۱۴۰۳ اردیبهشت ۱۰, دوشنبه

آیا قطعنامهٔ پارلمان اروپا یک تک نمود است، یا بخشی از یک جریان گستردهٔ سیاسی است که قانونگذاران اروپا وآمریکتا وکانادا و...در یک هفته به‌هم پیوسته است.

 آیا قطعنامهٔ پارلمان اروپا یک تک نمود است، یا بخشی از یک جریان گستردهٔ سیاسی است که قانونگذاران اروپا وآمریکتا وکانادا و...در یک هفته به‌هم پیوسته است.


قطعنامه پارلمان اروپا ادامه سیاست بهم پیوست ای است در اروپا وکانادا و... علیه رژیم قطعنامه یا تحریم هائی را بتصویب رساندند 

 قطعنامهٔ پارلمان اروپا یک تک نمود نیست، بلکه بخشی از یک جریان گستردهٔ سیاسی است که قانونگذاران در اروپا و آمریکا و کانادا و ارگانهای دولتی این کشورها را با مصوبات و اقدامات تحریمی مشخص در یک هفته به‌هم پیوسته است.

روز ۳۱فروردین سنای بلژیک به‌اتفاق آرا قطعنامه‌یی با عنوان «نقض نگران‌کننده و فزایندهٔ حقوق‌بشر توسط رژیم ایران» را به‌تصویب رساند. این قطعنامه که بیش از ۴هزار کلمه است، به‌طور مبسوط به‌موارد نقض حقوق‌بشر در ایران از جمله کشتار ۷۵۰تن از معترضان در قیام۱۴۰۱ می‌پردازد. شایان توجه است که بلژیک ریاست دوره‌یی اتحادیه اروپا را برعهده دارد.

روز ۴ اردیبهشت سنای آمریکا لایحهٔ سناتور مک کال با عنوان «صلح از طریق قدرت در قرن بیست و یکم» را در یک بسته واحد تحریمی به‌عنوان لایحه امنیت ملی با ۷۹رای موافق در مقابل ۱۸رای مخالف به‌تصویب رساند. این لایحه با امضای رئیس‌جمهور به‌قانون لازم‌الاجرا تبدیل شده است. این قانون با بستن راههای دور زدن تحریم‌ها، رژیم را در یک تنگنای نفسگیر قرار می‌دهد.

این قطعنامه‌ها و اقدامات اجرایی پیوسته به آنها که حلقهٔ تحریم‌ها را بر گردن رژیم و مشخصاً سپاه پاسداران ولایت فقیه تنگ‌تر می‌کند، می‌تواند به‌تغییر سیاست در کشورهای غربی نیز راه ببرد. این همان تغییری است که واکنش هراس‌آلود خامنه‌ای را در پی داشت. او گفت: «می‌خواهند نظام را با تحریم در تنگنا بگذارند».

آنچه این تغییر را اجتناب‌ناپذیر می‌کند، به تله افتادن خامنه‌ای به‌عنوان سر مار ویک طرف اصلی جنگ، پس از حملهٔ گستردهٔ موشکی و پهپادی رژیم است.

در این‌باره، ریشارد چارنسکی عضو کنفرانس رؤسای هیأت‌های پارلمان اروپا و وزیر پیشین امور اروپایی لهستان در سخنرانی خود در جریان مباحثات مربوط به‌قطعنامهٔ پارلمان اروپا در اجلاس بزرگ استراسبورگ گفت: 

ریشارد چارنسکی عضو کنفرانس رؤسای هیأت‌های پارلمان اروپا :سر مارجنگ افروزی بیرون زد

«از زمان جنگ اکتبر، جهان به‌تدریج تحلیلهایی را که مقاومت ایران در ۴دهه به‌ما می‌گفت را دارد تأیید می‌کند. رژیم ایران سر مار است که جنگ تولید می‌کند. رژیم ایران بخش فعال از دو جنگ اصلی است که صلح و آرامش اروپا را تهدید می‌کند. آنها پهپادها و موشکها را برای کشتن اوکراینی‌ها ارائه می‌دهند. آنها محرک اصلی جنگ در غزه هستند که تاکنون این همه تلفات داشته است. زمان آن رسیده که خامنه‌ای (به‌عنوان) سر مار قیمت این جنگ‌افروزیها را بدهد».

۱۴۰۳ اردیبهشت ۹, یکشنبه

رژیم جمهوری اسلامی و تکامل الگوی «نظم در بی‌نظمی» در منطقه

 رژیم جمهوری اسلامی و تکامل الگوی «نظم در بی‌نظمی» در منطقه

رژیم تکامل الگوی «نظم در بی‌نظمی» در منطقه

 روند تحولات در خاورمیانه نشانگر تشدید بی‌ثباتی و آشفتگی اوضاع است. در این میان بحران اقتصادی نیز در کنار تشدید رقابت قدرت‌های جهانی وضعیت عدم قطعیت را تحکیم کرده است. چشم‌انداز آینده ناروشن است و نور امید برای مهار چالش‌ها و ایجاد چارچوبی برای حل‌وفصل منازعات کم‌رنگ‌تر شده است.

هیچ آیندۀ روشنی برای سوریه دیده نمی‌شود و حاکمیت چندگانه بر بخش‌های مختلف این کشور بحران‌زده همچنان تا اطلاع ثانوی برقرار است و زمینه را برای فعالیت گروه‌ها و جریان‌های بی‌ثبات‌ساز مساعد می‌کند.

یمن نیز وضعیت مشابه و در عین حال به‌طور نسبی بهتری دارد، اما حاکمیت چندگانه نیز بر آن‌جا حاکم است که شمال در خدمت حوثی‌ها و نظامیان متحدشان است و جنوب در اختیار نیروهای مؤتلف با دولت‌های عربستان و امارات متحده عربی. هر دو کشور رسماً تجزیه نشده‌اند و کرسی واحدی را در سازمان ملل در اختیار دارند اما عملاً مشابه یک کشور تقسیم‌شده به سرزمین‌های متفاوت هستند.

عراق هم وضعیت مشابه لبنان پیدا کرده و عملاً دولت در داخل دولت ایجاد شده و اعمال حاکمیت ملی و دولت یکپارچه کارآمد را منتفی کرده است. ورشکستگی اقتصادی در لبنان و بن‌بستی که در عرصۀ سیاسی وجود دارد نیز این کشور را در عمل دچار بی‌دولتی و یا نزدیک شدن به فروپاشی دولت قرار داده است.

نه در عراق و نه در لبنان امیدی به بهبود وضعیت وجود ندارد و نیروهای مخالف سیاسی و جامعه‌مدنی نیز دچار انفعال و ناامیدی فزاینده هستند. ضمن این‌که توان تغییر شرایط را هم ندارند. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز بیشتر درگیر مسائل داخلی خودشان شده‌اند و دولت‌های امارات متحده و عربستان سعودی به‌ویژه مداخله و اثرگذاری بر معادلات منطقه‌ای را کاهش داده‌اند.

فلسطینی‌ها نیز علاوه بر فاجعۀ انسانی در نوار غزه با شکاف فزاینده بین جریان‌های سیاسی مواجه‌اند که امکان منسجم شدن دوبارۀ آن‌ها را بیش از پیش در هاله ابهام قرار داده است. افزایش سطح درگیری‌ها در سودان نیز لایۀ دیگری به بی‌ثباتی در خاورمیانه و شمال آفریقا افزوده است.

به‌موازات، رقابت چین و روسیه با آمریکا برای گسترش نفوذ در خاورمیانه نیز گسترش پیدا کرده است. دولت بایدن که به‌مرور و به‌صورت تدریجی گسترش دوبارۀ مشارکت و افزایش سطح تعامل با کشورهای خاورمیانه را جلو برده، درصدد مهار پیشروی چین در گسترش روابط با کشورهای منطقه است.

چین و روسیه نیز با اعضای امتیازات و مانورهای متفاوت با طرف‌های رقیب درصدد محکم کردن جای پای خود هستند. البته اهمیت خلیج فارس برای چینی‌ها به‌مراتب بیشتر از روسیه است. قریب به اتفاق اکثر حاکمان خاورمیانه از رکود دموکراسی در دنیا استقبال کرده‌اند و در ضدیت با الگوی لیبرال و یا سوسیال دموکراسی از لحاظ سیاسی در کنار چین و روسیه به‌عنوان مدافعان سرمشق اقتدارگرایی در حکمرانی هستند.

مجموع این شرایط باعث تشدید ازهم‌گسیختگی و خلأ نظم در منطقه شده که برندۀ آن جمهوری اسلامی ایران است؛ به‌عنوان نظامی که آشوب و بحران در داخل کشورها را فرصتی برای نفوذ و ایجاد هسته‌ها و گروه‌های وابسته و یا متحد می‌داند. حتی بهره‌برداری گروه‌های سنی مثل داعش و القاعده از گسترش بی‌ثباتی در منطقه نیز علی‌رغم درگیری‌ها و سمت‌گیری متفاوتی که دارند، در سطح کلان برای جمهوری اسلامی مفید است.

هدف نهایی جمهوری اسلامی تضعیف نفوذ غرب و خروج آمریکا از خلیج فارس، زوال اسرائیل و جایگزینی بنیادگرایی اسلامی با محوریت نهاد ولایت‌ فقیه است. منتها با راهبرد صبر استراتژیک و رویکرد غیرتعجیلی برنامۀ خود را جلو برده و از نظریۀ آشوب حداکثر استفاده را کرده است. البته معلوم نیست هستۀ سخت قدرت در چهار دهۀ گذشته آگاهانه از این نظریه استفاده کرده و یا این‌که از منظر عینی آن را باید تحلیل کرد.

نظریۀ آشوب بر وجود سامانه‌های دگرگونی‌پذیر (دینامیک) آشوب‌وار تأکید دارد که در ظاهر و به شکل مانا نظم ندارند اما بعد از واکاوی نظم و ترتیب مشخصی را در کوتاه‌مدت بازتاب می‌دهند. در واقع مدل‌های آشوب بین نظم و بی‌نظمی قرار گرفته و جزو سیستم‌های پیچیده و تطبیق‌پذیر و منعطف محسوب می‌شوند. در نظریۀ آشوب، پیدا کردن نظم کوتاه‌مدت و کشف بازخوردها، حلقه‌های تکرار و خودهمانند در مدیریت بهینه سیستم ضرورت و کارایی دارند.

حال جمهوری اسلامی همین الگو را با ایجاد و یا تقویت کانون‌های بی‌ثبات‌ساز که خارج از الگووارۀ دولت-ملت و نظم پایدار عمل می‌کنند، در کشورهای مختلف خاورمیانه جلو می‌برد و به گسترش بی‌ثباتی و مقابله با نظم بین‌المللی دامن می‌زند. زیست در بحران و شرایط اضطراری همیشگی فقط مطلوب حکومت در ادارۀ امور داخلی نیست بلکه تسری این وضعیت به بیرون از مرزها را نیز از اجرای مؤلفه قدرت و سیاست‌های امنیتی خود تلقی می‌کند.

این سیاست با طرح «صدور انقلاب» آیت‌الله خمینی و مدیریت نهضت‌های آزادی‌بخش اسلامی توسط جمهوری اسلامی آغاز شده و با تشکیل و گسترش «جبهۀ مقاومت» و «نهضت بیداری اسلامی» از سوی خامنه‌ای ادامه پیدا کرده است.

جمهوری اسلامی خیلی زود متوجه شد که امکان براندازی حکومت‌های کشورهای اسلامی مجاور ایران و تشکیل حکومت‌هایی مشابه جمهوری اسلامی وجود ندارد و از این رو بعد از تشکیل حزب‌الله لبنان به سمت تشکیل گروه‌های سیاسی-ایدئولوژیک-نظامی در کشورهای هدف حرکت کرد تا در یک شبکۀ بزرگ و زیر چتر تهران و حول ارزش‌های گفتمان بنیادگرایی اسلامی شیعه‌محور تحرکات نظم‌گریز و فرسایش‌دهنده هژمونی غرب فعالیت کنند.

در عین حال این شبکه خود را بخشی از ائتلاف بنیادگرایان اسلامی می‌داند که اختلافات را در ذیل تقابل با غرب و اسرائیل، عاملی فرعی قلمداد کنند. برخی از اسلام‌گرایان سلفی جهادی این رویکرد را نپذیرفتند و حاضر نشدند با شیعیانی که به‌زعم آن‌ها «گمراه» هستند، همراهی ولو تاکتیکی داشته باشند. برخی نیز چون اخوان‌المسلمین نه رابطۀ خصمانه برقرار کردند و نه تمایلی برای همکاری مشخص و مستمر نشان دادند.

بنابراین در شبکۀ نیروهای همسو با جمهوری اسلامی تنها حماس غیرخودی و متفاوت محسوب می‌شود؛ مابقی یا وابسته هستند و یا نیمه‌مستقل. اما همۀ آن‌ها مشروعیت دینی خود را از نهاد ولایت ‌فقیه در ایران گرفته‌اند و سطح فعالیت آن‌ها به کمک‌های تسلیحاتی، اطلاعاتی، لجستیکی و سیاسی جمهوری اسلامی وابسته است.

این نیروها و هر نیروی بالقوۀ آینده در داخل یک کشور اسلامی الگوی رفتاری مشخصی را با تقویت «جبهه مقاومت» و گسترش عمق استراتژیک آن انجام می‌دهد که تأثیرات بی‌ثبات‌کننده در دولت کشور هدف دارد و در مسیر کارکرد عادی و طبیعی آن ایجاد اختلال می‌کند. آن‌ها در کوتاه‌مدت نظم موردنظر جمهوری اسلامی و مرکز هماهنگ‌کننده را دنبال می‌کنند که منجر به بی‌نظمی در کلیت منطقه و جهان در میان‌مدت و درازمدت می‌شود.

حتی در داخل ایران نیز نظم و قاعدۀ مستمری برقرار نیست بلکه همیشه وضعیت بحرانی برقرار است. در این چارچوب، که اخیراً تشدید هم شده است، استثنا خودش قاعده‌ای است برای نگه داشتن جامعه و بروکراسی در وضعیت شکل‌نیافته و اتمیزه‌شده تا نهاد ولایت ‌فقیه بالادستی خود را حفظ کند و تثبیت رویه‌ها و روندها مانع قابل اعتنایی در مسیر مداخلات آن ایجاد نکند.

تکامل الگوی «نظم در بی‌نظمی» جمهوری اسلامی در جریان جنگ غزه آشکار شده است که با یک حرکت طوفانی وضعیت جدیدی در منطقۀ آشوب‌زده پدید آورده و نظم مستقر را به چالش جدی کشیده است. در ادامه برای تثبیت تغییر موازنۀ قوا و معادلات امنیتی که نیازمند گذار از نظم موجود است، نیروهای نیابتی در یمن، عراق و لبنان وارد شدند و علاوه بر تشدید درگیری در خاک سوریه، اسرائیل را برای توقف در جنگ غزه و پذیرش معادلات امنیتی جدید تحت فشار قرار داده‌اند.

دولت‌های رسمی و اصطلاحاً نومینال در عراق و لبنان و سوریه از این وضعیت و به خطر افتادن منافع‌شان ناراضی هستند اما کاری هم نمی‌توانند انجام دهند و در عمل قفل شده‌اند. عبور دنیا از مناسبات پسافروپاشی شوروی و تلاش چین و روسیه برای به عقب راندن غرب نیز پنجره‌ای برای تحرک جمهوری اسلامی و دنباله‌های منطقه‌ای‌اش باز کرده و فرصت ویژه‌ای برای گسترش نظم در بی‌نظمی ایجاد کرده است.

مانایی و یا توقف این روند تابع ملاحظات چندگانه‌ای است که پرداختن به آن‌ها از حوصلۀ این مطلب خارج است.

نظرات نویسندگان در یادداشت‌ها لزوماً بازتاب دیدگاه رادیوفردا نیست. رادیو فردا

قطعنامهٔ پارلمان اروپا؛ تشدید انزوای «سر مار»

 قطعنامهٔ پارلمان اروپا؛ تشدید انزوای «سر مار»

سخن روز
سخن روز

به‌دنبال تحریم‌های شدید مصوب کنگره و سنای آمریکا علیه رژیم آخوندی، تصویب قطعنامه پارلمان اروپا حاکی از تشدید انزوا و چرخشی چشمگیر علیه این رژیم در دو سوی اقیانوس اطلس است.

قطعنامه پارلمان اروپا که با اکثریت قدرتمند۳۵۷رأی مثبت در برابر۲۰رأی منفی و ۵۸ ممتنع تصویب شد؛ کشورهای عضو اتحادیه اروپا را به‌نامگذاری تروریستی سپاه پاسداران و فعال کردن مکانیزم ماشه بر اساس قطعنامهٔ ۲۲۳۱ شورای امنیت، فرامی‌خواند.

این قطعنامه اقدامات تروریستی رژیم در خارج از ایران و مشخصاً هدف قرار دادن نایب‌رئیس پیشین پارلمان اروپا، دکتر آلخو ویدال کوادراس توسط سپاه پاسداران را محکوم کرده و خواستار تحریم بیت خامنه‌ای، ستاد کل نیروهای مسلح رژیم و رئیس آن -که بالاترین مقام نظامی رژیم به‌شمار می‌رود- شده است.

تحریم قرارگاه مرکزی خاتم و فرمانده آن پاسدار غلامعلی رشید، تحریم نیروی دریایی سپاه پاسداران، تحریم وزیر دفاع و تحریم‌های اضافی در بخش‌های بانکی، نفت و هوانوردی و هماهنگی تحریم‌ها با آمریکا و انگلستان و سایر کشورهای در گرو هفت کشور صنعتی جهان، از سایر موارد مصرح در قطعنامه پارلمان اروپاست.

قطعنامه پارلمان اروپا، از اتحادیه اروپا و یکایک کشورهای عضو آن می‌خواهد که از امنیت سایبری و شبکه‌های خصوصی مجازی حمایت کنند و الزامات رایگان و قابل دسترس برای مخالفان رژیم در ایران را فراهم سازند.

 

قطعنامهٔ پارلمان اروپا یک تک نمود نیست، بلکه بخشی از یک جریان گستردهٔ سیاسی است که قانونگذاران در اروپا و آمریکا و کانادا و ارگانهای دولتی این کشورها را با مصوبات و اقدامات تحریمی مشخص در یک هفته به‌هم پیوسته است.

روز ۳۱فروردین سنای بلژیک به‌اتفاق آرا قطعنامه‌یی با عنوان «نقض نگران‌کننده و فزایندهٔ حقوق‌بشر توسط رژیم ایران» را به‌تصویب رساند. این قطعنامه که بیش از ۴هزار کلمه است، به‌طور مبسوط به‌موارد نقض حقوق‌بشر در ایران از جمله کشتار ۷۵۰تن از معترضان در قیام۱۴۰۱ می‌پردازد. شایان توجه است که بلژیک ریاست دوره‌یی اتحادیه اروپا را برعهده دارد.

روز ۴ اردیبهشت سنای آمریکا لایحهٔ سناتور مک کال با عنوان «صلح از طریق قدرت در قرن بیست و یکم» را در یک بسته واحد تحریمی به‌عنوان لایحه امنیت ملی با ۷۹رای موافق در مقابل ۱۸رای مخالف به‌تصویب رساند. این لایحه با امضای رئیس‌جمهور به‌قانون لازم‌الاجرا تبدیل شده است. این قانون با بستن راههای دور زدن تحریم‌ها، رژیم را در یک تنگنای نفسگیر قرار می‌دهد.

این قطعنامه‌ها و اقدامات اجرایی پیوسته به آنها که حلقهٔ تحریم‌ها را بر گردن رژیم و مشخصاً سپاه پاسداران ولایت فقیه تنگ‌تر می‌کند، می‌تواند به‌تغییر سیاست در کشورهای غربی نیز راه ببرد. این همان تغییری است که واکنش هراس‌آلود خامنه‌ای را در پی داشت. او گفت: «می‌خواهند نظام را با تحریم در تنگنا بگذارند».

آنچه این تغییر را اجتناب‌ناپذیر می‌کند، به تله افتادن خامنه‌ای به‌عنوان سر مار ویک طرف اصلی جنگ، پس از حملهٔ گستردهٔ موشکی و پهپادی رژیم است.

در این‌باره، ریشارد چارنسکی عضو کنفرانس رؤسای هیأت‌های پارلمان اروپا و وزیر پیشین امور اروپایی لهستان در سخنرانی خود در جریان مباحثات مربوط به‌قطعنامهٔ پارلمان اروپا در اجلاس بزرگ استراسبورگ گفت: «از زمان جنگ اکتبر، جهان به‌تدریج تحلیلهایی را که مقاومت ایران در ۴دهه به‌ما می‌گفت را دارد تأیید می‌کند. رژیم ایران سر مار است که جنگ تولید می‌کند. رژیم ایران بخش فعال از دو جنگ اصلی است که صلح و آرامش اروپا را تهدید می‌کند. آنها پهپادها و موشکها را برای کشتن اوکراینی‌ها ارائه می‌دهند. آنها محرک اصلی جنگ در غزه هستند که تاکنون این همه تلفات داشته است. زمان آن رسیده که خامنه‌ای (به‌عنوان) سر مار قیمت این جنگ‌افروزیها را بدهد».

احساس خطر از دست‌آوردهای دیپلماسی انقلابی

 احساس خطر از دست‌آوردهای دیپلماسی انقلابی

... دست‌آوردهای دیپلماسی انقلابی
... دست‌آوردهای دیپلماسی انقلابی

مقاومت ایران از همان آغاز شکل‌دهی به یک آلترناتیو دموکراتیک متوجه عملکرد و تأثیر منفی سیاست‌های خارجی بر معادلات حاکم بر میهنمان شده بود. بنابراین در عین پیشبرد یک مبارزه انقلابی و همه‌جانبه با فاشیسم دینی از ایجاد پایه‌های دیپلماسی انقلابی برای خنثی‌کردن این تأثیر یا سمتدهی به آن در راستای منافع مردم ایران غافل نبود. در این زمینه مقاومت ایران با اتخاذ یک دیپلماسی انقلابی مبتنی بر حفظ اصول و استقلال کامل مانع از قرار گرفتن بسیاری کشورها و شخصیت‌های بین‌المللی در کنار استبداد دینی شده است.

این دیپلماسی با افشاگری نسبت به جنایت‌های خمینی و خامنه‌ای در افکار عمومی آغاز شد. میلیون‌ها ساعت کار ریزبافت اعضا و هواداران این مقاومت در شهرها و کشورهای مختلف جهان توانست مردم اروپا و آمریکا را نسبت به شرایط ایران به اشراف برساند. برآیند این تلاش‌ها در شکل‌دهی به حمایت پارلمانترها و شخصیت‌های حقوقی و سیاسی، اجتماعی و مذهبی و حتی علمی و برندگان جوایز نوبل تأثیری به‌سزا داشت. ریشه‌های این دیپلماسی امروزه چندان قوی و اثرگذار است که میوه‌های آن را به‌صورت قطعنامه‌های حمایت از برنامهٔ ۱۰ماده‌یی مریم رجوی و نیز دفاع از برپایی یک جمهوری دموکراتیک از سوی اکثریت پارلمانها و به‌تازگی در سنای کشور بلژیک دیدیم.

این فصل جدیدی از اثرگذاری دیپلماسی انقلابی است و می‌تواند کفهٴ معادلات بین‌المللی را به سود مردم و مقاومت ایران تغییر دهد. تا همین‌جا به‌دنبال تصویب قطعنامه‌های ۱۱۴۸ در کنگرهٔ آمریکا و نیز تصویب لایحهٔ مک‌کال در سنای این کشور و امضای آن از جانب رئیس‌جمهور، سیاست مماشات با فاشیسم دینی بیش‌از‌پیش در کرنر قرار گرفته است.

بدیهی است تا آنجا که به مصالح و اولویت‌های قدرتهای جهانی برمی‌گردد آنها تا لحظهٔ آخر سقوط یک دیکتاتور ترجیح می‌دهند منافع خود را از طریق حفظ آخرین پل‌های ارتباطی دنبال کنند؛ مگر این‌که ادامهٔ این سیاست برایشان هزینه‌آفرین باشد. به‌عبارت دیگر آنها از نوعی پراگماتیسم در سیاست پیروی می‌کنند که مبتنی بر منافع اقتصادی است.

عنصر تعیین‌کننده در پس‌راندن این سیاست و ترغیب جامعهٔ جهانی به حمایت از انقلاب، همانا مقاومت و گسترش قیام از سوی نیروی انقلابی است.

اکنون در داخل رژیم به دست‌آوردهای دیپلماسی انقلابی و تأثیر عملی آن روی تشدید تحریم‌ها و نیز زدو‌بندهای پشت‌پرده انعکاس داده می‌شود. کارشناسان و رسانه‌های حکومتی با هراس از چنین دست‌آوردها سخن می‌گویند.

محمد صدر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با سراسیمگی و نگرانی می‌گوید: «در این شرایط دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران باید به‌شدت فعال‌تر شود» چرا؟

او پاسخ می‌دهد:

«الان شرایطی پدید آمده است که باید فعالیت‌های جدی دیپلماتیک در زمینه‌های مختلف آغاز شود... با توجه به این‌که جو تبلیغاتی علیه ایران تشدید شده و این کشورها قصد دارند به‌دنبال تحریم ایران بروند، باید کارزار جدی دیپلماتیک در زمینه‌های مختلف، هم در منطقه و هم در اروپا و سازمان ملل داشته‌باشیم تا بتوانیم اقدام‌هایی را که کشورهای غربی قصد دارند علیه ایران انجام دهند، خنثی شود».

این کارشناس روابط بین‌الملل رژیم تا جایی پیش می‌رود که خواهان «حل و فصل قضایای مسکوت و معطل مانده از گذشته مانند برجام و FATF» می‌شود.

یک روزنامهٔ حکومتی دیگر با تعریض به گردو‌خاک‌های موشکی می‌نویسد:

«اقدام جمهوری اسلامی علیه اسراییل تاریخ‌سازشد و تااطلاع ثانوی بازدارندگی نظامی ایجاد کرده است، به‌عبارتی مطابق اذعان کارشناسان نظامی، ایران پس از اقدام اخیرش به موازنه مثبت رسیده است. موازنه مثبت برای یک کشور غیراتمی در مقابل اسراییل و آمریکا و فرانسه و انگلیس اتمی شاهکار است، اما حالا بسیاری می‌پرسند نفعش برای سفره ملت چیست؟ پاسخ به این سؤال از اصل اقدام مهمتراست... آیا هم‌زمان با بازدارندگی نظامی، بازدارندگی سیاسی و اقتصادی نیزحاصل شده است که اگر اینچنین باشد تسلسل تحریم‌ها باید برچیده شود، امکان اجماع جهانی علیه ایران در موضوعات مختلف بایست منتفی شود.» (ابتکار. ۸ اردیبهشت ۱۴۰۳)

این در حالی است که خامنه‌ای در صحبت‌های ۵ اردیبهشت خود با زبان معکوس به تأثیر دست‌آوردهای دیپلماسی انقلابی اعتراف کرده و از تحریم‌ها نالیده بود:

«غربی‌ها درباره هدف از وضع تحریم‌ها علیه ایران به دروغ مسائلی مانند سلاح هسته‌یی، حقوق‌بشر و حمایت از تروریسم را مطرح می‌کنند.» (سایت خامنه‌ای. ۵ اردیبهشت ۱۴۰۳)

 

گزارش اختصاصی از یک خیانت تمام عیار به خامنه‌ای؛ علیرضا عسگری، سردار سپاهی که جذب سی‌آی‌ای شد

علیرضا عسگری سرلشکری که خود را به سیا فروخت 

بیشتر بدانید