آن حرکتها و تأثیری که بر میانگیزد، به سختی قابل محاسبه است. خامنهای بر آن بود که قیمت را از خون مردم مظلوم فلسطین میگیرد و با دور نگهداشتن رژیمش از آتش آن، پس از گذشت مدتی (که از نظر او نمیتوانست چندان طولانی باشد) همه چیز به پایان میرسد و خودش طرف پیروز خواهد شد. اما در باتلاق جنگ گرفتار شد و هر قدمی که برداشت بیشتر فرو رفت.
با این حال نمیتوانست این اشتباه را مرتکب نشود. این ماحصل جمعبندی او از قیام ۱۴۰۱ مردم ایران بود. میخواست با آتشافروزی از قیام راه گریزی پیدا کند. اشتباه بزرگ او در این جاست که یک رژیم محاصره شده با قیام و سرنگونی را که بنیه و بنیادی ندارد، به جنگ کشاند. حاصل این خطای بزرگ تا امروز انهدام مهمترین تکیهگاههای ولایت فقیه در منطقه است.
در گیر و دار تحولات چند ماه اخیر، خامنهای ناتوانی و بیبتگی خود را در رهبری رژیمش، در بحبوحه بک بحران عمیق، نمایان کرد. پس از مرگ خمینی و شروع حاکمیت خامنهای، شرایط سیاسی و بینالمللی ویژهیی شکل گرفت که بسیاری موقعیتها و منافع بادآورده را نصیب او کرد؛ بدون آنکه قیمتی بپردازد یا با چالش سهمگینی دربیفتد. به عبارت دیگر، دوران حکومتش یکسره با مفتخوری عجین بوده و به ندرت با یک تضاد اساسی درافتاده است. سال گذشته که برای نخستین بار با یک بحران همهجانبه رو به رو شد، در بزنگاههای خطیر مات میشد. برای حفظ رهبری گروه حزبالله وابسته به خود قدمی برنداشت، فروپاشی قوای خود در سوریه را نتوانست مهار کند و برای حفظ دیکتاتور خونخوار دمشق از عهدهٔ کاری برنیامد.
نتایج یک واقعهٔ بزرگ
این تحول، خواست سرنگونی رژیم، در دسترس بودن سرنگونی و عملی بودن سرنگونی را برای مردم عینی کرده است. رژیمی که ۵۰۰ هزار نفر را بهقتل رساند، با زندان مخوف صیدنایا حکومت میکرد، سپاه پاسداران جرار خامنهای، تمامعیار تکیهگاهش بود و حمایت یک ابر قدرت را با خود داشت، قابل سرنگونی است و چنین شد. شاه در زمانی که از حمایت یک پارچه جهان غرب برخوردار بود، مغلوب ارادهٔ مردم ایران شد. خامنهای نیز سرنوشتی جز این ندارد.
این ضربه بزرگی بهمبلغان و همخطان رژیم و کسانی است که خواهان ادامه وضع موجودند. حرفهٔ ننگین آنها تراشیدن دلیلهای بیپایه علیه مبارزه و قیام است. سرنگونی را مردود میشمردند یا آن را هدفی جلوه میدادند که به کلی غیرقابل دسترسی است. امروز تلاش نظری و رسانهیی و ایدئولوژیک آنها شکستخورده است. سرنگونی هر دیکتاتوری حاوی بصیرتهای کمیاب است: درسی به همه مردمان تحت سرکوب که: «میشود و ممکن است» و فراخوانی به آنها که: برخیزید!
ارتش بشار اسد و سپاه پاسداران حامیاش در برابر یک تهاجم سازمانیافته مسلح وارفتند، این واقعه، اهمیت و تعیینکنندگی کانون شورشی را در صحنه سیاسی و مبارزاتی ایران برجسته کرد.
برای کسانی که به مقاومت عادلانه و نیروی شورشگر و فداکار مردم ایران مارک خشونتطلبی میزدند، امروز زمان شرم کردن است؛ هر آینه احساس انسانی خود را حفظ کرده با درد و رنج جامعه تحت سرکوب بیگانه نشده باشند.
کسانی که نه اهل سرنگونیاند، نه درد سرنگونی دارند، بلکه ادامه وضع موجود را ـ با ادیتها و رفرمهایی ـ میخواهند، نه گوشی برای شنیدن سخن تغییرات بزرگ زمانه را دارند نه قلبی برای درک احساسات آن.
در اصل دعوا بر سر این یا آن روش نیست. دعوا بر سر این یا آن استراتژی نیست. بلکه بر سر سرنگون کردن یا سرنگون نکردن است. این هم یک دعوای سیاسی و طبقاتی است.
راهحل کانون شورشی است. نیروی پیروز صحنه ایران کانونهای شورشی است که اجزای ارتش آزادی هستند
لازمهٔ سرنگونی درهم شکستن سپاه پاسداران است و این قیام سازمانیافته و ارتش آزادی را میطلبد.
پانوشت:
[۱] ـ سایت خامنهای، ۲۱ آذر ۱۴۰۳
[۲] ـ در سوریه سه کریدور اصلی و مرکزی برای انتقال سلاح به حزبالله وجود دارد: آلبوکمال، حلب و دمشق.
[۳] ـ خبرگزاری تسنیم، ۲۱ آذر ۱۴۰۳
[۴] ـ خبرگزاری رویتر، ۱۲ دسامبر ۲۰۲۴
[۵] ـ محمدجعفر اسدی، معاون بازرسی قرارگاه خاتمالانبیا، سایت انتخاب، ۴ دی ۱۴۰۳
[۶] ـ خامنهای: «دستگاه اطلاعاتی ما از چند ماه قبل گزارشهای هشداردهندهای را به مسئولان سوریه منتقل کرده بود، من نمیدانم البته آیا این دست آن مقامات بالا رسیده بود یا نه همان وسطها گم و گور شده بود. ولی مسئولان اطلاعاتی ما به اینها گفته بودند از شهریور، مهر، آبان، پشت سر هم گزارش داده بودند»، سایت خامنهای، ۲۱ آذر ۱۴۰۳
عباس عراقچی، وزیر خارجه رژیم: «بهلحاظ میدانی و اطلاعاتی دوستان ما در سیستمهای اطلاعاتی و امنیتی کشور خودمون و در کشور سوریه بهطور کامل از تحرکاتی که در ادلب و اون مناطق در حال انجام بود اطلاع داشتند و همه اطلاعات مربوطه به دولت سوریه و به ارتش سوریه منتقل شده بود... همراه با عکسها و تفصیلات و عده و عُده و همه چیز اینها به دولت سوریه منتقل شده بود»، تلویزیون رژیم، شبکه خبر، ۱۸ آذر ۱۴۰۳
[7] ـ Burc Eruygur |19.12.2024
[۸] ـ سایت خامنهای، ۲۱ آذر ۱۴۰۳: «بعد از آنکه فتنهٔ داعش خاموش شد نیروها بخشی از نیروها برگشتند، بخشی ماندند در آنجا»
[۹] ـ سایت جماران ۳۰/۹/۱۴۰۳
[۱۰] ـ وال استریت ژورنال ۲۶ دسامبر ۲۰۲۳
[۱۱] ـ خبرگزاری فارس ۱۷ آذر ۱۴۰۳
[۱۲] ـ محمد منان رئیسی، عضو مجلس رژیم، خبرآنلاین، ۱۹ آذر ۱۴۰۳
[۱۳] ـ خبرگزاری آنادولو، ۲۷ دسامبر ۲۰۲۴
[۱۴] ـ تانکر تراکرز ـ ۸ دسامبر ۲۰۲۴، https: //onlylinks. cc/bijM
[۱۵] ـ مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) و مؤسسهٔ خاورمیانه، رادیو فردا، ۲۶/آذر/۱۴۰۳
[۱۶] ـ قانون بودجه سال ۱۴۰۳ کل کشور، https: //shenasname. ir/?p=۵۹۹۶۷
[۱۷] ـ در آذر ماه ۹۴ کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورا اسامی ۱۶ سرتیب سپاه پاسداران را که در سوریه به هلاکت رسیدهاند افشا کرده. مهمترین آنها حسین همدانی معاون نیروی قدس است. اگر زنده بود خامنهای ناچار نمیشد پاسدار قاآنی را بیاورد.
[۱۸] ـ سایت حریم حرم، ۱۶ آبان ۱۳۹۵
[۱۹] ـ محمد خاتمی، رئیسجمهور اسبق رژیم، سایت جماران، ۶ دی ۱۴۰۳

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر