۱۴۰۴ فروردین ۹, شنبه

سخنرانی مسعود رجوی در سوگ پدروپیام مسعود رجوی به دانش‌آموزان و معلمان

سخنرانی مسعود رجوی در سوگ پدروپیام مسعود رجوی به دانش‌آموزان و معلمان



روی همین لینک کلیک کنید ووداع اشکبار مسعود رجوی با پدر طالقانی را ببینید.

 روز ۱۹شهریور ۱۳۵۸ در یک خبر غافلگیرکننده و ناگهانی تمام ایران عزادار شد.

سیدمحمود طالقانی؛ روح بلند انقلاب درگذشت.

جوانان بی‌تاب و بی‌قرار به سمت دانشگاه تهران رفتند و مسعود رجوی در سوگ پدر طالقانی سخنان شورانگیزی ایراد کرد. در قسمتی از این سخنرانی که همراه با بغض مسعود رجوی همراه بود، جمعیت به‌شدت متأثر شد.

مسعود رجوی گفت:


سخنرانی مسعود رجوی در سوگ پدر

«گریه کن دشت کبیر، گریه کن بحر خزر، گریه کن جنگل سرخ، گریه کن مرد بلوچ. بگذار بگریم، بگذار بگریم (حالت بغض) چون ابر در بهاران، که از سنگ ناله خیزد، روز وداع یاران. و چرا که نگریم؟ دیگر چه کسی کلمه اسلام و کلمه قرآن را در گوش ما زمزمه خواهد کرد؟ دیگر چه کسی از بچگی دستمان را خواهد گرفت و پابه‌پا خواهد برد؟ راه رفتن خواهد آموخت و کلمه به کلمه را در دهانمان خواهد گذاشت؟ کلمه اسلام، کلمه قرآن و کلمات مردمی. بعضی مرگها سبک هستند، مثل پر کاه، مرگ آنهایی که در غیر راه خدا و خلقند، از این نوع مرگهاست (حالت بغض). اما بعضی از مرگها خیلی سنگین هستند، به سنگینی کوه، به سنگینی دماوند، به سنگینی تمام سلسله جبال البرز و این یکی از آنها بود (با بغض). پیشوای خلق، پیشوای آزادی، ای یار بی‌پناهان، پشتیبان ضعیفان، مرد پیامبر تبار و پیامبر گونه، همان پیامبر و پیامبرانی که در دل شبهای تیره و تار حاملان شعله نورند صل اللهم الی الدلیل الیک فی اللیل الالیل و الماسک باسبابک بحبل الشرف الاطول، بار خدایا، درود بفرست بر رهنمای به جانب خودت در شبهای تیره شبترین و چنگ زننده به ریسمان خودت، ریسمانهای شرف بلندترین. درود بر طالقانی (جمعیت: درود، درود، درود)

مسعود رجوی ـ در سوگ پدر

پیام مسعود رجوی به دانش‌آموزان و معلمان

مسعود رجوی در تاریخ ۲۹شهریور۵۸ طی پیامی که در روزنامه اطلاعات نیز درج شد، به دانش‌آموزان و معلمان گفت:

«آری بی‌هیچ تردید آینده متعلق به ماست. آینده‌ای بس شکوهمند و تابناک که مبشر رستگاری تمام فرزندان انسان در قالب جامعه بی‌طبقه توحید است. هم‌اکنون آوای چنین اجتماعی را در خروش خلقها می‌شنویم.

طنین انقلاب محرومان و ستمکشان که هم‌چون بهمنی سترگ در راستای تاریخ فرود می‌آید و طومار هر جنبنده ضدتکاملی را در هم می‌پیچد. این همان وعده حق خدایی است، منتهی سرسخت و خدشه‌ناپذیر که همه انبیاء پیام‌آور آن بوده‌اند.».

مسعود رجوی در این پیام رهنمودهایی را به دانش‌آموزان و معلمان داد که سرخط کلی برخی از آنها عبارت است از:

«جامعه‌گردی برای آگاه شدن از دردهای مردم ـ تلفیق صحیح تکالیف درسی با مسئولیت‌های انقلابی ـ فعالیت دسته‌جمعی و مشورت و همفکری ـ تأسیس کتابخانه ـ مطالعه ـ ورزش و به‌طور خاص کوهنوردی ـ پرهیز از راحت طلبی ـ کمک به مردم ـ استفادهٔ درست از وقت ـ روحیه همکاری، گذشت و بردباری».

اعتراض پدر طالقانی ونشستن رو زمین در مجلس خبرگان

 اعتراض پدر طالقانی ونشستن رو زمین در مجلس خبرگان

عکس تاریخی اعتراض آیت‌الله طالقانی در مجلس خبرگان

پدر طالقانی که با ۲میلیون و ۱۷هزار رأی نماینده اول استان تهران و تمام ایران شد، دو روز قبل از درگذشتش در آخرین سخنرانی‌اش در بهشت زهرا به روش مستبدانه خمینی در منحرف کردن مسأله شوراها و دور زدن مجلس مؤسسان اعتراض کرد. مسعود رجوی در ادامه بحث مؤسسان در همین رابطه می‌نویسد:

«عکس تاریخی آیت‌الله طالقانی در این مجلس به تنهایی گویای همه چیز است. پدر طالقانی که عار داشت بر صندلیهای چنین مجلسی بنشیند، مغموم و محزون، کفش از پای کنده و عصا بر دست بر روی زمین می‌نشست و این خود گویاترین زبان آن ۲میلیون و ۱۷هزار نفری بود که تنها در تهران به او رأی داده بودند:

پدر طالقانی: «صدها بار من گفتم مسأله شورا از اساسی‌ترین مسأله اسلامی است. حتی به پیغمبرش با اون عظمت می‌گوید با این مردم مشورت کن به اینها شخصیت بده. بدانند که مسئولیت دارند. متکی به شخص رهبر نباشند. ولی نه این‌که نکردند، می‌دانم چرا نکردند. هنوز هم در مجلس خبرگان بحث می‌کنند، در این اصل اساسی قرآن که به چه صورت پیاده بشود. باید، شاید، یا این‌که می‌توانند... نه، این اصل اسلامیه. علی میفرمود: "مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَهرکه استبداد کند در کارهای خود هلاک می‌شود.

چرا نمی‌شود نمی‌دانم؟ یعنی گروههایی افرادی دست‌اندرکار.شاید این طور تشخیص بدهند اگر شورا باشد دیگه ما چه کاره هستیم؟ شما هیچ، بروید دنبال کارتان! »(سخنرانی پدر طالقانی در آخرین خطبه ‌ دردمندانه‌اش در بهشت‌زهرا دو روز قبل ازوفات- ۱۷شهریور۵۸).

مسعود رجوی ـ ماجرای حذف مجلس مؤسسان و ایجاد خبرگان

 مسعود رجوی ـ ماجرای حذف مجلس مؤسسان و ایجاد خبرگان

مسعود رجوی ـ مخالف با حذف مجلس مؤسسان

خمینی تا قبل از رسیدن به ایران و غصب حاکمیت مردم، بارها از مجلس مؤسسان و قوانینی که توسط نمایندگان مردم نوشته و تصویب می‌شود گفته بود و در ۱۶بهمن ـ یعنی ۴روز پس از ورود به تهران ـ مهدی بازرگان را به‌عنوان نخست‌وزیر دولت معرفی کرد و مهم‌ترین کار وی را انتخابات مجلس مؤسسان شمرد.

در متن مکتوب حکم نخست‌وزیری بازرگان که همان زمان منتشر شد آمده است:

«ترتیب ادارهٔ امور مملکت و خصوصاً انجام رفراندم و رجوع به آرای عمومی ملت درباره تغییر نظام سیاسی کشور به جمهوری اسلامی و تشکیل مجلس مؤسسان از منتخبان مردم جهت تصویب قانون اساسی نظام جدید و انتخاب مجلس نمایندگان ملت بر طبق قانون اساسی جدید را بدهید».

مسعود رجوی در «سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور ـ اسفند ۱۳۸۸» در مورد رفراندم تحمیلی خمینی و حذف فریبکارانه مجلس مؤسسان می‌نویسد:

«دجالیت دیگر خمینی این بود که شرکت‌ کنندگان در رفراندم را بین رژیم سلطنتی و جمهوری اسلامی مخیر می‌کرد... مجاهدین بار دیگر در ۲۷اسفند۵۷ درباره رفراندم و نحوه استقرار جمهوری اسلامی اعلام کردند که اسلام و جمهوری اسلامی صرفنظر از هر پیشوند و پسوند، برای سازمانی که از آغاز حامل یک رسالت مکتبی بوده است، البته کمال مطلوب است. مشروط بر این‌که آنچه به نام اسلام ارائه می‌کنیم، حقیقتاًً اسلامی، و به دور از هر شائبه شرک آمیز استبدادی و استعماری و استثماری باشد....البته اگر قبل از روی کار آمدن دولت مهندس بازرگان چنین سؤالی می‌شد، باز می‌شد محملی برای آن ساخت ولی اکنون مثل این است که کسی اول درب را باز کند و بعد اجازه ورود بگیرد! مگر خود آقا بارها و بارها در پاریس بر حقوق عموم طبقات و نیروهای مردم دایر بر حق انتخاب و اظهارنظر آزاد همگان، تأکید نکرده‌اند؟ پس چرا باید طوری عمل شود که انعکاس درستی نداشته و این شبهه را ایجاد کند که ما را فقط میان رژیم سلطنتی و جمهوری اسلامی مخیر کرده‌اند ولاغیر. آیا ما دوست داریم که بر فرض هم که کسی با جمهوری اسلامی موافق نباشد، با دادن رأی مخالف به جانب رژیم طاغوتی سلطنتی گرویده و موافق آن قلمداد شود؟ یا این‌که معتقدیم که هر که با ما نیست ضد ما و علیه ماست؟ یا می‌خواهیم سایرین را وادار کنیم که از ترس سلطنت، به اکراه و اجبار به جمهوری اسلامی رأی بدهند؟... بنابراین به اعتقاد ما و بر حسب این قاعده روشن و صریح اسلامی که "هیچگونه انتخاب و قرارداد و عقدی که در آن اجبار روا شده و از ابراز تمایل و اراده آزاد افراد و گروه‌های انسانی به‌نحوی از انحاء ممانعت شده باشد، معتبر و اصیل نیست" از دولت آقای مهندس بازرگان تقاضا می‌کنیم ترتیبی اتخاذ نمایند که امکان انتخاب آزاد هر شکل از حکومت برای هر فرد یا گروهی در نظرخواهی، وجود داشته باشد». مسعود رجوی «سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور ـ اسفند ۱۳۸۸»

مسعود رجوی سپس به موضوع مجلس مؤسسان اشاره کرده و می‌گوید:

«اما در مورد مؤسسان، خمینی که نبض اوضاع را در دست داشت می‌دانست که با افت روزافزون مشروعیت حکومت آخوندی مواجه است و نخواهد توانست کارش را به‌سادگی رفراندم جمهوری اسلامی، پیش ببرد. بنابراین از اساس جِر زد، بی‌آبرویی را به جان خرید، منکر مؤسسان شد و بجایش چیزی را به نام خبرگان علم کرد که فقط ۷۵نماینده داشت که باید به فوریت ضمن یک‌ماه قانون اساسی مورد نظر او را تدوین و تصویب می‌کردند.

مجاهدین در ۱۷خرداد ۵۸ در بیانیهٔ مبسوطی پیرامون «ضرورت تشکیل مجلس مؤسسان از طریق انتخابات عمومی سراسری» به مخالفت آشکار برخاستند و مفهوم « خبرگان» را به زیر علامت سؤال بردند.... [پس از پیگیری و نامه و بیانیه‌ با چند جریان دیگر علیه خبرگان] در ۳۱تیر اعلام کردیم: « آن قانون اساسی که می‌خواهد اساسی‌ترین و مهمترین اصول و روابط حاکم بر تمامی خلق را مشخص کند، تنها با اشتراک نمایندگان آن خلق قابل پی ریزی است والا از اصالت، مشروعیت و حقانیت مکفی برخوردار نیست. پی ریزی چنین نظام نامه‌یی تنها بر عهده یک شورا یا مجلس تمام یک خلق است که گاه مؤسسان نیز نامیده می‌شود».

مسعود رجوی سپس به فهرست برخی اعتراضات در تاریخ ۱۱و ۱۲و ۱۳مرداد اشاره کرده و در توضیح اعتراض به تقلبات گسترده در انتخابات به تاریخ ۱۳مرداد ۵۸ می‌نویسد:

«با کمال تأسف گروهها و سازمانهای امضا کننده اطلاعیه حاضر اعتراض اکید خود را مبنی بر تقلبات گسترده که به وفور در بسیاری از حوزه‌های انتخاباتی تهران رواج داشت، به اطلاع عموم مردم شریف تهران می‌رسانند. تقلباتی که از اعمال نفوذ و تحمیل یک صورت اسامی مشخص تحت نام امام و ممانعت از رأی دادن به نامزدهای مطلوب، تا ضرب و جرح و دستگیری هواداران ما و تقلب در صندوقها و قرائت آراء و حتی دستگیری بازرسان وزارت کشور و غیره، گسترش داشته و مدارک مستند آن به وزارت کشور تسلیم شده است. مدارکی که به امضای بازرسان خود این وزارتخانه نیز رسیده و هر وجدان منصف و بیطرفی را به مخدوش بودن آرای حوزه‌های مزبور واقف می‌سازد. اکنون با جلب نظر مقامات مسئول خواستار رسیدگی فوری به موارد فوق گردیده و تأمین حقوق آزادیخواهانه سیاسی و اجتماعی مردم قهرمانانمان را تقاضا می‌کنیم». مسعود رجوی ـ همان منبع

در تاریخ ۱۷مرداد ۵۸ در پاسخ به خمینی که برای شرکت فعال در انتخابات مجلس برای قانون اساسی دعوت کرده بود سازمان مجاهدین به همراه جنبش مسلمانان مبارز- سازمان اسلامی شورا و جنبش انقلابی مردم مسلمان ایران (جاما) نامه‌یی مشترک برای خمینی می‌نویسند. مسعود رجوی در «سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور ـ اسفند ۱۳۸۸» متن نامه مشترک به خمینی را به شرح زیر آورده است:

«گروه‌های امضا کننده نامه حاضر در پاسخ به دعوت شما مبنی بر شرکت در انتخابات مجلس برای قانون اساسی، فعالانه در انتخابات مزبور شرکت کرده و به معرفی کاندیدا نیز اقدام نمودند. این در حالی بود که فشارها و محدودیتهای بسیاری که متاسفانه هنوز هم مستقیم و غیرمستقیم تحت نام شما اعمال می‌شود، کمتر امیدی در جهت تاثیر‌گذاری انقلابی برای ما برجا گذاشته بود. به همین دلیل نتوانستیم بسیاری از هواداران خود را به شرکت در انتخابات قانع کنیم. آنها بر این عقیده بودند که شرکت ما در جو موجود مفید هیچ فایده‌یی نخواهد بود».

« مسأله اساسی برای طرفداران ما این است که حزب برندهٔ انتخابات که چند ماه از تأسیس آن نیز بیشتر نمی‌گذرد، چگونه می‌تواند بدون این‌که همه چیز خود را به شما منتسب سازد در اکثر نقاط کشور حائز اکثریت آراء گردد و آیا این استفاده شایسته‌ای از خون دهها هزار شهید انقلاب ایران که در اعتماد عمومی به شخص آن حضرت منعکس گردیده است محسوب می‌شود؟ وآنگهی در شرایطی که وزراء و معاونین آن به‌خاطر مسئولیتهای اجرایی خود از نامزدی مجلس محرومند، چگونه اعضای شورای انقلاب که هم‌اکنون در دولت نیز ادغام شده است می‌توانند به‌رغم مسئولیتها و اقتدارات گسترده خود راهی مجلس شوند؟

از همه اینها ناراحت‌کننده‌تر این بود که به‌رغم تکذیبهای مکرر رادیو در روز انتخابات، قویاً در روزهای قبل از انتخابات شایع کرده بودند که شخص آن حضرت فهرست بخصوصی را امضا کردهاید که قابل انتشار نیز هست.

مجموعه‌ این دخالتها و محدودیتها هم‌اکنون ما را با مجلسی مواجه ساخته است که به‌جز شمار قلیلی از علما و افراد شرکت‌ کننده در آن، ‌به‌راستی فاقد نمایندگان طرز تفکر انقلابی نسل جوان و روشنفکر مسلمان است. مجلسی که طبعاً نخواهد توانست چنان‌که باید به حیاتی‌ترین خواستهای توده انقلابی مسلمان در چارچوب تدوین یک قانون اساسی و مردمی پاسخ دهد».

« از این رو وظیفه خود دیدیم که مهمترین اصول و مواضعی را که بایستی در قانون اساسی آینده گنجانیده شود(و در برنامه حداقل همه گروه‌های امضا کننده حاضر از مدتها پیش عنوان شده است) تحت موارد ذیل به اطلاع آن حضرت برسانیم».

«۱-تأکید و تصریح بر محتوای ضداستبدادی و ضداستعماری جمهوری اسلامی...

۲-فرم حکومتی دولت اسلامی نظام شورایی است.شوراها در تمامی دوایر و قسمتهای مملکت بایستی عهده‌دار مسئولیتهای مختلف گردند....

۳-مبنای ارزش و حق بهره‌وری و تصرف در نظام جمهوری اسلامی، تنها و تنها کار است...

۴-زمین و محصول از آن کسی است که کار کرده و کشته است.

۵- کارگران و دهقانان ایران باید از هر گونه مالیات و پرداختهای دولتی معاف بوده و از بیمه و بهداشت و تحصیل رایگان بهره‌مند باشند.

۶- زنان به‌لحاظ سیاسی و اقتصادی با مردان متساوی الحقوقند.

۷- تا مرز قیام مسلحانه آزادی همه احزاب، جمعیتها و مطبوعات کاملاًً تأمین و محاکمات احتمالی آنها در حضور هیأت منصفه انجام می‌شود...

۸- هرنوع شکنجه، به هر اسم و به هر عنوان مطلقاً ممنوع است.

۹- جز در مورد جرایم شغلی ویژه نظامی ارتشیان، هر گونه دادرسی در عهده دادگستری است و صلاحیت قضاییه را هیچ چیز دیگر محدود نخواهد ساخت.

۱۰- حقوق حقه ملیتها مبنی بر تعیین و اداره امور داخلی خود در چارچوب وحدت و تمامیت تجزیه ناپذیر جمهوری اسلامی محفوظ و از هر جهت به آنها اعاده خواهد شد.

۱۱- ارتش... در درون مرزهای ایران از هر گونه درگیری ممنوع شود.

۱۲- ژاندارمری و شهربانی در یکدیگر ادغام شده و به‌عنوان ضابط عدلیه تحت اختیار و فرماندهی دادگستری قرار گیرند.

در مورد فرهنگ، سیاست خارجی، دفاع از حقوق کارگران، رادیو و تلویزیون و محافظت از تولیدات و بازار ملی نیز هر یک از گروه‌های امضا کننده، نقطه نظرهای مشخصی دارند که انشاءالله حضوراً معروض خواهد گردید...». مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی

مسعود رجوی در بخش دیگر نتیجه تلاش خمینی برای به‌ کرسی نشاندن مجلس خبرگان به جای مؤسسان را این‌چنین توضیح می‌دهد:

در چنین فضایی انتخابات خبرگان در ۱۲مرداد۱۳۵۸ در حالیکه حملات هر روزه به دفاتر ما در سراسر کشور جریان داشت برگزار گردید و با لشکرکشی به کردستان و تیربارانهای آنجا تکمیل شد. خبرگان خمینی در روز ۲۸مرداد شروع به کار کرد که همزمان با لشکرکشی به کردستان و سرکوب پیشمرگان و نیروهای سیاسی به‌ویژه حزب دموکرات بود.

من با ۲۹۷هزار رأی در تهران نفر دوازدهم شدم. اعتراضهایمان به تیراندازیها و تهاجمات و درگیریها و تقلبات هم هیچ اثری بر روی خمینی نداشت. او که در «زیر درخت سیب» خود را از جهات مختلف از هر گونه شائبه قدرت طلبی مبرا نشان می‌داد، تصمیم خود را برای به کرسی نشاندن سلطنت و ولایت مطلقه فقیه در قانون اساسی به هر قیمت گرفته بود. اما کار خبرگان به جای یک‌ماه که مدت اعتبار قانونی نمایندگان آن بود سه ماه به درازا کشید و در ۲۴آبان دست پخت خود را بر اساس اصل ولایت فقیه به خمینی تحویل داد که در ۱۲آذر همان سال ۵۸ در رفراندمی دیگر به کرسی نشانده شد. مسعود رجوی ـ همان منبع

پدر طالقانی که با ۲میلیون و ۱۷هزار رأی نماینده اول استان تهران و تمام ایران شد، دو روز قبل از درگذشتش در آخرین سخنرانی‌اش در بهشت زهرا به روش مستبدانه خمینی در منحرف کردن مسأله شوراها و دور زدن مجلس مؤسسان اعتراض کرد. مسعود رجوی در ادامه بحث مؤسسان در همین رابطه می‌نویسد:

«عکس تاریخی آیت‌الله طالقانی در این مجلس به تنهایی گویای همه چیز است. پدر طالقانی که عار داشت بر صندلیهای چنین مجلسی بنشیند، مغموم و محزون، کفش از پای کنده و عصا بر دست بر روی زمین می‌نشست و این خود گویاترین زبان آن ۲میلیون و ۱۷هزار نفری بود که تنها در تهران به او رأی داده بودند:

پدر طالقانی: «صدها بار من گفتم مسأله شورا از اساسی‌ترین مسأله اسلامی است. حتی به پیغمبرش با اون عظمت می‌گوید با این مردم مشورت کن به اینها شخصیت بده. بدانند که مسئولیت دارند. متکی به شخص رهبر نباشند. ولی نه این‌که نکردند، می‌دانم چرا نکردند. هنوز هم در مجلس خبرگان بحث می‌کنند، در این اصل اساسی قرآن که به چه صورت پیاده بشود. باید، شاید، یا این‌که می‌توانند... نه، این اصل اسلامیه. علی میفرمود: "مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَهرکه استبداد کند در کارهای خود هلاک می‌شود.

چرا نمی‌شود نمی‌دانم؟ یعنی گروههایی افرادی دست‌اندرکار.شاید این طور تشخیص بدهند اگر شورا باشد دیگه ما چه کاره هستیم؟ شما هیچ، بروید دنبال کارتان! »(سخنرانی پدر طالقانی در آخرین خطبه ‌ دردمندانه‌اش در بهشت‌زهرا دو روز قبل ازوفات- ۱۷شهریور۵۸).

۱۴۰۴ فروردین ۷, پنجشنبه

چند سخنرانی مسعود رجوی - در میتینگ دانشگاه تهران- بر مزار دکتر محمد مصدق

  

سخنرانی مسعود رجوی در مسجد دانشگاه تهران


مسعود رجوی ۴روز بعد از آزادی از زندان شاه، یعنی در تاریخ۴بهمن۵۷ در مسجد دانشگاه سخنانی ایراد کرد. مسعود رجوی در بخشی از سخنانش گفت:

«... می‌گفتند. خبری نیست! کدام خلق؟ خلق کجا؟

ولی ما می‌گفتیم الیس الصبح بقریب؟ فرزندان شما، برادران و خواهران شما از پشت میله‌ها و از پشت پنجره‌ها نگاه می‌کردند و زمزمه می‌کردند الیس الصبح بقریب؟ آیا صبح نزدیک نیست. متی نصرالله؟ پس این یاری خدا کجاست؟

اولین سخنرانی مسعود رجوی بعد از آزادی

مسعود رجوی در همین سخنرانی جملاتی گفت که هنوز با گذشت سالیان تازه است:‌

«مگر می‌شود خورشید را کشت، مگر می‌شود باد را از وزیدن بازداشت، و باران را از باریدن؟ مگر می‌شود اقیانوس را خشک کرد؟ ما می‌گفتیم مگر می‌شود بهار را از آمدن بازداشت، مانع روئیدن لاله‌ها شد، مگر می‌شود ملتی را تا به ابد اسیر نگه داشت؟ نه. مگر می‌شود تا ابد خلقی را در زنجیر نگه داشت؟ نه، چرا؟ خواست خداست، اراده خلق است، سنت تاریخ است، قانون اجتماع است فلن تجد لسنه الله تبدیلا ولن تجد لسنه الله تحویلا میعاد خداست، میعاد تخلف ناپذیر و لایخلف المیعاد، بله سنت خداست، سیره تاریخ است، بشارت همه انبیا، پیام آوران، مصلحین و انقلابیون بزرگ جهان است که خلق پیروز می‌شود، آینده تابناک است».

مسعود رجوی درباره این سخنرانی نوشته است:

«در ۴بهمن ۱۳۵۷ که سه روز بود از زندان شاه، در بحبوحه قیام مردم، آزاد شده بودیم، من در اولین سخنرانی در دانشگاه تهران حرفم و شعارم از جانب مجاهدین این بود که «پیروز باد انقلاب دموکراتیک ایران». در آن ایام جماعت خمینی به‌تازگی شعار « انقلاب اسلامی» می‌دادند. یکی از حاضران سؤال کرد «انقلاب دموکراتیک یعنی چه؟» جواب دادم «یعنی انقلابی با شرکت مردم یعنی با شرکت و حاکمیت تمام طبقات و اقشار خلق که یک نظام مردمی شورایی را تداعی می‌کند».

در همین سخنرانی به صراحت گفتم: «من نیامدم این‌جا که روند خود به خودی قضایا را فقط ستایش کنم، ما نیامدیم که آن چه را هست، و فقط هست، تأیید کنیم. لختی هم باید به آن اندیشید که چه چیز باید باشد، و چه چیز هم نباید باشد. آیا ما می‌خواهیم نسل ملعونی باشیم، نسل نفرین شده‌یی باشیم که فرصتها را از دست دادند… من و برادرانم نیامدیم به این دانشگاه، به این شهادتگاه، و به این زیارتگاه، که هر چه را هست، هر چه را خودبخود اتفاق می‌افتد، بی‌عیب بدانیم. زیرا آنها تنها با عمل کردن بر روی اختلافهای درونی ما، روی تعارضات حتی درونی ما، امکان پیدا می‌کنند که دستاوردهایمان را بگیرند، اختناق را تکرار کنند و آزادی را به عقب بیندازند».

سپس بلافاصله اضافه کردم: «صبر و تحمل، شکیبایی (صبر به‌معنای انقلابیش) بلند نظری و احساس مسئولیت، نخستین وظایف و نخستین ویژگیهای یک انقلابی یا یک گروه انقلابی است. اگر این را نداریم، یا نیست و یا نمی‌توانیم کسب کنیم، بهتر است که خدا حافظی کنیم. زیرا مردم زبان حالشان این خواهد بود که "مرا به‌ خیر تو امید نیست شر مرسان". تازه اول کار است. هنوز آن‌قدر زمان هست، هنوز آن‌قدر نشیب و فراز هست و هنوز آن‌قدر شکست و پیروزی هست. برادران و خواهران، رزمندگان و مبارزین، ما سر نداده بودیم که به‌جایش زر بگیریم. مگر جانمان را برای این داده بودیم که بجایش جاه بگیریم؟ از جا برنخاسته بودیم، قیام نکرده بودیم که در جاهای بهتر و صندلیهای بهتر و مقامهای بهتری قعود کنیم». (مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی)

مسعود رجوی ـ ۴بهمن ۱۳۵۷دانشگاه تهران

سخنرانی مسعود رجوی در میتینگ دانشگاه تهران

این میتینگ در ۴اسفند ۱۳۵۷ برگزار شد.

مسعود رجوی در کتاب استراتژی قیام و سرنگونی درباره این سخنرانی می‌نویسد:

«در ۴اسفند ۱۳۵۷ در گردهمایی بعدی در دانشگاه تهران خطاب به مدعیان گفتم: «صحبت از انقلاب نکنید، به‌خصوص صحبت از انقلاب اسلامی نکنید، خود انقلاب باندازه کافی مسئولیت دارد، چه رسد به انقلاب تراز اسلام».

مسعود رجوی ـ سخنرانی در دانشگاه تهران

مسعود رجوی ـ سخنرانی در دانشگاه تهران

فکر نکنید این حرفها که گفتم فقط حرفهای من یا مجاهدین در آن روزگار بوده است. نه، همه آزادیخواهان ایران، همه اعضای کنونی شورای ملی مقاومت که بر اصول خود پایدار مانده‌اند، و همه مخالفان دیکتاتوری و حاکمیت آخوندی در آن زمان در سراسر ایران، حرفشان در بهار آزادی همین بود. زمستان تیره و تار اختناق را نمی‌خواستند و از آن بیم داشتند. من فقط یکی از سخنگویان آنها بودم».

مهدی ابریشمچی در مورد این میتینگ و موضعگیری مسعود رجوی می‌گوید:

«نکته خیلی مهم این بود که این موضعگیری واقعاً مخالف انتظار اکثریت مردم بود. به این دلیل که این موضعگیری درست در روزهایی انجام گرفت که خمینی در اوج محبوبیت بی‌بدیل روزهای اول حاکمیتش بود. رژیم شاه سرنگون شده بود و مردم تصویر خمینی را در ماه می‌دیدند. در واقع به خمینی گوشزد می‌شد که نباید زیر آنچه که در مورد مسأله آزادیها در پاریس قول دادی، بزنی

سخنرانی مسعود رجوی بر مزار دکتر محمد مصدق

مسعود رجوی و موسی خیابانی همراه با پدر طالقانی بر مزار دکتر محمد مصدق

مسعود رجوی و موسی خیابانی همراه با پدر طالقانی بر مزار دکتر محمد مصدق

مسعود رجوی در روز ۱۴اسفند۵۷ در سالروز درگذشت دکتر مصدق، طی سخنانی که بر مزار او در احمدآباد ایراد کرد گفت:‌

«بنام خدا

و به نام خلق قهرمان ایران

و به‌نام رهبر فقیدی که در این‌جا آرمیده‌ است. رهبری استوار، سرسخت و سازش‌ناپذیر که نخستین بار درس مبارزه با استعمار را در مکتب او آموختیم. آن‌که در میهن خود غریب و در خانه‌اش در تبعید و در عین زنده بودن، چونان شهید به‌سر برد. از این‌رو جای آن است که بدواً خالصانه‌ترین درود انقلابی خود را نثار این آموزگار جنبشهای بزرگ ضداستعماری ملل اسیر و در زنجیر جهان کنیم؛ و همچنین درود بفرستیم به شهید پرافتخار، وزیر خارجه قهرمان دکتر محمد مصدق، شهید دکتر حسین فاطمی، قهرمان ملت ایران؛ و نیز درود بفرستیم به شهدای پرافتخار سی‌ام تیر… به همین مناسبت از کلمات تاریخی خود دکتر مصدق یاری می‌گیریم و درود بفرستیم باز هم به همه کسانی به‌قول خود او «.... در سیاست مملکت اهل سازش نیستند و تا آنجا که بتوانند مرد و مردانه می‌ایستند و یکدندگی به‌خرج می‌دهند».... و درود می‌فرستیم باز هم به کسانی که بقول خود ایشان».... در راه آزادی و استقلال ایران عزیز از همه چیز خود می‌گذرند...».

مسعود رجوی بر مزار دکتر محمد مصدق

سخنرانی مسعود رجوی، در میتینگ ترمینال خزانه

روز چهارم خرداد ۱۳۵۸ به‌مناسبت اعدام بنیانگذاران مجاهدین خلق ایران یک میتینگ بسیار بزرگ در ترمینال خزانه در جنوب تهران برگزار شد. در این میتینگ مسعود رجوی آیت‌الله طالقانی را به‌عنوان کاندیدای مجاهدین برای ریاست‌جمهوری معرفی کرد.


مسعود رجوی ـ دیدار با خمینی- انعکاس در روزنامه ها

مسعود رجوی ـ دیدار با خمینی- انعکاس در روزنامه ها 

در کتاب استراتژی قیام و سرنگونی به قلم مسعود رجوی آمده است:

در فاصله اول تا دهم بهمن ۱۳۵۷ یعنی از فردای روزی که ما از زندان آزاد شدیم تا دو روز قبل از ورود خمینی به تهران، تقریباً هر روز احمد خمینی با من از پاریس تماس تلفنی داشت و از قول خود خمینی هم برای مجاهدین دست تکان می‌داد. یکبار به صراحت در همان روزهای اول که هنوز اوضاع تعیین‌تکلیف نبود به من گفت که اگر شما تابلو بزنید و مجاهدین را علنی کنید، یک میلیون جوان در تهران و شهرستانها می‌آیند و ثبت نام می‌کنند. یکبار هم تماس گرفت و گفت آقا تأکید کرده‌اند که می‌خواهند در موقع ورود به تهران حفاظتشان با مجاهدین باشد و شما برای این موضوع حتماً آقای بهشتی را ببینید، بقیه‌اش را در تلفن نمی‌توانم بگویم...

مسعود رجوی در ادامه توضیح می‌دهد ۲۹سال بعد در خاطرات ناطق نوری (خبرگزاری فارس-۱۴بهمن ۸۶) خواندم که چطور مطهری و بقیه برای خمینی خط‌ و نشان کشیدند که اگر مسئولیت حفاظت را مجاهدین بدهید و تریبون بهشت زهرا دست آنان باشد از شما جدا می‌شویم و مانع از این کار شدند.

پیش از ورود خمینی به تهران، فرزندش احمد در تماس با مسعود رجوی گفته بود:

اگر شما از امام حمایت کنید و با مخالفانش مبارزه کنید، همه درها به رویتان باز خواهد شد و همه امکانات در اختیار شما قرار خواهد گرفت. مسعود رجوی با رد پیشنهادهای خمینی، گفت ما خواهان برقراری یک حکومت ملی و دموکراتیک هستیم و اگر خمینی در این مسیر حرکت کند البته برای او جانبازی هم خواهیم نمود. (مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی صفحه ۱۵۶)

انعکاس روزنامه‌ها از ملاقات مسعود رجوی با خمینی

مسعود رجوی در ادامه ضمن تشریح مقدمه چینی‌های خمینی می‌نویسد: «حرفش با ما این بود که: خیلی از آقایان از شما شکایت و گله دارند و همین دیروز هم که فهمیدند شما اینجا می‌آیید، همه کتابها و اعلامیههایتان را آوردند به من نشان دادند، اما من اعتنا ندارم و فقط می‌خواهم شما با مردم و اسلام باشید تا اوضاع سابق به کشور برنگردد...(نقل به مضمون).

منظور خمینی از مردم و اسلام واضح بود.گردن گذاشتن به ولایت و هژمونی خودش را می‌خواست که طبعاً مرز سرخ ایدئولوژیکی ما با ارتجاع بود.

منهم گفتم: ما اسلاممان را ساده پیدا نکرده‌ایم بلکه اعتقاد به آن را از لابلای رنج و خون مردم ایران و جوخه‌های اعدام و اتاقهای شکنجه به‌دست آورده‌ایم. از شما هیچ درخواست دنیوی و مادی نداریم. در راه آزادی و استقلال ایران، ما را بدون کمترین چشمداشت دنیوی و مادی، کمترین سربازان خود بدانید. اکنون قدرت سیاسی و قدرت مذهبی در شما متمرکز شده و اگر در راه خدا و خلق از آن استفاده شود می‌تواند کون و مکان را تغییر دهد (نقل به مضمون). سپس خطبه حضرت علی در نهج‌البلاغه در مورد حق مردم بر والی و حاکمیت، و حق والی و حاکمیت بر مردم را برایش خواندم و نتیجه گرفتم که محور و کانون همه مسائل و خواستها که انقلاب ضدسلطنتی هم اساساً برای آن به‌پا شد، مسأله آزادی است. خمینی این نتیجه‌گیری را تماماً ًتایید کرد و گفت: «اسلام بیش از هر چیز به آزادی عنایت دارد و در اسلام خلاف آزادی نیست الا در چیزهایی که مخالف با عفت عمومی است». مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی صفحه ۵۰

دو روز بعد در تاریخ ۸اردیبهشت ۵۸ روزنامه‌ها همین دیدار را منعکس کردند و از قول مسعود رجوی نوشتند:

«ما مکتب اسلام را از لابه‌لای جوخه‌های اعدام و شکنجه‌ها کسب کرده‌ایم».

۱۴۰۴ فروردین ۶, چهارشنبه

گزیده مقالات-کانون‌های شورشی و چالش دیکتاتوری در ۱۴۰۳نوروز ۱۴۰۴ بشارت یک خانه‌تکانی بزرگسال ۱۴۰۴؛ میراث‌بر خوشه‌های خشم‌آگین ضد طبقاتی

 گزیده مقالات-کانون‌های شورشی و چالش دیکتاتوری در ۱۴۰۳نوروز ۱۴۰۴ بشارت یک خانه‌تکانی بزرگسال ۱۴۰۴؛ میراث‌بر خوشه‌های خشم‌آگین ضد طبقاتی

  • با تبریک نوروز آتشین ۱۴۰۴ به هموطنان‌مان در سراسر ایران، بشارت و خبر خوش در مقدم بهار خجسته امسال ...

گزیده مجاهد