۱۴۰۵ تیر ۱۳, شنبه

اعتبار بین‌المللی مقاومت؛ سرمایه‌ای که با فدا ساخته می‌شود، نه با معامله قسمت اول شهرام بهزادی

 


اعتبار بین‌المللی مقاومت؛ سرمایه‌ای که با فدا ساخته می‌شود، نه با معامله قسمت اول شهرام بهزادی



در جهان امروز، هیچ تحول بزرگ سیاسی را نمی‌توان جدا از محیط بین‌المللی تحلیل کرد. عصر کنونی، عصر درهم‌تنیدگی سیاست، اقتصاد، رسانه و افکار عمومی جهانی است. در چنین شرایطی، هر جنبشی که مدعی تغییر یک نظام سیاسی و جایگزینی آن با نظمی نوین باشد، ناگزیر باید علاوه بر برخورداری از پایگاه اجتماعی و توان سازمان‌دهی، از اعتبار بین‌المللی نیز برخوردار باشد. این اعتبار نه یک امتیاز تشریفاتی، بلکه یکی از مؤلفه‌های تعیین‌کننده در موفقیت یک آلترناتیو سیاسی است.

در طول تاریخ، جنبش‌های بسیاری با شعار آزادی آغاز شدند، اما تنها شمار اندکی توانستند از مرز اعتراض عبور کرده و به جایگاه یک آلترناتیو واقعی برسند. تفاوت میان یک جریان معترض و یک آلترناتیو ملی، در پاسخ‌گویی به مجموعه‌ای از الزامات نهفته است؛ الزاماتی که مشروعیت داخلی، سازمان‌یافتگی، برنامه روشن برای آینده و اعتماد جامعه جهانی از مهم‌ترین ارکان آن به‌شمار می‌روند.

مقاومت ایران طی بیش از چهار دهه گذشته، این مسیر دشوار را نه از طریق سازش و معامله، بلکه با پرداخت بهایی سنگین پیموده است. هزاران شهید، ده‌ها هزار زندانی سیاسی، سال‌ها تبعید، محاصره، حملات نظامی، جنگ روانی و تبلیغاتی و انواع توطئه‌های امنیتی، بخشی از هزینه‌ای بوده است که این مقاومت برای حفظ استقلال سیاسی و وفاداری به آرمان آزادی پرداخته است. درست به همین دلیل است که اعتبار بین‌المللی مقاومت ایران، محصول تبلیغات یا لابی‌گری نیست؛ بلکه حاصل کارنامه‌ای است که در برابر دیدگان جهان شکل گرفته است.

ویژگی برجسته مقاومت ایران در این مسیر، حفظ استقلال سیاسی و مالی بوده است. تجربه بسیاری از جنبش‌های سیاسی نشان داده است که وابستگی به قدرت‌های خارجی، هرچند ممکن است در کوتاه‌مدت منافعی ایجاد کند، اما در بلندمدت مشروعیت یک جنبش را از درون تهی می‌سازد. مقاومت ایران از آغاز بر این اصل پای فشرده که تغییر در ایران باید به دست مردم ایران و با اتکاء به نیروی سازمان‌یافته آنان صورت گیرد. همین استقلال، اعتماد بسیاری از شخصیت‌های سیاسی و حقوقی جهان را نسبت به این مقاومت افزایش داده است.

کنفرانس ایران آزاد در پاریس که هم‌زمان با سالگرد ۳۰ خرداد برگزار شد، تنها یک گردهمایی سیاسی نبود؛ بلکه بازتابی از جایگاه بین‌المللی مقاومتی بود که پس از سال‌ها آزمون، توانسته است اعتماد بخش قابل توجهی از سیاستمداران، قانون‌گذاران و مدافعان حقوق بشر را جلب کند. حضور شخصیت‌هایی از کشورهای مختلف و بیان مواضعی همسو درباره آینده ایران، نشان می‌دهد که مقاومت ایران دیگر صرفاً یک موضوع داخلی نیست، بلکه به یکی از موضوعات مورد توجه محافل سیاسی و پارلمانی جهان تبدیل شده است.

آنچه در سخنان شخصیت‌های شرکت‌کننده بیش از همه جلب توجه می‌کرد، تأکید بر چند محور مشترک بود: حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت خود، ضرورت پایان دادن به دیکتاتوری مذهبی، حمایت از آزادی و حقوق بشر و به‌رسمیت شناختن وجود یک آلترناتیو سازمان‌یافته با برنامه‌ای مشخص برای آینده ایران. همین اشتراک نظر، اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا نشان می‌دهد حمایت‌های بیان‌شده صرفاً ناشی از مخالفت با حکومت ایران نیست، بلکه بر پایه ارزیابی از توان و برنامه آلترناتیو نیز استوار است.

یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های مقاومت ایران، ارائه یک برنامه مشخص برای آینده است. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که سقوط یک حکومت، اگر با وجود یک برنامه روشن برای دوران انتقال همراه نباشد، می‌تواند به هرج‌ومرج یا بازتولید استبداد بینجامد. به همین دلیل، وجود برنامه‌ای که اصولی چون حاکمیت مردم، انتخابات آزاد، برابری زن و مرد، جدایی دین از دولت، استقلال قوه قضاییه، لغو مجازات اعدام، خودمختاری اقوام در چارچوب تمامیت ارضی ایران و پایبندی به حقوق بشر را در بر گیرد، یکی از عوامل مهم اعتماد بین‌المللی به مقاومت ایران محسوب می‌شود.

از سوی دیگر، اعتبار بین‌المللی زمانی معنا پیدا می‌کند که پشتوانه‌ای واقعی در داخل کشور نیز وجود داشته باشد. هیچ قدرت خارجی قادر نیست برای یک جریان سیاسی مشروعیت اجتماعی ایجاد کند. آنچه توجه جهانی را جلب می‌کند، استمرار مبارزه، حضور نیروهای سازمان‌یافته، پایداری زندانیان سیاسی، فعالیت شبکه‌های مقاومت و ایستادگی مردمی در برابر سرکوب است. در واقع، اعتبار جهانی زمانی شکل می‌گیرد که جهان یک واقعیت اجتماعی را مشاهده کند، نه صرفاً یک ادعا را.

در نقطه مقابل، حکومت ولایت فقیه طی سال‌های اخیر با انزوای فزاینده بین‌المللی روبه‌رو شده است. افزایش قطعنامه‌های حقوق بشری، نگرانی‌های جهانی نسبت به سرکوب داخلی، بحران مشروعیت و گسترش شکاف‌های درونی، همگی موجب شده‌اند که تصویر بین‌المللی این حکومت بیش از گذشته آسیب ببیند. در چنین شرایطی، هر اندازه اعتبار حکومت کاهش می‌یابد، اهمیت وجود یک آلترناتیو معتبر نیز بیشتر آشکار می‌شود.

البته اعتبار بین‌المللی، مقصد نهایی نیست؛ بلکه مسئولیتی بزرگ‌تر را نیز بر دوش هر آلترناتیو می‌گذارد. هرچه اعتماد جهانی افزایش یابد، انتظار از آن جریان برای حفظ استقلال، پایبندی به اصول دموکراتیک و پاسخ‌گویی نیز بیشتر خواهد شد. این همان آزمونی است که مقاومت ایران طی سال‌های طولانی کوشیده است با تکیه بر استقلال، سازمان‌یافتگی و استمرار مبارزه از آن سربلند بیرون آید.

در نهایت، باید گفت که اعتبار بین‌المللی را نمی‌توان خرید، هدیه گرفت یا با توافق‌های پشت‌پرده به دست آورد. این اعتبار، سرمایه‌ای تاریخی است که در گذر زمان و با پرداخت بهای سنگین ساخته می‌شود. مقاومت ایران امروز در جایگاهی قرار دارد که بخش مهمی از این اعتبار را از رهگذر چهار دهه ایستادگی، پایداری و پرداخت هزینه به دست آورده است. استمرار این مسیر، نه‌تنها برای آینده این مقاومت، بلکه برای آینده ایران نیز اهمیتی تعیین‌کننده خواهد داشت؛ زیرا در جهان امروز، موفقیت یک آلترناتیو تنها به توان داخلی آن وابسته نیست، بلکه به میزان اعتمادی نیز بستگی دارد که بتواند در افکار عمومی و محافل بین‌المللی نسبت به خود ایجاد کند.شهرام بهزادی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر