۱۴۰۴ فروردین ۲۹, جمعه

افشای طرح‌های امنیتی – جنگ روانی شماره ۲: ابراهیم خدابنده (مهره وزارت اطلاعات) توجیه‌گر قتل‌عام ۶۷

 افشای طرح‌های امنیتی – جنگ روانی شماره ۲:  ابراهیم خدابنده (مهره وزارت اطلاعات) توجیه‌گر قتل‌عام ۶۷

ابراهیم خدابنده؛ از روابط بین‌الملل تا توجیه‌گر قتل‌عام ۶۷

در میانه‌ی یکی از تاریک‌ترین صفحات تاریخ معاصر ایران – قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ – وقتی موج نفرت عمومی نسبت به این جنایت از هر سو بالا گرفت، یک مأمور زبون اما داوطلب وزارت اطلاعات، با نام «مهندس ابراهیم خدابنده»، در قامت توجیه‌گر کشتار ظاهر شد.
خدابنده، که سال‌ها پیش به‌دلیل بازداشت در سوریه به دست نیروهای رژیم افتاد و پس از فرآیند خالص‌سازی و شست‌وشوی امنیتی در پروژه وزارت اطلاعات بازتولید شد، حالا نه‌تنها به ابزار تبلیغاتی نظام تبدیل شده، بلکه در صف مدافعان جنایت علیه بشریت قرار گرفته است.


 "احساس تکلیف" برای دفاع از کشتار!

در مصاحبه‌ای با رسانه‌های حکومتی مانند «عصر هامون» یا سایت وزارت اطلاعات (اینترلینک)، خدابنده بدون هیچ پرده‌پوشی، از قتل‌عام زندانیان سیاسی دست‌بسته در سال ۶۷ دفاع می‌کند. او با ژستی که گویی هنوز بازجوست، می‌گوید:

«وقتی زندانی‌ای که سال‌ها در بند بوده، می‌گوید هنوز سر موضع است، یعنی صحه گذاشته بر خیانت و ترور! پس نظام حق دارد امنیت را حفظ کند

این حرف، دقیقاً همان خط فکری‌ای است که خامنه‌ای و ابراهیم رئیسی بر آن ایستاده‌اند. خطی که می‌گوید: نه‌تنها قتل‌عام ۶۷ اشتباه نبود، بلکه ضرورتی امنیتی بود!
و ابراهیم خدابنده، امروز در نقش پروپاگاندیست رسمی این جنایت، در تلاش است از «جنایتی که تاریخ ایران را محکوم کرده»، رفع اتهام کند.


 «مهندس» جعلی، برای تطهیر یک مزدور

رژیم تلاش دارد با عنوان‌هایی مانند «مهندس»، «کارشناس فرقه‌ها» یا «محقق کنترل ذهن»، به خدابنده چهره‌ای علمی بدهد. اما در عمل، او مزدوری‌ست که مأموریتش القای نفرت و تحریف حقیقت است.
اظهارات او نه از روی مطالعه، که از روی دستورالعمل واحد عملیات روانی وزارت اطلاعات نوشته می‌شوند. این شخص، دقیقاً همان کسی است که به گفته خودش «برای روشنگری نسل جوان نسبت به مجاهدین احساس تکلیف کرده» – همان نسلی که امروز به خون قاتلان دهه ۶۰ تشنه است.


 یک جوجه دژخیم در صف «جلادان»

در همان روزهایی که مردم ایران و حتی مقامات سابقی چون آیت‌الله منتظری جنایت سال ۶۷ را "بزرگ‌ترین لکه ننگ جمهوری اسلامی" می‌دانند، خدابنده تلاش دارد خود را در صف دژخیمان قرار دهد، و بابت "نرسیدن به موقع به مراسم کشتار"، عذرخواهی هم بکند!

در سخنان او، حتی کلماتی مانند «تجاوز به خاک ایران» برای عملیات فروغ جاویدان به‌کار می‌رود، تا اعدام زندانیان دست‌بسته را توجیه کند. در واقع، او همان کار را می‌کند که دستگاه نازی برای یهودی‌ستیزی می‌کرد:
تطهیر جنایت با دروغی تاریخی.


 افشای نفاق: از شعار استقلال تا مزدوری برای ولایت

ابراهیم خدابنده در مصاحبه‌هایش می‌گوید روزی به‌خاطر شعار "استقلال" جذب مجاهدین شد. اما امروز، نه‌تنها از نظام وابسته به روس و چین و سپاه قدس دفاع می‌کند، بلکه خود به کارمند رسمی نهادهای اطلاعاتی و ضداطلاعاتی نظام تبدیل شده است.

او امروز نه صدای مردم، که بلندگوی ولایت فقیه است. و هر جمله‌اش، نه از دل تجربه، که از پشت پرده سانسور و امنیت می‌آید.

خدابنده و پناه‌بردن به دروغ‌های گوبلزی؛ وقتی مأمور وزارت اطلاعات دجالیت را با بلاهت می‌آمیزد

چهار دهه پس از دروغ بزرگ خمینی درباره آتش‌زدن خرمن‌ها توسط مجاهدین، حالا نوبت به شاگرد کوچکش، ابراهیم خدابنده رسیده تا همان خط نخ‌نما و پوسیده را تکرار کند. در یک نشست در آستان قدس رضوی (شهریور ۱۳۹۶)، خدابنده مدعی شد که:

«رجوی به نیروهایش گفته بود در شهرها مردم باید اول بترسند و بعد جذب شوند... مزارع را آتش زدند، به احشام رحم نکردند، مجروحین را در بیمارستان اعدام کردند...»

اما این مزخرفات دروغین، نه‌تنها هیچ سندی ندارند، بلکه رسانه‌های خود رژیم نیز آن را نقض کرده‌اند!

به‌عنوان مثال، باشگاه خبرنگاران جوان (ارگان وابسته به سپاه) در تحلیلی درباره عملیات فروغ جاویدان، صراحتاً می‌نویسد که بخشی از مردم بومی مناطق غربی ایران، از جمله در کرمانشاه، با مجاهدین همراهی کردند و به همین دلیل توسط رژیم شناسایی، تصفیه، یا کشته شدند!

«این گروه نیز در جریان عملیات مجاهدین شناسایی شده و به سزای اعمال و افکار خائنانه خود رسیدند... یا به عراق متواری شدند
(
باشگاه خبرنگاران جوان – ۸ مهر ۱۳۹۴)

این یعنی:

  • پایگاه اجتماعی مجاهدین در غرب کشور وجود داشت.
  • برخلاف ادعای خدابنده، مردم از حضور مجاهدین استقبال کردند، نه وحشت!
  • رژیم خودش اعتراف کرده که مردم را به جرم همراهی با مجاهدین، اعدام یا سرکوب کرده است.

بنابراین، آنچه خدابنده می‌گوید، چیزی نیست جز دروغ‌های گوبلزی همان تکنیکی که می‌گوید «دروغ هرچه بزرگ‌تر، باورپذیرتر».

اما این‌جا، با سند از رسانه‌های خود رژیم، دروغ‌های خدابنده، نه‌تنها باورپذیر نمی‌شود، بلکه خودش را رسوا می‌کند.


افشای طرح‌های امنیتی – جنگ روانی شماره ۱: مهدی بختیاری (عنصر امنیتی سپاه قدس) و ابراهیم خدابنده (مهره وزارت اطلاعات)

 افشای طرح‌های امنیتی – جنگ روانی شماره ۱: مهدی بختیاری (عنصر امنیتی سپاه قدس) و ابراهیم خدابنده (مهره وزارت اطلاعات)

مهدی بختیاری؛ بازوی رسانه‌ای سپاه قدس و معمار پروژه «نجات‌یافتگان»

 وابراهیم خدابنده ابزار جنگ روانی،مزدور اطلاعات ومدیر عامل نجات رژیم   

مهدی بختیاری 

عنوان رسمی رژیم:
«
کارشناس مسائل امنیت ملی و گروهک‌ها»

هویت واقعی:
مهدی بختیاری، مأمور رسمی اطلاعات سپاه و از طراحان پروژه تخریبی «نجات‌یافتگان -بریده مزدورها » است. او در پوشش روزنامه‌نگار در خبرگزاری سپاهی تسنیم، از اوایل دهه ۹۰ شمسی مسئول سازماندهی جنگ روانی علیه مجاهدین شد واز مسئولین رده بالای حوزه امنیت -اطلاعات وعملیات بویژه علیه مجاهدین ومقاومت ایران میباشد .

نقش محوری او:

  • راه‌اندازی سری گزارش‌ها و مصاحبه‌های هدفمند با بریده‌مزدوران؛
  • پلتفرم‌سازی برای انجمن نجات، بنیاد هابیلیان و عناصر نفوذی در رسانه‌ها؛
  • استفاده از عنوان «نجات‌یافته» برای عادی‌سازی بریده‌فروشی و چهره‌سازی از مأموران وزارت اطلاعات.

نکته مهم:
اصطلاح «نجات‌یافته از فرقه رجوی» برای اولین بار در این پروژه تحت فرماندهی اطلاعات سپاه تولید و رواج یافت و سپس به صورت همزمان در سایت‌های انجمن نجات، ایران اینترلینک، نایاک و شبکه‌های پوششی در اروپا و کانادا بازنشر شد.

فصل اول:

مهدی بختیاری؛ بازوی رسانه‌ای سپاه قدس و معمار پروژه «نجات‌یافتگان»

توضیح لازم:

همانطوری که قبلا اشاره کردیم واژه‌سازی «نجات‌یافتگان » از همان ابتدا بخشی از جنگ روانی طراحی‌شده توسط اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات بود. هدف، القای این تصور بود که جداشدگان از سازمان، از یک فرقه ویرانگر و تمامیت‌خواه «نجات یافته‌اند». این اسم‌گذاری ظاهراً بی‌طرفانه، در واقع بخشی از پروژه‌ی امنیتی موسوم به «پروژه نجات» بود؛ پروژه‌ای که قرار بود با استفاده از عناصر بریده، تطمیع‌شده و گاه مأمور مستقیم، از درون، به سازمان مجاهدین خلق ضربه بزند و هم‌زمان در افکار عمومی تصویر تحریف‌شده‌ای از آن بسازد.

در میان چهره‌های امنیتی-رسانه‌ای رژیم ولایت فقیه ، نام مهدی بختیاری برای اهل‌فن آشناست. کسی که از «خبرنگار» در خبرگزاری تسنیم آغاز کرد، اما خیلی زود به مأمور ویژه اطلاعات سپاه برای جنگ روانی علیه مقاومت تبدیل شد. او پشت بسیاری از سناریوهای امنیتی علیه سازمان مجاهدین خلق ایستاده است؛ از انتشار گزارش‌های تخریبی گرفته تا برگزاری مصاحبه‌های فرمایشی با عناصر بریده‌و‌خالص‌شده.

پروژه‌اش چه بود؟

در اوایل دهه ۱۳۹۰، هم‌زمان با افزایش فشارهای داخلی و بین‌المللی بر رژیم، نیاز به راه‌اندازی یک کمپین به‌ظاهر رسانه‌ای، اما کاملاً امنیتی برای ضربه به جایگاه اجتماعی مجاهدین خلق در خارج و داخل ایران احساس شد. این‌گونه بود که پروژه‌ی «نجات‌یافتگان از فرقه رجوی» کلید خورد.

مهدی بختیاری، مجری صحنه و رابط میان اطلاعات سپاه و رسانه‌های رسمی رژیم شد. او شخصاً بر انتخاب چهره‌ها، تدوین سناریو، و حتی نوع ژست و لباس افراد (مثل روسری بنفش سنجابی در تسنیم) نظارت داشت. مصاحبه‌های منتشرشده در تسنیم دقیقاً تحت هدایت او ضبط و پخش می‌شد و هر واژه در آن‌ها با اهداف امنیتی مشخص تنظیم شده بود.

ابزارها و عروسک‌ها: خدابنده و سنجابی

او برای آغاز پروژه، دو چهره را در مرکز صحنه قرار داد:

  • ابراهیم خدابنده: عضو سابق بخش روابط بین‌الملل مجاهدین، با سابقه حضور در خارج کشور.
  • مریم سنجابی: عنصر جوان‌تر، با ظاهر معصوم‌نمایانه، تا پوشش زنانه‌ای برای القای روایت‌های ساختگی باشد.

این دو نفر، پس از تسلیم و خالص‌سازی کامل توسط نهادهای امنیتی، مأمور شدند که "خاطرات" تحریف‌شده خود را در چارچوب طراحی‌شده‌ی وزارت اطلاعات بازگو کنند. انتشار عکس‌ها، فیلم‌ها، نشست‌ها و تیترهای پرطمطراق از طریق تسنیم، همگی بخشی از عملیات بود.

هدف: تخریب آلترناتیو، تحقیر آرمان

پروژه‌ی بختیاری هیچ‌گاه هدف تحلیل نداشت. مأموریتش تخریب بود.
او موظف بود با چهره‌ای خونسرد، به آرامی، و زیر لوای «خبرنگار»، گلوله‌های روانی را شلیک کند:

  • وانمود به فرقه بودن سازمان؛
  • القای خشونت و فریب در بدنه مجاهدین؛
  • ساخت روایت‌های دروغین از قطع ارتباط با خانواده؛
  • و تطهیر نهادهای سرکوب‌گر.

پروژه خالص‌سازی؛ از زندان تا تسنیم

ابراهیم خدابنده در یک پروژه طولانی‌مدت در زندان‌های وزارت اطلاعات، به‌تدریج تحت عملیات روانی قرار گرفت. این عملیات که درون خود، ترکیبی از فشار، تطمیع، ایزوله‌سازی و بمباران فکری دارد، در نهایت از او عنصری در هم شکسته ، بریده، تسلیم، و آماده اجرای مأموریت جدید ساخت: ایفای نقش "عضو سابق فریب‌خورده".

پس از آزادی نمایشی، او تحت سرپرستی مستقیم عناصر امنیتی به تسنیم رفت.
او از این پس، به‌جای آن‌که در کنفرانس‌های بین‌المللی از حقوق مردم ایران دفاع کند، در اتاق‌های بسته خبرگزاری سپاه قدس نشست و مشغول تحریف مقاومت شد.


واژگان مشترک: خط وزارت اطلاعات، از دهان خدابنده

تمام گفتارهای ابراهیم خدابنده در این سال‌ها، حول چند کلیدواژه ثابت می‌چرخد؛ کلیدواژه‌هایی که ریشه در اتاق فکر وزارت اطلاعات دارند:

  • سازمان مجاهدین = فرقه کنترل ذهن؛
  • ارتباط عاطفی = ابزار ضدشست‌وشوی مغزی؛
  • خانواده = دشمن تشکیلاتی؛
  • استقلال‌طلبی سابق = انحراف امروز؛
  • جذب با فریب نوجوانان؛
  • رابطه سازمان با اسرائیل و آمریکا؛
  • قربانی‌نمایی اعضا در لیبرتی.

این‌ها نه تحلیل‌های شخصی او، بلکه متن‌های دیکته‌شده امنیتی‌ست که توسط تیم‌هایی نظیر مهدی بختیاری در تسنیم و مهره‌های اتاق عملیات روانی نوشته می‌شوند.


هدف‌گیری دقیق: وارونه‌سازی، ناامیدسازی، تحریف مقاومت

ابراهیم خدابنده برای رسانه‌های امنیتی رژیم، دقیقاً همان چیزی‌ست که لازم دارند:

  • ظاهراً «عضو سابق» است، پس مخاطب فکر می‌کند مطلع است؛
  • بریده و پشیمان نشان داده می‌شود، پس مخاطب او را مظلوم می‌پندارد؛
  • در نشست‌های رسمی زیر لوگوی تسنیم می‌نشیند، تا ظاهر مشروع به او بدهند؛
  • و در نهایت، همان حرفی را می‌زند که پاسدار اطلاعاتی باید بزند:
    که مقاومت شکست خورده، مجاهدین فرقه‌اند، و رژیم ایران راه نجات است!

اما حقیقت آن‌جاست که همه این صحنه‌ها، دروغ‌هایی طراحی‌شده‌اند، تا آلترناتیو رژیم را بزدایند، نه افشاگری کنند.

 خدابنده، خود افشاگر است

او در خلال اعترافات ناهماهنگش، خود واقعیت را لو می‌دهد:

  • «وقتی اعضا با خانواده ملاقات کردند، از اشرف فرار کردند
  • «سازمان دنبال پایگاه اجتماعی نیست، دنبال جلب نظر آمریکا و اسرائیله
  • «ترورهای هفتم تیر و هشتم شهریور با تأیید آمریکا بود

او عملاً خود، سند زنده‌ای‌ست از کارکرد یک مزدور امنیتی در دستگاه ولایت فقیه.

۱۴۰۴ فروردین ۲۵, دوشنبه

«مصطفی نیکار؛ آموزگار آزادی، کاندیدای خلق، شهید مظلوم اوین و شهسوار»

«مصطفی نیکار؛ آموزگار آزادی، کاندیدای خلق، شهید مظلوم اوین و شهسوار»

این صفحه به بزرگداشت آموزگار آگاه، مجاهد خلق و شهید خلق، مصطفی نیکار اختصاص دارد. کسی که مسیر مبارزه را از دبیرستان‌های شهسوار آغاز کرد و با وفاداری به مردم، در برابر دو دیکتاتوری ایستاد.
مصطفی نیکار، از معلمان محبوب و قهرمانان نسل انقلاب در شهسوار و رامسر بود؛ چهره‌ای شناخته‌شده که هم علیه دیکتاتوری شاه مبارزه کرد و هم در صفوف مجاهدین خلق، مقابل رژیم خمینی ایستاد.

مصطفی نیکار چهره مردمی وکاندیدای سازمان مجاهدین خلق ایران برای دوره اول مجلس شورای ملی وپیشتاز نبرد علیه دو دیکتاتوری خونریز شاه وشیخ 

مصطفی نیکار از جمله چهره‌های درخشان و سمبل‌های وفاداری، آرمان‌خواهی، و ایستادگی یک نسل علیه دو دیکتاتوری شاه و شیخ بود. او نه‌فقط به‌عنوان یک معلم دلسوز و محبوب، بلکه به‌عنوان یک کنشگر آگاه و کاندیدای منتخب مردم در شهرهای شهسوار و رامسر، محبوب دل‌ها بود.

​از محرومیت تا آگاهی

در یکی از روستاهای اطراف کشکُو و گلیجان شهسوار به دنیا آمد. پدرش را در کودکی از دست داد و بار خانواده بر دوش او افتاد. درد زندگی مردم محروم، دل مهربانش را با رنج جامعه پیوند زد و خیلی زود دریافت که تنها راه نجات از این فقر و ستم، مبارزه با عامل اصلی آن، یعنی دیکتاتوری شاه است.

​از محافل مذهبی تا آرمان مجاهدین

او ابتدا به سراغ محافل مذهبی و کمک به زندانیان سیاسی رفت. حتی آخوندهایی چون حسن یوسفی اشکوری در آن زمان با کمک‌های بی‌دریغ او روزگار می‌گذراندند. اما پس از پیروزی انقلاب و حاکم شدن ارتجاع مذهبی، همین یوسفی اشکوری به رقیب انتخاباتی مصطفی تبدیل شد و همراه با پاسداران، در یک تقلب آشکار، مانع ورود مصطفی به مجلس شد.

​کاندیدای سازمان و کانون امید مردم

تصویر رنگی بازسازی‌شده از مصطفی نیکار، شهید خلق و آموزگار مقاومت

مصطفی به عنوان کاندیدای رسمی جنبش ملی مجاهدین خلق ایران در شهسوار و رامسر معرفی شد. سخنرانی‌هایش پرشور، مردمی و الهام‌بخش بود. او با صداقت و صراحت می‌گفت: «ما به مقام و کرسی مجلس تف می‌کنیم اگر علیه مردم و آزادی باشد.»

​دستگیری و شکنجه

پس از شروع فاز نظامی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، مصطفی دستگیر شد. ابتدا در اوین زیر شکنجه‌های لاجوردی و بازجویی‌های خشن محمود احمدی‌نژاد (با اسم مستعار گلپایگانی و سپس میرزایی) قرار گرفت. یکی از هم‌بندی‌های او بعدها گواهی داد که مصطفی بارها زیر شلاق و شکنجه مقاومت کرد و لب به خیانت نگشود.

​بازگشت به زادگاه برای تیرباران

در نهایت، او را به زادگاهش، شهسوار، منتقل کردند تا در برابر چشمان آشنایان و برای زهرچشم گرفتن از مردم، او را به شهادت برسانند. کنار دریای شهسوار، در محل اجرای حکم، همهٔ تهدیدها، تطمیع‌ها، و شکنجه‌ها را با لبخند به سخره گرفت.

​روایتی از ایمان و صلابت

به او گفتند: «موهایت سفید شده»، پاسخ داد: «نه، آبدیده شده‌ام». وقتی پرسیدند: «اسم دخترت را چه گذاشتی؟» گفت: «زینبِ ستم‌کش». در مقابل چماقداران زن‌نما همچون خدیجه دباغ که برای بحث ایدئولوژیک آمده بودند، با یک استدلال سادهٔ شرعی و زبانی چون ذوالفقار علی، آنها را بی‌اعتبار ساخت.

​نام او در دل تاریخ

مصطفی نیکار در اوج صداقت، شجاعت، وفاداری، و تعهد انسانی و انقلابی، به شهادت رسید. او رفت، اما نامش در قلب مردم و تاریخ ماند.

سلام بر او، روزی که زاده شد، روزی که برخاست، روزی که در خون غلتید، و روزی که دوباره برمی‌خیزد.

برای دیدن دیگر شهیدان وشهیدان شهر شهسوار [اینجا روی لینک زیرکلیک کنید] 

جنبش دادخواهی خون شهیدان خصوصا دهه 60 وقتل عام 67 - شهدای پرسنل نظامی مجاهد خلق

جنبش دادخواهی خون شهیدان خصوصا دهه 60 وقتل عام 67 - شهدای پرسنل نظامی مجاهد خلق 

۱۴۰۴ فروردین ۱۹, سه‌شنبه

سند جامع ساختار و عملکرد انجمن نجات رژیم (افشای شبکه شکنجه روانی)

 سند جامع ساختار و عملکرد انجمن نجات رژیم (افشای شبکه شکنجه روانی)


لگوی انجمن نجات شعبه وزارت اطلاعات در استانها وبرخی شهرستانها برای جنگ روانی واذیت وآزار روحی وروانی وشکنجه خانواده های مجاهدین 

 مقدمه:

«انجمن نجات» در ظاهر یک نهاد مدنی برای کمک به خانواده‌های جداشده از مجاهدین خلق معرفی می‌شود، اما در واقع، شاخه‌ای از وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است که وظیفه‌ی اصلی‌اش جنگ روانی، اعتراف‌سازی، تخریب روانی خانواده‌ها، تهیه محتوا برای رسانه‌های امنیتی و همکاری با پروژه‌های تروریستی علیه اشرف ۳ در آلبانی است.


 مأموریت واقعی انجمن نجات:

هدفروش اجرا
تخریب روانی خانواده‌های مجاهدینتماس تلفنی، تهدید، سوءاستفاده عاطفی، اجبار به اعتراف و فیلم‌برداری
تولید محتوای دروغ برای رسانه‌های امنیتیضبط مصاحبه‌های ساختگی، نگارش نامه‌های دروغین از طرف خانواده‌ها
جاسوسی و زمینه‌سازی عملیات علیه اشرف ۳دادن اطلاعات به وزارت اطلاعات و بکارگیری عوامل نفوذی
حمله به اعتبار بین‌المللی سازمان مجاهدینتهیه گزارش و مصاحبه ساختگی برای نمایشگاه‌ها و نهادهای خارجی
همکاری با پروژه‌های دادگاه‌سازی علیه مجاهدینسازماندهی ۱۰۴ شاهد دروغین در دادگاه نمایشی در تهران

 ساختار سلسله‌مراتبی انجمن نجات:

سطح کلان (مرکز هدایت و هماهنگی کشوری)

مسئول ارشدوظایف
مهدی بختیاریمأمور وزارت اطلاعات، طراح اصلی پروژه‌های «جنگ روانی علیه اشرف»، مسئول رسانه‌ای تسنیم و فارس در این حوزه. تهیه‌کننده گزارش‌ها و پرونده‌های جعلی علیه مجاهدین. هدایت مستقیم تیم ابراهیم خدابنده.

سطح اجرایی (هماهنگ‌کننده کشوری انجمن نجات)

مسئولنقش
ابراهیم خدابندهبریده و مزدور رسمی وزارت اطلاعات. مدیرکل انجمن نجات در کل کشور. مسئول برنامه‌ریزی و اعزام عوامل به استان‌ها. رابط مستقیم با دستگاه امنیتی. اجرای پروژه‌های اعتراف‌سازی، فشار بر خانواده‌ها، و تهیه محتوای رسانه‌ای.

| مسعود خدابنده (برادر) | فعال در انگلستان با پوشش NGO، شریک عملیات بین‌المللی پروژه‌های تخریب علیه مجاهدین در اروپا. هماهنگ با وزارت اطلاعات و مهدی بختیاری. |


 ساختار استانی – نمونه‌ها:

مازندران

نامنقش
ایرج صالحیمسئول انجمن نجات مازندران. مأمور مستقیم امنیتی. فعال در تهیه ویدیوهای اجباری از خانواده‌ها.
هادی شبانیمأمور رسانه‌ای انجمن نجات مازندران. نویسنده و تولیدکننده محتوای تخریبی.
محمدرضا اسکاردیچهره تبلیغاتی انجمن. مسئول پخش گزارش در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی.

گیلان

نامنقش
قربانعلی پوراحمدیشکنجه‌گر روانی. مسئول انجمن نجات گیلان. به گفته خانواده‌ها، فشارهایی شدیدتر از پاسداران وارد می‌کند. تهیه فیلم و اعتراف‌نامه از خانواده‌ها علیه فرزندان‌شان.

✅ سایر استان‌ها (به‌زودی اضافه می‌شود):

  • خوزستان

  • کرمانشاه

  • اصفهان

  • تهران

  • خراسان


 فعالیت‌های مستند شده انجمن نجات:

  • حضور در نمایشگاه‌های امنیتی

  • مصاحبه‌های تلویزیونی علیه اشرف ۳

  • تولید گزارش برای خبرگزاری‌های وابسته (تسنیم، فارس، مشرق، هابیلیان)

  • همکاری با دادگاه‌نمایشی علیه مجاهدین (شاهدسازی)

  • کتاب نویسی جعل حقایق تحت عنوان خاطره نویسی وشهادت های کاذب علیه مجاهدین جهت تخریب چهره مبارزاتی سیاسی واجتماعی آنها


⚖️ جرایم حقوق بشری انجمن نجات:

عنوانشرح
شکنجه روانیفشار بر خانواده‌ها برای قطع رابطه با مجاهدین، تهیه ویدیوهای ضدفرزندانشان
تفتیش عقاید و جاسوسیپرسش‌های امنیتی و تخلیه اطلاعاتی خانواده‌ها
همکاری با عملیات تروریستیزمینه‌سازی برای حمله به پایگاه‌های مقاومت در خارج از کشور
انتشار دروغ و تبلیغات سیاهاعترافات ساختگی برای بی‌اعتبار کردن یک اپوزیسیون سیاسی

📌 جمع‌بندی:

«انجمن نجات» در واقع یک ابزار تمام‌عیار امنیتی‌–تبلیغاتی–روانی رژیم است. این نهاد، در زیر لوای کمک به خانواده‌ها، پروژه‌ای رسمی برای تخریب روانی، پرونده‌سازی، و جاسوسی علیه مجاهدین خلق و خانواده‌هایشان به‌پیش می‌برد. افشای ساختار و اسناد این نهاد، گامی بزرگ در رسواسازی جنایات پنهان رژیم است.