۱۴۰۴ دی ۱۰, چهارشنبه

۹دی ۱۳۶۰ شهادت مادر ذاکری پیام‌آور شور و استقامت در مبارزه با خمینی ضدبشر

 

۹دی ۱۳۶۰ شهادت مادر ذاکری پیام‌آور شور و استقامت در مبارزه با خمینی ضدبشر

مادر ذاکری
مادر ذاکری

مادر ذاکری که بود؟

مجاهد شهید سکینه محمدی اردهالی(مادر ذاکری)، در سال ۱۳۰۳ در اراک به‌دنیا آمد و پس از طی تحصیلات ابتدایی، علوم مذهبی را نزد پدرش آموخت. پدرش مدیر یک مجله مذهبی و اجتماعی به نام جمعه بود. او از این طریق با مشکلات مردم آشنا شد. مادر ذاکری از زنان آگاه و مؤمنی بود که سال‌های متمادی جلسات مذهبی زنان را در تهران اداره می‌کرد. بنابراین نه تنها ساکنان منطقه خیابان گرگان و نظام‌آباد، بلکه در نقاط مختلف تهران، بسیاری «خانم محمدی» را می‌شناختند و به او اعتماد و اعتقاد داشتند.

 

مادر ذاکری قبل از پیوستن به مجاهدین

این آشنایی‌ها و دلسوزی او نسبت به مشکلات مردم و محبوبیت ویژه‌یی که کسب کرده بود، سبب شد که مردم محله‌های مختلف تهران علاوه بر این‌که مادر ذاکری را برای اداره جلسه‌های مذهبی و آموزش قرآن دعوت می‌کردند، از او برای حل مشکلات‌شان نیز کمک می‌گرفتند. میزان اعتماد مردم به او به حدی بود که افراد خیر کمک‌های مالی خود را به او اعطا می‌کردند و مادر ذاکری کمک‌ها را در اختیار نیازمندان قرار می‌داد. خانه او در خیابان گرگان تهران محل مراجعه دردمندان و مستمندان بود که از نقاط مختلف تهران به آنجا روی می‌آوردند. به این ترتیب اگر چه مادر ذاکری دارای ۹‌فرزند بود، اما هرگز وظایف و مسئولیت‌های اجتماعیش را رها نمی‌کرد.

 

مادر ذاکری سازمان مجاهدین خلق ایران را شناخت و به آن پیوست

ایمان مذهبی مادر وقتی به ثمر اجتماعیش بالغ شد که یکی از فرزندانش برادر مجاهد ابراهیم ذاکری، به‌خاطر عضویت در مجاهدین به زندان افتاد و مادر از طریق او به‌تدریج در جریان اندیشه و آرمان مجاهدین قرار گرفت. مادر ذاکری از آن پس، چه در جلسه‌های مذهبی و چه در زندان قصر یا زندان اوین، در میان سایر خانواده‌های زندانیان به افشاگری علیه رژیم و زندانبانان می‌پرداخت. او با هوشیاری در رد و بدل کردن اخبار مقاومت به زندان با مسئولیت‌پذیری بسیار عمل می‌کرد. در همین دوران، یک بار رئیس زندان قصر تهدید کرد که او را به‌خاطر فعالیت‌هایش دستگیر خواهد کرد. به‌دنبال این تهدید، مادر ذاکری خودش به دفتر کار رئیس زندان قصر رفت و گفت: «مگر نگفته‌اید که می‌خواهید مرا بگیرید، آمده‌ام که دستگیرم کنید».

 

آزمایش بزرگ مادر ذاکری بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی

اما بزرگ‌ترین آزمایش مادر ذاکری پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی بود. آزمایشی که برای او با ویژگی‌های یک زن مذهبی بسا دشوار می‌نمود. اما او به‌مدد خلوص و ایمان محکمش به آرمان مجاهدین، روسفید و سربلند از این آزمایش بیرون آمد، سردار قهرمان، مجاهد والامقام، ابراهیم ذاکری فرزند مادر ذاکری، در این‌باره گفت: «مادر به‌خاطر شناخت و تجربه‌اش، در حقانیت آرمان مجاهدین هیچ تردیدی نداشت. وقتی خمینی و آخوندهای تبهکاری مثل بهشتی و رفسنجانی دم از انقلاب و اسلام می‌زدند و رو‌در‌روی مجاهدین به ضدیت با آنان می‌پرداختند، برای او باور کردنی نبود. او نمی‌توانست باور کند که خمینی به‌عنوان یک مرجع تقلید هفتاد هشتاد ساله، این‌چنین قدرت‌پرست و شقاوت‌پیشه باشد. از همین‌رو مادر ذاکری با خمینی و ارتجاع به قاطع‌ترین صورت مرزبندی کرد. مادر می‌گفت داستان معاویه و یزید با حضرت علی(ع) و امام حسین(ع) بار دیگر در حال تکرار است. یادم می‌آید در اواخر بهار ۱۳۵۸ مادر در هر جا که حضور می‌یافت، سران رژیم را به‌طور علنی به باد نفرین می‌گرفت. حتی توصیه‌های من که می‌خواستم حرف‌های او به‌حساب مجاهدین گذاشته نشود، فایده‌یی نداشت».

