۱۴۰۴ خرداد ۷, چهارشنبه

از تهران تا جهان؛ خبرنامه سیاسی هفته شماره ۴ مصطفی نیکار

از تهران تا جهان؛ خبرنامه سیاسی هفته شماره ۴

شماره ۴ | گردآوری: مصطفی نیکار

 تاریخ انتشار: ۷ خرداد ۱۴۰۴ (۲۸ می ۲۰۲۵)

 مقدمه: از غزه تا کامیون‌داران؛ ایران در تلاقی جنگ و انفجار اجتماعی

در هفته‌ای که گذشت، تصویر سیاست منطقه‌ای و داخلی رژیم، بازتابی از بحران‌های توأمان بود: از یک‌سو، حملات وحشیانه اسرائیل به غزه با حمایت سکوت‌آمیز قدرت‌های جهانی و ادعاهای پوشالی ترامپ برای میانجی‌گری، و از سوی دیگر، تداوم اعتصاب کامیون‌داران، اعتراض نانوایان، و قطعی‌های گسترده برق در ایران. این دو جبهه، اگرچه ظاهراً از هم جدا، اما در واقع دو چهره از یک حقیقت‌اند: بحران مشروعیت و ناتوانی حاکمیت در پاسخ‌گویی به مطالبات مردم و حتی مهار تحولات منطقه‌ای.

 ۱. شصت‌وهفتمین روز جنگ در غزه؛ بمباران، گروگان‌گیری و بازی آمریکا

طبق گزارش‌ها، اسرائیل بیش از ۷۷ درصد نوار غزه را اشغال کرده و در حملات هوایی و زمینی، ده‌ها کودک، زن و غیرنظامی را در مدارس و بیمارستان‌ها به خاک و خون کشیده است. هم‌زمان، طرح‌های پیشنهادی آتش‌بس (شامل آزادی گروگان‌ها) از سوی حماس، یکی پس از دیگری توسط اسرائیل رد شده‌اند.
در این میان، ترامپ مدعی است که به‌زودی توافق آتش‌بس را اعلام خواهد کرد، اما اختلاف آشکار او با نتانیاهو، نمایش میانجی‌گری او را به یک شو تبلیغاتی تبدیل کرده است.
منابع اسرائیلی تأکید کرده‌اند که جنگ تا دو ماه آینده ادامه دارد. این یعنی، غزه همچنان در خون خواهد سوخت.

 ۲. داخل ایران: از اعتصاب تا خاموشی – خشم در حال جوشش

اعتصاب کامیون‌داران در بیش از ۱۲۴ شهر کشور ادامه دارد. نارضایتی صنفی نانوایان و بحران قطعی‌های برق نیز هم‌زمان تشدید شده است. رژیم به‌جای پاسخ‌گویی، با بازداشت، تهدید، و سکوت رسانه‌ای به‌دنبال سرکوب است. اما پیوند اعتراضات، هم‌افزایی مطالبات، و بی‌اعتمادی فزاینده، زنگ خطر یک قیام سراسری را به صدا درآورده است.
رسانه‌های حکومتی، این اعتراضات را با واژه‌هایی مانند «منافقین» یا «برهم‌زنندگان مذاکرات» توصیف کرده‌اند، اما واقعیت این است که این خشم اجتماعی، نه وارداتی، بلکه حاصل ناکارآمدی خود رژیم است.

 جمع‌بندی: زلزله سیاسی در افق

هم‌زمانی جنگ در غزه و بحران‌های داخلی در ایران، چهره‌ی واقعی رژیم را نمایان کرده است: حکومتی ناتوان از مهار خشم داخلی و بی‌اعتبار در معادلات منطقه‌ای. اگر جنگ در غزه با جنایت ادامه دارد، داخل ایران با سرکوب و فقر. اما مقاومت هم در خیابان‌های ایران نفس می‌کشد، هم در کوچه‌های غزه.
پیوند مظلومان و مقاومت‌گران، دیر یا زود، به موجی بدل خواهد شد که هیچ قدرتی توان مهار آن را ندارد.

آری

در غزه، خون کودکان.
در ایران، خشم کامیون‌داران و نانوایان.
نه رژیم در غزه صلح می‌آورد، نه در ایران نان.
وقتی فقر و جنگ، دو چهره‌ی یک نظام‌اند؛ مقاومت تنها پاسخ است.
#غزه #اعتصاب_کامیونداران #ایران #مقاومت

از تهران تا جهان؛ خبرنامه سیاسی هفته شماره ۳مصطفی نیکار

از تهران تا جهان؛ خبرنامه سیاسی هفته شماره ۳


از تهران تا جهان؛ خبرنامه سیاسی هفته شماره ۳مصطفی نیکار

شماره ۳ | گردآوری: مصطفی نیکار
 تاریخ انتشار: ۶ خرداد ۱۴۰۴ (۲۷ می ۲۰۲۵)


 مقدمه: «شکست نمایش و بحران مشروعیت»

رژیم ولایت فقیه، در هفته‌ی گذشته با تکرار الگوی کهنه‌ی تبلیغات رسمی، سعی داشت از یک معامله‌ی اضطراری در پس‌زمینه‌ی دیپلماتیک و دادگاه‌های فرمایشی در صحنه‌ی داخلی، نمایش اقتدار بسازد. اما آنچه رخ داد، نه «پیروزی»، بلکه شکست دوباره‌ی دستگاه سرکوب در برابر مقاومت سازمان‌یافته مردم ایران بود.
در این شماره، دو محور اساسی را مرور می‌کنیم:

  1. ماجرای آزادسازی تحقیرآمیز اسدالله اسدی

  2. ادامه‌ی دادگاه فرمایشی علیه مجاهدین در تهران


۱. معامله پشت‌پرده برای آزادسازی اسدی، نه پیروزی دیپلماتیک

 منبع: تسنیم (رسانه وابسته به نیروی قدس) | تاریخ: ۵ خرداد ۱۴۰۴

رسانه‌های حکومتی ایران، از «آزادی اسدالله اسدی» به‌عنوان «شکست نقشه موساد و مجاهدین» یاد کردند. اسدی، دیپلمات رژیم که به‌دلیل طراحی عملیات بمب‌گذاری در همایش مجاهدین خلق در فرانسه در سال ۲۰۱۸ دستگیر و محکوم شد، پس از ۵ سال با معامله‌ای غیرشفاف و اضطراری با یک تبعه بلژیکی آزاد شد.

نکته‌ی اصلی اما این است:

  • مقاومت، چهره‌ی واقعی او را به جهان نشان داد.

  • این آزادی، نه نتیجه‌ی روند حقوقی، بلکه عقب‌نشینی و معامله بود.

📍 لینک گزارش:


۲. تداوم دادگاه‌سازی علیه سازمان مجاهدین خلق – نوبه‌های ۴۷۷ و ۴۷۸

 منبع: خبرگزاری میزان (قضائیه رژیم) | تاریخ: ۶ خرداد ۱۴۰۴

در سی‌وچهارمین جلسه دادگاه نمایشی در شعبه کیفری تهران، رژیم همچنان به محاکمه‌ ساختگی ۱۰۴ تن از اعضای مجاهدین ادامه داد. هدف اصلی دادگاه، «زیر سؤال بردن شخصیت حقوقی و مشروعیت بین‌المللی سازمان مجاهدین خلق» بود.

قاضی دهقانی، در ادامه این نمایش قضایی، با استناد به کنوانسیون‌های بین‌المللی علیه تروریسم، خواستار استرداد مسئولان سازمان از کشورهای اروپایی شد و حتی خطاب به ایرانیان مقیم این کشورها، هشدار داد از حضور در جلسات مقاومت خودداری کنند.

 لینک گزارش:

جمع‌بندی: «هراس از مقاومت، فراتر از دادگاه و تبادل»

در هفته‌ای که گذشت، بار دیگر ترس رژیم از نفوذ روزافزون مقاومت در عرصه داخلی و بین‌المللی برملا شد. اسدالله اسدی، نه قهرمان دیپلماسی که یک مهره‌ی سوخته امنیتی بود. دادگاه تهران، نه نماد عدالت که سایه‌ای از شکست سیاسی و حقوقی رژیم بود.
آنچه باقی می‌ماند، قدرت سازمان‌یافته‌ی حقیقت است.

از تهران تا جهان؛ خبرنامه سیاسی هفته شماره ۲

 از تهران تا جهان؛ خبرنامه سیاسی هفته شماره ۲

 از تهران تا جهان؛ خبرنامه سیاسی هفته شماره ۲


شماره ۲ | به کوشش: مصطفی نیکار


مقدمه:

در هفته‌ای که گذشت، دو موضوع در صدر تحولات بین‌المللی و منطقه‌ای قرار گرفتند: ادامه کشتار در غزه با ابعاد نسل‌کشی، و تحولات مبهم در سیاست هسته‌ای رژیم ایران که با اعترافات فریدون عباسی، ابعاد تازه‌ای از مسیر پنهان رژیم به‌سوی بمب هسته‌ای آشکار شد. این در حالی است که رژیم با اعدام زندانیان سیاسی و تکرار تاکتیک سرکوب، تلاش می‌کند بحران مشروعیت را در داخل بپوشاند. در شماره دوم، این روندها را مرور و تحلیل می‌کنیم.


عناوین منتخب این هفته:

۱. ادامه جنگ اسرائیل در غزه ومرگ فلسطینی ها، و انزوای تدریجی آن در اروپا

  • ۳۲ شهید فلسطینی دیگر در حملات هوایی.

  • ارتش اسرائیل طرح اشغال ۷۵٪ غزه را آغاز کرده است.

  • اسپانیا و ایتالیا خواهان تحریم اسرائیل شدند؛ تظاهرات در پاریس، میلان، لندن و دیگر پایتخت‌ها.

۲. اعتراف به آستانه بمب: فریدون عباسی و هشدار غنی‌سازی لیزری

  • عباسی: «دستور ساخت بمب نداریم، اما توان آن را داریم.»

  • اشاره به فناوری‌های مخفی مانند لیزر و زیرساخت‌های پنهان.

  • افشای مسیرهای موازی برنامه هسته‌ای، خارج از چشم آژانس.

  • تهدید تلویحی: استفاده از موقعیت مبهم برای بازدارندگی در برابر غرب و اسرائیل.

۳. تحولات سوریه پس از رفع تحریم‌ها

  • آمریکا معافیت تحریمی ۶ماهه صادر کرد؛ ساختار امنیتی جدید با ادغام پلیس و امنیت عمومی.

  • نشست‌های سوریه با ترکیه و نماینده آمریکا، با هدف بازسازی منطقه‌ای.

  • سوریه قاتل یک سیاستمدار لبنانی را به بیروت تحویل داد.

۴. اعدام ۵ زندانی سیاسی در ایران؛ پیام سرکوب به جامعه معترض

  • موج جدید اعدام‌ها هم‌زمان با بحران هویت در حکومت.

  • اعتصابات کامیون‌داران با ساختاری متحرک، دیجیتالی و مقاوم ادامه دارد.

  • جامعه مدنی زنده است؛ ولو در جاده‌ها، نه در خیابان‌ها.

۵. مذاکرات هسته‌ای: ابهام، میانجی‌گری، و تناقض

  • بن‌بست بر سر غنی‌سازی، بی‌اعتمادی متقابل، و نقش فعال عمان.

  • چهار سناریو برای آینده: از توافق موقت تا فروپاشی مذاکرات.

  • تحلیل رسانه‌های رژیم: «توقف غنی‌سازی ممکن نیست، غرب باید کوتاه بیاید.»

۶. اذعان به پایان سرمایه اجتماعی حکومت

  • یادداشت مهم محسن رنانی: «نظام دیگر توان اصلاح ندارد. سرمایه اجتماعی‌اش تمام شده.»

  • حکومت حتی توان حل مشکلات ساده‌ای مثل آلودگی مواد غذایی و پلاک خودرو را ندارد.

  • جامعه مدنی در حال صعود است، حکومت در سراشیبی سقوط.


جمع‌بندی نهایی:

رژیم ولایت فقیه در حالی خود را در موقعیتی «مبهم و خطرناک» نگه می‌دارد تا از قدرت هسته‌ای برای باج‌گیری استفاده کند، که از درون با بحران مشروعیت، اعتصابات صنفی، و سقوط اعتماد عمومی مواجه است. جنایات غزه، موج تازه اعدام‌ها، و تاکتیک‌های امنیتی در سوریه و لبنان، همه قطعات یک پازل‌اند: پازل صدور بحران برای حفظ نظامی شکست‌خورده در داخل.

از تهران تا جهان؛ خبرنامه سیاسی هفته شماره ۱

 از تهران تا جهان؛ خبرنامه سیاسی هفته

از تهران تا جهان؛ خبرنامه سیاسی هفته شماره ۱

شماره ۱ | به کوشش: مصطفی نیکار


 مقدمه:

در هفته‌ای که گذشت، صحنه تحولات بین‌المللی، منطقه‌ای و داخلی ایران همچنان آکنده از تنش، بحران‌سازی و فریب‌کاری‌های رژیم ولایت فقیه بود. از ادامه قتل‌عام در غزه با حمایت تمام‌قد رژیم ایران تا بحران‌های درون‌مجلس، و پیام‌های متناقض در مذاکرات اتمی، همه‌چیز نشان می‌دهد که ریشه‌ی بسیاری از ناپایداری‌ها، به تهران بازمی‌گردد. این شماره با نگاهی مستند، بخشی از این تحولات را مرور می‌کند.


 عناوین منتخب این هفته:

۱. ادامه جنگ در غزه و مواضع رژیم ایران

  • سخنگوی جهاد اسلامی: دشمن می‌خواهد برای جنایت‌های بیشتر وقت بخرد.

  • ۷۹ کشته در حملات هوایی اسرائیل، محاصره بیمارستان‌ها، و تشدید فشارهای بین‌المللی.

  • رژیم ایران با حمایت از ادامه جنگ، به‌دنبال کسب پیروزی سیاسی برای نیروهای نیابتی خود است.

۲. مصاحبه عراقچی: «مذاکرات فعلاً مشخص نیست»

  • معاون سابق وزارت خارجه: هنوز چارچوب مذاکرات آینده روشن نیست.

  • بی‌اعتمادی غرب به رژیم ادامه دارد.

۳. احضار کاردار فرانسه به وزارت خارجه رژیم

  • رژیم با ادبیاتی تهدیدآمیز، به تظاهرات ضدتروریستی در فرانسه واکنش نشان داد.

  • دستگاه دیپلماسی رژیم در لاک انفعالی.

۴. سخنان رسایی در مجلس؛ صحنه تشنج و اتهام

  • فریادهای یک آخوند عضو مجلس علیه دولت؛ سردرگمی در صفوف درونی حکومت.

۵. جعفر پناهی به ایران بازگشت

  • کارگردان منتقد حکومت، زیر ذره‌بین وزارت اطلاعات.

۶. تحلیل رسانه‌های داخلی: «قدس آنلاین» سپاه را قربانی تروریسم خواند!

  • روایت معکوس از واقعیت، وارونه‌نمایی آشنا برای توجیه سرکوب و خشونت.

۷. تحلیلی بر طرح کاهش تحریم‌ها: توافق مقدماتی یا فریب؟

  • رژیم در جست‌وجوی راهی برای نفس‌کشیدن زیر فشار تحریم‌ها.

۸. لبنان؛ میدان بحران‌زای دیگر در آستانه فروپاشی

  • با حمایت رژیم ایران، بی‌ثباتی لبنان هر روز بیشتر می‌شود.


 جمع‌بندی:

در این شماره از خبرنامه، روشن شد که بر خلاف آنچه رسانه‌های حکومتی سعی در نمایش آن دارند، ایران نه قربانی تحریم و حمله، بلکه عامل اصلی بی‌ثباتی و صدور تروریسم در خاورمیانه است. حضور مستقیم یا نیابتی رژیم در لبنان، عراق، سوریه و غزه، همراه با بحران‌های داخلی و بن‌بست‌های سیاسی و اقتصادی، یک پیام روشن دارد: ریشه بحران، خود رژیم است.

۱۴۰۴ خرداد ۴, یکشنبه

مجاهد شهید محمود عسگری‌زاده، بی‌قرار و خلاق، سمبل جسارت و صلابت

 مجاهد شهید محمود عسگری‌زاده، بی‌قرار و خلاق، سمبل جسارت و صلابت

 

 

محمود عسگری‌زاده، از اعضای برجسته مرکزیت مجاهدین در سال ۱۳۲۵ در یک خانواده کارگری در شهر اراک به‌دنیا آمد. در دورانی که تحصیلات متوسطه را می‌گذراند خانواده‌اش به‌ تهران آمدند. محمود همیشه برای تأمین مخارج تحصیلش کار می‌کرد و با رنج و محرومیت به‌خوبی آشنا بود. او پس از عضویت در سازمان به‌دلیل شایستگی‌هایش به‌سرعت مسئولیت‌های هر چه بیشتری را برعهده گرفت. محمود که در ماشین‌سازی تبریز به‌کار اشتغال داشت، هم‌زمان مسئولیت شاخه تشکیلات تبریز را نیز عهده‌دار بود. در سال ۱۳۴۹ به‌عضویت مرکزیت سازمان درآمد و مسئولیت اطلاعات سازمان را به‌عهده گرفت. دستاوردهای محمود به‌عنوان مسئول اطلاعات سازمان، جلوه‌یی از جدیت و پشتکار این مجاهد والامقام بود. شاخه تحت مسئولیت او توانست در مدت نسبتاً کوتاهی در مورد ۱۳۰۰نفر از اعضای ساواک شاه، به‌ اطلاعات دقیقی از محل سکونت، محل کار، مسیرهای تردد، مشخصات ماشین‌ها و امثالهم دست پیدا کند. تحت مسئولیت محمود، همچنین بسیاری از زندان‌ها و شکنجه‌گاه‌ها و خانه‌های امن ساواک شناسایی گردید. از همین‌رو دژخیمان ساواک، به‌خاطر کینه و وحشتی که از این مجاهد قهرمان داشتند، او را به‌ زیر شدیدترین شکنجه‌ها بردند. با این‌ حال محمود با مقاومتی شگفت‌انگیز، داغ دستیابی ساواک به‌ اطلاعات سازمان را به‌دل‌شان گذاشت و آنها را در این میدان هم شکست داد.
یکی از مجاهدان همرزم، درباره مجاهد شهید محمود عسگری‌زاده می‌گوید:
«محمود از آن مجاهدینی بود که در هر محیطی قرار بگیرند، ‌آن‌ را‌ تحت‌تأثیر قرار داده و تغییر می‌دهند. او شخصیت بسیار اکتیو و نافذی داشت. از آن دسته انقلابیونی بود که در آن واحد می‌توانند در زمینه‌های مختلف فعال و تأثیرگذار باشند. مثلاً در همان‌ حال که عضو کمیته مرکزی سازمان بود و مسئولیت‌های سنگینی به‌عهده داشت، در حرکت‌ها و اعتصاب‌های دانشجویی نیز بسیار فعال بود و همچنین بار معیشت خانواده خود را نیز به‌دوش می‌کشید. محمود به‌خاطر شخصیت فعال و نافذش در ارتباط با اقشار محروم با استقبال گرم آنها روبه‌رو بود و از این طریق امکانات زیادی را برای سازمان فراهم می‌آورد. به‌علت همین ویژگی‌ها، به‌لحاظ امنیتی، عادی‌سازی بالایی داشت و کسی نمی‌توانست به‌ موقعیت سازمانی و تشکیلاتی او پی ببرد. محمود در دانشکده علوم بازرگانی تحصیل می‌کرد و به‌علت نقشش در سازماندهی اعتصابات دانشجویی، توسط ساواک از دانشکده اخراج شد. اما به‌خاطر محبوبیت زیادی که در دانشکده و در بین دانشجویان داشت، دانشجویان به‌ پشتیبانی از او اعتصاب کردند تا این‌که رژیم ناگزیر شد او را به‌ دانشکده برگرداند. محمود نسبت به‌ محرومان، عشق و دلسوزی خاصی داشت، در سال ۴۶ که خدمت سربازی خود را در تبریز با درجه ستوان دومی می‌گذراند، روابط بسیار صمیمانه‌یی با سربازان برقرار کرده بود، از‌ جمله اقداماتی که او را در میان سربازان بسیار محبوب کرده بود، این بود که باشگاه افسران پادگان را که طبق معمول ارتش شاه، ویژه افسران بود، عمومی کرد تا سربازان نیز بتوانند از آن استفاده کنند. اگر چه افسران از این کار ناراحت و گزیده بودند، اما به‌خاطر محبوبیت بسیار محمود در میان سربازان، نمی‌توانستند واکنشی نشان دهند.
اما اوج شخصیت والا و جوهره‌‌‌‌ انقلابی محمود را پس از ضربه سال ۵۰ و در زندان و تحت اسارت دشمن می‌توان دید. محمود مسئول شاخه اطلاعات سازمان بود، اما به‌علت سادگی ظاهری و در واقع پیچیدگی محمود، ساواک تا ماه‌ها هنوز به‌ موقعیت و موضع او در سازمان پی نبرده بود. محمود با سخت‌کوشی و دشمن‌ستیزی خاص خود، اطلاعات بسیار ذیقیمتی از رژیم به‌دست آورده بود، وسعت و دقت این اطلاعات که در جریان ضربه، به‌دست ساواک افتاد، رژیم شاه را به‌شدت دچار وحشت کرد. ساواک به‌شدت درصدد بود تا دربیاورد که این اطلاعات چگونه و از چه طریق به‌دست‌ سازمان افتاده است، محمود کلیه‌‌‌‌ مسئولیت‌ها را در این زمینه به‌عهده گرفت و افراد شاخه تحت مسئولیت خود را با حساب‌شدگی بی‌اطلاع جلوه داد و همه‌‌‌‌ اتهامات را متوجه خود کرد، البته این کار به‌بهای به‌جان‌ خریدن شدیدترین شکنجه‌ها بود، بعد هم با محمل‌سازی‌های دقیق و ایستادگی بر سر آنها، سرنخ این اطلاعات را کور کرد و مانع از آن شد که ساواک از او به‌ کس دیگری دست پیدا کند. محمود همچنین با روحیه بالایی که داشت، بازجوهای ساواک را در اوج عربده‌کشی‌ها و قدرت‌نمایی‌های آنها به‌تمسخر می‌گرفت و با ریختن ابهت پوشالی ساواک و بازجویان، به‌ همرزمانش که زیر شکنجه بودند، روحیه می‌داد.
محمود عسگری‌زاده، عضو برجسته مرکزیت مجاهدین در ۴خرداد ۵۱ همراه با بنیانگذاران سازمان توسط دژخیمان شاه تیرباران گردید.

‌مجاهد شهید رسول مشکین‌فام، سمبل صلابت و قاطعیت انقلابی

 ‌مجاهد شهید رسول مشکین‌فام، سمبل صلابت و قاطعیت انقلابی

 

 

رسول مشکین‌فام در سال ۱۳۲۵ در شیراز به‌دنیا آمد و در همانجا دوران دبستان و دبیرستان را طی کرد. طی سال‌های ۴۰ تا ۴۲ که رسول آخرین سال‌های دبیرستان را می‌گذراند، از نزدیک شاهد ماجرای سرکوبی قیام عشایر فارس بود (و بعدها سازمان از تجارب و دستاوردهای او در تماس و رابطه نزدیک با روستاییان و عشایر فارس بهره بسیار برد)، او سپس در دانشکده‌‌‌‌ کشاورزی کرج مشغول تحصیل گردید و از همین زمان توانست با سازمان ارتباط برقرار کند. در پایان تحصیلاتش به‌ سربازی رفت و از ۲سال دوران سربازی در کردستان حداکثر استفاده را به‌منظور انجام تحقیقات گسترده‌یی درباره تاریخچه و سوابق جنبش مسلحانه کردستان به‌عمل آورد و تحقیقاتش را در زمینه تأثیر اصلاحات ارضی شاه بر روستاهای ایران تکمیل کرد. در زمره‌‌‌‌ خدمات ارزنده رسول مشکین‌فام، تحقیقات او درباره روستاهای ایران است. رسول ماه‌ها از نزدیک با مردم محروم این مناطق زندگی کرد و با عشق و شوری بی‌پایان رنج‌ها و مرارت‌های روستاییان را بررسی نمود. کتاب «روستا و انقلاب سفید» ثمره‌‌‌‌ تحقیقات ارزنده‌‌‌‌ اوست.
اراده و قاطعیت شگفت‌انگیز رسول در مقاطع مختلف موجب خدمات ارزنده‌یی به‌ سازمان شد. او در هر مأموریت با جسارتی بی‌نظیر و با تیزهوشی خلاقانه‌‌‌‌ خود تمامی امکانات پیرامونش را جهت پیشبرد مسئولیت خویش به‌کار می‌گرفت و از همین رو بارها خطیرترین وظایف خود را با موفقیت کامل به‌پیش برد.
رسول هر جا که بود چه در میان مردم و چه در جمع مجاهدین، چه در سال‌های اولیه‌‌‌‌ که مجاهدین با دشواری‌های پایه‌گذاری یک سازمان سیاسی نظامی در زیر اختناق و سرکوب ساواک روبه‌رو بودند و چه در شکنجه‌گاه‌های دژخیمان ساواک هرگز روحیه‌‌‌‌رزمنده و پرشور خود را از دست نداد. ویژگی انقلابی که به‌ دوستان روحیه می‌داد و دشمنانش را خوار و خفیف می‌کرد.
مجاهد قهرمان رسول مشکین‌فام از اعضای مرکزیت سازمان در سحرگاه خونین چهارم خرداد ۵۱ همراه با محمد حنیف و یاران قهرمانش در تاریخ مبارزات مردم ایران جاودانه شد.

 

وصیت‌نامه مجاهد شهید عبدالرسول مشکین‌فام در بامداد چهارم خرداد ۵۱

خدمت پدر و مادر و خانواده گرامیم و اقوام و دوستان

اکنون که لحظات آخر عمر خود را می‌گذرانم، در کمال شور و اشتیاق و جذبه برای پذیرفتن شهادت در راه خدا و مردم هستم. من راه انبیا و پیغمبر اکرم و حضرت علی و امام حسین و راه سایر انقلابیون را ادامه می‌دهم و تمام وجودم را در این راه گذاشته‌ام. اکنون انتظاری که از شما دارم این است که پس از مرگ من گریه و زاری نکنید، بلکه افتخار کنید. هر وقت به‌یاد من می‌افتید زیارت وارث را بخوانید که مفهوم این زیارت این است که امام حسین را وارث راه حضرت آدم و حضرت نوح و حضرت ابراهیم و سایر پیغمبران و ائمه اطهار می‌داند، زیرا من نیز وارث راه آنها هستم.

البته اگر خدا و مردم شهادت مرا مورد قبول و عنایت قرار دهند.

و لا تحسبن الذین قتلو ا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون.

رسول مشکین‌فام ۵۱/۳/۴

مجاهد شهید اصغر بدیع‌زادگان، سمبل جاودان مقاومت در زیر شکنجه

 مجاهد شهید اصغر بدیع‌زادگان، سمبل جاودان مقاومت در زیر شکنجه

 

 
 

شهید بنیانگذار اصغر بدیع‌زادگان در سال ۱۳۱۹ در اصفهان به‌دنیا آمد. خردسال بود که خانواده‌اش به‌ تهران آمدند و او دوره دبیرستان را در تهران گذراند و سپس در رشته مهندسی شیمی از دانشکده فنی دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. اصغر در دوران تحصیل در دانشگاه به‌ فعالیت سیاسی پرداخت، اما هیچ‌یک از افراد خانواده‌اش اطلاعی از فعالیت‌های او نداشتند و ساواک شاه نیز تا هنگام دستگیریش هیچ سابقه‌یی از او نداشت. آن‌چه در اصغر بارز بود، همین رازداریش بود. بعد از سربازی، در کادر آموزشی دانشکده فنی دانشگاه تهران به‌کار پرداخت و از همان دوران رابطه‌اش با محمد حنیف و سعید محسن محکم‌تر شد. اصغر طی سال‌های ۴۴ تا ۵۰ به‌واسطه حرفه‌اش در دانشکده فنی دانشگاه تهران که امکان تماس با دانشجویان و استفاده از امکانات دانشگاه را به‌ او می‌داد، در رشد سازمان چه از نظر نیروی انسانی و عضوگیری و چه از جهت تأمین امکانات، خدمات ارزنده‌یی انجام داد.
در ورای همه این ویژگی‌ها و خدمات اصغر به‌ جنبش انقلابی و نقش او در بنیانگذاری و ارتقاء سازمان، آنچه که نام او را در تاریخ مجاهدین جاودانه کرده، مقاومت اسطوره‌یی او در زیر شکنجه است. بهتر است بگوییم که اصغر بدیع‌زادگان، بنیانگذار مقاومت صبورانه و سرسختانه مجاهدین در زیر شکنجه تا فراسوی توان و طاقت انسانی است. او پایه‌گذار این سنت مجاهدی است که هیچ مرزی و حدی برای مقاومت وجود ندارد و هیچ توجیهی را برای تسلیم نباید به‌رسمیت شناخت.
اصغر، مصداق بارز این جمله‌‌‌‌ نغز است که خودش گفته است:
«ارزش هر کس در مبارزه به‌اندازه‌‌‌‌ مایه‌یی است که در این‌ راه می‌گذارد. چگونه می‌توان کسی را که چیزی از دست نداده است، مبارز خواند».
اصغر خود همه‌چیزش را در راه رهایی مردم ایران فدا کرد.