۱۴۰۴ تیر ۱۲, پنجشنبه

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران حالا بجنگ تو ایران اعتراف به شکستن عمق استراژیک نظام

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران حالا بجنگ تو ایران اعتراف به شکستن عمق استراژیک نظام 

نه غزه نه لبنان حالا بجنگ تو ایران

مجری دوم: ما ۱۲ -۱۳ سال اونجا به هر نحوی که بود جبهه رو نگه داشتیم و خط مقدم خودم رو از کشور عزیزمون خارج کردیم بردیم جاهای دیگه
می‌گفتند نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران که آقای اسد هم بهش اضافه شده بود و الان ۶ ماه تازه گذشته ۶ ماه گذشته کمتر از یک سال گذشت و اسرائیل اومد سمت ایران و تهران
مجری اول: بله دیدم که در مجازی یک نفر به کنایه نوشته بود نه غزه نه لبنان حالا بجنگ تو ایران

La guerre de 12 jours : révélateur de 46 ans de dictature religieuseبیانیه: جنگ ۱۲روزه، پرده رسوایی ۴۶ سال ارتجاع را کنار زد

 La guerre de 12 jours : révélateur de 46 ans de dictature religieuse

بیانیه: جنگ ۱۲روزه، پرده رسوایی ۴۶ سال ارتجاع را کنار زد


https://www.cartoonstock.com/

La presse iranienne elle-même admet aujourd’hui que « l’Iran ne peut plus supporter une autre erreur stratégique ».
Derrière cette phrase se cache une vérité bien plus large : la faillite totale d’un régime fondé sur une interprétation radicale, exclusive et répressive de la religion.

Depuis 46 ans, le pouvoir religieux en Iran a imposé une guerre permanente :
– Guerre contre les femmes et la jeunesse
– Guerre contre l’économie et la dignité
– Guerre contre les opposants à l’intérieur, et contre la liberté à l’extérieur

La guerre récente, loin de masquer les failles du régime, les a révélées brutalement.
Aujourd’hui, même les économistes du régime parlent de faillite, de panique, de répression accrue.

Mais une chose est certaine : la colère du peuple est en train de s’organiser.
Et cette colère, éclairée par la vérité, n’épargnera pas un système qui a fait du mensonge, de la guerre et de l’obscurantisme sa seule doctrine.

آتش‌بس یا برهنگی نظام؟ جنگ ۱۲روزه و پایان ۴۶ سال خرافه و فساد

 آتش‌بس یا برهنگی نظام؟ جنگ ۱۲روزه و پایان ۴۶ سال خرافه و فساد


جنگ ۱۲ روزه وعواقب آن برای خامنه ای

هیچ بمبی، به‌اندازه حقیقت و هیچ آتشی، به‌اندازه اعتراف، کشنده‌تر برای یک دیکتاتوری مذهبی نیست. پس از جنگ ۱۲روزه، رسانه‌های حکومتی خود اعتراف کردند: «ایران دیگر ظرفیت یک اشتباه استراتژیک دیگر را ندارد.»

این جمله، نه یک تحلیل اقتصادی، که صدای شکستن استخوان‌های نظام ولایت فقیه است. نظامی که ۴۶ سال با ایدئولوژی انحصاری و خشونت‌محور خود، مردم ایران را به اسارت گرفت؛ امروز به‌خاطر همان ساختار، در آستانهٔ فروپاشی ایستاده است.

آنچه مسعود نیلی از درون ساختار گفت و آنچه روزنامه‌های حکومت از اضطراب گفتند، نشان می‌دهد که:

  • قرائت دینی حاکم، دیگر حتی با زور تبلیغ هم دوام نمی‌آورد؛

  • سیاست جنگ‌افروزانه خامنه‌ای، پرده از همه رسوایی‌ها کنار زده؛

  • و مردم، در حال بازپس‌گیری ایران از «مهیب‌ترین نیروی ارتجاعی تاریخ» هستند.

هیچ چیزی نیرومندتر از خشم آگاه و سازمان‌یافته نیست. باش تا ببینی.

از خمینی تا خامنه‌ای، نظامی ساخته شد بر پایه‌ی «خوف و خرافه»؛
نه مشروعیت داشت، نه پاسخ‌گویی؛ فقط یک قاعده داشت:
حاکمیت مطلقهٔ یک پیرمرد مقدس‌نما، که «خطا نمی‌کند» و «محاکمه نمی‌شود».

اما جنگ، همان‌طور که همیشه در تاریخ کرده، دیوارها را شکست.
دیوار سانسور، دیوار توهم، دیوار تقدس دروغین.

حالا دیگر مردم ایران، نه فقط از فقر و گرانی می‌نویسند،
بلکه از «اشتباه استراتژیک»، از «دروغ‌های ۴۶ ساله»،
و از این واقعیت که دشمن اصلی، در خانه است، نه در مرز.

🔻 چه شد که ولایت فقیه رسوا شد؟

زیرا دیگر کسی نمی‌پذیرد که «مبارزه بیرونی»، توجیهی برای مرگ درونی باشد؛
دیگر کسی به ولایت مطلقه‌ فقیه به‌عنوان «پشت جبههٔ مقاومت» نگاه نمی‌کند،
بلکه به‌عنوان خط مقدم فساد، شکنجه و بحران‌سازی دائمی می‌نگرد.

🔻 آتش‌بس، پیام مردم نیست؛ وحشت رژیم است.

آتش‌بس نه از روی قدرت، بلکه از ترس خیزش بعدی بود؛
نه نتیجه پیروزی در میدان، بلکه بیرون کشیدن جنازه‌ای سیاسی از باتلاقی تبلیغاتی.

رژیمی که می‌خواست در جنگ، برای خود «مشروعیت اضطراری» بسازد،
خود به برهنگی ساختاری و ایدئولوژیک رسید.


 نتیجه‌گیری:

آنچه باقی مانده، خاکستری‌ست که آماده‌ شعله‌ورشدن است.
مردم نه فقط از رنج، بلکه از آگاهی زخمی‌اند.
و هیچ زخمی، خطرناک‌تر از زخمی نیست که با شناخت همراه شده باشد.

آری، اکنون دوران بازخوانی همه‌چیز است:
۴۶ سال دروغ، ۴۶ سال فریب، ۴۶ سال جنگ با مردم به نام خدا.

مردم این بار نه فقط برای نان، که برای «حق دانستن»، «حق حساب‌کشی» و «حق انتخاب» قیام خواهند کرد.
و آن روز، آتش‌بس نیست؛ پایان است.
پایان خرافه، پایان فساد، پایان ولایت.

۱۴۰۴ تیر ۱۱, چهارشنبه

مقاومت ایران در برابر فاشیسم مذهبی؛ دست‌آوردها و چشم‌انداز آینده

 مقاومت ایران در برابر فاشیسم مذهبی؛ دست‌آوردها و چشم‌انداز آینده

 مقاومت ایران در برابر فاشیسم مذهبی
مقاومت ایران در برابر فاشیسم مذهبی

فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران امروز یکی از جدی‌ترین تهدیدات صلح و امنیت جهانی، به‌ویژه در خاورمیانه است. این رژیم با فعالیت‌های تسلیحاتی و نظامی مخرب، سرکوب داخلی، نقض گسترده حقوق‌بشر، جنگ‌افروزی و تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌یی، نه‌تنها مردم ایران را در فقر، بیکاری و سرکوب نگه داشته، بلکه ثبات منطقه و جهان را به خطر انداخته است. انفجار اخیر در بندرعباس، بزرگ‌ترین بندر ایران با انبوهی کشته و مجروح، تنها نمونه‌یی از نتایج اقدامات بی‌ثبات‌کننده این رژیم است.

 

ابعاد تهدید رژیم ایران

رژیم حاکم بر ایران در سه محور اصلی تعریف می‌شود:

«نقض حقوق‌بشر، جنگ‌افروزی و پیگیری سلاح هسته‌ای»

این رژیم تنها در خرداد ماه بیش از ۱۴۰زندانی را اعدام کرده و هزاران نفر دیگر در انتظار اعدام هستند. قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷، که بیش از ۹۰درصد آنها از اعضای سازمان مجاهدین خلق بودند، نمونه‌یی هولناک از جنایات این رژیم است. پروفسور جاوید رحمان، گزارشگر وقت سازمان ملل، در اول مرداد ۱۴۰۳ این کشتار را به‌عنوان جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی توصیف کرد.

در کنار سرکوب داخلی، رژیم ایران با حمایت از گروه‌های تروریستی و جنگ‌افروزی در منطقه، به بی‌ثباتی خاورمیانه دامن زده است. تلاش این رژیم برای دستیابی به سلاح هسته‌یی نیز تهدیدی جهانی است که بدون افشاگریهای مقاومت ایران، ممکن بود به نتیجه برسد. این رژیم نه‌تنها صلح جهانی را تهدید می‌کند، بلکه با سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی مخرب خود، مردم ایران را در فقر و ناامیدی فرو برده است.

 

تاریخچه مقاومت ایران

در نقطه مقابل فاشیسم دینی مقاومتی سازمان‌یافته و سراسری وجود دارد. ریشه‌های مقاومت کنونی ایران به انقلاب مشروطیت در سال ۱۲۸۵ بازمی‌گردد که نخستین انقلاب دموکراتیک در آسیا بود. این انقلاب با هدف برقراری دموکراسی، پارلمان ملی، حکومت قانون و آزادی مطبوعات شکل گرفت، اما با ناکامی‌هایی مواجه شد. باین‌حال، این جنبش آغاز تاریخ نوین ایران بود و بستری برای جنبش‌های بعدی فراهم کرد.

سازمان مجاهدین خلق ایران، که ۶۰سال پیش تأسیس شد، تکامل‌یافته این آرمانهای دموکراتیک است. این سازمان با تفسیری مترقی و بردبار از اسلام و تعهد به جدایی دین از دولت، برای آزادی، استقلال و حاکمیت مردم ایران مبارزه می‌کند. مجاهدین در برابر دیکتاتوری شاه ایستادگی کردند و پس از به قدرت رسیدن خمینی، به نیروی اصلی مقاومت در برابر فاشیسم مذهبی تبدیل شدند. فداکاریهای این سازمان، از اعدام بنیانگذارانش توسط رژیم شاه تا قتل‌عام اعضای آن توسط رژیم خمینی، گواهی بر تعهد آنها به آرمان آزادی است.

 

دست‌آوردهای مقاومت

مقاومت ایران دست‌آوردهای بزرگی در مبارزه با رژیم داشته است. یکی از مهم‌ترین این دست‌آوردها، افشای پروژه‌های هسته‌یی و سایت‌های مخفی رژیم بود که مانع از دستیابی این رژیم به بمب اتمی شد. هم‌چنین، این مقاومت پرچمدار جدایی دین و دولت، دفاع از حقوق ملیت‌های ستمدیده و برابری زن و مرد بوده است. از ۳۰سال پیش، زنان در این جنبش مسئولیت‌های کلیدی را برعهده گرفته‌اند و الهام‌بخش مبارزه برای آزادی در ایران و منطقه بوده‌اند.

از نظر سیاسی، تشکیل شورای ملی مقاومت ایران به‌عنوان یک ائتلاف دموکراتیک، بزرگ‌ترین دستاورد این جنبش است. این شورا با ۴۵۷عضو از گرایش‌های مختلف سیاسی و بیش از ۵۰درصد اعضای زن، برنامه‌یی پیشرو برای آینده ایران ارائه کرده است. این برنامه شامل آزادی‌های اساسی، برابری زن و مرد در تمامی حقوق، خودمختاری ملیت‌ها، جدایی دین از دولت، لغو اعدام و تعهد به یک ایران غیرهسته‌یی و صلح‌طلب است. شورای ملی مقاومت نه‌تنها جایگزینی دموکراتیک در برابر دیکتاتوری ارائه می‌دهد، بلکه تضمینی برای وحدت ملی و جلوگیری از هرج و مرج پس از سرنگونی رژیم است.

 

نقش مقاومت در قیامهای مردمی

مقاومت ایران نقش محوری در قیامهای مردمی پس از دی ۹۶ داشته است. رئیس کنونی مجلس رژیم به این نقش اذعان کرده و گفته است که این مقاومت سازماندهی اعتراضها را برعهده دارد. قیامهای پی‌درپی نشان‌دهنده خشم و نارضایتی عمیق مردم ایران و عزم آنها برای سرنگونی رژیم است. این رژیم، که خود را در محاصره این نارضایتی‌ها می‌بیند، مقاومت را بزرگ‌ترین تهدید موجودیت خود می‌داند.

بهای این مقاومت سنگین بوده است. از قتل‌عام و شیطان‌سازی تا سرکوب وحشیانه، رژیم از هیچ اقدامی برای سرکوب این جنبش فروگذار نکرده است. خمینی و خامنه‌ای اعضای این جنبش را مهدورالدم اعلام کرده‌اند و حتی شرکت در تظاهرات مجاهدین در خارج از کشور را جرم تلقی می‌کنند. هم‌اکنون بسیاری از اعضای کانون‌های شورشی در زندان هستند و برخی زیر حکم اعدام قرار دارند. گزارش عفو بین‌الملل نشان می‌دهد که ۶۴درصد اعدام‌های ثبت‌شده در جهان در ایران رخ می‌دهد.

 

سرنگونی رژیم و انتقال قدرت به مردم

راه‌حل مقابله با تهدید رژیم ایران، سرنگونی آن توسط مردم و مقاومت سازمان‌یافته است. این روند شامل تشکیل یک دولت انتقالی برای حداکثر شش ماه و سپس برگزاری انتخابات مجلس مؤسسان برای تدوین قانون اساسی جدید است. شورای ملی مقاومت نه به‌دنبال کسب قدرت، بلکه در پی انتقال آن به مردم ایران است.

آری، این مقاومت با کادرهای جان بر کف و امتحان‌پس‌داده با کانون‌های شورشی در سراسر ایران و نیز با برخورداری از یک آلترناتیو معتبر با شناخته‌شدگی و حمایت جهانی و یک برنامه ۱۰ماده‌ای برای ایران فردا، گنجینهٔ نقد مردم ایران برای یک جمهوری دموکراتیک و مردم‌سالار است. این جمهوری بی‌گمان با انتخابات آزاد مردم ایران بر ویرانه‌های فاشیسم مذهبی برپا خواهد شد.

سوم ژوئیه ۲۰۰۳؛ روزی برای پیروزی آزادی

 سوم ژوئیه ۲۰۰۳؛ روزی برای پیروزی آزادی

سوم ژوئیه ۲۰۰۳؛ روزی برای پیروزی آزادی
سوم ژوئیه ۲۰۰۳؛ روزی برای پیروزی آزادی

در تقویم مقاومت ایران، روز سوم ژوئیه ۲۰۰۳، لحظه‌‌یی تاریخ‌ساز در سیر مبارزات مردم ایران برای آزادی است. رهایی مریم رجوی از چنگال کودتای طراحی‌شده توسط دولت فرانسه در معامله ننگین با فاشیزم مذهبی حاکم بر ایران، نه‌تنها یک پیروزی شخصی یا سازمانی برای مقاومت ایران، بلکه عزم آتشین خلق در زنجیر ایران در برابر ارتجاع، استبداد و استعمار را به تماشا گذاشت.

این روز، گواهی بر این حقیقت است که عطش دیرین مردم ایران برای دستیابی به آزادی و حکومتی دموکراتیک، قابل سرکوب یا حذف نیست.

 

واکنش رسانه‌های جهانی به آزادی مریم رجوی

آزادی مریم رجوی در ۳ژوئیه ۲۰۰۳، نقطه عطفی در تاریخ مقاومت ایران بود که با پوشش گسترده رسانه‌های فرانسوی و اروپایی همراه شد. رسانه‌های فرانسه از این رویداد به‌عنوان «انفجار شادی» و «استقبالی در شأن یک رئیس کشور» یاد کردند که با «شوروشوق غیرقابل تصور» همراه بود(فیگارو، ۳ژوئیه ۲۰۰۳). آنها مریم رجوی را «رهبر کاریسماتیک» و «نماد مقاومت ایران» توصیف کردند که اتهامات تروریستی و عملیات عظیم پلیس فرانسه را به چالش کشید و دستگاه قضایی را «خجالت‌زده» کرد(تلویزیون کانال ۱ فرانسه، ۳ژوئیه ۲۰۰۳).

تلویزیون کانال ۱ گزارش داد: «کسانی که از سراسر اروپا آمده بودند از او هم‌چون مسیح استقبال کردند. آنها فریاد می‌زدند: «خاتمی چشم تو کور شود - ما مریم را آوردیم!» (تلویزیون کانال ۱ فرانسه، ۳ژوئیه ۲۰۰۳)

مریم رجوی در سخنرانی یک‌ساعته، اتهامات را رد کرد و متعهد شد که «حساب جزء به جزء همه پول‌های توقیف شده» را پس بدهد(تلویزیون کانال ۱ فرانسه، ۳ژوئیه ۲۰۰۳). تلویزیون کانال ۲ نیز از استقبال او به‌عنوان یک رئیس کشور و رد اتهامات توسط وی خبر داد (تلویزیون کانال ۲ فرانسه، ۳ژوئیه ۲۰۰۳). کانال ۳ فرانسه افزود: «۱۲۰۰ ایرانی از سراسر اروپا برای استقبال از او» آمدند و او ابتدا به دو زنی که در اعتراض به دستگیری‌اش خودسوزی کردند، ادای احترام کرد (تلویزیون کانال ۳ فرانسه، ۳ژوئیه ۲۰۰۳).

فیگارو لحظه اعلام آزادی را با «فریادها، گریه‌ها و احساسات» توصیف کرد و نوشت: «خبر ظرف چند ثانیه در میان تظاهرکنندگان پیچید» (فیگارو، ۳ژوئیه ۲۰۰۳)

پاریزین از «شادی عظیم» و «تو دهنی» به بازپرسان خبر داد، چرا که «هیچ سلاحی پیدا نکردند» (پاریزین، ۳ژوئیه ۲۰۰۳)

اومانیته آزادی رجوی را «ناکامی غیرقابل اعتراض» برای دستگاه قضایی و انکار ادعاهای سارکوزی و قاضی بروگیر دانست (اومانیته، ۳ژوئیه ۲۰۰۳)

لیبراسیون عملیات علیه مجاهدین را «سیاسی» خواند و آزادی رجوی را «غلط کردم» قاضی بروگیر توصیف کرد (لیبراسیون، ۳ژوئیه ۲۰۰۳).

لوموند از «استقبال پیروزمندانه» با «فرش قرمز و غرق در گل» گزارش داد و سخنان مریم رجوی را نقل کرد: «شما وارد تاریخ ما شدید»(لوموند، ۳ژوئیه ۲۰۰۳). او هم‌چنین اتهامات را توطئه‌یی از سوی وزارت اطلاعات ایران دانست و گفت: «مقاومت ایران هیچ‌گاه منافع فرانسه را تهدید نکرده است» (لوموند، ۳ژوئیه ۲۰۰۳)

این پوشش رسانه‌یی بیانگر اهمیت آزادی مریم رجوی و ناکامی عملیات علیه مقاومت ایران و پیروزی آرمان آزادی‌خواهانه بود.

 

همدستی ارتجاع و استعمار؛ تاریخچه‌‌یی از سرکوب

تاریخ ایران مملو از نمونه‌هایی است که در آن نیروهای ارتجاعی و استعماری در همدستی با یکدیگر، جنبش‌های آزادی‌خواهانه را هدف قرار داده‌اند. از مجروح ساختن سردار مشروطه در باغ اتابک و انزوای او تا سر بریدن میرزا کوچک‌خان و سرکوب آزادی‌خواهان در دوره رضاخان، و هم‌چنین کودتای ننگین ۲۸مرداد ۱۳۳۲ که دولت ملی دکتر مصدق را سرنگون کرد، این همدستی بارها تلاش کرده تا شعله آزادی‌خواهی را خاموش سازد. با این حال، در سوم ژوئیه ۲۰۰۳، این توطئه‌ها در برابر اراده پولادین این مقاومت ناکام ماند.

 

زمینه‌های کودتای ۱۷ژوئن ۲۰۰۳

در سال ۲۰۰۳، رژیم حاکم بر ایران با همکاری قدرت‌های خارجی، تلاش کرد تا با استفاده از موقعیت جنگ در عراق، ضربه‌‌یی کاری به سازمان مجاهدین خلق ایران وارد کند. بمباران‌های سنگین قرارگاه‌های ارتش آزادی‌بخش ملی ایران توسط ائتلاف بین‌المللی در عراق، بخشی از این استراتژی بود.

به گزارش واشنگتن‌ پست (۸آوریل ۲۰۰۳)، مقامات آمریکایی و بریتانیایی در مذاکرات پنهانی با ایران، پیشنهاد بمباران پایگاه‌های مجاهدین را مطرح کردند. روزنامه حکومتی خراسان نیز در ۱۹فروردین ۱۳۸۲ به‌نقل از مقامات بریتانیایی تأیید کرد که این حملات به اهداف سازمان مجاهدین صورت خواهد گرفت.

این بمباران‌ها که گاه تا ۱۲۰مورد در یک شب شدت می‌یافت، با هدف انهدام کامل مقاومت ایران طراحی شده بود. با این حال، ارتش آزادی‌بخش ملی ایران، با درایت و استراتژی هوشمندانه فرماندهی خود، از درگیری مستقیم با نیروهای ائتلاف پرهیز کرد. این تصمیم، مانع از افتادن مقاومت در دام یک جنگ بی‌ربط شد.

 

کودتای ۱۷ژوئن: آزمونی دیگر برای مقاومت

در ۲۷خرداد ۱۳۸۲ (۱۷ژوئن ۲۰۰۳)، دولت فرانسه با یورشی گسترده به مقر مریم رجوی در اورسوراواز، تلاش کرد تا با دستگیری او و ۱۶۵تن از اعضای مقاومت، ضربه نهایی را به جنبش آزادی‌خواهانه ایران وارد کند. این عملیات که با مشارکت ۱۶سرویس امنیتی، ۱۳۸۰مأمور پلیس و پشتیبانی هلیکوپترها و قایق‌های مسلح انجام شد، هدفی جز استرداد مریم رجوی به رژیم ایران نداشت. کودتایی که می‌توانست سیاه‌تر از کودتای ۲۸مرداد باشد.

 

راز ماندگاری مقاومت ایران

چگونه مقاومت ایران در برابر این طوفان‌های پیاپی دوام آورد؟ پاسخ در «انقلاب ایدئولوژیک درونی» مجاهدین نهفته است که تجسم آن در رهبری مریم رجوی و آرمان‌های او برای آزادی و دموکراسی متبلور شده است. مریم رجوی، بیش از یک فرد، نمادی از آرمان آزادی است؛ آرمانی که با فداکاری بی‌چشمداشت، ایمان به کرامت انسانی، و تعهد به رهایی مردم ایران تعریف می‌شود. این آرمان، قلب‌ها و وجدان‌های بسیاری را به‌سوی خود جلب کرده و مقاومتی بی‌مانند را در برابر استبداد مذهبی شکل داده است.

سوم ژوئیه ۲۰۰۳، تنها روز رهایی مریم رجوی نبود، بلکه روز پیروزی آرمان آزادی بود. این پیروزی، ثابت کرد که هیچ نیروی ارتجاعی یا استعماری نمی‌تواند عزم مردم ایران برای دستیابی به دموکراسی را درهم‌بشکند؛ حتی در دشوارترین شرایط، اراده‌‌یی راسخ و سازمان‌یافته می‌تواند بر توطئه‌های پیچیده غلبه کند.

مقاومت ایران، با تکیه بر ایدئولوژی رهایی‌بخش و رهبری مریم رجوی، نه‌تنها از این آزمونهای دشوار سربلند بیرون آمد، بلکه آنها را به فرصتی برای جهش به‌سوی مرحله‌‌یی نوین تبدیل کرد. گرامیداشت هر ساله این پیروزی، نویدبخش آینده‌ای است که در آن ایران از چنگال ارتجاع آزاد شده و به‌سوی دموکراسی و عدالت گام برمی‌دارد.

محکومیت نقض حقوق‌بشر توسط رژیم آخوندی در اجلاس شورای حقوق‌بشر در ژنو

 محکومیت نقض حقوق‌بشر توسط رژیم آخوندی در اجلاس شورای حقوق‌بشر در ژنو

 اجلاس شورای حقوق‌بشر در ژنو
اجلاس شورای حقوق‌بشر در ژنو

محکومیت نقض حقوق‌بشر توسط رژیم آخوندی

در اجلاس شورای حقوق‌بشر در ژنو

در اجلاس شورای حقوق‌بشر در ژنو نماینده بلژیک درباره نقض حقوق‌بشر توسط رژیم آخوندی گفت: «بلژیک نگرانی جدی خود را از نقض مداوم حقوق زنان و دختران، تبعیض گسترده علیه آن‌ها و سرکوب حقوق و آزادی‌های اساسی آنها در ایران ابراز می‌دارد. آزار و اذیت مدافعان حقوق‌بشر زنان نیز بسیار نگران‌کننده است».

وی خواستار لغو مجازات اعدام در ایران شد و تأکید کرد: بلژیک به‌شدت نگران افزایش مداوم تعداد اعدام‌هاست، هم‌چنان که این موضوع در آخرین گزارش کمیسر عالی حقوق‌بشر نیز خاطرنشان شده است».

در اجلاس شورای حقوق‌بشر، نماینده آلبانی نیز گفت: «آلبانی به‌شدت نگران نقض حقوق زنان، دختران و کودکان در ایران است و از مقامات رژیم ایران می‌خواهد به نقض حقوق‌بشر و هم‌چنین نقض قوانین بشردوستانه بین‌المللی پایان دهند».

«La diplomatie fragile du régime iranien à Paris : menace sous couvert d’analyse» (دیپلماسی لرزان رژیم ایران در پاریس: تهدید در پوشش تحلیل)


La diplomatie fragile du régime iranien : Ce que cache l’interview de 

l’ancien ambassadeur à Paris

 

مصاحبه وتهدیدهای دلفی آنروی سکه دادگاه نکایشی ۱۰۴ نفر علیه مجاهدین وبگیروبه بند واعدامهای بی وقفه مردم میباشد 

L’interview récente d’Abolghassem Delfi, ancien ambassadeur du régime iranien en France, publiée dans le journal officiel "Iran", ne doit pas être prise à la légère. Sous couvert d’analyse diplomatique, il s’agit en réalité d’un message clair et inquiétant : une tentative directe d’ingérence dans les affaires politiques intérieures de la France.

En accusant la France d’avoir « accueilli les Moudjahidine » et en les rendant responsables de « propagande, d'espionnage et de sabotage », Delfi franchit la ligne rouge entre diplomatie et menace.

Ce discours s’inscrit dans une stratégie globale du régime. Tandis qu’à Téhéran, une mise en scène judiciaire condamne en masse 104 opposants absents, à Paris, c’est par les mots d’un ancien ambassadeur que le régime cherche à étouffer la voix de la Résistance.

Nous appelons les autorités françaises, les médias indépendants et la société civile à reconnaître cette menace pour ce qu’elle est : une attaque contre les valeurs fondamentales de la République.

La liberté d’expression et d’organisation ne doivent jamais plier devant les intimidations d’une dictature.