 

مادر ذاکری در فاز سیاسی

به‌راستی که آرمان مجاهدین در عمق جان مادر ذاکری جاری شده بود و هیچ چیز حتی مهر فرزند و علاقه و پیوند با نزدیک‌ترین نزدیکانش نیز نمی‌توانست آن را تحت تأثیر قرار دهد. او هر عاملی را که در مقابل این آرمان قرار می‌گرفت، قاطعانه پس‌می‌زد. برادر مجاهد ابراهیم ذاکری در این مورد گفت:
«در فاز سیاسی یک روز متوجه شدم که خانه ما محل استقرار ۳بخش سازمان هست: بخش شهرستان، بخش دانش‌آموزی و بخش محلات. گر چه ۲برادر و ۲خواهرم هوادار سازمان بودند، اما ۲برادر دیگرم طرفدار رژیم بودند. این تهدید وجود داشت که این ۲نفر اطلاعات بخش‌های سازمان را گرفته و در اختیار رژیم قرار دهند. موضوع را با مادر در میان گذاشتم. گفتم این جا یا جای سازمان است یا جای این ۲نفر. مادر یکی از آنها را با قاطعیت از خانه بیرون کرد. با آن یکی هم پدرم برخورد کرد و گفت شما ما را منافق می‌دانید بنابراین حق ندارید وارد این خانه شوید».
مادر ذاکری آرمانش را بی‌محابا در همه جا تبلیغ می‌کرد، در جلسه‌های مذهبی، در کوچه و خیابان و در هر جا که فرصتی می‌یافت. علاوه بر این، او در همه فعالیت‌های انجمن مادران مسلمان که از سال ۱۳۵۸ تشکیل شده بود، با شور و علاقه تمام فعالیت می‌کرد. او هم‌چنین در تجمع‌ها و تحصن‌های اعتراضی، نظیر اعتراض به دستگیری شهید سعادتی یا در تظاهرات و راهپیمایی علیه پدیده چماقداری با جان و دل فعالانه شرکت می‌کرد. به همین جهت نیز بارها مورد حمله و هجوم پاسدارها و اوباش چماقدار خمینی قرار گرفت. یک بار پاسداران و کمیته‌چی‌ها به خانه مادر حمله کردند تا میلیشیاهای مستقر در آنجا را به‌همراه فرزندان مجاهدش دستگیر کنند، اما این شیرزن قهرمان آن‌چنان در برابر مزدوران ایستاد و خروشید که اهالی محل که از موضوع باخبر شده بودند، به‌صورت یکپارچه در اطراف خانه اجتماع کردند و پاسداران را مجبور به عقب‌نشینی کردند. او پیش از ۳۰خرداد ۱۳۶۰ نیز دست‌کم یک بار دستگیر شد و به‌مدت یک ماه در زندان، زیر فشارهای مختلف روحی و جسمی قرار گرفت تا شاید او را به دست‌کشیدن از آرمان مجاهدین وادار سازند، اما مادر از چنان موضع قاطع و با چنان اعتماد به نفسی با مزدوران برخورد می‌کرد که زندانبانان از روبه‌رو شدن با او وحشت داشتند.

 

علاقه مادر ذاکری به رهبر مقاومت برادر مسعود رجوی

مادر ذاکری، مسعود را از زندان می‌شناخت. از همان موقع که هر هفته پشت در زندان می‌آمد. مادر ذاکری همیشه مسعود را «برادر بزرگ» خطاب می‌کرد. خیلی مسعود را دوست داشت. این علاقه او به مسعود با گذشت زمان هر روز بیشتر می‌شد. در جریان کاندیداتوری مسعود، با همه وجودش به تبلیغ پرداخت. از همه می‌خواست که به مسعود رأی بدهند. به‌دلیل عشق و اعتمادش به مسعود بود که به‌رغم سن و سال و موقعیتش، خیلی راحت با انجمن مادران مسلمان همکاری می‌کرد. او با تواضع هر مسؤلیتی را که به او واگذار می‌شد، هم‌چون عاشقی پاکباز با تمامی ایمان و علاقه‌اش انجام می‌داد.

 

مادر ذاکری پیام‌آور شور و استقامت در زندان

مادر ذاکری ۹فرزند داشت، اما هنگامی‌که دریافت آخوندها در زیر پرده دین به حذف و کشتار فرزندان مجاهد و مبارز این مردم کمر بسته‌اند و استبداد و خودکامگی را فراتر از سلف‌شان، شاه، در میهن می‌گسترانند، پا به میدان گذاشت و با انتخاب راه مجاهدین، زندگی خود را وقف مبارزه با رژیم آخوندی کرد. پس از ۳۰خرداد ۱۳۶۰ رژیم خمینی او را به‌همراه چندتن از فرزندان و همسرش دستگیر کرد و به زیر شدیدترین فشارها و شکنجه‌های روحی و جسمی کشاند تا به خیال خود، او را به ندامت و تسلیم وادار کند، اما مادر دژخیمان را تحقیر می‌کرد و نسبت به آنان فوق‌العاده بی‌اعتنا بود و حتی به سؤال‌های آنها جواب نمی‌داد. ‌
زندانیانی که مدتی با مادر ذاکری هم‌بند بوده‌اند با نقل نمونه‌های متعددی از مقاومت‌های قهرمانانه مادر در برابر پاسداران و شکنجه‌گران گفته‌اند که مادر با مقاومت جانانه‌اش به سایر زندانیان «درس شور و استقامت» می‌داد.

 

شهادت مادر ذاکری، شیرزنی که دژخیمان خمینی را به‌زانو درآورد

دژخیمان خمینی در زندان علیه مادر ذاکری لئیمانه‌ترین شکنجه‌ها را به‌کار گرفتند، هیچ نشانی از ندامت و تسلیم در او ندیدند و سرانجام او را به جوخه تیرباران سپردند، گر چه آنان می‌دانستند که تیرباران یک زن سالخورده جز شکست تمام‌عیار ایدئولوژی خمینی در برابر اندیشه و آرمان سازمان مجاهدین خلق ایران معنایی ندارد. مادر ذاکری در آن لحظه هم که در برابر جوخه تیرباران قرار گرفت، دست دژخیمانی را که می‌خواستند چشمان او را ببندند با جسارت همیشگی خود پس زد و فریاد کشید: «چشمانم را نبندید، می‌خواهم با چشمانم حقانیت مجاهدین را ببینم». به این ترتیب مادر ذاکری یک بار دیگر شکست ایدئولوژی خمینی در برابر آرمان مجاهدین را نشان داد. تیرباران جنایتکارانه این مجاهد قهرمان در نهم دیماه سال ۱۳۶۰، حتی کسانی را که هنوز نسبت به ماهیت خمینی و رژیم پلید او ابهام داشتند، به‌شدت تکان داد و موجی از نفرت در میان توده‌های مردم برانگیخت.
مجاهد والامقام ابراهیم ذاکری(کاک صالح) و فرزند دلیرش زهیر نیز دومین و سومین نسل در ادامهٔ مادر پاکبازشان هستند که به عهد خود با خدا و خلق وفا کردند. زهیر ذاکری از جمله قهرمانان شهید در حماسهٔ ۱۹فروردین سال ۱۳۹۰ در اشرف بود.

 

حضور جانانه مادران سالخورده در صحنه نبرد

یکی از فرازهای افتخارآفرین مقاومت مردم و سازمان مجاهدین خلق ایران در برابر رژیم آخوندی، حضور جانانه مادران سالخورده در صحنه نبرد و خلق حماسه‌های فراموش‌ناشدنی توسط آنان است. هم‌چنان که شکنجه و اعدام مادران یکی از ننگین‌ترین جنایت‌های آخوندها و مایه لعن و نفرین ابدی برای ارتجاع به‌گور سپرده شده است. حماسه‌های شگفت‌انگیزی که بیانگر عمق اصالت عنصر مجاهد خلق است که توانسته است در هولناک‌ترین شرایط آن‌چنان بذر آگاهی و ایمان انقلابی را در ضمیرها بپرورد که حتی مادران کهنسال که پاره‌یی چون مادر ذاکری، در ۵۷سالگی، چه در متن مبارزه انقلابی مسلحانه و چه در زیر شکنجه دژخیمان خمینی و چه در برابر جوخه‌های اعدام، قهرمانانه بجنگند و مقاومت کنند و سرانجام نیز خون پاک‌شان را نثار راه آزادی و رهایی خلق نمایند.

 

سمبل زن انقلابی مجاهد خلق، مجاهد شهید اشرف رجوی، پیرامون این حماسه‌ها گفته بود:

«به‌راستی برای سازمان ما، مایه افتخار است که مربی نسلی بود که در آن زن قهرمان ایرانی به درجه‌یی از تکامل و رشد و آگاهی و ایمان ارتقا یافته که با درک تفاوت عظیم بین تفاله‌ها و پس‌مانده‌های قرون‌وسطایی که خمینی جلاد به‌نام اسلام و قرآن عرضه می‌دارد و اسلام انقلابی و توحید ناب، در مقابل او می‌ایستد و در این راه بار شکنجه و اسارت و شهادت را قهرمانانه می‌پذیرد».

 

خیزش بازار- ۶ سومین روز اعتصاب و اعتراض بازار با پیوستن گسترده دانشگاهها و درگیری در میدان شوش و خیابان ملت

 

خیزش بازار- ۶

سومین روز اعتصاب و اعتراض بازار با پیوستن گسترده دانشگاهها و درگیری در میدان شوش و خیابان ملت

اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران
اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران

شورای ملی مقاومت ایران -سربرگ

خیزش بازار- ۶

سومین روز اعتصاب و اعتراض بازار با پیوستن گسترده دانشگاهها و درگیری در میدان شوش و خیابان ملت

  • آماده باش کامل نیروهای سرکوبگر و حضور فشرده آنها در خیابان‌ها نتوانست مانع تجمع معترضان شود
  • «مرگ بر این گرونی، می‌ریم تا سرنگونی»، «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر اصل ولایت فقیه»
  • خانم رجوی: این خیزش بازتاب خشم دهها میلیون مردمی است که در اثر ظلم و ستم رژیم آخوندها به ستوه آمده‌اند. آنها با شعارهای خود هم بر ریشه مشکل یعنی نظام ولایت فقیه و هم بر راه‌حل یعنی مقاومت و قیام دست می‌گذارند

صبح امروز سه‌شنبه ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵، اعتراضات و خیزشهای مردمی وارد سومین روز خود شد و دانشجویان دانشگاههای مختلف تهران و بسیاری از شهرستانها به آن پیوستند. بازاریان و کسبه در مناطق مختلف تهران از جمله بازارهای زرگرها، سرای ملی، سیداسماعیل، بین‌الحرمین، صوراسرافیل، امین‌حضور، جعفری، پاچنار و در خیابان صابونیان در بازار شوش، آهنگران، جلوخان، حمام‌چال، مولوی و بنی‌هاشم مغازه‌های خود را تعطیل کردند. معترضان در بازار آهن تهران (شادآباد) تجمع کرده‌اند. گارد ویژه با گاز اشک‌آور به معترضان در میدان شوش و جوادیه تهران یورش برد.

همزمان اعتصاب به شهرهای دیگر از جمله شیراز، اصفهان (میدان نقش‌جهان)، کرمانشاه (خیابان مصدق)، مشهد (خیابان سعدی)، اهواز، یزد، کرج، ملارد، پردیس، همدان، قشم، زنجان و تبریز (رانندگان بی.آر.تی) گسترش یافت. این در حالیست که نیروهای سرکوبگر اعم از سپاه پاسداران، نیروی انتظامی، وزارت اطلاعات، لباس شخصیتها و دیگر نیروهای امنیتی در آماده‌باش کامل هستند و در بسیاری از مناطق به‌صورت فشرده مستقر شده‌اند.

دانشجویان دانشگاههای تهران، صنعتی شریف، خواجه نصیر، ملی (بهشتی)، امیرکبیر، علم و صنعت، طباطبایی، علم و فرهنگ، صنعتی اصفهان و یزد با برگزاری راهپیمائی و تجمعات اعتراضی و سر دادن شعارهای «مرگ بر دیکتاتور»، «دانشجو می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد»، «این همه سال جنایت مرگ بر این ولایت» و «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم» به خیزش بازار پیوستند. در دانشگاه ملی و خواجه نصیر دانشجویان در برابر مزدوران بسیجی و لباس‌شخصی ایستادگی کرده و فریاد «بی‌شرف بی‌شرف» سر دادند.

در تهران تظاهرات مردم در خیابان ملت، میدان شوش و جوادیه به درگیری با نیروهای سرکوبگر کشیده شد. مأموران یگان ویژه برای پراکنده کردن جمعیت اقدام به شلیک گاز اشک‌آور کردند، اما جوانان شورشی و مردم با مقاومت به تظاهرات ادامه دادند.

رژیم آخوندی با استقرار گسترده نیروهای انتظامی و لباس‌شخصی در خیابانهای فردوسی، ولیعصر، ستارخان و اطراف بازار تلاش کرد جلوی تجمع معترضان را بگیرد که با شکست مواجه شد. در شهرستانها از جمله کرج و مشهد نیروهای امنیتی به‌طور گسترده در مناطق اصلی شهر مستقر شده‌اند.

خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران خیزش بازاریان و دیگر اقشار مردم را بازتاب خشم دهها میلیون مردمی خواند که در اثر سقوط شتابان ارز کشور، تورم فزاینده، رکود بی‌سابقه و تبعیض و فساد سیستماتیک حکومتی به ستوه آمده‌اند. آنها با شعارهای خود هم بر ریشه مشکل یعنی نظام ولایت فقیه و هم بر راه‌حل یعنی مقاومت و قیام دست گذاشتند.

 

دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران

۹ دی ۱۴۰۴ (۳۰ دسامبر ۲۰۲۵)

ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور - ۱۰دی ۱۴۰۴

 

ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور - ۱۰دی ۱۴۰۴

ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور
ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور

ستاداجتماعی مجاهدین در داخل کشور - ۱۰دی ۱۴۰۴

  • کلیپ پخش شده در مورد شعار منحوس رضا شاه در فسا فیک و جعلی و صداگذاری شده است.
  • شعار تظاهرات سه‌شنبه‌شب ۹دی در کرمانشاه: مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر

۱۴۰۴ دی ۶, شنبه

مروری بر شکست های خامنه ای - حزب الله ومرگ بزرگترین نشکیلات خارجی رژیم در خارج ..

حماسه های مجاهدین در زندان ، رودروی شقاوت خمینی وپاسداران ودژخیمان - مهمانان برنامه امیر برجی خانی ومینا انتظاری و....

مروری بر شکست های خامنه ای - حزب الله ومرگ بزرگترین تشکیلات خارجی رژیم ولایت فقیه بعد از آتش افروزیهای ۷اکتبر

میراث سرخ ـ آرمان سبزـ قائمشهربا شهیدان سرفرازی که برای وفای به خلق ومیهن وآزادی در برابر جنگ داخلی تحمیلی خمینی به خلق ومیهن ایستادند

زندانی سیاسی کریم خجسته ۶۲ساله به اتهام هواداری از مجاهدین، در رشت به اعدام محکوم شد

آیا رکورد اعدام‌ها نشانه قدرت است یا وحشت از مردم ایران ؟

۱۴۰۴ دی ۵, جمعه

اهمیت کنفرانس دوحزبی سنای آمریکا در حمایت از ایران آزاد

 

اهمیت کنفرانس دوحزبی سنای آمریکا در حمایت از ایران آزاد

کنفرانس دوحزبی سنای آمریکا در حمایت از ایران آزاد
کنفرانس دوحزبی سنای آمریکا در حمایت از ایران آزاد

یک کنفرانس دوحزبی به تاریخ ۲۸آذر ۱۴۰۴ در سنای ایالات متحده با هدف حمایت از آلترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت ایران و طرح ۱۰ماده‌ای خانم مریم رجوی برگزار شد. در این کنفرانس شماری از سناتورهای برجسته و حامی قطعنامه ۱۴۵ از هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه، به‌همراه شخصیت‌های سیاسی و مقامات ارشد پیشین دولت آمریکا حضور یافتند. این گردهمایی، نمودی آشکار از اجماع فراحزبی در حمایت از حقوق مجاهدان ساکن اشرف ۳ و تأکیدی معنادار بر ضرورت پشتیبانی از یک راه‌حل دموکراتیک برای آینده ایران بود.

در جمع سناتورها، شخصیت‌های سیاسی و سخنرانان کنفرانس از جمله با چهره‌های زیر آشنا می‌شویم:

«سناتور جین شهین، سناتور کوری بوکر، سناتور جان کورنین، سناتور روبن گایگو، دکتر بن کارسون، خانم هدر نائرت، سناتور روی بلانت، ژنرال جیمز جونز و سفیر مارک گینزبرگ».

حضور این طیف متنوع از تصمیم‌سازان و نخبگان سیاسی آمریکا، بیانگر جایگاه فزاینده آلترناتیو دموکراتیک در معادلات بین‌المللی و بازتاب‌دهنده توجه جدی محافل رسمی آمریکا به نقش شورای ملی مقاومت ایران در مسیر تحقق آزادی، حاکمیت مردم و حقوق‌بشر در ایران بود.

اهمیت این کنفرانس را نمی‌توان فقط در حمایت دوحزبی از یک جنبش مخالف دید؛ بلکه باید آن را نشانه‌ای از تغییر پارادایم در فهم جامعه بین‌المللی نسبت به فرآیندهای داخلی ایران به حساب آورد؛ پارادایمی که آرمان‌های دموکراتیک و حقوق‌بشری در مرکز توجه آن قرار دارد.

 

بازاندیشی درباره ایران و نقش مقاومت سازمان‌یافته

در آغاز سخنان، سناتور جین شهین به فرصت‌های منطقه‌یی برای دموکراسی اشاره کرد و گفت: «ما در سال گذشته شاهد تغییرات بزرگی در خاورمیانه بوده‌ایم و فرصتی واقعی در سراسر منطقه برای آینده‌ای متفاوت، آینده‌ای آزاد و دموکراتیک، فراهم شده است… ایران نیز باید در فهرست کشورهایی قرار گیرد که از آینده‌ای آزاد و دموکراتیک برخوردارند».

این سخن در واقع نه‌تنها بر تغییرات منطقه‌یی تأکید دارد، بلکه بر مجموعه‌یی از تحولات ساختاری در درون جامعه ایران و هم‌پیمانی‌های بین‌المللی تأکید می‌کند که می‌تواند چشم‌انداز آینده را تغییر دهد.

سناتور شهین ضمن یادآوری بحران‌های حقوق‌بشری در ایران، افزود که «ما باید از ساکنان اشرف ۳ حمایت کنیم… باید بودجه مستندسازی موارد نقض حقوق‌بشر توسط رژیم را افزایش دهیم و تحریم‌ها علیه ناقضان حقوق‌بشر در تهران را بیشتر کنیم».

این بخش از سخنرانی، به‌وضوح نشان می‌دهد که بحث از ایران امروز دیگر محدود به تنش‌های امنیتی نیست، بلکه با محوریت حقوق‌بشر، حاکمیت قانون و آزادی شهروندان مطرح شده است؛ مؤلفه‌هایی که در سطح بین‌المللی به‌طور فزاینده‌یی برجسته می‌شوند.

 

دموکراسی از نقطه‌نظر جهانی

سناتور کوری بوکر نیز در سخنان خود اشاره‌یی فراتر از بحث ایران داشت و گفت: «در کشور ایران، همین حالا، مردم طعم شیرین آزادی و رهایی را می‌شناسند… آنها عزمی راسخ و مقاومتی شگرف از خود نشان می‌دهند».

او سپس به تعهد مشترک نمایندگان دو حزب برای حمایت از ایران آزاد تأکید کرد. این وحدت غیرمعمول میان دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان، نشان‌دهنده‌ٔ آن است که مخالفت با وضعیت موجود در ایران در واشنگتن دیگر یک بحث حزبی نیست، بلکه ارزش‌محور شده است؛ و این امر برای هر تحلیلگر بین‌المللی اهمیت دارد.

سناتور کوری بوکر در ادامه افزود: «من از مردم ایران قدرت و الهام می‌گیرم… ما در سنا، در تعهدمان به یک ایران آزاد و به رهایی آن ملت بزرگ، دوشادوش یکدیگر ایستاده‌ایم».

این سخن نه‌تنها پیامی از همبستگی است، بلکه به ایجاد یک روایت جدید در دیپلماسی آمریکا کمک می‌کند؛ روایتی که در آن اراده مردم و پتانسیل تحولات اجتماعی-سیاسی در مرکز توجه قرار دارد.

 

مسئولیت بین‌المللی و تغییر ساختار قدرت

سناتور جان کورنین، جمهوری‌خواه از تگزاس گفت: «رژیم ایران منشأ اکثر اتفاقات ناگواری است که در خاورمیانه رخ می‌دهد… اما خوشحالم که اینجا در کنار بسیاری از دوستانی هستم که سال‌ها پیش با آنها آشنا شدم و تا جایی که در توانم باشد به حمایت از شما ادامه خواهم داد».

این نوع سخن بیشتر از آن که یک انتقاد صرف باشد، به آینده‌نگری و راه‌حل‌های جایگزین سیاسی اشاره دارد و نشان می‌دهد که در سیاست ایالات متحده، فهم نقادانه از چالش‌های منطقه‌یی با رویکردهای پراتیکال و راهبردی در هم آمیخته است.

در ادامه، ژنرال جیمز جونز، مشاور امنیت ملی پیشین آمریکا، پیامی راهبردی‌تر ارائه کرد و با اشاره به طرح ۱۰ماده‌ای خانم مریم رجوی گفت: «این طرح یک نقشه راه برای انتخابات پلورالیستی، آزاد و عادلانه… ارائه می‌دهد».

او اضافه کرد: «این قطعنامه حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت خود را تأیید می‌کند… و از دولت ما می‌خواهد که از حقوق و آزادی‌های ۳۰۰۰مبارز آزادی در اشرف ۳ محافظت و حمایت کند».

 

از واقعیت‌های میدانی تا چشم‌اندازهای حقوق‌بشری

در این کنفرانس هدر نائرت، معاون پیشین وزارت‌خارجه آمریکا به موضوع آزادی و کرامت انسانی اشاره کرد: «این حقیقت امروز در ایران در حال وقوع است… زنان جنبش برای آزادی را رهبری می‌کنند… و این حق خدادادی ماست».

سخنان نائرت گویای آن است که جنبش‌های اجتماعی و حقوق‌بشری در داخل ایران چگونه بازتابی در عرصه جهانی یافته‌اند؛ بازتابی که دیگر نمی‌توان آن را فقط داخلی قلمداد کرد.

دیگر سخنرانان هم‌چون دکتر بن کارسون و مارک گینزبرگ نیز بر این نکته تأکید کردند که آرمان آزادی و کرامت انسانی نه محدود به مرزهاست، نه وابسته به سیاست‌های حزبی، بلکه یک خواسته‌ٔ انسانی جهانی است که می‌تواند نقطه تلاقی طیف‌های گوناگون سیاسی شود.

 

مفهوم‌شناسی دموکراسی و حقوق‌بشر در ایران امروز

آنچه در این کنفرانس برجسته شد، آلترناتیو دموکراتیک و طرح ۱۰ماده‌ای خانم مریم رجوی است که نه‌فقط به‌عنوان یک سند ایدئولوژیک، بلکه به‌عنوان یک نقشه راه سیاسی و عملیاتی برای ایران آینده مطرح شد. سناتورها و مقام‌های آمریکایی در سخنان خود به محورهای زیر اشاره کردند:

«دموکراسی استراتژیک، نه فقط شعار، بلکه عمل و راه‌حل است».

«حمایت از مقاومت سازمان‌یافته دیگر محدود به سیاست‌های امنیتی نیست، بلکه حمایت از ارزش‌های حقوق‌بشری است».

«آرمان آزادی و عدالت فارغ از تقسیمات حزبی، می‌تواند یک نقطه‌ٔ اتحاد در سیاست جهانی باشد».

این کنفرانس آینه‌ٔ بازتاب‌گر تحول در فهم جهانی نسبت به مقاومت سازمان‌یافته بود؛ تحولی که در آن صدای مردم و ارزش‌های حقوق‌بشری در مرکز توجه قرار می‌گیرد و نه منطق قدرت‌محور سنتی که همیشه مدافع حفظ وضع موجود بوده است.

مسیح؛ استمرار ابدی عشق

 

مسیح؛ استمرار ابدی عشق

مسیح؛ استمرار ابدی عشق
مسیح؛ استمرار ابدی عشق

گرامی‌باد یادواره‌ٔ تولد عیسی مسیح و کریسمس سال میلادی ۲۰۲۶

 

پنجره‌ٔ ورود به درک و فهم عیسی مسیح چیست؟

آیا او و رسالتش فقط از جنبه‌ٔ مذهب و قداست قابل فهم هستند؟

تاریخ می‌گوید این دریچه‌ها برای درک اندیشه و رسالت او، قابل توجه هستند اما تمامیت عیسی مسیح را نمی‌نمایانند. گذار تاریخ و زمان می‌گوید مسیح را باید از دریچه‌ٔ «عشق» شناخت.

 

مسیح به‌گونه‌یی تأمل‌بر‌انگیز با «عشق» آمیخته و تنیده شده است. پیام‌آوری که برای گسترش پیام و آرمانش نه از جنگ کمک گرفت، نه از توسعه‌طلبی، نه از اجبار و تحمیل و نه از جهل و خرافه. هیچ‌کدام این ابزارهای انباشته‌شده در متن زمین و زوایای تاریخ، در منظر مسیح، دارای ارزش توجه نبوده‌اند. از این‌جاست که تفکر پیرامون مسیح، هم فلسفه را به میان می‌کشد، هم تاریخ را، هم روان‌شناسی، هم خودشناسی و نیز تعلیم و تربیت قرنهای پشت سر را به چالش می‌کشد.

 

مسیح موفق شد دو نیروی بازآفرینیِ انسانیت و تخریب آن را در اعصار بدویت بشری، نشانی بدهد. او گم‌شده‌ٔ قرنهای حیات و حضور انسان را کشف کرد. او علت همه‌ٔ رنج‌های تکراری به‌دست خود بشر را کشف کرد. او قدرت محجوب و غریب آدمی را در درون و خلوت وی کشف نمود. او هجرت غریبانه‌ٔ «عشق» از زندگی اجتماعیِ انسان را دریافت. او غلبه‌ٔ جهل، خرافه، قدرت‌پرستی و زرپرستی بر هویت آدمی را نشان داد؛ تأکید هم کرد که «تعداد کم‌تری به این فهم دست می‌یابند و این راه را می‌روند».

 

بی‌شک مسیح را هرگز نمی‌توان با معیار تنوع برداشتها از مسیحیت شناخت. برداشتهایی که گاه در دو سر طیف به معرفی او می‌پردازند؛ ولی با کنکاش و دقت در محصول سیاسی، اجتماعی و انسانیِ آن‌ها، درمی‌یابیم که نمونه‌هایی از این برداشتها هیچ سنخیتی با پیام انسانی و آرمانیِ مسیح ندارند. این معیار را می‌توان درباره‌ٔ دیگر عقاید، باورها و مکتب‌ها نیز ملاک شناخت قرار داد.

 

دیگر با وفور اسناد و تجربه‌های تاریخی، عجیب نیست که سرکوب‌کنندگان و قاتلان مسیح ــ که تمام ابزار قدرت و سیطره‌ٔ سیاسی و نظامی را داشتند ــ در لابه‌لای جرز‌های زمین و زمان پوسیدند، ولی مسیحِ مصلوب ــ بی‌هیچ قدرت سیاسی و نظامی ــ با تولد پیاپی نسل‌های بشری، بر قله‌ٔ عواطف یک جهان می‌درخشد و گرامی‌تر می‌شود.

این است قدرت بی‌شکست و لایزال عشق و پرتو روشنگرش در شناخت انسان. این است فاتح حقیقی سرنوشت زمین و زمان.

۱۴۰۴ دی ۲, سه‌شنبه

تشییع و بزرگداشت استاد وارسته و والا دکتر محمدعلی شیخی - پاریس اول دی ۱۴۰۴

 


تشییع و بزرگداشت استاد وارسته و والا دکتر محمدعلی شیخی - پاریس اول دی ۱۴۰۴

تشییع و بزرگداشت استاد وارسته و والا دکتر محمدعلی شیخی
تشییع و بزرگداشت استاد وارسته و والا دکتر محمدعلی شیخی

تشییع و بزرگداشت استاد وارسته و والا دکتر محمدعلی شیخی

پاریس - اول دی ۱۴۰۴

تشییع و خاکسپاری استاد والا و مجاهد دکتر محمدعلی شیخی

مسئول کمیسیون دانشگاه‌ها در شورای ملی مقاومت ایران

با حضور بستگان و یارانش در سنت پری

مراسم بزرگداشت در دبیرخانه شورا

سخنان خانم مریم رجوی

 

مراسم تشییع دکتر شیخی

 

مراسم تشییع دکتر شیخی

 

مراسم تشییع دکتر شیخی

 

مراسم تشییع دکتر شیخی

 

مراسم تشییع دکتر شیخی

 

۱۴۰۴ دی ۱, دوشنبه

هفت روی هفت ـ عملیات و پراتیکهای گستردهٔ کانون‌های شورشی

گفتنی ها ـ با یوسف اکبری یکی از مجاهدین نقده که بسیار چیزها از جمله جنگ آلان برایمان دارد

موج نو ـ قسمت هفتم ـ مفهوم ایدئولوژی

گفتگو با مهدی ابریشم چی - راز ۶۰سال ماندگاری و شکوفایی سازمان مجاهدین خلق ایران

گفتگو با مجاهد خلق مصطفی نادری 12 سال سابقه پایداری در زندانهای رژیم آخوندی قسمت پنجم

گفتگو با مجاهد خلق مصطفی نادری 12 سال سابقه پایداری در زندانهای رژیم آخوندی قسمت هفتم

گفتگو با مجاهد خلق مصطفی نادری 12 سال سابقه پایداری در زندانهای رژیم آخوندی قسمت ششم

۱۴۰۴ آذر ۳۰, یکشنبه

ابراهیم خدابنده و مهندسی جنگ روانی علیه مجاهدین خلق از اشرف عراق تا اتاق‌های قوه قضاییه

ابراهیم خدابنده و مهندسی جنگ روانی علیه مجاهدین خلق از اشرف عراق تا اتاق‌های قوه قضاییه


ابراهیم خدابنده شاهد ساخته شده وزارت اطلاعات واطلاعات سپاه 


این کتاب را از سایت افشای یاران شیطان بخوانید
https://efshayaranshitan.org/2025/12/21

 ساختار کتاب (۷ فصل پیوسته – نسخه نهایی)



مقدمه ناشر / مقدمه پرونده

چرا این کتاب نوشته شد؟
 توضیح  این یک کتاب «افشاگری مستند» است، نه پاسخ احساسی)


فصل اول | جنگ روانی چیست و چگونه کار می‌کند؟

  • تعریف جنگ روانی حکومتی

  • تفاوت «خبر»، «روایت» و «اقدام»

  • جایگاه شاهدسازی در دکترین وزارت اطلاعات


فصل دوم | معماری جنگ روانی علیه مجاهدین خلق

  • سه ستون اصلی:
    شاهدسازی / هم‌صداسازی / هم‌زمانی قضایی

  • نمونه‌های تاریخی (دهه ۶۰ تا امروز)


فصل سوم | تولد یک «شاهد»: از زندان تا همکاری

  • دستگیری در سوریه

  • بند ۲۰۹ اوین

  • شکستن، تواب‌سازی و بازتولید هویتی

  • عبور از «زندانی» به «منبع»


فصل چهارم | عراق و پروژه اشرف

جنگ روانی به‌مثابه زمینه‌سازی برای کشتار

  • نقش خدابنده در عراق

  • همکاری با نیروی قدس و دولت مالکی

  • پروژه خانواده‌های ساختگی

  • پیوند روایت با حمله فیزیکی


فصل پنجم | انجمن نجات؛ پوشش نهادی وزارت اطلاعات

  • چرا انجمن نجات «NGO» نیست

  • تثبیت خدابنده به‌عنوان مرجع روایت

  • صادرات روایت به رسانه‌ها و محافل غربی


فصل ششم | از رسانه تا دادگاه

استفاده قضایی از یک عامل تکرارشونده

  • مصاحبه با میزان

  • هم‌زمانی با پرونده ۱۰۴ مجاهد

  • نقش شاهد در مشروع‌سازی سرکوب

  • تحلیل حقوقی: چرا این شاهد بی‌اعتبار است


فصل هفتم | جمع‌بندی نهایی

چرا این الگو شکست‌پذیر است؟

  • تکرار به‌جای سند

  • فرسایش روایت

  • افشاگری مستند به‌عنوان ضدحمله

  • چرا نام‌ها مهم‌اند

گفتگوی حمید اسدیان با مجاهد خلق مصطفی نادری که 12 سال سابقه پایداری در زندانهای رژیم آخوندی را دارد قسمت دوم

گفتگوی حمید اسدیان با مجاهد خلق مصطفی نادری 12 سال سابقه پایداری در زندانهای رژیم آخوندی قسمت اول

۱۴۰۴ آذر ۲۷, پنجشنبه

چرا بابل به نماد مقاومت تبدیل شده است ؟


میراث سرخ - آرمان سبز
میراث سرخ و آرمان سبز بابل، روایت یک نبرد تاریخی است که هنوز ادامه دارد؛ نبردی میان حداکثر شقاوت و سرکوب رژیم آخوندی و اوج فداکاری، ایستادگی و شجاعت فرزندان این سرزمین در مسیر آزادی. امروز، در حالی که ماشین کشتار خامنه‌ای ولی‌فقیه ارتجاع با شتابی بی‌سابقه طناب‌های دار را بیشتر می‌کند و هر روز جان انسان‌ها را می‌گیرد، حقیقت مقاومت زنده‌تر از همیشه خود را نشان می‌دهد. تنها در ۲۰ روز اول آذرماه، شمار اعدام‌ها از ۲۳۶ نفر گذشت؛ آماری هولناک که بیانگر تداوم سرکوب سیستماتیک است. تأیید احکام اعدام زندانیان سیاسی مجاهد خلق و افزایش بی‌سابقه اعدام‌ها تا ۵۴۷ نفر از ابتدای آبان تا ۲۰ آذر، پرده دیگری از جنایت سازمان‌یافته رژیم را آشکار می‌کند.
اما در برابر این سرکوب، بابل به‌عنوان یکی از کانون‌های تاریخی مقاومت می‌درخشد. شهری که از دوران دیکتاتوری شاه تا حاکمیت آخوندی، فرزندان دلیر و مجاهدپروری را به تاریخ ایران تقدیم کرده است. رژه میلیشیای مجاهد خلق در سال ۱۳۵۸، محبوبیت عمیق آرمان آزادی در میان مردم بابل را به‌روشنی نشان داد؛ محبوبیتی که ارتجاع حاکم هرگز تاب تحمل آن را نداشت.
خانواده‌های مجاهدپرور داوودی، باخیش و ابویی، نمادهای ماندگار این مقاومت‌اند؛ خانواده‌هایی که با تقدیم فرزندان خود، سندی زنده از جنایت رژیم و عظمت فداکاری انسان انقلابی بر جای گذاشتند. از قتل‌عام دهه ۶۰ تا تخریب گورهای جمعی و نابودی قطعه ۴۱ بهشت زهرا، رژیم کوشید حافظه تاریخی را پاک کند، اما خون شهیدان هرگز خاموش نشد.
امروز، این خون‌ها در کانون‌های شورشی سراسر ایران جاری است؛ شعله‌هایی برخاسته از همان آتش بابل که نوید بهار آزادی را می‌دهد.
نظر شما درباره نقش بابل در تاریخ مقاومت ایران چیست؟ دیدگاه خود را در کامنت‌ها بنویسید و این ویدیو را منتشر کنید.
The Red Legacy and Green Ideal of Babol represent an ongoing historic struggle between brutal repression and unwavering resistance. While Khamenei’s clerical regime continues its execution spree, tightening the noose around Iranian society, the spirit of resistance grows stronger. In just the first 20 days of Azar, over 236 executions were carried out, and by mid-Azar the number surpassed 547—one of the darkest records in decades. The confirmation of death sentences for political prisoners affiliated with the PMOI further exposes the regime’s systematic crimes against humanity. Against this backdrop of repression, Babol stands as a powerful symbol of resistance. This city, with a long revolutionary history, has nurtured generations of courageous fighters against both the Shah’s dictatorship and the ruling clerics. The massive presence of the PMOI militia in Babol in 1979 demonstrated the deep-rooted popular support for freedom and justice—support the regime has tried, unsuccessfully, to erase ever since. Families such as Davoudi, Bakhish, and Abooyi embody the very essence of sacrifice. They gave multiple sons and daughters in the struggle for liberation, turning their names into lasting testimonies of courage. From the mass executions of the 1980s to the destruction of mass graves and attempts to erase evidence of crimes, the regime has pursued a policy of enforced forgetting. Yet history has resisted erasure. Today, the blood of Babol’s martyrs lives on through Resistance Units across Iran. Each unit is a continuation of the same defiant spirit—proof that martyrdom fuels resistance rather than silencing it. From the ashes of repression, a new force has emerged, carrying the promise of freedom and democratic change for Iran. How do you see the role of Babol in Iran’s resistance history? Share your thoughts in the comments and help spread this message. #میراث_سرخ #بابل_شهر_مقاومت #اعدام_سیاسی #مجاهدین_خلق #کانون‌های_شورشی #RedLegacy #BabolResistance #PoliticalExecutions #IranHumanRights #ResistanceUnits میراث سرخ بابل، شهدای مجاهد بابل، اعدام‌های سیاسی ایران، مقاومت مردم ایران، سیمای آزادی Babol resistance, PMOI martyrs, Iran executions, Iranian resistance movement, Simay Azadi News #ایران #نه_شاه_نه_شیخ #IranRevolution    / @simayazadintv   https://www.iranntv.com/ شبکه‌های اجتماعی سیمای آزادی   / simayazadi   https://www.instagram.com/accounts/lo...   / simayazaditv   https://www.pinterest.co.uk/simayazad... https://t.me/SimaINTV https://vimeo.com/simayazadi