از اشرف تا انتخاب مسئول اول؛ ۶۲ سال تغییر، بالندگی و تکثر
جلد دوم کتاب «هجرت بزرگ» به قلم شهرام بهزادی منتشر شد
یک سازمان چگونه پس از از دست دادن سلاح، قرارگاه و جغرافیایی که دههها با آن شناخته میشد، به حیات خود ادامه میدهد؟
و چگونه این ماندگاری را از یک نسل به نسل بعد منتقل میکند؟
این دو پرسش، نقطه آغاز و پایان جلد دوم کتاب شهرام بهزادی را به یکدیگر متصل میکنند.
جلد اول این مجموعه پیشتر در سایت «افشای یاران شیطان» منتشر شد. جلد دوم، روایت را از فردای خلع سلاح اشرف آغاز میکند و مرحلهبهمرحله تا خروج کامل مجاهدین از عراق در ۱۹ شهریور ۱۳۹۵ پیش میبرد.
در میان این دو نقطه، تاریخی فشرده قرار گرفته است: واگذاری حفاظت، حملات اشرف، انتقال به لیبرتی، ۱۰ شهریور، محاصره و حملات موشکی، تلاشهای حقوقی و بینالمللی، آمادگی برای هجرت و سرانجام ۵۳ پرواز تا خروج آخرین نفر.
اما ویژگی این جلد آن است که در ۱۹ شهریور متوقف نمیشود.
آلبانی پایان روایت نیست.
کتاب به ساخت اشرف۳ میرسد و سپس مفهوم «هزار اشرف» را بررسی میکند؛ مفهومی که در ادبیات سازمان، «اشرف» را از یک مکان مشخص به الگویی برای تکثر و گسترش فعالیت تبدیل میکند.
فرجام کتاب این خط را تا ۱۴۰۵ امتداد میدهد: از هجرت جغرافیایی به انتقال تجربه و از انتقال تجربه به گردش مسئولیت و انتخاب مهناز میمنت بهعنوان مسئول اول جدید.
به این ترتیب، تصویری گستردهتر شکل میگیرد:
در این نگاه، رسیدن سازمان به ۶۲ سالگی تنها شمارش سالها نیست؛ موضوع اصلی، چگونگی ادامه یک ساختار در میان تغییر نسلها، جغرافیاها و اشکال فعالیت است.
جلد دوم میکوشد این مسیر را با سه مفهوم به پایان برساند:
تکامل، ماندگاری و انتقال.
و شاید فشردهترین بیان کتاب همان جمله پایانی آن باشد:
«هجرت، رفتن نبود؛ عبور برای ادامه بود.»
نویسنده: شهرام بهزادی

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر