۱۴۰۵ مرداد ۱۳, سه‌شنبه

فرمانده سیاوش سیفی، مردی برای روزهای سخت ومورد اعتماد سردار موسی خیابانی شهرام بهزادی

فرمانده سیاوش سیفی ،  مردی برای روزهای سخت ومورد اعتماد سردار موسی خیابانی شهرام بهزادی


فرمانده سیاوش سیفی وبرخی از شهیدان شهر بناب
بخش از کتابی است که در لینک زیر میتوانید بخوانید
از ۱۰ مرداد ۱۳۶۱ فرمانده سیاوش سیفی تا مهدی خانکی ،امیرحسین صفری وابوالفضل سپاهی روی لینک کلیک کنید وبخوانید

تداوم یک مقاومت؛ از نسل انقلاب تا شورشگران امروز از ۱۰ مرداد شهادت فرمانده سیاوش تا نسل سربداران 

در هر تشکیلاتی، افراد متفاوتی وجود دارند.

عده‌ای برای روزهای آرام مناسب‌اند.

عده‌ای برای روزهای تبلیغات.

عده‌ای برای سخنرانی.

اما روزهایی هم می‌رسد که همه چیز فرو می‌ریزد.

تشکیلات ضربه می‌خورد.

ارتباط‌ها قطع می‌شود.

مسئولان کشته می‌شوند.

هیچ نقشه آماده‌ای وجود ندارد.

در چنین لحظه‌هایی، تنها کسانی می‌توانند سازمان را سر پا نگه دارند که پیش از هر چیز، آرامش خود را حفظ کنند.

سیاوش از همین جنس بود.

کم‌حرف.

دقیق.

منظم.

اهل تصمیم.

و مهم‌تر از همه، اهل مسئولیت.

به همین دلیل بود که هرچه بحران سنگین‌تر می‌شد، مسئولیت او نیز بیشتر می‌شد.

نه به خاطر شهرت.

بلکه به خاطر اعتماد.


اعتماد موسی خیابانی

در سال‌های پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، هنگامی که سازمان وارد مرحله مخفی شد، موسی خیابانی به عنوان مسئول اصلی تشکیلات داخل کشور، بیش از هر زمان دیگری به نیروهایی احتیاج داشت که بتوانند مستقل تصمیم بگیرند، فشار را تحمل کنند و شبکه‌های مختلف را به هم متصل نگه دارند.

سیاوش یکی از همین افراد بود.

او نه صرفاً یک فرمانده نظامی، بلکه مسئولی تشکیلاتی بود.

رابط میان بخش‌های مختلف.

هماهنگ‌کننده.

حل‌کننده بحران.

کسی که در شرایط قطع ارتباط نیز می‌توانست مسیر را پیدا کند.

اعتماد موسی به او، نتیجه یک تصمیم لحظه‌ای نبود.

سال‌ها شناخت، زندان، مبارزه و تجربه مشترک، چنین اعتمادی را ساخته بود.

به همین دلیل، هرچه فشار حکومت بیشتر می‌شد، مسئولیت سیاوش نیز سنگین‌تر می‌شد.


پس از نوزدهم بهمن

نوزدهم بهمن ۱۳۶۰ فقط شهادت موسی خیابانی نبود.

ساختمان رهبری مقاومت داخلی فرو ریخت.

ده‌ها مسئول برجسته از میان رفتند.

بسیاری تصور کردند تشکیلات دیگر توان ادامه ندارد.

اما درست از همین نقطه، نام سیاوش پررنگ‌تر شد.

باری که پیش‌تر بر دوش چند نفر تقسیم شده بود، اکنون بر دوش تعداد اندکی باقی مانده بود.

سیاوش یکی از آنان بود.

او دیگر فقط مسئول یک منطقه یا یک بخش نبود.

باید رشته‌هایی را که در اثر ضربه گسسته بود، دوباره به هم وصل می‌کرد.

ارتباط شهرستان‌ها.

شمال کشور.

جنگل.

تهران.

شبکه‌های باقی‌مانده.

و نیروهایی که هر روز تعدادشان کمتر می‌شد.

کار او دیگر تنها اداره تشکیلات نبود.

جلوگیری از فروپاشی بود.

 اصل کتاب را از لینک زیر بخوانید 

از ۱۰ مرداد ۱۳۶۱ فرمانده  سیاوش سیفی تا مهدی خانکی ،امیرحسین صفری وابوالفضل سپاهی

تداوم یک مقاومت؛ از نسل انقلاب تا شورشگران امروز از ۱۰ مرداد شهادت فرمانده سیاوش تا نسل سربداران پیشگفتار تاریخ،

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر