۱۳۹۵ مرداد ۱۴, پنجشنبه

عقب نشینی ایران برای مهار خشم تشکیلات خودگردان فلسطین

عقب نشینی ایران برای مهار خشم تشکیلات خودگردان فلسطین

در پی دیدار عباس با رجوی و توهین به وی، فلسطین خواستار عذرخواهی تهران می شود
شرق الاوسط نوشت
محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین هنگام دیدار با مریم رجوی رهبر مخالفان ایران در پاریس – عکس از الشرق الأوسط
محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین هنگام دیدار با مریم رجوی رهبر مخالفان ایران در پاریس – عکس از الشرق الأوسط
یکی از مسؤلان جنبش فتح، که محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین ریاست آن را به عهده دارد، گفت، فلسطینیان به علت توهین برخی مسؤلان ایرانی در پی دیدار عباس با مریم رجوی، خواستار عذرخواهی تهران هستند. این در حالی است که ایران تلاش کرد جو موجود را آرام کند و پرونده بحران کنونی را ببندد. این مسؤل که نخواست نامش فاش شود، از حمله ایران در پی دیدار عباس با رجوی تعجب کرد و گفت، این اولین دیدار نیست، و به هیچ عنوان ابعاد سیاسی نداشت.
برخی منابع در جنبش فتح به «الشرق الأوسط» گفتند، فلسطینی ها تمایلی به عمیق کردن بحران ندارند، اما بر عذر خواهی اصرار دارند. چرا که صائب عریقات دبیر کل کمیسیون اجرایی سازمان آزادی بخش فلسطین به طور علنی و رسمی این درخواست را کرد و اعلام کرد، رهبری زیاد در برابر توهین های ایران سکوت نخواهد کرد.
مقامات ایرانی طی روزهای اندک گذشته به شدت عباس را مورد حمله قرار دادند که از آن جمله محسن رضایی، دبیر شورای تشخیص مصلحت نظام و حسین شیخ الاسلام مشاور وزیر خارجه ایران بودند و ادعا کردند وی از تروریسم حمایت می کند و او کمترین نفوذ را در جنبش فتح دارد، و همچنین او را به اشتغال برای سازمان سیا متهم کردند.
ایران تنها به حمله به عباس اکتفا نکرد، بلکه از متحدان فلسطینی خود نیز خواست چنین کاری بکنند. به طوری که تجمع «گروه ائتلاف نیروهای مقاومت فلسطین» در سوریه بیانیه ای صادر کرد و دیدار عباس با رجوی را کارد زدن به روابط فلسطین و ایران دانست.
یکی از مسؤلان جنبش فتح تأکید کرد رهبران ایران تلاش دارند بعد از بحران پیش آمده فضای موجود را آرام کنند و به منظور پایان دادن به اختلافات یک پیام فرستادند. وی افزود: « به همین منظور سفیر ایران در پاریس با سفیر فلسطین دیدار کرد».

بیانیه زندانی سیاسی ارژنگ داودی به‌مناسبت بیست وهشتمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی

بیانیه زندانی سیاسی ارژنگ داودی به‌مناسبت بیست وهشتمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی

با درود به تمامی جان نثاران راه آزادی بشر
با سلام به تمامی مبارزان و مجاهدان
و تجدید پیمان با تمامی شکنجه شدگان و زندانیان اصیل سیاسی
رژیم نامشروع حاکم بر تهران در طول حاکمیت جابرانه خود نه تنها به کشت و کشتار ایرانیان در داخل و خارج از کشور دست یازیده، بلکه با ارتکاب عملیات متعدد تروریستی در سراسر جهان، به‌ویژه از آمریکای لاتین گرفته تا شاخ آفریقا همواره منشأء تفرقه، نفاق و نفرت پراکنی بوده و متأسفانه با توسل به حربه بی‌پایه و اساس یهودستیزی و تحت عناوین سخیفی چون عمق امنیت استراتژیک، منطقه آشوب زده خاورمیانه را به میدان اصلی جولانهای تروریستی و دخالتهای نظامی کاملاً مغایر با منافع ملی ایرانیان تبدیل کرده است.
باند غارتگر فقیه، با حمایت گسترده مالی، تسلیحاتی و باصطلاح مستشاری از انواع گروه‌های تروریستی چون حزب‌الله لبنان، سپاه بدر عراق، حماس و جهاد اسلامی فلسطین، انصارالله یمن، دخالت مستقیم در جنگ داخلی سوریه و معارض تراشی در بحرین و سایر کشورها نه تنها مسبب اصلی پیدایش پدیده کریه تروریسم و کشتار کور در منطقه و جهان گردیده، بلکه با اصرار شیطانی در ادامه این نیات پلید و پر هزینه، هم ایرانیان را غارت نموده و هم پرستیژ جهانی ایران و ایرانی را به بدترین وجه ممکن در اذهان جهانیان خدشه‌دار کرده است.
هر چند که سران بی‌بند و بار این رژیم گروگانگیر با گستاخی هرچه تمامتر، منشور حقوق‌بشر سازمان ملل متحد، قوانین بین‌المللی و آرمان صلح جهانی را به سخره می‌گیرند، اما متأسفانه مراجع جهانی به‌رغم آگاهیهای همه‌جانبه از موارد گسترده نقض فاحش حقوق‌بشر و اطلاع از مکانهای متعدد گورهای دسته جمعی ناشی از کشتار فله‌ای هزاران مبارز دربند در دهه سیاه ۶۰ به‌ویژه قتل‌عام تابستان سال ۶۷ در خاورانهای سراسر کشور تا کنون هیچ اقدام مؤثری برای به پای میز محاکمه کشاندن عامران، مباشران و عاملان این جنایات بربر منشانه از خود بروز نداده‌اند. علاوه بر این افراد بسیار معدودی از سران رژیم که بلحاظ ارتکاب بعضی اعمال تروریستی صورت پذیرفته در خارج از ایران مقصر شناخته شده‌اند را نه تنها بدون مجازات رها کرده‌اند، بلکه بموجب توافق‌نامه هسته‌یی با ایجاد امکان دسترسی به میلیاردها دلار درآمدهای بلوکه شده ایرانیان عملاً به آنان این اجازه را داده‌اند تا به ویرانگریها و به آدم‌کشیهای خود در ایران و منطقه شدت بیشتری بدهند.
سران رژیم بیگانه زاد و بیگانه پرست فقیه که در 37سال گذشته ثروت خدادادی ایرانیان را به باد فنا داده و به‌رغم شعارهای توخالی و وعده‌های بیشمار نتوانسته‌اند حداقلی از اشتغال و رفاه نسبی را برای مردمی فراهم بیاورند که به فلاکت کشانده‌اند، از سر ِسرخوردگی محض، بسیاری از آزادیخواهانی که جسورانه در برابر این دیکتاتوری پلید قد علم کرده‌اند را تنها به جرم عدالت طلبی و دموکراسی خواهی، یا به جوخه اعدام سپرده، یا حلق آویز نموده، یا در زندانهای مخوف سراسر کشور به کشتن داده و یا در خانه و خیابان دشنه آجین کرده است.
در ارتباط با اعدام زندانیان عادی نیز برای نمونه یاد آور می‌شوم که طبق اطلاع موثق طی 5سال گذشته تنها در زندان رجایی شهر بیش از 1800نفر را بدار آویخته و این در حالی است که بدون احتساب بازداشتگاههای مخفی حداقل 50 زندان رسمی در کشور وجود دارد.
این حقیقت به خودی خود می‌رساند که رژیم خونخوار خامنه‌ای و شرکا هم‌چون گذشته تنها راه تداوم بقای منحوس خود را در ایجاد رعب و وحشت از طریق ترور فیزیکی و شخصیتی مخالفان اعدام، آدمربایی، گروگانگیری و دشنه آجینی می‌دانند و در این بیراهه بی‌سرانجام نیز باورمندان به تشیع، تسنن، مسیحیت، یهودیت، بهاییت و سایر ادیان الهی و غیرالهی برایش هیچ تفاوتی ندارد.
عملکرد ۳۷ ساله این رژیم جنایتکار نشان می‌دهد که قطعاً بدون فشار قاهر ِ جامعه جهانی هرگز حاضر نخواهد شد که ماشین سرکوب، یا به عبارت دقیق‌تر ارابه اختناق خود را حتی برای لحظه‌ای متوقف کند.
به‌عنوان یک مبارز دربند که در ۱۳ سال گذشته زندانهای اوین، رجایی شهر و بندرعباس را به تناوب دوره کرده، برای مثال به ذکر یک نمونه کوچک ولی غیرقابل تصور می‌پردازم که به‌عنوان مشتی نمونه صدها خروار به تنهایی برای اثبات بربریت عریان رژیم ملایان کفایت می‌کند.
در سال ۹۳ به‌رغم این‌که در زندان بندرعباس در حالت تبعید به‌سر می‌بردم، قاضی امنیتی شعبه یک بیدادگاه کرج که آخوند معلوم الحال و خونخواری به‌نام آسف الحسینی است و به‌ویژه در کردستان جنایات بیشماری را رقم زده، در ارتباط با یک پرونده ساختگی توسط وزارت بدنام اطلاعات، این‌قدر به خود زحمت نداد تا برای حفظ ظاهر هم که شده بصورت فرمالیته مرا به دادگاه احضار نماید و به‌طور صوری دفاعیات مرا بشنود. او بدون این‌که هرگز مرا دیده باشد، به‌طور غیابی حکم اعدام مرا صادر کرد و این یعنی که مزدوران رژیم برای قوانین نیم بند خود نیز ارزشی قائل نیستند، چه رسد به قوانین بین‌المللی و هنجارهای جهانی.
هر چند که ما مبارزان راه آزادی میهن به پیروزی رساندن انقلاب سوم ایرانیان را تنها راه چاره برای رهایی ایران و ایرانی از شر کلیت این رژیم فاسد، ظالم و خونخوار می‌دانیم و بارها ثابت شده که برای نیل به این آرمان والا، زندان، شکنجه و تبعید که سهل است، از بذل جان نیز هرگز دریغ نورزیده‌ایم، اما در این مرحله حساس، ضمن ابراز تأسف از کم کاریهای بلاتوجیه مراجع ذیربط بین‌المللی، بدینوسیله از همه آنان می‌خواهم که بیش از این تعلل را جایز ندانسته و تنها به محکوم کردنهای ادواری بسنده نکنند، بلکه بموازات اعتراض شدیداللحن نسبت به روند قرون‌وسطایی حاکم بر رسیدگیهای به‌اصطلاح قضایی رایج در ایران ملازده واکنشهای عملی نشان دهند. حداقل آن که می‌توانند با جدیت هرچه تمامتر خواستار تغییر قوانین ضدبشری و نیز تجدید محاکمه کلیه زندانیان و ستم دیدگان سیاسی پیشین و فعلی، به‌طور علنی و عادلانه به‌وسیله قضات غیروابسته به دستگاههای اطلاعاتی امنیتی رژیم و با حضور هیأت منصفه‌ای متشکل از فعالان شناخته شده حقوق‌بشر و حقوقدانان مستقل گردند.
اینک نیز که در نتیجه گستردگی مبارزات حق‌طلبانه ایرانیان، عرصه بر کلیت رژیم نیم درصدی امت فقیه افسد، به‌ویژه جناح موسوم به اصلاح‌طلب و اصول‌گرا بسیار تنگ شده، هر یک از آنان میکوشد که خود را مبرا جلو دهد و با تمسک به فرهنگ فرار به جلو، یا حربه رذیلانه فرافکنی، جناح دیگر را مسبب اصلی قتل و غارت، فساد و جنایت معرفی کند. چون این برائت جویی‌های مذبوحانه، همواره با اعترافها جسته گریخته و بعضاً صریح از سوی سرسپرده‌ترین مزدوران باند مافیا همراه است، بلاجرم بسیاری از حقایق پشت پرده را برای مراجع جهانی و دادگاههای بین‌المللی به طرزی آشکارتر باثبات می‌رساند. لذا از پشت میله‌های سرد رجایی شهر دستان امیدوار خود را به سوی تمامی آزدیخواهان جهان و مراجع بین‌المللی دراز نموده، به‌ویژه از اعضای دموکرات منش شورای امنیت سازمان ملل‌متحد مصرانه می‌خواهم که با توجه به پرونده قطور نقض گسترده حقوق‌بشر در ایران هرچه سریعتر ترتیباتی اتخاذ نمایند تا ضمن وارسی گورهای دسته جمعی در سراسر کشور و نیز گورهای انفرادی منفجر شده مخالفان رژیم، بموازات اجرای تمهیدات و تحقیقات عاجل برای بازبینی در پرونده‌های زندانیان سیاسی پیشین و فعلی، بلادرنگ نسبت به توقف اعدامهای رسمی، شبه‌رسمی و غیررسمی از خود واکنش مؤثر نشان داده و هرچه سریعتر محاکمه عامران، مباشران و عاملان شکنجه، قتل، غارت و به‌ویژه کشتارهای دسته جمعی مبارزان در بند در ۳۷ سال گذشته را با حضور ناظران بین‌المللی در دستور کار قرار دهند.
ارژنگ داودی. زندان رجایی شهر
هشت مرداد ۱۳۹۵.

ترس ووحشت لاریجانی سردژخیم خامنه ای ومنتظری دادستان کل از محکومیتهای بین المللی واحتمال انفجار خشم خلق

ترس ووحشت لاریجانی سردژخیم خامنه ای ومنتظری دادستان کل از محکومیتهای بین المللی واحتمال انفجار خشم خلق
در چند روز اخیر براثر اعتراضات داخلی ومحکومیت های بین المللی در رابطه اعدامهای جنایتکارانه که واکنش ناگزیر خامنه ای در برابر شور واعتراض مردم واعتلای روزافزون مقاومت سرفراز ایران میباشد . خامنه ای بالاترین عناصر اعدام وسرکوبی یعنی سردژخیم قضا ودادستان کل را به صحنه فرستاد تا ضمن ابراز ترس ووحشت دست به یک سری توجیه بزند که فشار های داخلی وبین المللی را روی کل نظام کم کند.
در صورتی که هم بیلان این سالیان وهم شغل روزانه این دوسرکرده کشتار واعدام وخونریزی میباشد اعلام کردند که ما مخالف اعدام هستیم یا ما اعدام نمیکنیم قصاص میکنیم تا شاید باز هم با فریب کاری کارهای خامنه ای را توجیه کنند .
کار بجائی رسیده که صدای آمریکا هم این موضوعات را منعکس کرده است
اینجا بخوانبد 
دادستان کل ایران در اظهارنظری کم سابقه گفت که دستگاه قضایی ایران "طرفدار" اعدام نیست اما بیشترین احکام اعدام برای مرتکبان قتل و مجرمان مرتبط با مواد مخدر صادر می‌شود که نمی‌توان برای "این افراد فاسد حق حیات قائل بود".
به گزارش خبرگزاری ایرنا، جعفر منتظری دادستان کل ایران روز سه شنبه ۱ تیر ماه با انتقاد از مجامع بین‌المللی گفت که "مجامع دروغین حقوق بشر" نه تنها در مبارزه با مواد مخدر دست ایران را نمی‌گیرند بلکه جلوی پای ایران را هم می‌گیرند.
این مقام ارشد قضایی در پاسخ به انتقادهای بین‌المللی از آمار بالای اعدام در ایران گفت: " اگرچه ما طرفدار اعدام نیستیم و اعدام را یک امر پسندیده و مطلوب نمی‌دانیم، اما وقتی کسی حیات خود را مقدم بر حیات هزاران انسان می‌داند آیا می‌توان برای این فرد فاسد حق حیات قائل بود؟"
به گفته آقای منتظری، "قاطعیت" قوه قضاییه ایران به این معنا نیست که " شمشیر دستمان گرفته‌ایم که افراد را بکشیم."
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد فروردین ماه امسال از ایران خواست تا احکام اعدام جرایم مواد مخدر را متوقف کند.
این نهاد بین‌المللی در بیانیه‌ای از دستگاه قضایی ایران خواسته بود با توجه به این که صدور احکام اعدام نتوانسته است مانع قاچاق مواد مخدر شود، تهران اجرای مجازات اعدام را متوقف کند.
در گزارش سالانه حقوق بشر وزارت خارجه آمریکا نیز با انتقاد از آمار بالای اعدام‌ها در ایران آمده است که بسیاری از مجازات‌های اعدام در جریان دادگاه‌هایی صادر شده که آیین دادرسی در آنها رعایت نشده است.
بیشتر بخوانید

پاسخ لاریجانی به گزارش حقوق بشر آمریکا: در ایران اعدام نداریم، قصاص می‌کنیم

روز حساب مردم مظلوم بر شما فاسدان حکومت ولایت فقیه فرا خواهد رسید آنروز دیر نیست

اعتراض عفو بین‌الملل به بی اعتنائی سنگدلانه رژیم آخوندی در اعدام دو نو جوان


عفو بین‌الملل روز سه‌شنبه ۱۲ مرداد، رژیم آخوندی را به‌دلیل اعدام نوجوانان و بی‌توجهی به قوانین بین‌المللی مورد حمله قرار داد و آن را ”بی‌اعتنایی سنگ‌دلانه“ توصیف کرد.
در گزارش عفو بین‌الملل با اشاره به اعدام حسن افشار در ۲۸ تیر ماه در زندان اراک که در سن ۱۷سالگی بازداشت و در ۱۹سالگی اعدام شده، آمده است: « ”شور و شوق زننده“ مقامهای قضایی رژیم ایران برای اعدام نوجوانان، نشان‌دهنده ادامه بی‌توجهی این رژیم به قوانین بین‌المللی است.
به گزارش عفو بین‌الملل، با اعدام حسن افشار، مقامهای قضایی رژیم ایران بار دیگر ”بی‌اعتنایی سنگ‌دلانه“ خود را به ‌درخواست‌های بین‌المللی نشان داده‌اند. بنا‌به این گزارش حداقل ۱۶۰ زندانی که در نوجوانی به اعدام محکوم شده‌اند، در زندانهایی رژیم ایران در انتظار حکم اعدام به‌سر می‌برند. از جمله، محمدرضا حدادی و علیرضا تاجیکی، که اعدام این دو زندانی موقتاً به تعویق افتاده و اعدام آنها قریب‌الوقوع است.

خاطرنشان می‌شود رژیم آخوندی در صدر کشورهایی است که بیشترین اعدامها را دارند. در دوره سه ساله آخوند روحانی، تا کنون بیش از ۲۵۰۰ زندانی اعدام شده‌اند.

بیانیه زندانی سیاسی علی معزی، بمناسبت بیست و هشتمین سالگرد قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در تابستان ۱۳۶۷


ناگزیر از سر کشیدن جام زهر آتش بس، امام سفاکان از آینده خود و رژیمش هراسناک شد، لذا برای بستن دهانها از چون و جرا در باره آنهمه به طبل جنگ کوبیدن ها و سد کردن راه مطالبات آزادیخوانه مردم، به نسق گیری از او رو آورد.
به قربانگاه بردن زندانیان سیاسی، طرحی برنامه ریزی شده از پیش دجالان و جلادان حاکم از اول هم اعتقادی به زندانی سیاسی و میزان حبس و میزان محکومیت نداشتند، به کرات میگفتند شما یا از مواضع خود برگشته و نادمید که باید آزاد شوید یا از عقاید و مواضع خود دست برنداشته اید که باید اعدام شوید. نگه داشتن شما در زندان معنی ندارد.
کار خود را از شش مرداد آغاز کردند. حدود بیست روز قبل از آن، ملاقات و روزنامه و تلویزیون زندانیان را قطع کرده و هیأتها و متصدیان جلادی معین شده بودند. جابجایی زندانیان آغاز شد و در وحشت از بروز هر هشدار و اعتراضی بی سر و صدا و با سرعت دست به کار شدند.
اول از همه حبس ابدی ها و معلولان شکنجه ها را بردند و در نهایت ملی کش های حبس پایان یافته را هم شامل شد. چه زن و چه مرد. عده ای با طناب دار، بعضی با رگبار، بعضی با انفجار دسته جمعی در تپه های اوین و بعضی با غذای مسموم در زندان گوهردشت کرج.
سپس در تیره شبهای تابستان آن سال ۶۷ لودرها در بیابانهای خاوران برای حفر گورهای دسته جمعی بکار افتادند، در استانها نیز همانطور که امام جانیان فتوا داده بود، با تأکید بر سرعت هرچه بیشتر ”اقایان به همان ترتیب عمل کرده بودند!.
از کلیه زندانیان مجاهد و مبارز زندانهای قزلحصار و گوهردشت و کچویی و اوین، فقط تعداد کمی که در یکی از بندهای کوچک اوین جا میگرفتند، باقی مانده بود. امار شهدای مجاهد و مبارز بنا بر افشاگری های درون خود رژیم بالای ۳۳ هزار نفر ذکر شده است. اعدامهای دهه شصت به نهایت خود رسیده و دستور اجرا شده بود تا نجوای بهت و حیرت و ارعاب در عمق جانها بپیچد و جامعه را زمین گیر کند.
اما بر عکس وحشت آن به خود رژیم بازگشت، بطوری که سالهای بعد برای به فراموشی سپردن آن تلاش میکرد؛ اما خون آن مظلومان هرگز نخسبید و از جوشش نایستاد، بلکه طی سالیان خیزشهای متعددی در تهران و اسلامشهر، قزوین، مشهد، تبریز و اصفهان و سایر شهرها بر پا میشد تا برسد آنگاه که سراپای این بساط فاسدٍ مفسد را در گردابها وسیلابهای خود غرق کند.
تمامی سران رده اول رژیم در آن دوران از جمله رفسنجانی، خامنه ای، روحانی، پور محمدی و آمران و مجریان دیگری که اکنون بر سر کارند و اصلاح و اعتدال را یدک میکشند، همه در آن فاجعه بزرگ سهیم اند.
این آمران و عاملان را گریزی از محاکمه و مجازات نخواهد بود.
همینهایند که همواره از مردم وحشت داشته اند، چرا که انقلاب مردم را ربوده و سلطه خود را با فریب و ارعاب و اعدام ادامه داده اند. همین روز هم همینانند که در هراس از نابسامانی و ناکارآمدی های خود از سر ضعف و زبونی، نگون بختان و قربانیان بحرانها و آسیب های اجتماعی محصول خود را در زندانهای استانهای تهران و البرز و شهرستانها بیرون می کشند و به دار میاویزند.
زمان آن است که برای توقف هر گونه اعدام و خارج ساختن طناب دار از دست این جانیان خون آشام از هر راهی تلاش کنیم و استمداد بطلبیم.
با درود به روانهای پاک شهدای قتل عام تابستان ۶۷ تکریم خود را به خانواده ها و بازماندگان آنان تقدیم میکنیم و ندای محاکمه جانیان و توقف اعدامها را سر می دهیم.

علی معزی. بند هشت اوین. دهم مرداد ۱۳۹۵

کلیپ شهرام احمدی و گفتگو با خانواده‌اش

ترانه كردي دكتر شوان شهيدان قتل عام اشرف 920616 را به قهرمانان شهید کردستان وشهرام احمدی تقدیم میکنیم