۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۵, سه‌شنبه

الگوهای فداکاری

 

الگوهای فداکاری

نعیم عبداللهی و وحید بنی‌عامریان
نعیم عبداللهی و وحید بنی‌عامریان

اگر اساطیر باستان تیر در کمان نهادند و جاودانه شدند، اسطوره‌های زمینی ایران نشان دادند که جاودانگی، نه به قدمت نام، که به وسعت فداکاری است.

مجاهدان شهید نعیم عبداللهی و وحید بنی‌عامریان، ۲فرماندهٔ فداکار کانون‌های شورشی و نخبه‌های دانشگاه جامعه با فدای بیکران مرزهای ناممکن را شکافتند و با خون خود، تعهد به مردم را معنایی تازه بخشیدند.

دست‌نوشته‌ها و یادداشت‌های این ۲فرماندهٔ شورشی، راز شجاعت و شکوفایی آنان را برملا می‌کند.

مجاهد خلق نعیم عبداللهی ۳۴ساله فرزند کرمانشاه دکترای حقوق و علوم سیاسی و استادیار در دانشگاه تهران بود که در جریان قیام‌های ۹۶ و ۹۸ و ۱۴۰۱ با تیم‌های شورشی، ضربات سنگینی به پاسداران زد و پس از قیام ۴۰۱ به‌علت نقشی که در سازماندهی دانشجویان در دانشگاه‌های مختلف تهران داشت از دانشگاه اخراج شد و روز ۱۸دی، با گلولهٔ پاسداران در نازی‌آباد تهران به‌خاک افتاد.

او بعد از قیام آبان نوشت: «در کثافت بی‌هزینگی یک اسم و یک رسم ایستاده می‌جنگد. می‌توفد، به پیش می‌رود و نام ایران را در بلندای البرز آواز می‌دهد. در این روزهای سیاه بعد از به خاک افتادن هزار‌و‌پانصد شهید آبان، بعد از قتل‌عام مردم در کرونا می‌خواهم یکبار دیگر برای ادامه این راه سوگند یاد کنم».

او در جای دیگر فداکاری در مسیر رهایی را از نشانه‌های سعادت و خوشبختی‌اش می‌داند و می‌نویسد: «نمی‌دانم چه مشیتی است من نعیم در این مرحله از زندگی به سازمان مجاهدین رسیده‌ام؛ سازمانی که نام کاک مسعود و خواهر مریم کابوس شبانه خامنه‌ای سفاک است و من چقدر خوشبخت و سعادتمندم که می‌توانم قطره‌ای از دریای این فداکاری باشم».

فرمانده وحید بنی‌عامریان، ۳۳ساله، مهندس برق و فوق‌لیسانس مدیریت که از سال ۹۶ چند نوبت دستگیر و آزاد شد در دی ۱۴۰۲ به‌جرم فرماندهی عملیات علیه مراکز سرکوب دستگیر و ۱۵فروردین ۱۴۰۵ در پشت دیوارهای سنگین زندان با طناب دار جاودان شد.

وحید در یادداشتی که خطاب به رهبر مقاومت نوشته است از رویش نسلی می‌گوید که هیچ مرزی را در فداکاری به‌رسمیت نمی‌شناسند و می‌افزاید: «می‌خواهم‌ چنان درسی به رژیم بدهم که معنای کانون شورشی را بار دیگر بفهمد و به عیان ببیند که چگونه نسل‌های پیاپی از چشمه جوشان تبیین جهان تو می‌نوشند، زنده می‌شوند، برمی‌خیزند، تا پای جان و بی‌منت می‌رزمند و تکثیر می‌شوند و حتی اگر دست‌شان هم بسته شود، به‌صورت کثیف دژخیمان تف می‌اندازند».

وقتی وحید بین اعدام و زندگی ـ به‌شرط «توبه» ـ در بیدادگاه مخیر می‌شود می‌گوید:

«من بر سرِ جانم چانه نمی‌زنم؛ اگر ما امروز این قیمت را ندهیم، نسل‌های بعدی باید تاوانی بس سنگین‌تر بپردازند. پس اگر قرار است توبه کنم، از خدا بابت تمامِ ساعاتی طلبِ بخشش می‌کنم که سرم در زندگیِ شخصی‌ام فرو رفته بود و دردهای خلقم را نمی‌دیدم!»

اینها جملات زیبای کتاب‌های داستان یا حرف‌های قشنگ و روشنفکرانه بعد از صرف چای و شیرینی نیست؛ نگاه ۲فرماندهٔ میدان است به انسان.

۲ انسانی که یکی با گلوله جاودانه شد یکی با ریسمان!

اما هر دو یک حدیث را روایت کردند؛

اسطوره بودن، نه به قدمت نام، که به وسعت فداکاری‌ست!

۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۳, یکشنبه

گزیده مجاهد-۱۲ اردیبهشت حماسه سازان-روز معلم دکتر خانعلی- شهادت اسماعیل شریف‌زاده- اولین کابینه دکتر مصدق و...

 گزیده مجاهد-۱۲ اردیبهشت حماسه سازان-روز معلم دکتر خانعلی- شهادت اسماعیل شریف‌زاده- اولین کابینه دکتر مصدق و...

https://www.mojahedin.org/

از محمد ضابطی تا وحید بنی‌عامریان: استمرار سنت فدا در مسیر آزادی

 

از محمد ضابطی تا وحید بنی‌عامریان: استمرار سنت فدا در مسیر آزادی

از محمد ضابطی تا وحید بنی‌عامریان: استمرار سنت فدا در مسیر آزادی
از محمد ضابطی تا وحید بنی‌عامریان: استمرار سنت فدا در مسیر آزادی

«این است داستان خون هایی که به‌صورت امواج آزادی، به‌صورت توفان مقاومت و به‌صورت رایت پیروزی دومرتبه بازمی‌گردد. البته در این مسیر و در این رفت و برگشت یا بهتر بگوییم در این کنش و واکنش، خبری از دور و تکرار نیست. بلکه هر چه هست ارتقاء و تعمیق و تکامل است که قول فصل را محقق می‌کند. جدایی طبیعی، ضروری و اجتناب‌ناپذیر خبیث از طیب را و تکامل مرزبندی‌های انقلاب را عملی می‌سازد. مرزها را از حالت درهم‌ریخته و مخدوش خارج می‌کند و جریان تمیز و شناخت را به نشانه‌ی اعتلاء اجتماعی و فردی انسان بالا و بالاتر می‌برد.»

 

ارتباط ارگانیک بین نسل‌های مجاهدین

تاریخ معاصر ایران، نه با تقویم‌های معمول، که با تپش‌های قلب مجاهدانی ورق خورده است که در تاریک‌ترین ادوار، قامت افراشتند و بر مرگ سرخ تسخر زدند. اگر امروز نام زیبنده‌ی «مجاهد خلق» در طنین صدای پویا قبادی در اهتزاز است، اگر دست‌نوشته‌های وحید بنی‌عامریان، جوانان شورشی را ترغیب به پیوستن به مجاهدین می‌کند، بی‌گمان مدیون خون‌هایی است که از پیکر فرمانده محمد ضابطی و یاران پاکبازش در نبرد رویاروی با پاسداران جاری شد. این پیوند، یک توالی زمانی نیست؛ ارتباط ارگانیک بین نسل‌هایی است که فدای تمام‌عیار برای آزادی را به‌عنوان مرام و مسلک برای رهایی برگزیده‌اند.

 

۱۲ و ۱۹ اردیبهشت ۱۳۶۱؛ تولد ۲حماسه‌ی درخشان

در سال ۱۳۶۱، هنگامی که دیو استبداد با ردای ریایی دین بر دوش، گمان می‌کرد با شهادت قهرمانانی چون اشرف رجوی و موسی خیابانی، به عملیات واحدهای مقاومت مسلحانه پایان داده است، ناگهان طوفانی از قلب تهران برخاست. ۱۲ اردیبهشت، روزی بود که سکوت تحمیلی خیابان‌ها با غرش مسلسل‌های مجاهدین درهم‌شکست. بیش از ۶۰تن از پاک‌بازترین کادرها و فرماندهان، به پیشتازی مجاهد والامقام محمد ضابطی، حماسه‌ای آفریدند که هنوز یادآوری آن انگیزاننده، تکان‌دهنده و شورآفرین است.

دشمن که با گزمه‌های هار، ۷پایگاه مجاهدین را محاصره کرده بود، هرگز تصور نمی‌کرد که با زنان و مردانی مواجه شود که هیبت مرگ را به بازی گرفته‌اند. در آن کارزار نابرابر، از جنوب تا شمال تهران، شعله‌های سرکش مقاومت زبانه کشید. نبرد در یک پایگاه مجاهدین ساعت‌ها به درازا کشید و پاسداران وحشت‌زده را وادار کرد تا برای تسخیر یک پایگاه، از موشک‌انداز آر.پی‌جی استفاده کنند. آن روز، پیکرهای سوخته و چاک‌چاک مجاهدین در خرابه‌های پایگاه‌ها، نه نشان شکست، که بیرق پیروزی شرف بر ذلت بود.

 

کانون‌های شورشی؛ استمرار سرخ یک کهکشان

امروز، همان سنت سرفرازانه در روح و قلب کانون‌های شورشی جریان یافته است. اگر دیروز محمد ضابطی در خیابان‌های تهران، بن‌بست یأس را می‌شکست، وحید بنی‌عامریان، اکبر دانشورکار، پویا قبادی، بابک علی‌پور، ابوالحسن منتظر و محمد تقوی و شورشگران دلیر در سیاه‌چال‌ها و میادین نبرد، درس‌های جدیدی به مرگ‌بانان عمامه‌دار می‌دهند.  آنان گمان می‌کردند با برپا کردن چوبه‌های دار و اعدام دلاورترین فرزندان این خاک، می‌توانند مانع از خروش توفان شوند. ولی  غافل بودند که این نسل آهنین‌عزم، ریشه در خاکی دارد که خون بسا قهرمانان بر آن شتک زده است.

 

سنت فدا؛ جوهر خلل‌ناپذیر تاریخ مجاهدین

دشمن در هر دو مقطع، یک هدف را دنبال می‌کرد: شکستن اراده مقاومت. در سال ۶۱ خمینی آشکارا گفت که اگر کوچک‌ترین احتمالی برای تسلیم مجاهدین می‌دید، با آنان تفاهم می‌کرد. اما پاسخ مجاهدین به رهبری مسعود رجوی، یک «نه» قاطع و تاریخی بود؛ این پاسخ منفی با خون هزاران تن از سرخ‌فام‌ترین ستارگان این میهن امضا شد.

امروز نیز تتمه‌ی نظام برجا مانده از خامنه‌ای  با اعدام و شکنجه، همان هدف را دنبال می‌کند، ولی کانون‌های شورشی با عملیات‌های پیاپی و ایستادگی در برابر جوخه‌های اعدام، ثابت کرده‌اند که مجاهد خلق، پرورش‌یافته‌ی مکتبی است که در آن «فدا» برای رهایی خلق، بالاترین شرف انسانی محسوب می‌شود. این نسل آگاه و رزمنده، نه تنها ادامه‌دهنده‌ی راه قهرمانان حماسه‌ی ۱۲ و ۱۹ اردیبهشت ۱۳۶۱، بلکه بارورکننده‌ی خون‌های ۳۰هزار شهید سربه‌دار در تابستان ۶۷ و قیام‌آفرینان به خاک افتاده‌ در قیام‌های ۹۶ و ۹۸ و ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ است.

 

گذشته‌، حال و آینده

اکنون جا دارد با نگاهی به این گذشته‌ی پرشکوه و قله‌هایی قدبرافراشته در افق مانند حماسه‌های ۱۲ و ۱۹ اردیبهشت، چشم به امروز بگشاییم و عظمت این راه طی‌شده را بنگریم. امروز نیروی سرنگونی حاضر و آماده است. کانون‌های شورشی، نه یک پدیده اتفاقی، که ثمره‌ی  بیش از ۴دهه مقاومت سازمان‌یافته و استمرار آرمان سرنگونی‌اند.

تهاجم به قلب امنیتی‌ترین نهادهای حاکمیت، پیامی روشن به بیت خامنه‌ای است: اگر نسل محمد ضابطی را در پایگاه‌ها محاصره کردید، امروز با نسلی روبرو هستید که تمام ایران را به پایگاه شورش و قلب نظام را به صحنه کارزار تبدیل کرده است.

«سوگند به آسمان دارای بازگشت و باران‌دار، بارنده، رویاننده و حیات‌بخش و زمین شکاف‌پذیر، زمینی که رودها و دریاها در دل او نهفته‌اند» [۱] (وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ  وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْع)، این نسل خجسته از همان خون‌های پاک روییده است.

امروز ایران در قامت کانون‌های شورشی، به آینده‌ی شکوهمند خویش لبخند می‌زند. ما نه با سوگواری، که با عزمی جزم‌تر از پیش، یاد شهدای ۱۲ اردیبهشت و قهرمانان سربه‌دار کانون‌های شورشی را گرامی می‌داریم؛ چرا که می‌دانیم هر قطره خون آنان، سوخت‌بار موتور محرک ارتش آزادی برای فتح فرداست.

 

پانوشت: 

[۱] قسمتی دیگر از سخنرانی مسعود رجوی در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۳

 

۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۱, جمعه

دیدار و گفتگوی دکتر روان ویلیامز اسقف اعظم پیشین کانتربری با خانم مریم رجوی

 

دیدار و گفتگوی دکتر روان ویلیامز اسقف اعظم پیشین کانتربری با خانم مریم رجوی

دیدار و گفتگوی دکتر روان ویلیامز اسقف اعظم پیشین کانتربری با خانم مریم رجوی
دیدار و گفتگوی دکتر روان ویلیامز اسقف اعظم پیشین کانتربری با خانم مریم رجوی

روز چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ دکتر روآن ویلیامز، اسقف اعظم پیشین کانتربری با مریم رجوی دیدار و گفتگو کرد. اسقف اعظم کانتربری بالاترین مقام مذهبی کلیسای انگلستان است که پیروان زیادی در سایر کشورها نیز دارد.
مریم رجوی در این دیدار از تلاش‌های دکتر ویلیامز در راه صلح، دموکراسی و گفتگوی بین ادیان تقدیر کرد و گفت مقاومت ایران هیچ‌گاه مواضع اسقف اعظم را در محکومیت نقض حقوق‌بشر در ایران و هم‌چنین حمایت مستمر او از مجاهدین در دو دهه گذشته فراموش نمی‌کند به‌خصوص وقتی که در قرارگاه اشرف و لیبرتی زیر شدیدترین حملات بودند.

خانم رجوی با اشاره به موج فزاینده اعدام و سرکوب، با هدف جلوگیری از قیام گفت آنچه رژیم آخوندها زیر نام خدا و اسلام انجام می‌دهد هیچ ربطی به اسلام ندارد، اسلام، همانند مسیحیت، دین صلح، مدارا و انسانیت است. استفاده از اسلام به‌عنوان ابزار سرکوب و خشونت، خیانت به ماهیت آن است. بنیادگرایی نه‌تنها از اسلام دفاع نمی‌کند بلکه یکی از بزرگ‌ترین دشمنان آن است.
مریم رجوی با تأکید بر رابطه برادری بین ادیان ابراهیمی گفت عیسی مسیح و مریم مقدس جایگاه ویژه‌یی در قرآن و در میان مردم ایران دارند و خاطرنشان کرد مردم ایران در قیامهای پی‌درپی خود هم دیکتاتوری دینی و هم دیکتاتوری شاه را رد کرده‌اند. آنها برای یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر رأی مردم و جدایی دین و دولت و احترام به آزادی‌های فردی و اجتماعی مبارزه می‌کنند.

دکتر ویلیامز با تأکید بر حمایت خود از مقاومت ایران گفت تجربه مبارزه طولانی‌مدت شما با دیکتاتوری دینی و طرح ۱۰ماده‌یی برای آینده ایران، تردیدی در ماهیت دموکراتیک مقاومت شما باقی نمی‌گذارد. وی افزود دین اصیل نمی‌تواند از سوی دولت تحمیل شود و باید بر آزادی وجدان استوار باشد. آزادی دینی نه صرفاً یکی از حقوق مردم، بلکه بنیانی برای سایر آزادی‌های سیاسی است.
وی نگرانی خود را از گزارشهای مربوط به اعدامها و سرکوب مخالفان در ایران ابراز داشت و تأکید کرد که جامعه بین‌المللی نباید در مقابل این جنایتها سکوت کند و باید عکس‌العمل نشان دهد. وی ضمن تأکید بر این‌که نظام شاه متعلق به گذشته است، افزود پسرشاه نه تنها حکومت پدرش را رد نکرده، بلکه در فکر بازسازی همان نظام است.

برگرفته از سایت مریم رجوی

 

برگرفته از سیمای آزادی: