۱۳۹۴ فروردین ۱۶, یکشنبه

بياد قيام قهرمان تبريزسرزمين آذر آبادگان سرزمين شورش وانقلاب سردار محمد خياباني همراه با چند عكس

شهید‌ شیخ محمد خیابانی؛ نماد نبوغ سیاسی و اجتماعی در دوران ما

بر خلاف خميني وخميني صفتان كه نام روحاني وروحانيت را آلوده كردند
محمد خياباني- یک مصلح درگیر، یک روحانی واقعی، یک آزادیخواه روشنگر و یک بیداری‌آفرین فداکار اوصاف اوست که در چنین روزی قیام کرد.... شیخ‌محمد خیابانی به عنوان یک عالم اسلامی و مصلح دینی، همواره مواضع مستقلی داشت. او در سراسر زندگی سیاسی خود به‌هیچ وجه آلوده نشد و نه ‌تنها پیوستگی به سیاست بیگانه‌ای نداشت و جز عشق به دیار و سرزمین ایران چیزی محرک و پشتیبان او نبود، بلکه آلودگی و جاه‌طلبی‌ در او نبود. بالاتر از همه اینکه ابداً توقع مادی از کسی نداشت و هرگز زندگی خود را به پستی‌ها و کوته‌نظری‌هایی که یگانه محرک دیگران بود نیالود.او چندین سال، یکی از مؤثرترین مردان سیاست ایران بود، با این همه در زندگی ساده نزدیک به تهیدستی زیست و روزی که از جهان رفت، اندوخته محقردیگران را هم نداشت.
17 فروردین 1299 : آغاز قیام روحانی مبارز شهید شیخ محمد خیابانی در تبریز


شیخ محمد خیابانی از جوانی به فراگیری علوم دینی روی آورد و به سرعت مدارج علمی را طی نمود. پس از نهضت مشروطه، زندگی او وارد مرحله جدیدی شد. و با تشکیل جمعیتی مبارز، در راه پیروزی مشروطه، گام‏های مهمی در تبریز برداشت. وی در این میان روزنامه تجدد را منتشر کرد و خواهان اجرای قوانین مشروطه و احیای آن گردید. خیابانی سپس به رهبری فرقه دموکرات آذربایجان برگزیده شد و همگام با انتشار روزنامه تجدد، به کارهای سازنده دیگری در جهت پیشبرد اهداف و تامین آسایش مردم دست زد. همچنین نقش وی پس از محاصره تبریز در دوره استبداد صغیر بسیار حساس بود. پس از راه‏یابی شیخ محمد خیابانی و پنج تن از دوستانش به مجلس شورای ملی، وثوق الدوله صدر اعظم قاجار تصمیم گرفت که شیخ را از سر راه خود بردارد. لذا عده‏ای از صاحب منصبان نظامی را با افراد تعلیم دیده به تبریز فرستاد. با ورود متجاوزان به شهر تبریز، خیابانی بر ضد دولت قیام کرد و در کمتر از دو روز تمام ادارات شهر را به تصرف درآورد. این پیروزی و نهضتِ خیابانی، بیش از پنج ماه ادامه داشت. شیخ در حیاط ساختمان تجدد به ایراد نطق‏هایی می‏پرداخت و مردم با اشتیاق تمام، پای صحبتش می‏نشستند. این سخنان به زبان آذری بود و ترجمه فارسی‏اش هر روز در روزنامه تجدد چاپ می‏شد. در این پنج ماه، خیابانی و جنبش او با خطرهای فراوانی مواجه بودند، اما بر همه پیروز شدند و آتش توطئه‏ها را خاموش کردند. شیخ محمد خیابانی در نهضت خویش بر ارشاد افکار عمومی و ارتقای میزان آگاهی آنان به منظور نیل به اهداف خویش تأکید داشت، به همین دلیل، در صدد تجهیز قوای مسلح خویش برای دفاع از نهضت برنیامد. وی همچنین در جریان جنگ جهانی اول، در برابر فشار روس‏ها مقاومت نمود و در عین حال از نفوذ کمونیسم نیز جلوگیری می‏کرد. عاقبت با ورود مخبرالسلطنه، والی جدید تبریز و شکست محاصره این مبارز انقلابی، در 21 شهریور 1299 ش برابر با 29 ذیحجه 1338 ق توسط نیروهای دولتی بازداشت شد و به شهادت رسید.
*******************************************************

وقتی وثوق الدوله اقدام به عقد قرارداد 1907 با انگلیسی ها نمود، روزنامه تجدّد ـ که مدیر مسئول آن شیخ محمد خیابانی بود ـ طی مقالاتی، بی اعتبار بودن آن را گوش زد نمود و نوشت: 
مادامی که این قرارداد از تصویب مجلس نگذشته، آن را بیش از یک ورق پاره چیز علی حده نمی دانیم و ترتیب اثری به آن نمی دهیم.

نمایندگان آذربایجان تحت قیادت رهبر مقتدر خویش، مرحوم خیابانی، با حضور فعال در مجلس با این قرارداد به مخالفت برخاستند. وثوق الدوله برای خنثی کردن اقدامات دموکرات ها دست به حرکت هایی زد تا بتواند قرارداد را از تصویب مجلس بگذراند. او سعی در محدود کردن فعالیت دموکرات ها نمود. اقدامات وثوق الدوله موجب تشدید فعالیت خیابانی شد و حزب دموکرات کنترل تبریز را به دست گرفت.
آغاز قیام
با آغاز قیام شیخ محمد خیابانی در فروردین 1299، دو روز تمام نیروهای انقلابی شهر و ادارات دولتی تبریز را تصرّف کردند. شش ماه با کمال متانت مقاصد مورد نظر انقلابیون پی گیری شد و با هرگونه هرج و مرج و فتنه جویی برخورد می شد.  به شهادت اشخاص بی طرف از تجار و کسبه و اعیان، اگر قیام انقلابیون تبریز نبود و یا آن که این نهضت در دست کس دیگری بود، حتما مملکت به طرف هرج و مرج می رفت. تنها فداکاری حزب دموکرات و درایت و کفایت و تدبیر شهید خیابانی بود که جلو این سیل بلا گرفته شد و مملکت از بدبختی غیر قابل تحمل نجات و استقلال ایران و اموال و اعراض اهالی از تعدی و تجاوز اشرار حفظ شد.
تعقیب خیابانی
پس از تصرف مقر حکومت مجاهدان تبریز به دست قزاق های کلنل روسی و نیروهای حکومتی، مخبرالسلطنه به تعقیب شیخ محمد خیابانی پرداخت. وقتی قزاق ها به خانه خیابانی حمله کردند، او قبل از این که آنها به او دست بیابند از راه پشت بام خود را به خانه شیخ حسن علی میانجی رساند. شیخ حسن علی به خیابانی اصرار کرد که از مخبرالسلطنه برای او تأمین بگیرد. اما رهبر شجاع قیام تبریز گفت: شما شخصیت بزرگی هستید. او کوچک تر از آن است که شما نزد او بروید. اصرار شیخ حسن علی به جایی نمی رسد و آخرین سخنی که شیخ محمد خیابانی در پاسخ به اصرارهای او گفت این بود که «من کشته شدن را به تسلیم شدن در برابر مخبرالسلطنه ترجیح می دهم. من پیش دشمن زانو بر زمین نمی زنم. من فرزند انقلابم». شیخ حسن علی با شنیدن این حرف ها و این همه شهامت و استقامت شیخ را تحسین کرد.
*****************************************************************

