دکترین «تنگه خیابان» بازتعریف امنیت، مهندسی سرکوب و همزمانی سیاستهای کنترل در ایران خروش جنگل | آوریل ۲۰۲۶
مقدمه: وقتی «خیابان» به محور امنیت تبدیل میشود
در حالیکه تنشهای منطقهای در سطحی بیسابقه در جریان است، برخی اظهارات از درون ساختار قدرت در ایران نشان میدهد که تمرکز اصلی سیاست امنیتی نه بر مرزهای خارجی، بلکه بر مدیریت فضای داخلی و خیابانها قرار گرفته است.
اظهاراتی مانند «تنگه خیابان»—که در برخی رسانهها و تحلیلها بازتاب یافته—نشاندهنده تغییری در ادبیات امنیتی است؛ تغییری که در آن، خیابان بهعنوان محل اصلی مواجهه با بحران تعریف میشود.
این تغییر، در تحلیل برخی ناظران، بهمعنای انتقال کانون تهدید از بیرون به درون جامعه تلقی شده است.
بخش اول: آرایش امنیتی در شهرها – از حضور انتظامی تا کنترل گسترده
گزارشهای منتشرشده در روزهای آغازین سال ۱۴۰۵، از افزایش چشمگیر حضور نیروهای انتظامی و امنیتی در سطح شهرها حکایت دارد.
بهگفته مقامات رسمی:
- استقرار بیش از هزاران ایست و بازرسی
- بهکارگیری گسترده گشتهای آشکار و پنهان
- حضور دهها هزار نیروی انسانی در معابر شهری
این سطح از حضور، در تحلیلها بهعنوان پادگانیشدن نسبی فضای شهری تعبیر شده است.
در چارچوب حقوق بینالملل، چنین اقداماتی میتواند با موضوعاتی چون:
- آزادی تردد
- امنیت فردی
- و حریم خصوصی
در ارتباط قرار گیرد و نیازمند بررسی مستقل است.
بخش دوم: بازداشتها و گسترش تعریف «تهدید امنیتی»
همزمان با این تحولات، گزارشهایی از بازداشتهای گسترده با عناوین امنیتی منتشر شده است.
در این موارد، اتهاماتی چون:
- ارتباط با رسانهها
- همکاری با نهادهای خارجی
- یا استفاده از برخی ابزارهای ارتباطی
مطرح شده است.
در برخی گزارشها حتی استفاده از فناوریهایی مانند اینترنت ماهوارهای بهعنوان مصداق تهدید امنیتی تلقی شده است.
این روند، از نگاه نهادهای حقوقبشری، میتواند نشاندهنده گسترش دامنه تعریف تهدید و تأثیر آن بر حقوقی مانند:
- آزادی بیان (ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر)
- و دادرسی عادلانه (ماده ۱۴ میثاق ICCPR)
باشد.
بخش سوم: اعدامها در بستر امنیتی – همزمانی، کارکرد و پیامدها
در ادامه این روند، اجرای احکام اعدام در پروندههای مختلف، توجه تحلیلگران را به خود جلب کرده است.
از جمله در گزارشها به موارد زیر اشاره شده است:
اعدام ۶ عضو کانونهای شورشی:
و متعاقب آن:
امیرحسین حاتمی، شاهین واحدپرست، محمدامین بیگلری و علی فهیم
سایر نامهای مطرح در گزارشها:
عرفان کیانی، حامد ولیدی، محمد معصومشاهی، امیرعلی میرجعفری، صالح محمدی، مهدی قاسمی، سعید داودی و سلطانعلی شیرزادی فخر
امیر حسین حاتمی قهرمان شورشگر تا آخرین نفس وآخرین قطره خون برای سرنگونی
مجاهدان شهید فرمانده حامد ولیدی و محمد معصوم شاهی
در بسیاری از این موارد، گزارشهایی درباره:
- محدودیت دسترسی به وکیل
- ابهام در روند دادرسی
- و اتکا به اعترافات مورد مناقشه
مطرح شده است.
در همین چارچوب، برخی ناظران بر این باورند که همزمانی این احکام با شرایط امنیتی و سیاسی، میتواند کارکردی فراتر از اجرای صرف قانون داشته باشد و در جهت ایجاد بازدارندگی اجتماعی تفسیر شود.
از سوی دیگر، برخی تحلیلها معتقدند که برجسته شدن این پروندهها، بهطور ناخواسته میتواند توجه افکار عمومی را به جریانهای سازمانیافته مخالف نیز جلب کند—برداشتی که در فضای تحلیلهای سیاسی مورد بحث است.
جامعه جهانی در این رابطه باید حق دفاع مشروع آنها را برسمین بشناسد
بخش چهارم: اقلیتها و مناطق پیرامونی – تشدید حساسیت امنیتی
گزارشها همچنین از فشار بر برخی اقلیتهای مذهبی و مناطق خاص حکایت دارد.
مواردی از:
- بازداشتهای طولانیمدت
- بلاتکلیفی پروندهها
- و محدودیت در دسترسی به روند قانونی
گزارش شده است.
در کنار این موارد، برخی تحلیلها به افزایش حساسیت امنیتی نسبت به مناطق قومی اشاره دارند و این روند را در چارچوب تحولات کلی امنیتی ارزیابی میکنند.
در این زمینه، موضوعاتی مانند:
- آزادی مذهب
- حقوق اقلیتها
- و حق دادرسی عادلانه
از منظر حقوق بینالملل اهمیت ویژه دارد.اما رژیم که با این مقدار بسنده نمیکند وبا پهباد وموشک دنبال نابودی اقلیت ها وملیت های دلیر ایران زمین است .راه حل هم مقابله وجنگاوری ودفاع تمام عیار از آزادی وکرامت انسان = آزادی است
بخش پنجم: تحلیل کلان – زنجیره اقدامات از خیابان تا زندان
اگر این تحولات را در کنار یکدیگر قرار دهیم، الگویی مشخص قابل مشاهده است:
این زنجیره، در تحلیل برخی ناظران، نشاندهنده نوعی یکپارچگی در سیاستهای کنترل اجتماعی است.
جمعبندی نهایی: از حق حیات تا حق دفاع مشروع
تحولات اخیر نشان میدهد که خیابان، بازداشت و سیاست کیفری، در یک چارچوب امنیتی یکپارچه قرار گرفتهاند که در آن، رابطه میان دولت و جامعه بهشکل بنیادین دستخوش تغییر شده است.
در چنین شرایطی، اصول بنیادین حقوق بشر—از جمله حق حیات، دادرسی عادلانه و کرامت انسانی—بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدید قرار دارند.
در چارچوب حقوق بینالملل، زمانی که این حقوق بهصورت سیستماتیک نقض میشوند، مسئله حق دفاع فردی و جمعی در برابر تهدیدات علیه جان و امنیت نیز بهعنوان یکی از موضوعات مورد بحث در میان حقوقدانان و ناظران بینالمللی مطرح میشود.
بر همین اساس، بسیاری از تحلیلها بر این نکته تأکید دارند که:
در شرایطی که امکان دسترسی به سازوکارهای عادلانه و قانونی محدود میشود، بحث درباره حق دفاع از جان و امنیت شهروندان، به یکی از محورهای مهم در گفتمان حقوق بشری تبدیل میشود.
🌍 خطاب به جامعه جهانی
امروز، بیش از هر زمان دیگری، مسئولیت جامعه جهانی در قبال این وضعیت برجسته است.
ادامه روندهای کنونی، این پرسش اساسی را مطرح میکند که:
چگونه میتوان از حقوق بنیادین انسانها در شرایطی که بهطور سیستماتیک نقض میشود، حمایت کرد؟
در این چارچوب، ضروری است که:
در مرکز توجه و اقدام قرار گیرد.
نتیجهگیری
در شرایط کنونی، زمان آن رسیده است که جامعه جهانی با نگاهی مسئولانهتر، نسبت به پیامدهای این رویکردها واکنش نشان دهد.
حفظ جان انسانها، احترام به حقوق بنیادین، و جلوگیری از تشدید چرخه خشونت، نهتنها یک ضرورت اخلاقی، بلکه یک مسئولیت بینالمللی است.
«حق حیات، خط قرمز انسانیت است»
شهرام بهزادی




هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر