۱۴۰۵ مرداد ۱۹, دوشنبه

محمدعلی توحیدی در سی‌امین گلریزان همیاری با سیمای آزادی

 محمدعلی توحیدی در سی‌امین گلریزان همیاری با سیمای آزادی

محمدعلی توحیدی
محمدعلی توحیدی

از پرچم‌های همیاری در شهرهای ایران تا حضور جوانان و تحلیل موقعیت رژیم؛ روایتی از همبستگی، مقاومت و چشم‌انداز تحولات پیش‌رو

سلام و خداقوت به همه شما هموطنان عزیز، یاران اشرف‌نشان و همه همیاران سیمای آزادی در داخل خاک میهن زیبامون ایران و همین‌طور در خارج کشور. واقعاً زبان ما قاصر هست از بیان آنچه که در اولین و دومین روز همیاری دیدیم تا این لحظه، از تماس‌های تک‌تک شما یاران مقاومت. مثل همیشه پر از لطف و محبت و پشتیبانی که البته ما هم می‌دونیم خودتون با چه مشکلات و تضادهایی مواجهید. اما صمیمانه و بی‌دریغ، پشتیبان استقلال سیمای آزادی هستید. حضور و مشارکت شما جلوه‌ای از همون مسئولیت‌پذیری ملی است که این رسانه رو در تمام این سال‌ها سرپا و مستقل نگه داشته. از همه شما سپاسگزاریم.

در این ساعت می‌خواهیم بپردازیم به موقعیت رژیم ولایت فقیه، تحولات ماه‌های اخیر و چشم‌انداز پیش روی مردم و مقاومت ایران. اجازه بدهید سلام کنم به آقای محمدعلی توحیدی که در خدمت‌شان هستیم، برادر فرید، و بهشون خوش‌آمد بگیم. خیلی خوش آمدید برادر فرید.

سلام بر شما خانم حشمت، خدمت از ماست. تشکر می‌کنم از شما و هم‌چنین درود می‌فرستم به همه بینندگان سیمای آزادی در داخل و خارج میهن‌مون، به‌خصوص درود می‌فرستم به همیاران سیمای آزادی.

از تهران تا کرمانشاه و ساری؛ وقتی همیاری به خیابانهای ایران رسید

خانم حشمت، یک بار دیگه شاهد حماسه‌ای بودیم همون‌طور که اشاره کردید در این روزها. من امشب از شروع اخبار که نگاه می‌کردم، پرچم‌های همیاری و پلاکاردهای برافراشته همیاری رو در داخل میهن‌مون می‌دیدم؛ از تهران و کرج تا کنگاور و کرمانشاه، آمل و ساری و نقاط دیگر میهن‌مون که شورشگران برای آزادی، همیاری با سیمای آزادی رو، صدای شورشگران، صدای کانون‌ها توصیف می‌کردند. پلاکارت‌ها رو بر در و دیوار زده بودند، در دست‌هاشون گرفته بودند، پیام می‌فرستادند از جای‌جای میهن. بسیار بسیار پرمعنا بود این حضور شورشگران داخل کشور با همیاری.

دیگه دقایقی نگذشته بود که شاهد حضور خواهر مجاهدمون مرضیه باباخانی، خواهر یگانه بودیم. یک بار دیگه هر بیننده‌ای رو، و من‌جمله ما رو تکان داد و به اون روزهای بعد از کودتای ۱۷ ژوئن برد. و با چه شجاعت و دلاوری و فداکاری و پیشتازی زن مجاهد خلق، و سمبل شجاعی مثل خواهر یگانه، و صحنه‌هایی از سوگندهاشو دیدیم در کنفرانس‌های مختلف که حقوق‌دانان و شخصیت‌های شرکت‌کننده به صلابتش، به شجاعتش، به درخشش‌اش، به این‌که می‌گفت بعد از ۱۰ سال، بعد از ۱۱ سال یک لحظه هم با آنچه کردم تردید نکردم.

و با چه شجاعتی در میان تظاهرات هزاران نفر از هموطنانمون فریاد می‌زد، خروش مقاومت سر می‌داد. چهره زن مجاهد خلق رو، جایگاهش رو و قیمتی رو که داده در سیماشو می‌دیدیم، افتخار می‌کردیم. و همین‌طور صحنه‌ها ادامه پیدا کرد تا همین اواخر که شاهد حضور جوانانی بودیم که در پرتو این مقاومت، در پرتو این فدا و صدق نثار شده در طول این سالیان، الهام گرفته بودند، برخاسته بودند، پرچم رو به دست گرفته بودند و می‌گفتند از وفاداری‌شون، ستایش‌شون، تمجیدشون، الهام گرفتن‌شون از قهرمانان شورشگر در داخل میهن، از شهدا. بسیار جالب بود، بسیار جالب بود. به‌هرحال من زیاد می‌توانم صحبت کنم سر برنامه که خب فرصتش الآن نیست. تشکر می‌کنم به‌خاطر دعوت به چنین برنامه‌یی.

خیلی ممنون که دعوت ما رو پذیرفتید. خیلی به‌خوبی گفتید از این برنامه، من هم این رو دیدم و بسیار تأثیرگذار و البته بسیار منقلب شدیم از آنچه که یگانه عزیز در همیاری بیان کردند و همون‌طور که گفتید و جوانان که بسیار زیبا از جذب شدنشون به مقاومت و همیاری‌شون می‌گفتند. خب برادر فرید، فکر کنم که خوبه اول بپردازیم به این‌که الآن در موقعیت سیاسی خاصی هستیم ما. می‌خواستم شما توضیح بدید که در این وضعیت، موقعیت رژیم رو در این اوضاع سیاسی متحول فعلی بگید.

«رژیم در مهلکه سرنگونی گرفتار شده»؛ روایت یک موقعیت متفاوت

بله، موقعیت رژیم ولایت فقیه رو من اگر بخوام خلاصه کنم در یک کلمه، باید گفتش که رژیم در مهلکه سرنگونی گرفتار شده. من وقتی از این مهلکه سرنگونی رژیم صحبت می‌کنم، از دوران سرنگونی یا از ضرورت سرنگونی صحبت نمی‌کنم. اون چیزی است که از ۳۰ خرداد ۶۰، از وقتی که این رژیم مطلقاً یک‌پایه شد، تمام فضاهای سیاسی رو بست و عصر اعدامها و قتل‌عام‌ها شروع شد، در وضعیت و در موقعیتی است که باید سرنگون بشه. ضرورت و حتمیت سرنگونی‌ش از همان زمان به‌اصطلاح مهر خورده. ولی خب در گذر زمان و سالیان، با دلایل قابل فهمی بر سر پاش مونده. در برابرش مقاومت و مردم هم ایستادند، مقاومت تاریخی که آینده ازش بیشتر صحبت خواهد کرد.

مهلکه سرنگونی امروز چیزی متفاوت با این دوران سرنگونیه. به نظر من رژیم در ته خط، آخر ایستگاه و چیزی به پایانش نمانده. دلیل اولش هم این هست که استراتژی این رژیم برای بقاش، که ما از اول گفتیم، مقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران، از اول گفته این رژیمی است که متکی هست به صدور ارتجاع.

از «صدور ارتجاع» تا جنگ هشت ساله؛ استراتژی بقا چگونه شکل گرفت؟

من یادم هست که در سال ۶۰ یا ۶۱ بود که یک سندی از حزب جمهوری که همین خامنه‌ای و بهشتی و رفسنجانی مؤسسین اصلی‌ش بودند و گردانندگان اصلی‌ش بودند و سرکرده‌داری چماق‌داری بود در، اصلاً بهشون می‌گفتند حزب چماق‌داران. این حزب جمهوری اسلامی، که البته نه از جمهوری بویی برده بود و نه از اسلام بویی برده بود، یک سندی منتشر کرده بود که می‌گفت در همون سال ۶۰، ۶۱ حالا، که انقلاب اسلامی، این‌ها مدعی‌ش هستند، اگر در داخل ایران بماند خفه می‌شود و باید صادر بشه.

از همون‌جا شروع شده بود، زمینه‌سازی‌هایی که به جنگ هشت ساله منجر شد و این استراتژی رو ادامه داد. خمینی هشت سال بر اون جنگ اصرار کرد و در پرتو اون صدور اون ارتجاع و چیزهایی که در سرش داشت، ولی در اساس در خدمت بقای خودش بود، این استراتژی بقا رو در پیش گرفت. ما همون موقع همین سند رو افشا کردیم، هم برادر مسعود که مسئول شورا بودند در شورا و در سطح بین‌المللی این وضعیت رو افشا کردند و گفتند و توضیح دادند در مصاحبه‌های مکرر، شاید بیش از هزار مصاحبه و گفتگو با خبرنگاران توضیح داده شد که این رژیم دنبال هلال شیعی هست و دنبال این چیزها هست و از جنگ هم دست برنمی‌داره.و برنداشت.

هشت سال اصرار کرد و به قیمت هزار میلیارد دلار خسارت که خودشان می‌گفتند فقط، یک میلیون کشته فقط در طرف ایران، این جنگ رو ادامه داد تا زمانی که ارتش آزادی‌بخش با اون تهاجم‌های صد رشته تهاجم و بعد هم تهاجم آفتاب، عملیات بزرگ چلچراغ، رژیم ناگزیر شد، وقتی که تیغ سرنگونی رو بالای سر خودش دید، خمینی گفت من زهر می‌خورم، از هر چه گفتم گذشتم، چون می‌گفت من تا ۲۰ سال هم شده جنگ رو ادامه میدم، تا آخرین خانه در تهران جنگ رو ادامه میدم، این حرف‌های خمینی بود، می‌گفت از هر چه گفتم گذشتم، زهر خوردم برایم از مرگ هم سخت‌تره و آتش‌بس رو پذیرفت ولی هیچ‌وقت به صلح حتی با همون دولت بعدی دست‌نشانده‌ای که تو عراق کار اومدن، قرارداد صلح نبست.

محمدعلی توحیدی در سی‌امین گلریزان همیاری با سیمای آزادی ـ قسمت اول

محمدعلی توحیدی در سی‌امین گلریزان همیاری با سیمای آزادی ـ قسمت دوم

محمدعلی توحیدی در سی‌امین گلریزان همیاری با سیمای آزادی ـ قسمت سوم

آموزش برای نسل جوان رهبر مقاومت مسعود رجوی از شماره ۲۳ تا ۳۳

 آموزش برای نسل جوان رهبر مقاومت مسعود رجوی از شماره ۲۳ تا ۳۳

مسعود رجوی؛ اول اسفند ۱۴۰۴- به قول عبید زاکانی: عابد و زاهد و مسلمانا!

 مسعود رجوی؛ اول اسفند ۱۴۰۴- به قول عبید زاکانی: عابد و زاهد و مسلمانا!

۱۴۰۵/۵/۱۸

مسعود رجوی - اول اسفند ۱۴۰۴

مژدگانی که بچهٔ شاه متولی پس گرفتن دین و مذهب از «دجال زمان» شد

به قول عبید زاکانی: عابد و زاهد و مسلمانا!

این خبر چون رسید بر موشان، همه گشتند شاد و خندانا!

فقط نمی‌داند با تناقض یک مبارزه سیاسی برای «پس گرفتن دین و مذهب» در عین مخالفت با

«اسلام سیاسی» چه کند؟!

بیچاره تفاوت جدایی دین و «دولت» را از «سیاست» نمی‌داند

از آنجا که در رویکرد شاهپرستان «حزب فقط رستاخیز» است، نه فقط مجاهدین «فاسد» و مفسد «مارکسیست اسلامی»

بلکه احزاب دمکرات مسیحی در اروپا و مسلم لیگ در هند و پاکستان هم باید منحل شوند

تناقض دیگر این است که بچهٔ شاه به همان قانون اساسی سوگند خورده که در اصل اول متمم آن

شاه باید دارای «طریقهٔ حقهٔ جعفریه اثنی عشریه» و «مروج» آن باشد

بچه شاه «برادران و خواهران سنی و پیروان سایر ادیان، مذاهب و باورها» را هم با هذیان و پارانویای سلطنتی در جیب گذاشته

و از موضع تولیت آنها به «شیعیان مؤمن» اندرز می‌دهد که اگر «دغدغهٔ دین» دارند و می‌خواهند

در آینده ایران

«در آرامش و در قالبی غیرسیاسی و شخصی، مناسک دینی خود را دنبال کنند،  در صف مقدم مبارزه» قرار بگیرند!

از اینرو، شیعیان عزیز که دغدغهٔ دین دارید، با در دست داشتن یک جلد قرآن چاپ

«خدایگان شاهنشاه آریامهر»

در مصلای تهران با پرچم تاج‌نشان «به این مبارزه مقدس» بپیوندید و با شعارهای جاوید شاه

و کینگ رضا پهلوی

آرامش پیدا کنید و مناسک دینی خود را با «فیک» های شاهپرستانه انجام دهید‍! از ابتذال و ذبح کلمه مقدس هم چیزی نپرسید

فقط یادتان باشد که اگر مثل روز عید فطر سال ۵۷ در میدان ژاله مرگ بر شاه بگویید

آن‌وقت مسئولیت قتل‌عام با خودتان است که قدر نظام شاهنشاهی را ندانستید و به آن کافر شدید

اگر هم مثل فدایی‌ها و مجاهدین به فکر براندازی افتادید، شلاق و آپولو در اوین و «فلکهٔ ثابتی»

در انتظار است!

آخر، بیشترین نبرد و بیشترین خون در یک مبارزه سازمان‌یافتهٔ سیاسی و ایدئولوژیک در تاریخ ایران

بین همین مجاهدین شیعه با دیکتاتوری دینی جریان داشته و کتاب قطور شهیدان و قتل‌عام سربداران گواه آن است

یونسی وزیر اطلاعات قبلی رژیم می‌گفت: «مجاهدین خلق اکثرشان یا همه‌شان شیعه هستند به ظاهر، و اکثرشان هم فارس‌اند

ولی بیشترین شرارت را هم مرتکب شدند» (۱۴ مهر ۱۳۹۷)

راستی، اصل موضوع چیست؟ و مگر در تاریخ ایران شاه و شیخ ستمگر همراه و همزاد و دو روی یک سکه نبوده‌اند؟

اصل موضوع این است که بچه‌شاه با هر ایدئولوژی که حاصل آن سازمان‌یافتگی و برانداختن آتشین شیخ و شاه ستمگر از ریشه باشد

از اساس مخالف است و آن را در شریعت دیکتاتوری و وابستگی برنمی‌تابد

با یک نگاه به مسابقهٔ عدد و رقم‌سازیهای میلیونی خامنه‌ای و بچه شاه در حمایت‌های موهوم ملت ایران از خودشان

به‌روشنی می‌توان دریافت که در سرقت انقلاب و غصب حق حاکمیت جمهور مردم نیز مشابه یکدیگرند

آن یکی انقلاب ضدسلطنتی را ربود و این یکی برای ربودن انقلاب دموکراتیک و رود خروشان خون شهیدانش خیز برداشته است

ادا و اطوار خمینی را در می‌آورد اما در واقع کاریکاتور خمینی است چون فاصله در تعادل‌قوای اجتماعی و سیاسی نجومی است

حرف شورشگران این روزگار هم ساده و روشن است. فقط دو کلمه است:

بیـا! بیـا!

مـرگ بـر ستمگـر، چـه شـاه باشـه چـه رهبــر