۱۳۹۴ فروردین ۱۳, پنجشنبه

ربط بحرانهای اوج گرفته به لق شدن پایه ولایت‌فقیه؟

ربط بحرانهای اوج گرفته به لق شدن پایه ولایت‌فقیه؟



         از سايت سازمان مجاهدين خلق ايران
مراسم عزاداری  در حضور خامنه‌ای

مراسم عزاداری در حضور خامنه‌ای

آخوند احمد خاتمی، گماشته خامنه‌ای در یک مجلس روضه‌خوانی که در حضور خامنه‌ای در هفتم فروردین‌ماه تشکیل شده بود، به تفصیل راجع به ولایت مطلقه فقیه صحبت کرد. سؤال این است که در شرایطی که رژیم درگیر بحرانهایی است که هر یک از دیگری برای رژیم حیاتی‌تر است، علت طرح مسأله ولایت‌فقیه چیست؟ و آیا این برای انحراف افکار نیست؟
از قضا باید ضروت طرح چنین مسأله‌ای را در وجود همان بحرانها جستجو کرد. بحرانهایی که رژیم در همه آنها گیر کرده و هیچ راه‌حلی برایشان ندارد. مسئول شماره یک همه شکستها و فضیحتها و مشکلات پیش آمده برای رژیم هم ولی‌فقیه است. این وضعیت، باعث می‌شود که پایه‌های ولایت‌فقیه، حتی در اذهان نیروهای رژیم لق شود.
نگاهی خیلی گذرا به این بحرانها این موضوع را روشن‌تر می‌کند. بعد از 20دور، یا بیش از 20 دور مذاکراتی که یک سال ونیم درباره مسأله اتمی رژیم جریان داشته، اکنون رژیم در تنگنای پاسخگویی صریح قرار گرفته است. مسأله هم خیلی ساده عبارت است از کشیدن دندان اتمی رژیم و اوراق کردن پروژه‌یی که رژیم صدها میلیارد دلار برایش هزینه کرده و ملت را به خاک سیاه نشانده است. ولی‌فقیه یا به این خواسته جامعه بین‌المللی تن می‌دهد و از
بمب اتمی دست برمی‌دارد که آن وقت جواب مردم و قبل از آن جواب نیروهای خودش را چه خواهد داد؟ و در نبود بمب اتمی، تضمین موجودیتش چه خواهد شد؟ یا به آن تن نخواهد داد؛ در این صورت، همه می‌دانند که معنی آن چیست و چطور هم با تشدید تحریمها و هم با خطر گزینه نظامی مواجه خواهد شد.
در بحران یمن که به قول تحلیلگران رژیم، اهمیتش برای رژیم دهها برابر مسأله اتمی است، نه تنها تمام سرمایه‌گذاریهای رژیم بر باد رفته، بلکه نظام ولایت در انزوایی قرار گرفته که در تمام طول عمر آن سابقه نداشته است. یک طرف تمام کشورهای منطقه و تمام دنیا هستند و یک طرف دیگر رژیم مانده است با سایه‌های خودش در یمن و لبنان و سوریه و… همین!
همزمان با اینها، در تکریت و استان صلاح‌الدین هم که رژیم با آن همه هیاهو لشکرکشی کرده بود، مفتضحانه شکست خورده است. پهلوان پنبه نظام،
قاسم سلیمانی با گوشهای آویزان، از تکریت فرار کرده و به نزد خامنه‌ای برگشته است. وضعیت فاجعه‌بار اقتصادی و بحرانهای متعدد اجتماعی از بیکاری و محیط زیست تا حاشیه شهرها و… هم در جلوی چشم مردم وجود دارد. همه این بحرانها و مشکلات روی سر دیکتاتور و ولی‌فقیه خراب شده و پایه‌های ولایت را لرزانده و لق کرده است.
طبعاً در یک دیکتاتوری قرون‌وسطایی و در حاکمیت فاشیسم مذهبی موسوم به ولایت‌فقیه نباید انتظار داشت که مثل نظامهای امروزی، بالا و پایین رفتن موقعیت دولت و حکومت از طریق نظرسنجی یا آرایی که در شوراها و پارلمان به دست می‌آید، قابل اندازه‌گیری با عدد و رقم باشد. اما با این همه شاهد هستیم که علی مطهری نماینده مجلس ارتجاع حتی بعد از حمله‌یی که باند ولی‌فقیه به او کرد، می‌گوید: «این معنی ندارد که چون نظر ولی‌فقیه است دیگر کسی نتواند حرف بزند». این حرف از درون رژیم برای دیکتاتور، آن هم از نوع ولایت‌فقیهی آن، یعنی شلیک به قلب نظام. اما اگر همین حرف و حرفهای مشابه هم ظهور علنی نمی‌یافت؛ حرفهایی که از یک سال پیش این‌جا و آنجا در داخل خود رژیم شروع شده و بدون شک اندکی از بسیار است؛ نفس دفاع مسخره و ضد و نقیض آخوند خاتمی (که در اول همین مطلب به آن اشاره کردیم) خود بهترین و روشن‌ترین گواه لق شدن پایه‌های ولی‌فقیه است. حرفهایی که خمینی هرگز به آن نیازی نداشت.
آخوند خاتمی از سر لاعلاجی وارد زمینه‌ای شده که هر حرفی بزند، خودش را گیر می‌اندازد. مثلاً برای حفظ ظاهر می‌گوید: «این حرف درست نیست که ولایت‌فقیه یعنی این‌که هر کاری دلش خواست می‌تواند بکند». اولاً این حرف و ادعای دروغ، هم با تصریحات خود خمینی که تز ننگین ولایت‌فقیه را مطرح کرده در تناقض است و هم با عمل روزمره رژیم.
وانگهی خمینی شخصاً تصریح کرده بود که ولی‌فقیه می‌تواند یک جانبه تمام قراردادهایی را که با مردم بسته، فسخ کند. حتی می‌تواند جلو عبادات مردم را هم بگیرد. آخوندهای سرسپرده رژیم هم به کرات گفته‌اند که ولی‌فقیه فوق قانون است. اما صرف‌نظر از همه اینها خود خاتمی در همین جمله خودش می‌گوید که اختیارات ولی‌فقیه هیچ فرقی با اختیارات پیامبر ندارد. بگذریم که در عمل، در این رژیم اختیاراتی بالاتر از پیامبر برای ولی‌فقیه قائلند.
آنچه تیغکش خامنه‌ای را به چنین ضد و نقیض‌گویی واداشته، تناقض و بن‌بستی است که هیچ راه‌حلی ندارد و دجالان ولایت هم با هر اندازه سفسطه و آسمان و ریسمان به هم بافتن نمی‌توانند این استبداد مطلقه و فاشیسم دینی را رنگ‌آمیزی و آرایش کنند و به این عصر و زمانه تحمیل کنند

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر