۱۴۰۴ آذر ۸, شنبه

«میلیشیای مجاهد خلق» تولدی نو در تکاپوی آگاهی و آزادی (۳)

 

«میلیشیای مجاهد خلق» تولدی نو در تکاپوی آگاهی و آزادی (۳)

میلیشیا ـ تولدی نو در تکاپوی آگاهی و آزادی
میلیشیا ـ تولدی نو در تکاپوی آگاهی و آزادی

تا این‌جا دیدیم که تحولات پس از قیام ۵۷ مسیر طبیعی خودش را به‌جانب آزادی و دموکراسی نپیمود. با حیرت شاهد بودیم که اقدامات ضد آزادی بیان و اجتماعات و مطبوعات با شتاب پیش می‌رفت و دایره فعالیت دموکراتیک هر هفته تنگ‌تر می‌گشت. آن‌ نسلی که با آن شرایط به‌طور مستمر انطباق می‌یافت و مایوس و تسلیم نمی‌گشت، میلیشیا بود. او تولدی نو، امیدی نو، حضوری نو و نظمی نو برای سنگین‌تر کردن کفه آزادی و دموکراسی بود.

 

میلیشیای مجاهد خلق، پیشگامان هویت نو زنان مبارز و منادیان شکست نابرابری

در نگاه به آن تولد، امید، حضور و نظم نو باید به جایگاه خاص دختران میلیشیای مجاهد خلق پرداخت. این بررسی به‌طور خاص پایه‌هایی که بر مبنای آن نقش زنان در مقاومت ایران شکل گرفت را روشن‌تر می‌کند.

دختران میلیشیا از دایره و بختک دیرینه یک فرهنگ بازدارنده، بیرون جستند. اینان نخست خود را باور کردند، آستین همت و حمیت بالا زدند و پا به عرصه حضور سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نهادند. اینان در زمره نخستین زنان پیشتاز آزادی و برابری بودند. وجودی نو که همواره باید رنج مضاعف زندگی معمولی و حیات سیاسی و مبارزاتی در جامعه‌ٔ سنتی را توامان تاب می‌آورد و بن‌بست‌ها را می‌شکست. دختران میلیشیا فرصت تاریخی را دریافتند. اینان را باید نسل ترویج‌‌دهنده فرهنگ برابری و آزادی دانست.

دختران میلیشیا ـ نسل ترویج دهندهٔ فرهنگ برابری و آزادی

دختران میلیشیا ـ نسل ترویج‌دهندهٔ فرهنگ برابری و آزادی

 

ویژه‌گی دیگر و مهم‌تر جایگاه دختران میلیشیا و یا دختران و زنان فعال در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی بعد از قیام ۵۷، نقش تعیین‌کننده آنان در هیمنه هیولای زن‌ستیزی بود که وارث قرن‌های متمادی ستم جنسی و توجیه‌گر و مدافع فرهنگی و عقیدتی این نابرابری و ستم بود. این هیولا وقتی در هیات خمینی و آخوندیسم به حاکمیت رسید، چندین برابر موانع و رنج و اسارت زنان را بیشتر کرد. از این‌رو حضور دختران میلیشیا و دیگر زنان مبارز، وجودی نو توام با بن‌بست‌شکنی و ترویج آزادی و برابری بود.

 

ویژه‌گی و نقش دیگر دختران میلیشیا، نظم و سازمان‌دهی و مقاومت و کارآیی متفاوت آنان بود. اینان با حضور و کارآیی‌ جدیدشان در عرصه‌های تشکیلاتی، سیاسی، تدارکاتی، اجتماعی و تبلیغی از دایره‌های تو در تو و موانع تاریخی ـ به‌خصوص در جامعه سنتی ایران ـ رها شده بودند. از این‌رو انرژی و توان‌مندی نوینی به مبارزات سیاسی و اجتماعی می‌افزودند. پایداری اینان برای پیشبرد خطوط کاری و دفاع از آزادی در آن شرایط مدام سخت‌شونده، اعجاب شاهدان را برمی‌انگیخت و دیوار باورهای کهنه و طبقاتی و ارتجاعی را درهم می‌شکست. این‌گونه بود که دختران میلیشیا هویتی نو را آفریدند و منادیان شکست تاریخی نابرابری شدند.

 

نشریه جدید مجاهد مشعلی بر دستان میلیشیا

نشریه مجاهد جایگاه خاص و تعیین‌کننده‌یی در رقم زدن تحولات سیاسی داشت. این نشریه به‌مثابه صدا، شریان ارتباط، معرفی و حضور مجاهدین خلق در کشاکش‌های پیچیده سال‌های ۵۸، ۵۹ و اوایل ۶۰ بود.

 

این نشریه همواره از اولین شماره که بر دکه روزنامه‌فروشی‌ها دیده شد، مدافع آزادی در تمامی زمینه‌ها و نافی انحصارطلبی از جانب حکومت و هر گروه سیاسی دیگر بود. خط کار این نشریه همیشه اولویت دادن به‌ آزادی و اتحاد بر سر آن بود. همیشه هم فقدان آزادی را اصلی‌ترین تضاد تاریخی ایران معرفی می‌کرد. از این‌رو هر مقاله و خبری هم انتشار می‌داد، سمت و سو و جانب همین خط کار را نشان می‌داد.

 

میلیشیا این خط کار، این اندیشه، مطالبات، اعتراض به آزادی‌کشی و ترویج اولویت آزادی را به میان اقشار گوناگون مردم می‌برد. باید گفت این نشریه چونان مشعلی بر دستان میلیشیا به سراسر ایران می‌رفت.

 

در اواخر پاییز سال ۵۹ به فصلی رسیدیم که انتشار دوباره نشریه مجاهد به جریان افتاد. دور جدید این نشریه هم‌زمان شد با مرزبندی‌های جدید سیاسی که شاخص آن هم دوری و نزدیکی با خمینی بود. همین تغییر فضای سیاسی که به‌طور خاص بعد از جنگ رو به رشد نهاد، ایجاب می‌کرد که از نظر تئوریک هم به آن پرداخته شود.

 

میلیشیا ـ افشاگر اپورتونیسم متحد ارتجاع

تا عید نوروز سال ۶۰ برسد، یک تحول مهم دیگر هم میلیشیا را بیشتر در کانون اثرگذار رویدادها قرار داد. روز پنجشنبه ۱۶بهمن ۵۹ اولین قسمت مصاحبه‌های مسعود رجوی در نشریه شماره ۱۰۸ مجاهد چاپ شد. در آن مصاحبه‌ها که تا شماره ۱۱۴نشریه ادامه داشت، یک روشنگری همه‌جانبه‌ سیاسی انجام شد و تصویر روشنی را از آینده و وفاداری به آزادی و «نه!» گفتن به ارتجاع خمینی نشان داده شد. برای اولین بار بود که ارتجاع آخوندی به‌عنوان «مهیب‌ترین نیروی تاریخ ایران» معرفی شد. این مصاحبه‌ها که ۶هفته‌ پی‌درپی ادامه داشت، تحولات را بالغ می‌کرد و میلیشیا هم اصولی‌ترین تحلیل‌های منطبق با واقعیت را به میان جامعه و جبهه‌ ضدارتجاع می‌برد.

 

نشریه مجاهد ـ مصاحبه‌های مسعود رجوی در بارهٔ سیاست‌ها و نیروهای مختلف سیاسی

نشریه مجاهد ـ مصاحبه‌های مسعود رجوی دربارهٔ سیاست‌ها و نیروهای مختلف سیاسی

 

میلیشیا در افشای ماهیت رژیم آخوندی و تبیین مواضع گروه‌های سیاسی در بین مردم نقشی تعیین‌کننده و بلاجایگزین داشت و خودش هم به‌طور دیالکتیک غنا می‌یافت.

 

صدای پای فاشیسم

در نیمه‌های فصل بهار ۶۰ صدای پای فاشیسم می‌آمد. خمینی سوداهایش را داشت با چاقوکشی علیه فروشندگان نشریات مختلف و گاهی هم کشتن آنها عیان می‌کرد. فعالیت و حضور میلیشیا بسیار سخت شده بود. از روزهایی می‌گوییم که مجاهدین فقط به‌خاطر فروش نشریه و بیان نظرات‌شان، بیش از ۴۰نفر شهید داده بودند و در زندان‌های سراسر کشور هم چیزی حدود ۶۰۰اسیر داشتند.

 

بعد از میتینگ امجدیه در خرداد ۵۹، تظاهرات مادران در ۷اردیبهشت ۶۰ در تهران، اولین تظاهرات بزرگ در اعتراض به کشتار و سرکوب آزادی‌ها بود. این تظاهرات بدون اعلام قبلی و از طریق خبررسانی‌های نیمه‌مخفی میلیشیا سازماندهی شده بود. روزهایی بود که اصلا نمی‌شد علنی حرف زد، تا چه رسد به برگزاری تظاهرات! در این تظاهرات هم به‌دلیل شلیک پاسداران و هجوم چماقداران، ۲میلیشیا شهید شدند و چندین نفر مجروح.

 

گروه‌های شعبان بی‌مخ خمینی‌ساخته، در کوی و خیابان و میدان‌ها شلاق می‌زدند، کتاب‌ها و مجله‌ها و روزنامه‌ها را می‌سوزاند، چاقو می‌کشیدند و با نام «حزب خدا» هر جنایتی را علیه شهروندان ایرانی مرتکب می‌شدند. روزگار ابلیس مسلط و بر ماه نشاندن خمینی بود!

 

این‌گونه بود که میلیشیا با آن‌که در هر کوی و گذر هاله مرگ بر گردش می‌چرخید، به ۳۰خرداد ۱۳۶۰ رسید. تا قبل از ۳۰خرداد، ۵۴میلیشیا در تهاجم چماقداران و چاقوکشان و پاسداران پشتیبان آنان، به‌ شهادت رسیده و بیش از ۱۰۰۰میلیشیا اسیر و زندانی شدند.

«دوباره باید از اعماق آینه رد شد

دوباره باید از آن قله‌های توفانی

عقاب‌وار پرید و ز صخره‌ها رد شد»‌.

 

تظاهرات ۵۰۰هزار نفره مجاهدین خلق در۳۰خرداد ۱۳۶۰

تظاهرات ۵۰۰هزار نفره مجاهدین خلق در۳۰خرداد ۱۳۶۰

 

۲آزمایش موازی

۳۰خرداد ۶۰ هم آزمایش نهایی زندگی مسالمت‌آمیز سیاسی در ایران بود، هم آزمایش میلیشیا برای دفاع و نگاهبانی از آخرین قطرات آزادی. از این سرفصل‌ها در تاریخ ایران کم نداشته‌ایم؛ اما متأسفانه نیروهایی که به ضرورت این سرفصل‌ها پاسخ شایسته داده باشند، کم داشته‌ایم. آن روز میلیشیا و جبهه ترقی‌خواه مدافع آزادی بر سر دوراهی واقع شدند. خمینی سوداهایش را از ۱۷اسفند ۵۷ نخست با سرکوب زنان شروع کرد، بعد با نشاندن ولایت فقیه در قانون اساسی، بعد با دخالت در انتخابات ریاست‌جمهوری، بعد با قانون ضدبشری قصاص، بعد با تغییر مجلس مؤسسان به مجلس شورای اسلامی، بعد با کشتار خونین دانشگاه و بستن دانشگاه‌ها و سرکوب قومیت‌ها و جنایت در کردستان، بعد با راه‌‌انداختن جنگ با عراق، بعد با بستن روزنامه‌ها و رسیدیم به تک‌پایه کردن حکومت و سلطه مطلق خودش و آخوندهای حکومتی. در تمامی این مراحل و سرفصل‌هایی که نام برده شد، میلیشیا بی‌دریغ روشنگری می‌کرد و از حق قانونی آزادی برای همه دفاع می‌نمود.

میلیشیا با این خاطره‌ها و خط ممتدی که از خودش به‌جای گذاشت، در ۳۰خرداد هم راه را ادامه داد و نامش عجین یک حماسه شد که تاریخ قبل و بعد آن روز را به ۲دوره تقسیم کرد. از آن پس میلیشیا یا در زندان‌های سراسر ایران بود و یا در نبردی نابرابر با پاسداران تباهی.

آن ۲نسلی که در شروع این مقاله‌ها معرفی گردیدند، بعد از ۳۰خرداد بهتر از هم تمیز داده می‌شدند. آنان که به سمت خمینی رفتند و پاسدار و کمیته‌چی و چماقدار شدند، جامهٔ گردانندگان زندان‌ها، بازجویی‌ها، شکنجه‌ها، اعدام‌‌کننده‌گان و تیرخلاص زنندگان به تن کردند. میلیشیای مجاهدین و دیگر جوانان مبارز نیز جامهٔ گل سرخ و مقاومت و پایداری و وفاداری به آرمان آزادی به بر کردند. نیمه نخست دهه ۶۰ این‌گونه بین ناخدای استبداد و خدای آزادی رقم خورد.

 

میلیشیا ـ صلح برای ایران، جام‌زهر برای دیو

چند هزار از میلیشیای مجاهدین از نیمهٔ دوم دهه ۶۰ با تأسیس ارتش آزادی‌بخش ملی ایران، به آن پیوستند و پیکره و ساختار اصلی آن را شکل و قوام دادند. ارتشی که توانست با نبرد برای پیشبرد سیاست صلح، جنگ ضدمیهنی خمینی را متوقف و به اعتراف خمینی، «جام‌زهر» آتش‌بس را نصیبش کند.

 

میلیشیا ـ سوگند به آزادی

هزاران میلیشیای دیگر که در زندان‌ها بودند، در تابستان ۱۳۶۷ در معرض تأیید یا رد یک نام قرار گرفتند: «مجاهد». و این آغاز یکی از بزرگ‌ترین قتل‌عام‌های قرن شد. خمینی فتوای قتل‌عام ۳۰هزار زندانیان سیاسی را داد. زندانیانی که ولایت فقیه را تأیید نکردند و میلیشاهایی که نفی کلمه «مجاهد» را نپذیرفتند. این‌گونه شد که تابستان ۱۳۶۷ بدل به نام و عنوان و حادثه‌یی تاریخی در حافظهٔ مردم ایران و به‌طور خاص نسل جوان گشت.

 

حماسه ۳۰هزار گل سرخ در تابستان ۶۷

حماسه ۳۰هزار گل سرخ در تابستان ۶۷

 

«قابی از ستارگان

گرداگرد یادهای توست

موج‌ها تو را می‌شنوند

و بادها

یادهایت را می‌شمرند...

آسیمه‌سری چون تو

با عشق بی‌مرگت

تبرک زمینی...».

 

تابلویی زرین و بی‌لک

نسل میلیشیای مجاهدین و جوانان مبارز بعد از قیام ۵۷ یک افتخار بی‌نظیر و تاریخی را در شناسنامه‌ و بر پیشانی‌شان دارند که همانا شناخت ماهیت خمینی و دیکتاتوری انحصارطلب آخوندی است. هر کس این ماهیت انسان‌ستیز را شناخت، حقیقتا که از نظر انسانی ستایش‌ برانگیز و رستگار و از نظر تاریخی جاودانه و بی‌مرگ است.

 

«میلیشیای مجاهد خلق» تولدی نو، تکاپویی نوین، وجودی کمیاب در زمانه خود و نسلی پرشتاب در برهه‌یی از تاریخ ایران گشت که اگر خمینی قتل‌عامش نمی‌کرد، سرنوشت ایران می‌توانست چهره‌یی دیگرگون داشته باشد.

 

میلیشیا ـ بذرپاش قیام

میلیشیا با پویایی، شادمانی، امیدافروزی، شخصیت و کاراکتر مبارزاتی و فدای هستی و جانش در وفای محبوب آزادی،‌ در مدارس و محله‌ها و شهرهای ایران خاطره‌ها و یادگاری‌های بسیار به‌جای گذاشته است. آنچه میلیشیا آموخت و بذرهایش را با خون و خاطره‌اش پراکند و کاشت، سوخت‌بار نسل‌های قیام‌های کنونی ایران گشته است. در چند قیام‌ ۲دهه ایران که تأمل می‌کنیم و در سال‌های اخیر که شاهدیم، همه‌چیز گواهی می‌دهد که حافظهٔ مردم ایران و نسل جوان نوخواه، از جنایات خمینی و خامنه‌ای در دهه ۶۰ نمی‌گذرند و فراموش نمی‌کنند. دهه ۶۰، تابستان ۶۷، جنگ ضدمیهنی و جنایات ادامه‌دار حاکمیت ولایت فقیه بدل به خاستگاه و بنیادهای هر قیامی در ایران گشته است...

پایان

بیشتر بخوانید:

«میلیشیای مجاهد خلق» تولدی نو در تکاپوی آگاهی و آزادی (۱)

«میلیشیای مجاهد خلق» تولدی نو در تکاپوی آگاهی و آزادی (۲)

 

۱۴۰۴ آذر ۲, یکشنبه

چهار نکته از دیدار محمد بن سلمان و ترامپ

چهار نکته از دیدار محمد بن سلمان و ترامپ

 با وجود انتقاد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهورى آمریکا از جو بایدن، رئیس‌جمهورى سابق این کشور، هر دو رابطه محکمی با سعودی دارند.

در حالی که رابطه با بایدن در ابتدا متزلزل بود، اما بهبود یافت و متعاقباً به بهترین نقطه خود رسید. استراتژی ریاض حفظ رابطه تاریخی خود با واشینگتن است، صرف نظر از اینکه دولت جمهوری‌خواه باشد یا دموکرات. این موضوع توسط محمد بن سلمان، ولی‌عهد سعودی، در کاخ سفید مورد تأکید قرار گرفت. این رابطه با یک دموکرات (پرزیدنت روزولت) آغاز شد، با یک جمهوری‌خواه (پرزیدنت ریگان) شکوفا شد و اکنون با یک رئیس جمهور جمهوری‌خواه در اوج خود قرار دارد. مسلم است که کاخ سفید در نهایت به یک دولت دموکرات منتقل خواهد شد.

اولین نکته برای درک رابطه بین ریاض و واشینگتن: به دنبال تغییر رنگ قرمز و آبی نباشید. اتحاد استراتژیک در تمام این دهه‌ها به دلایل اقتصادی و سیاسی دوام آورده است، نه عاطفی.

نکته دوم این است که کشورها به طور طبیعی در روابط خود با یکدیگر به دنبال منافع خود هستند. ترامپ در صحبت‌هایش در مورد توافقات، مردم آمریکا را مخاطب قرار می‌دهد؛ مشاغل بیشتر به معنای محبوبیت بیشتر برای او است. سعودی نیز از این رابطه سود می‌برد. این همان چیزی است که ولی‌عهد گفت وقتی تأکید کرد که ما نه برای خشنود کردن پرزیدنت ترامپ یا آمریکا، بلکه برای جستجوی فرصت‌های واقعی، نه واهی، سرمایه‌گذاری می‌کنیم. این سرمایه‌گذاری‌ها نیازهای اقتصادی آینده سعودی را برآورده می‌کنند. این هدف اصلی است و هر ادعای دیگری صرفاً کینه‌توزی یا حرف‌های توخالی است.

نکته سوم این جلسه، پاسخ ولیعهد سعودی در مورد هدف اسامه بن لادن، رهبر القاعده، هنگام انتخاب ۱۵ سعودی برای شرکت در حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بود: تخریب رابطه میان ریاض و واشینگتن. این هدف اصلی بود. بن لادن می‌دانست که سرنگونی دو برج منجر به فروپاشی آمریکا نمی‌شود، بلکه به روابط آسیب می‌رساند و جنگ بین غرب و جهان اسلام را شعله‌ور می‌کند. این یک نقشه شوم برای شعله‌ور کردن آتش نفرت مذهبی بود. این نقشه به لطف روابط قوی بین دو کشور شکست خورد. آنها توانستند بر این بحران آشفته غلبه کنند. القاعده تضعیف شد، بن لادن کشته شد و رابطه بین واشینگتن و ریاض در بهترین حالت خود قرار دارد. به طور خلاصه: نیروهای خیر بر نیروهای شر پیروز شدند. رویای گروه‌های افراطی، سازمان‌های تروریستی و شبه‌نظامیان فرقه‌گرا تضعیف این اتحاد است و این کاری است که آنها از طریق اعمال خشونت، تبلیغات و تحریف عمدی انجام می‌دهند. آنها درک می‌کنند که تضعیف رابطه ریاض-واشینگتن، راه را برای گسترش نفوذشان، بسط گسترش هژمونی و تقویت نفوذ ایدئولوژیک آنها باز خواهد کرد.

نکته چهارم این دیدار، بحثی در مورد آینده بود. سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی و نیمه‌رساناها، یک رقابت تمدنی با هدف ساختن آینده است. به یاد داشته باشیم که ایدئولوژی‌های افراطی ملی‌گرایانه و مذهبی، تلاش برای رهبری و شستشوی مغزی جوامع با توهمات، از جمله دلایل افول منطقه ما بودند. در همین حال، به عنوان مثال، کشورهای آسیایی مسیر متفاوتی را در پیش گرفته‌اند و اقتصاد خود را ساخته و جوامع خود را توسعه داده‌اند. بنابراین، گفتگوی ولی‌عهد سعودی و ترامپ درباره سرمایه‌گذاری در فناوری‌های مدرن، بحثی در مورد شکل دادن به آینده و مشارکت در رقابت مشروع اقتصادی و علمی است.

قیام آبان، یک نقطهٔ عطف در جنبش مقاومت ایران

 

قیام آبان، یک نقطهٔ عطف در جنبش مقاومت ایران

قیام آبان، یک نقطه‌عطف در جنبش مقاومت ایران
قیام آبان، یک نقطه‌عطف در جنبش مقاومت ایران

روز ۲۴آبان سال ۹۸ به‌دنبال ۳برابر شدن قیمت بنزین مردم محروم و به‌جان آمده، با پیشتازی جوانان شورشی جرقه‌های قیامی را شعله‌ور کردند که دامنه آن به‌سرعت تمام ایران را فراگرفت. در این قیام قهرمانانه مردم و جوانان شورشی در ۱۹۱شهر با بستن جاده‌ها و بزرگراه‌ها شعار مرگ بر خامنه‌ای و مرگ بر دیکتاتور را طنین‌انداز کردند.

ظرف ۲روز سراسر ایران صحنه جنگ و گریز و نبرد و درگیری جوانان شورشی با پاسداران و نیروهای سرکوبگر رژیم شد. در بسیاری از شهرها گله‌های وحوش خامنه‌ای در برابر تهاجم جوانان قیام‌آفرین پا به فرار گذاشتند.

فقط در روز ۲۵آبان، خلق قهرمان و کانون‌ها و فرزندان شورشگر آن بیش از تمامی مدت قیام دی‌ماه ۹۶، مراکز، خودروها، و ساختمان‌های حکومتی را به آتش کشیده و درهم‌کوبیدند. جوانان شورشی مزدوران رژیم را گوشمالی دادند، مراکز سرکوب و کلانتری‌ها را فتح کردند، بخش‌هایی از شهرها را آزاد کردند و لرزه‌های سرنگونی را بر سراپای رژیم آخوندی افکندند.

آخوند علیرضا ادیانی، رئیس عقیدتی سیاسی نیروی سرکوبگر انتظامی روز ۳۰آبان قیام را «پیچیده‌تر از حوادث سال‌های ۷۸، ۸۸ و ۹۶» توصیف کرد و گفت: «تنها در یک روز ۱۶۵شهر در ۲۵ استان کشور» را فراگرفت و موجب ایجاد «نا‌امنی‌ها در ۹۰۰نقطه کشور شد».

روز ۳۰آبان،  فرمانده عملیات بسیج، پاسدار سرتیپ سالار آبنوش گفت: «این فتنه، فتنه دیگری بود... به‌عنوان کسی که در صحنه بودم معتقدم فقط خدا ما را نجات داد».

پاسدار یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران، گفت:

«این وقایع با این گستردگی و ابعاد در طول عمر ۴۰ساله انقلاب اسلامی در نوع خود بی‌نظیر بود. اتفاقی که در روزهای پایانی آبان‌ماه رخ داد، مسأله‌ای گسترده و جدید بود.

اگر چه نمونه‌هایی از آن شامل حمله به حوزه بسیج و آتش زدن بانک‌ها و مراکز دولتی را در اغتشاشات سال ۸۸ و ۹۶ دیدیم اما به‌لحاظ گستردگی در ابعادی بسیار کوچک‌تر از حوادث اخیر قرار دارد.

یک کارشناس امنیتی رژیم به خبرگزاری حکومتی ایرنا گفت: «حجم سنگین خسارات وارده به بانک‌ها، پمپ‌بنزین‌ها و تأسیسات شهری، تعداد نقاط درگیری و طراحی برای فلج کردن شهر شیراز از طریق بستن شاهراه‌های حیاتی، دسترسی شیراز به خارج شهر بسیار خطرناک و گسترده‌تر از سایر شهرهای کشور بوده است».

آخوند ذوالنوری رئیس کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع روز ۳آبان در گفتگو با تلویزیون آخوندی گفت فقط در روز یکشنبه ۲۶آبان در تهران ۱۴۷درگیری و در سراسر کشور هم در ۸۰۰نقطه درگیری بوده است و ۹۰۰پمپ‌بنزین در کشور آتش زده شد.

 

در مورد قیام آبان از دریچه‌ها و نماهای مختلفی می‌توان به قضاوت نشست. تحلیل این بزرگ‌ترین رویارویی اجتماعی مردم ایران با استبداد دینی، در دومین سالگرد آن، دفتری است که هم‌چنان گشوده خواهد ماند. آنچه در این یادداشت کوتاه مورد بررسی قرار می‌گیرد، نگاه به قیام آبان به‌عنوان یک نقطهٔ عطف در منحنی تحولات سیاسی ـ اجتماعی ایران است.

 

تعریف نقطهٔ عطف و ۲مثال تاریخی

در حساب دیفرانسیل و انتگرال، نقطهٔ عطف به نقطه‌یی بر روی یک خم گفته می‌شود که در آن منحنی تغییر جهت می‌دهد. به‌عبارت دیگر در آن نقطه جهت تقعر عوض می‌شود. در ادبیات داستانی، نقطهٔ عطف یا «اوج»، به حادثه‌یی در روال داستان اطلاق می‌گردد که واکنش کاراکترهای داستان را به‌دنبال دارد؛ رویدادی است که یک‌بار رخ می‌دهد و همه چیز را تغییر می‌دهد. در این نقطه جهت داستان تغییر می‌کند.

با این تلقی، ۳۰خرداد ۱۳۶۰ یک نقطهٔ عطف در انقلاب نوین مردم ایران محسوب می‌شود؛ زیرا از این نقطه به‌بعد تمام معادلات حاکم بر جنبش عوض شد. دیگر نمی‌شد مانند ماه‌های قبل از آن برای فروش نشریه به خیابان رفت یا کار علنی کرد و میتینگ برگزار نمود؛ در فضای اختناق دیگر امکان آن وجود نداشت. شرایط تغییر کرده بود و نیروی انقلابی باید خود را با آن شرایط جدید منطبق می‌کرد.

اگر به این تعریف وفادار بمانیم، به استنباط دیگری از قیام آبان راه خواهیم برد. این قیام نیز مانند ۳۰خرداد جهت منحنی تحولات سیاسی ـ اجتماعی را تغییر داد. هر جریان یا نیرویی که این تغییر جهت را درنیابد و پیشاپیش آن حرکت نکند و خالق نقاط عطف دیگر بر روی جهت تغییریافتهٔ منحنی نباشد، از تحولات عقب خواهد افتاد و به زائده‌یی در خدمت شرایط پیشین تبدیل خواهد شد. حزب توده وقتی در کودتای سیاه ۲۸مرداد ۱۳۳۲ به الزامات نقطهٔ عطف پاسخ نداد، به‌رغم نفوذ در ارتش شاهنشاهی و برخورداری از «سازمان افسران حزب توده» به ورطه خیانت درغلطید و به پیشوای فقید نهضت ملی، دکتر محمد مصدق خیانت کرد.

 

قیام آبان، چرا نقطهٔ عطف؟

با در نظر گرفتن مؤلفه‌های زیر می‌توان گفت قیام آبان ۹۸ یک نقطهٔ عطف است و برای تحلیل درست از جنبش مقاومت مردم ایران، باید شرایط را به قبل و بعد از آن تقسیم کرد.

۱ـ این قیام در تکامل قانونمند قیام‌های ۸۸ و ۹۶ به یک کیفیت جدید بالغ شد. آن کیفیت جدید، نضج و نفوذ این درک فراگیر در بین مردم بود که دیگر در این رژیم و با این رژیم نمی‌توان چشم به کوچک‌ترین تغییر دوخت. آنچه تحت عنوان اصلاح‌طلب و اصول‌گرا تبلیغ می‌شود، یک جنگ قدرت برای حفظ نظام ولایت فقیه است. برای نیل به آزادی و یک جمهوری دموکراتیک، باید بر تمامیت این رژیم برشورید و آن را از ریشه برانداخت. این درک در قیام دی ۹۶ در کف خیابان جوانه زده و به شعار مردم تبدیل شده بود اما در قیام آبان به نقطهٔ بازگشت‌ناپذیر رسید.

از فاکتورهای صحت‌وسقم این تحلیل، جراحی اصلاح‌طلبان قلابی از پیکرهٔ نظام ولایت فقیه و روی‌آوردن خامنه‌ای به انقباض هر چه بیشتر برای حفظ نظامش، بعد از قیام آبان است. زیرا دیگر تاریخ عرضه و مصرف آنها به پایان رسیده بود.

۲ـ سرکوب خونین قیام با تمامی ابزار و ادوات سرکوب از باتون و گاز اشک‌آور گرفته تا تبر و کلت و مسلسل و تیربار سنگین و نیز زرهی و هلیکوپتر و کشتار جوانان ماهشهری در نیزار، ابهامی باقی نگذاشت که این حکومت هیچ راه دیگری را برای اعتراض باقی نگذاشته است.

قیام آبان اثبات کرد، دیگر نمی‌توان با روش‌های مسالمت‌آمیز حق خود را به‌دست آورد. حق گرفتنی است و راه گرفتن آن نیز همان راهی است که سازمان مجاهدین خلق ایران از ۳۰خرداد ۱۳۶۰ آغاز کرد و طی ۴دهه پی گرفت. این همان استراتژی امتحان پس‌داده‌یی است که اینک کانون‌های شورشی در شهرهای ایران، آن را راهنمای عمل خود قرار داده‌اند.

۳ـ شعار مرگ بر خامنه‌ای به شعار نخستین و اصلی مردم تبدیل شد. این شعار ترجمان همان شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه و تمامیت استبداد دینی با باندها و گروه‌بندی‌های آن است. علاوه بر این، قیام آبان با رادیکالیسم چشمگیر خود، مرزبندی‌های سیاسی را تعمیق کرد و خط فاصل مشخصی بین خواست‌های دموکراتیک مردم با هر نوع استبدادگرایی چه از نوع شاهی و چه از نوع شیخی ترسیم کرد.

۴ـ قیام آبان به‌این علت نقطهٔ عطف است که راه بازگشت به عقب و تمکین به شگردهای سازشکارانه با هدف رنگ و لعاب‌مالی و بزک این رژیم را بست و براندازی استبداد دینی را در بطن جامعه نهادینه کرد. آبان هرگز به عقب برنمی‌گردد. آبان، آبان‌های دیگری می‌پروراند و تا خاکستر کردن نظام ولایت فقیه از پا نخواهد نشست.

 

آبان ادامه دارد

طبق آنچه دربارهٔ نقطهٔ عطف گفتیم تا رسیدن به نقطهٔ عطف دیگر، قیام آبان به تحولات آتی سمت و سو خواهد داد. از این‌رو در حرکت بر روی بردار زمان، هر لحظه امکان وقوع قیامی مشابه یا بزرگ‌تر از آبان متصور است.

«واقعیت این است که تا زمانی که چنین مشکلات و ناکامی‌ها و نارضایتی‌های سیاسی و اجتماعی باقی است، همواره خیزش‌های توده‌یی شبیه آبان بسیار محتمل است. آنچه نمی‌توان به‌روشنی پیش‌بینی کرد، عبارت است از این‌که چه زمانی و با کدام جرقه»(شرق ۲۵آبان ۱۴۰۰).

هر حادثه‌یی در شرایط انفجاری امروز ایران، می‌تواند در حکم یک جرقه باشد.

 

 

دست‌آوردهای ساختاری و تاریخی قیام آبان ۹۸

 

دست‌آوردهای ساختاری و تاریخی قیام آبان ۹۸

قیام آبان ۹۸
قیام آبان ۹۸

قیام آبان ۱۳۹۸ مرزهای سیاست، جامعه و مقاومت را در ایران دگرگون کرد. این خیزش عظیم، که به‌ظاهر واکنشی به شوک ناگهانی افزایش قیمت بنزین بود، در سطح تحلیلی عمیق‌تر نشان داد که جامعه ایران در آستانه‌ٔ یک تغییر ساختاری است؛ تغییری که نه محصول تصادف، بلکه حاصل هم‌افزایی ۴دهه مقاومت، آگاهی تاریخی و انباشت نارضایتی‌های اجتماعی است. از همین رو، آبان ۹۸ را باید نه یک حادثه، بلکه یک «لحظه‌ٔ تعیین‌کننده و تاریخی» دانست؛ لحظه‌ای که هم ماهیت نظام حاکم را آشکار کرد و هم ظرفیت انقلابی جامعه ایران را در معرض دید جهانیان قرار داد.

 

بارز کردن «وضعیت انقلابی» در جامعهٔ ایران

نخستین و شاید بنیادی‌ترین دستاورد آبان، فرو ریختن افسانه‌ٔ «بی‌عملی مردم ایران» بود. غافلگیری حاکمیت در برابر سرعت گسترش اعتراضات به ده‌ها شهر کشور، نشان داد که جامعه در وضعیتی انفجاری به سر می‌برد و هر آن امکان سربرکشیدن اعتراض از نقاط غیرمنتظره وجود دارد. این وضعیت، در ادبیات انقلاب‌ها به‌عنوان «وضعیت انقلابی» تعریف می‌شود؛ حالتی که در آن شکاف میان مردم و حاکمیت ساختاری شده و هر لحظه امکان جهش سیاسی وجود دارد. آبان ۹۸ تحقق عینی چنین وضعیتی بود.

 

سازمان‌یافتگی قیام و پیوند آن با استراتژی کانون‌های شورشی

ادامه و تعمیق تحلیل نشان می‌دهد که آبان ۹۸ نه حرکت خودجوش و بی‌ریشه، بلکه محصول یک روند قانونمند و راهبردی بود؛ روندی که مقاومت سازمان‌یافته ایران طی سالیان، با فداکاری و پایداری در برابر سرکوب، بذرهای آن را در سراسر ایران پاشیده بود. خیزش‌های اجتماعی هنگامی به انفجار تاریخی تبدیل می‌شوند که با استراتژی و سازمان‌یافتگی پیوند بخورند؛ و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که آبان را از اعتراضات پراکنده پیشین متمایز می‌سازد. حضور کانون‌های شورشی به‌عنوان نیروی پیشتاز، نه یک فرضیه، بلکه واقعیتی بود که در نحوه‌ٔ هدایت اعتراضات، سرعت عمل، و به‌ویژه جسارت بی‌سابقه‌ٔ آنها در مقابله‌ٔ مستقیم با نیروهای سرکوب تجلی یافت.

این سطح از سازمان‌یافتگی، نشان از کارآمدی یک استراتژی موفق داشت که از ۳۰خرداد ۱۳۶۰ تاکنون ستون فقرات مقاومت علیه استبداد دینی بوده است. از همین رو، آبان را می‌توان «میوه‌ٔ یک استراتژی کانون‌های شورشی» دانست؛ شکل‌گیری چنین قیامی با این ابعاد، با این گستره و با این سرعت در برابر یکی از خشن‌ترین نظام‌های امنیتی خاورمیانه، به وضوح حقانیت و نقش کارکردی این استراتژی را به اثبات می‌رساند.

 

رادیکالیزه‌شدن شعارها

یکی دیگر از دست‌آوردهای کلیدی آبان ۹۸ به حوزه‌ٔ گفتمان سیاسی بازمی‌گردد. در این قیام، شعارهای مردم نه از مطالبات صنفی، بلکه مستقیم از بطن خواست سیاسی آنها برخاست و با صراحت موجودیت نظام ولایت فقیه را نشانه گرفت. شعارهایی مانند «مرگ بر دیکتاتور» یا «خامنه‌ای حیا کن، مملکتو رها کن» نه واکنش لحظه‌ای، بلکه عصاره‌ٔ ۴دهه تجربه تاریخی و خون‌هایی بود که در مسیر آزادی ریخته شده بود. این سطح از رادیکالیسم، ثابت کرد که جامعه ایران از مرحله‌ٔ «اصلاح‌طلبی» و توهم تغییر در چارچوب نظام عبور کرده و گزینه‌ٔ «سرنگونی» به گزینه‌ٔ اصلی و غالب بدل شده است. به بیان دیگر، آبان ۹۸ بر اندیشه‌ٔ سیاسی امروز ایران این مهر را زد که راه‌حل بنیادین نه در بازسازی ساختار موجود، بلکه در برانداختن آن است.

 

تعمیق قطب‌بندی

رادیکالیسم برآمده از آبان هم‌چنین مرزبندی‌های سیاسی را در جامعه ایران شفاف‌سازی کرد. اگر تا پیش از این، جریان‌های مختلف تلاش داشتند با طرح تقسیم‌بندی‌های ساختگی میان جناح‌های حکومتی یا با ارائه‌ٔ «اپوزیسیون‌های قلابی»، میدان سیاست را مبهم و چندلایه نشان دهند، آبان نشان داد که جامعه در نهایت به ۲قطب اصلی تقسیم شده است: از یک‌سو نظام ولایت فقیه با تمام اشکال و پیوست‌های آن؛ و از سوی دیگر جنبش برانداز با پیشتازی مقاومت سازمان‌یافته. سایر دسته‌بندی‌ها هم چون «کف روی آب» با اولین تلاطم کنار رفتند.

 

نقش پررنگ زنان در قیام ۹۸

در این میان، نقش برجسته و تاریخی زنان در آبان ۹۸ را نمی‌توان نادیده گرفت. حضور پررنگ و پیشتازانه‌ٔ زنان در هدایت اعتراضات نشان داد که یک «وجود جدید تاریخی» در متن جامعه ایران شکل گرفته است؛ وجودی که ریشه در پیشتازی چند دهه‌ای زنان در صفوف مقاومت دارد و امروز به یکی از عوامل تعیین‌کننده در مسیر تحولات اجتماعی و سیاسی ایران تبدیل شده است.

 

آبان آغاز است و نه پایان

از سوی دیگر، قیام آبان نه پایانی بر حرکت اعتراضی مردم ایران، بلکه آغاز مرحله‌ای نوین بود که به‌روشنی در قیام سراسری ۱۴۰۱ بازتاب یافت. آن شرایط عینی که آبان را ممکن ساخت، نه‌تنها حفظ شد بلکه تشدید نیز گردید. بحران‌های ساختاری اقتصادی، فروپاشی مشروعیت سیاسی، شکاف‌های اجتماعی و ناتوانی نظام در مدیریت جامعه، همه‌وهمه نشان می‌دهند که زمینه‌های خیزش‌های بعدی نه کم شده و نه مهار شده است. برعکس، قیام ۱۴۰۱ اثبات کرد که آبان ۹۸ تنها نخستین پرده از سلسله‌ قیام‌هایی است که مسیر براندازی را هموار کرده است.

 

رشد کمی و کیفی کانون‌های شورشی

در کنار این تحولات عینی، عامل ذهنی انقلاب نیز در موقعیتی بالنده‌تر و کارآمدتر نسبت به آبان ۹۸ قرار گرفته است. کانون‌های شورشی به‌لحاظ کمی و کیفی رشد کرده‌اند، پراتیک‌های اختناق‌شکن آنها گسترش یافته و مقاومت ایران در عرصه بین‌المللی جایگاهی معتبرتر و اثرگذارتر یافته است. حاصل جمع این دو متغیر -شرایط عینی انفجاری و آلترناتیو کارآمد- هشدار روشنی است برای نظام: «آبان آتشین» هم‌چنان زیر پوست شهرها زنده است و لحظه‌ٔ موعود را ثانیه‌شماری می‌کند.

در یک جمع‌بندی، آبان ۹۸ نه فقط یک قیام، بلکه لحظه‌ای تعیین‌کننده در تاریخ انقلابی ایران بود که مسیر آینده را گشود؛ مسیری که اکنون بیش از هر زمان دیگر به حقیقت نزدیک شده است.

کنوانسیون ایران آزاد ۲۰۲۵؛ مسیر گذار از دیکتاتوری به آزادی

 کنوانسیون ایران آزاد ۲۰۲۵؛ مسیر گذار از دیکتاتوری به آزادی

کنوانسیون ایران آزاد
کنوانسیون ایران آزاد

آیا مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران نیاز به تشریح و روشنگری دارند یا راه حل؟ آیا در این سه موضوع، ناشناخته‌هایی برای مخاطب ایرانی هست؟

از آن‌جا که تخریب سیاست حاکمیت آخوندها تا درونی‌ترین زوایای زندگی مردم ایران اثر گذاشته است، هیچ وجهی از زندگی شخصی و اجتماعیِ مردم ایران نیست که موجب شناخت و آگاهی آن‌ها نشده باشد.

بنابراین مسأله‌ی مبرم و بالفعل ایران‌زمین، راه حل نجات از این وضعیت است. مسأله‌ی مبرم ایران، روشن شدن جایگزین(آلترناتیو)‌ حاکمیت ملایان است. فصل جدید صحنه‌ی سیاسیِ ایران، رقم زدن این دو عنصر تنیده در هم است: راه نجات و جایگزین سیاسی.

برای تشریح این وضعیت، روز ۲۴ آبان ۱۴۰۴به‌مناسبت ششمین سالگرد قیام آبان ۱۳۹۸، کنوانسیون ایران آزاد ــ ۲۰۲۵، توسط مقاومت ایران در واشنگتن برگزار شد. محور اصلیِ این کنوانسیون، «نقشه‌مسیر جمهوری دموکراتیک در ایران» بود.

به موازات این کنوانسیون بزرگ، روزهای ۲۳ و ۲۴آبان، آکسیون‌های ایرانیان آزاده به‌مناسبت سالگرد قیام آبان ۹۸ و برای همبستگی با قیام سراسری، در شهرهای استکهلم، مالمو، کلن، هایدلبرگ، اسلو و کپنهاگ برگزار شد.

 

در کنوانسیون ایران آزاد ــ ۲۰۲۵،‌ نتایج نهایی و جمع‌بندیِ قیام آبان ۹۸ در انواع بیان‌ها تشریح شد: ضرورت سازماندهی به‌عنوان تنها روش تضمین تداوم قیام و انقلاب،

دوری جستن از توسل به هرگونه راه حل در درون حاکمیت،

اتخاذ روش قاطع و رادیکال در مبارزه با حاکمیت،

نفی هرگونه دیکتاتوری در گذشته و آینده‌ی ایران

 و تأکید بر راه حل سوم به‌عنوان تنها راه ملی و مردمی برای پایان دادن به دیکتاتوریِ اشغال‌گر ایران.

سخنرانان در این کنوانسیون به تشریح وجوه گوناگون این الگوها و راه‌حل‌ها پرداختند. نمونه‌های زیر،‌ گزیده‌یی از بررسی و بیان «تغییر در ایران، مسأله اساسی دوران» هستند.

***

 مریم رجوی:  «امروز ششمین سالگرد قیام بزرگ آبان است. تشکیل این اجتماع فرصتی مغتنم است برای بازاندیشی درباره مهم‌ترین موضوعی که مسأله اساسی زمانه ماست: تغییر در ایران چگونه ممکن است؟ این تحولی است که اثرات زنجیره‌یی عمیقی بر منطقه و جهان دارد.

 همه می‌بینیم که حاکمیت آخوندها، پایگاه اجتماعی‌اش تحلیل رفته و از هر جهت فرسوده و ناتوان است. یک‌سوم جمعیت کشور، یک انبار باروت را تشکیل داده‌اند. از این شرایط است که نیروی سازمان‌یافته مقاومت به‌صورت کانون‌های شورشی بپا خاسته است.

 اما سؤال اصلی این است که تغییر چگونه و از چه راهی ممکن است؟ راه‌حل ایران، تغییر رژیم به‌دست مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته آن‌هاست.  همان راه‌حل اصیل، مردمی، مستقل و آزادی‌بخش؛ همان راه و رسمی که در تندبادهای کشتار و قتل‌عام و شیطان‌سازی پابرجا و سربلند مانده است.

خامنه‌ای اعتراف کرد که قیام آبان سازمان‌یافته بود. اما از این به بعد بسا سازمان‌یافته‌تر و بسا آماده‌تر به مصاف شما آمده و خواهند آمد. آن‌ها هستند که سرنوشت یک انقلاب را تعیین می‌کنند. انسان‌های مصممی که از فدای هستی خود نمی‌هراسند.

برنامه ما برای ایران فردا، ترجمان همین رزم و رنج‌هاست. از این رو تضمین می‌کند که مردم ما آینده‌یی داشته باشند بدون شکنجه، بدون اعدام، بدون قوانین شرع آخوندی، بدون تبعیض دینی، بدون تبعیض جنسی و بدون تبعیض ملی. برای تحقق این هدف، دست یاری به‌سوی عموم هموطنان دراز می‌کنم و همه دولت‌ها را فرا می‌خوانم که مبارزه مردم ایران و نبرد جوانان شورشگر با سپاه پاسداران را به‌رسمیت بشناسند.»

 

مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۱: «امروز کجا هستیم و فردا به کجا خواهیم رفت؟ کشوری که وضعیت داخل آن را می‌بینیم رژیمی که نامشروع است و ساختن محلی که همه زنان و مردان بتوانند در آن شکوفا بشوند و آزادی را داشته باشند که شایسته آن هستند.

این اپوزیسیون، واقعی است و آزادی مردم ایران می‌تواند محقق شود و خواهد شد. ما می‌دانیم که این رژیم ضعیف است و به‌لحاظ بین‌المللی بیش از هر زمانی ایزوله است. هم‌چنین مشروعیت این رژیم در داخل ایران صفر است.»

 

 دکتر صوفی سعیدی استاد روابط بین‌الملل، عضو شورای ملی مقاومت: «راه‌حل تغییر وجود دارد. اکنون زمان آن است. به‌طور حساس آلترناتیو دموکراتیک وجود دارد. آلترناتیو، شورای ملی مقاومت ایران است. امروز آماده است که یک انتقال قدرت با یک نقشه‌مسیر و برنامه‌یی پس از انقلاب پیش ببرد که ریشه آن در برنامه ده ماده‌یی خانم مریم رجوی است. تاریخ به ما می‌آموزد که انقلاب‌ها فقط با احساسات به پیروزی نمی‌رسند بلکه موفقیت آنها با آمادگی و تشکیلات و ایده‌هایی است که به حکومت منتقل می‌شود. این دقیقاً علت این است که چرا شورای ملی مقاومت نه فقط جایگزین مناسبی است بلکه غیرقابل اجتناب است.»  

 

جان برکو رئیس و سخنگوی پارلمان انگلستان، ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۹: «من هرگز در کنوانسیون یا گردهمایی سخنرانی نکردم که حتی نزدیک بشود به شور و اشتیاق و انرژی که امروز در این سالن با هم مشاهده می‌کنیم. باید به همه ادای احترام کنم. به شورای ملی مقاومت. به مردمی که هرگز حاضر نشدند شکست را بپذیرند. باید از ساکنان اشرف یاد کنیم که برای این مدت طولانی فداکاری کردند.

من روی سه نکته متمرکز می‌شوم. این رژیم چهل و چند سال تلاش کرده است با بربریت علیه مردم ایران پیش برود. مشخصه آن، عدم بردباری و بی‌رحمی و وحشانیت است و عدم فهم آزادیخواهان و این‌که اصلاً حکومت یعنی چه؟ آنها نفهمیده‌اند که اصلاً حکومت چیست و من این را می‌گویم تا جایی ثبت شود.»

 

کارلا سندرز سفیر آمریکا در دانمارک، گرینلند و جزایر فارو، ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱: «برای من یک افتخار است که به شما در این گردهمایی می‌پیوندم. این فقط یک کنوانسیون نیست این ابراز یک حقیقت سیاسی است که مردم ایران نه فقط دیکتاتوری را رد می‌کنند بلکه هم‌اکنون یک آلترناتیو دارند که می‌تواند این دیکتاتوری را جایگزین کند. من با اطمینان کامل می‌گویم شورای ملی مقاومت یک اپوزیسیون روی کاغذ نیست، بلکه یک دولت در انتظار با حمایت جنبشی است که زندان، اعدام، تبعید و تروریسم را پشت سر گذاشته است.»

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته نودو پنجم در ۵۴زندان مختلف

 

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته نودو پنجم در ۵۴زندان مختلف

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»
تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»

در هفته نودوپنجم در ۵۴زندان مختلف

در این هفته از کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» بار دیگر بر عهد خود برای ایستادگی در برابر ماشین سرکوب و قتل دولتی تأکید می‌کنیم و با یادآوری جان‌باختگان قیام آبان -بیش از ۱۵۰۰زن و مرد و نوجوانی که فدای راه آزادی شدند- ستمدیدگانی که تن به ذلت ندادند و علیه ظلم و استبداد قیام کردند. ما بر ادامه راه آنان تا برچیده‌شدن کامل بساط اعدام و تحقق آزادی و برابری پافشاری می‌نماییم. تا ظلم و بیداد هست آبان ادامه دارد.

در شرایطی وارد هفته نودوپنجم این کارزار می‌شویم که خبر تأیید مجدد حکم اعدام ۳زندانی سیاسی در زندان شیبان اهواز(علیرضا مرداسی، فرشاد اعتمادی‌فر و مسعود جامعی) بار دیگر عمق بی‌رحمی و عادی‌سازی خشونت قضایی-امنیتی علیه معترضان و شهروندان را آشکار می‌سازد.

در هفته‌یی که گذشت یک زندانی به شکل قرون‌وسطایی در ملأعام اعدام شد و شمار اعدام‌ها از ابتدای آبان تاکنون به بیش از ۲۵۰تن رسید؛ آماری تکان‌دهنده که نشان از ابعاد فاجعه‌بار جنایت و سرکوب در ایران دارد.

کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" که تا امروز در ۵۴زندان مختلف ایران صدای خانواده‌ها، فعالان و زندانیان محکوم به اعدام را بازتاب داده است، بار دیگر تأکید می‌کند:

ما مردم، تنها حامی و سپر زندانیان در برابر چوبه‌های دار هستیم.

از همه مردم آزادی‌خواه ایران در هر شهر، هر محله و با هر امکان و توان دعوت می‌کنیم که در برابر این موج هولناک اعدام‌ها سکوت نکنند و صدای اعتراض خود را به هر شکل و در هر سطح علیه اجرای احکام مرگ بلند نمایند.

باید به یاری خانواده‌هایی شتافت که هر هفته در برابر زندان‌ها و نهادهای قضایی، با شجاعت و اندوه اما امیدوار علیه اجرای حکم عزیزان‌شان دست به اعتراض می‌زنند. و باز تأکید می‌کنیم که تنها با همبستگی و اعتراض جمعی می‌توان این ماشین کشتار را متوقف نمود.

 

کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" سه‌شنبه ۲۷آبان ۱۴۰۴ در هفته نودوپنجم در ۵۴زندان زیر در اعتصاب غذا می‌باشند:

زندان اوین(بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار(واحد ۲ و۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم‌آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز(بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان(بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت(بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام

 

سه‌شنبه ۲۷آبان ۱۴۰۴

هفته ۹۵

#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

۱۴۰۴ آبان ۲۹, پنجشنبه

زهره بنی جمالی خواهر( شیرین مجاهدین کارمندی ) سردار سرفراز تهران در جنگ داخلی ای که خمینی بر خلق وانقلاب وفرزندان مبارز ومجاهدش تحمیل کرده بود،جاودانه شد

 زهره بنی جمالی خواهر( شیرین مجاهدین کارمندی ) سردار سرفراز تهران در جنگ داخلی ای که خمینی بر خلق وانقلاب وفرزندان مبارز ومجاهدش تحمیل کرده بود،جاودانه شد.

مجاهد قهرمان زهره بنی جمالی (خواهر شیرین)سمبل مهرورزی ،مسئولیت پذیری آنهم چند وچندین جبهه بود ، کارمندی بودیم تحت هدایت وفرماندهی او جذب نیرو آموزش و شناسائی و عملیات میکردیم -نیروهای قطع را وصل میکردیم- اعزام با ما بود ومهمتر از همه از گرمسار تا جنگل خی پوست ورامسر وپره سردنبال تدارکات رسانی ووصل وجذب نیرو بودشمال و استان سمنان در فاز نظامی به فرماندهی او ومجاهد شهید حیدر نیکان دوباره باز سازی شد.
لاجوردی برای سر او جایزه تعیین کرده بود رقابت برای زنده دستگیر کردن خواهر شیرین بین لاجوردی ومحسن رضائی وفلاحیان که عملیات مشترک میکردند به اوج رسیده بود.
لاجوردی در یادداشتی در یک خانه هوادار که همه شان را دستگیر کرده بود نوشته بود:
که شیرین وعده ما اوین جنازه هایتان را به صلیب خواهیم کشید.
همان هوادار میگفت لاجوردی در به در دنبال شیرین وواحدهای عملیاتی او بود وهنگام حرف زدن لاجودری تمامی دستان ولبهایش میلرزید از بس عقده ووحشت داشت.
عبدالله پیام از او وحشت داشت با این سایه به سایه دنبالش بود اما از این شیر زن مجاهد شکستها متحمل شد
تعهد من که برای او یک کتاب کامل از ۲سال همراهی وبا افتخار تحت مسئولیت او بودن خواهم نوشت.
این زن رها یک الگوی تمام عیار انسانیت ، مهرورزی ، صفا ،شجاعت ،جنگاوری ومسئولیت پذیری بود از تشکیلات ومجاهدان تحت مسئولیت خود مانند تخم چشمانش حفاظت میکرد میگفت این فرمان برادر مسعود واصلی ترین امانت در دستان من است.
اگرچه او هم پرواز کرد ولی او در مسئولیت پذیری های کهکشانی ما در اختناق شکنی کانونهای شورشی ورزم همه رزمندگان وافسران ارتش آزادیبخش ملی ایران واشرف ۳ زنده است .
به او تعظیم میکنم وارزشهائی که او دارا بود وترویج میکردرا حفاظت خواهیم کرد ودرود درود درود ادامه دارد