یکی از موثق‌ترین منابع، درباره مصلح اسلامی و شهید مجاهد دینی و ملی، شیخ‌محمد خیابانی تبریزی، کتاب «شرح حال و اقدامات شیخ‌محمد خیابانی» است که به قلم چند نفر از دوستان و آشنایان او نوشته شده است.
این کتاب را حسین کاظم‌زاده ایرانشهر در برلین در سال ۱۳۰۴ هجری شمسی، یعنی حدود پنج سال پس از شهادت خیابانی منتشر کرد.
وی در بخشی از مقدمه کتاب می‌نویسد:
من شیخ‌محمد خیابانی را از نوادر رجال عهد اخیر می‌شمارم و از این نقطه نظر یک قیمت اجتماعی به مجاهدات او می‌دهم، بنابراین تذکیر و تخلید نام او را از فرایض خود ‌شمردم و طبع شرح حال آن رادمرد آزاداندیش و با فکر و اراده را برای راهنمایی جوانان ایران لازم دانستم.
اغلب ایرانیان و به‌خصوص اهالی ایالات دوردست ایران در موضوع شخص خیابانی و اقدامات و مقاصد سیاسی او که در پررنج‌ترین موقع خطرناک سیاسی ایران، امور آذربایجان را به دست گرفت و از ورطه پریشانی نجات داد، به‌کلی بی‌خبرند. این رساله هویت و شخصیت او را به‌خوبی معرفی و بی‌خبران را از افکار و آمال و خدمات آن مرحوم آگاه خواهد ساخت و نشان خواهد داد که آن نادره زمان مردی با فضل و کمال و صاحب متانت و شور و حرارت و فکر و اراده بود و در راه نجات ایران با سر خود بازی کرد.

زندگینامه
از کسانی که درباره زندگی و اقدام‌ها و افکار و آرمان‌های خیابانی پژوهشی دامنه‌دار را به سامان رسانیده است، سیدعلی آذری نویسنده کتاب «قیام شیخ‌محمد خیابانی» است. کتاب وی شامل نطق‌های خیابانی و یکی از خدمات ارزنده فرهنگی و ملی و دینی این روزگار است. در این کتاب، چهره یک مصلح درگیر، یک روحانی واقعی، یک آزادیخواه روشنگر و یک بیداری‌آفرین فداکار ترسیم شده است. در مقدمه کتاب آمده است:
شیخ‌محمد خیابانی، فرزند حاجی عبدالحمید خامنه‌ای، درسال ۱۲۹۷ هجری قمری، در همان قصبه خامنه ـ‌که یکی از قصبات مهم ارونق، توابع تبریز به شمار می‌رود‌ـ‌ پا به عرصه وجود گذاشت. حاجی عبدالحمید پدر شیخ در روسیه تجارت می‌کرد و حدود ۳۰ سال در «پطروفسکی» (نام باستانی این شهر «مخاچ‌کالا» است که پایتخت داغستان بود)، اقامت داشت و به کار تجارت مشغول بود. شیخ‌محمد خیابانی در طفولیت، در همان خامنه به مکتب سپرده شد. مقدمات دروس معموله آن زمان را تمام و برای اولین‌بار به روسیه مسافرت کرد و مدتی در تجارتخانه پدرش به آموزش رموز اقتصاد زمان مشغول [بود] و پس از چندی به تبریز بازگشت.

زهد
مرحوم خیابانی، علاوه بر فضایل و کمالات علمی اخلاقاً نیز مقام ارجمندی داشت. بیانش به زبان مادری و لسان پارسی بسیار رسا و شیرین و در عین حال، برّان و در زهد و تقوا و پرهیزکاری نیز مشهور و معروف همگان بود.


سیمای یک مصلح
با قدم‌های بلند پیش می‌آید، نزدیک می‌شود، گره بر ابروانش می‌زند و ناظران را به طرف خود دعوت و معنی شرافت را برای آنها بیان می‌کند. پارچه سفیدی مانند هاله نور بر اطراف سرش پیچیده است و چشمان جذاب او از زیر عینک سفیدش برق می‌زند. سیمای دلچسب، چهره‌ای بشاش، اراده‌ای آهنین و لایَتَزَلْزَل، روحی پاک و فداکار و قلبی سرشار در عشق شرافت و اصلاح و عظمت دارد.
آخرین کلماتش را با جمله: «مرگ شرافتمندانه بهتر از حیات بی‌شرفانه است»، خاتمه می‌دهد:

 جوانان! امیدهای آتیه وطن! بدانید که همواره افتخارات حقیقی در میانه جانفشانی‌هاست.
 شرافت واقعی نصیب کسی است که برای راحتی دیگران جان‌نثاری می‌کند
 و در میدان مبارزه حیات اجتماعی، پشت به حملات روزگار نشان نداد و مغلوب مصائب طاقت‌فرسا نشد.

ازوبلاگ > مؤذن جامی، محمدهادی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر