من مادرِ وحیدم…
صدای وحید بنی عامریان وصدای مادراو باشیم
عکسش را در دست گرفتهام و فقط یک جمله نوشتهام:
اما پشت این ۳ کلمه، هزار حرف، هزار آرزو و هزار زندگی نهفته است
وحید من، ۳۳ساله، نخبهٔ دانشگاه خواجه نصیر... آیا سهمش از این همه تلاش طناب دار است؟
در همین هفته، چهار نفر از دوستانش را اعدام کردند.
از آن روز، هر بار که تلفن زنگ میخورد، قلب من فرو میریزد…
آیا نوبت وحید است؟
امروز چشم من به قلمها و قدمهای شماست…
به صدای شما…
به تلاشی که شاید جانِ وحیدم را نجات دهد.
اعدام نکنید…

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر