۱۴۰۴ اسفند ۲۳, شنبه

خاورمیانه در آستانه انفجار- آرایش قوا، بازیگران منطقه‌ای و چشم‌انداز جنگ ایران

 خاورمیانه در آستانه انفجار- آرایش قوا، بازیگران منطقه‌ای و چشم‌انداز جنگ ایران

مقدمه

جنگی که در هفته‌های اخیر میان رژیم ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر آغاز شده، اکنون از مرحله شوک اولیه عبور کرده و وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر شده است؛ مرحله‌ای که در آن نه‌تنها قدرت نظامی بلکه توان مدیریت بحران، کنترل نیروها و حفظ توازن منطقه‌ای نقش تعیین‌کننده پیدا می‌کند. این جنگ تنها یک درگیری محدود میان دو طرف نیست؛ بلکه در صورت گسترش، می‌تواند بخش بزرگی از خاورمیانه و حتی اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. اکنون پرسش اصلی این است که آرایش قوا چگونه شکل گرفته، فرماندهی نیروهای رژیم در دست چه کسانی است، منطقه تا چه اندازه درگیر شده و چشم‌انداز ادامه جنگ چه خواهد بود.


آرایش نیروها در میدان جنگ

در میدان نظامی، برتری تکنولوژیک و هوایی در اختیار آمریکا و اسرائیل قرار دارد. این دو بازیگر با تکیه بر توان اطلاعاتی، ماهواره‌ای و تسلیحات دقیق، توانسته‌اند بخش‌هایی از زیرساخت‌های نظامی و مراکز حساس رژیم را هدف قرار دهند. در مقابل، رژیم ایران تلاش کرده با استفاده از موشک‌های بالستیک، پهپادها و شبکه نیروهای نیابتی خود در منطقه، نوعی توازن ایجاد کند.

به همین دلیل جنگ شکل کلاسیک و متعارف ندارد، بلکه بیشتر به جنگی چندلایه تبدیل شده است؛ جنگی که هم در آسمان، هم در دریا و هم در میدان‌های نیابتی منطقه جریان دارد. رژیم می‌کوشد با گسترش میدان درگیری و افزایش هزینه‌های جنگ برای طرف مقابل، فشار نظامی را خنثی کند.


کنترل نیروهای رژیم در دست کیست

پس از تحولات اخیر و ضرباتی که به برخی مراکز فرماندهی وارد شد، مهم‌ترین مسئله برای رژیم حفظ زنجیره فرماندهی بوده است. در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، فرماندهی نهایی در اختیار رهبر و شبکه امنیتی وابسته به بیت رهبری قرار دارد و سپاه پاسداران بازوی اصلی اجرای تصمیمات نظامی محسوب می‌شود.

در شرایط جنگی، سپاه نقش محوری در مدیریت میدان دارد. فرماندهان سپاه، نیروهای بسیج و ساختارهای امنیتی تلاش می‌کنند کنترل داخلی را حفظ کنند و همزمان عملیات منطقه‌ای را مدیریت نمایند. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند که در شرایط فعلی، مرکز ثقل فرماندهی بیشتر در ساختار امنیتی ـ نظامی متمرکز شده تا در دولت رسمی.


دامنه جنگ در منطقه

یکی از مهم‌ترین نگرانی‌ها گسترش جنگ به کشورهای منطقه است. عراق به‌دلیل حضور نیروهای وابسته به ایران و همچنین پایگاه‌های آمریکا، یکی از حساس‌ترین نقاط درگیری به شمار می‌رود. لبنان نیز به‌واسطه حضور حزب‌الله در معرض کشیده شدن مستقیم به جنگ قرار دارد.

در خلیج فارس نیز نگرانی درباره امنیت کشتیرانی و تنگه هرمز افزایش یافته است. این تنگه یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای انتقال نفت در جهان است و هرگونه ناامنی در آن می‌تواند بازار انرژی جهانی را دچار بحران کند. کشورهایی مانند امارات، قطر و عربستان نیز از نزدیک تحولات را دنبال می‌کنند، زیرا هرگونه گسترش جنگ می‌تواند مستقیماً امنیت و اقتصاد آنها را تحت تأثیر قرار دهد.


ائتلاف‌های منطقه‌ای و بین‌المللی

در حال حاضر یک ائتلاف رسمی و گسترده مانند جنگ‌های بزرگ گذشته شکل نگرفته است، اما نوعی صف‌بندی غیررسمی در حال شکل‌گیری است. آمریکا و اسرائیل محور اصلی عملیات نظامی هستند و برخی کشورهای غربی به‌صورت سیاسی یا اطلاعاتی از این محور حمایت می‌کنند.

در مقابل، رژیم ایران تلاش می‌کند از شبکه نیروهای همسو در منطقه برای افزایش فشار استفاده کند. این شبکه شامل گروه‌هایی در لبنان، عراق و برخی نقاط دیگر منطقه است. با این حال، بسیاری از کشورهای منطقه تمایل دارند از ورود مستقیم به جنگ جلوگیری کنند و بیشتر به دنبال کنترل بحران و جلوگیری از گسترش آن هستند.


چشم‌انداز جنگ

تحلیلگران سه سناریوی اصلی برای آینده این درگیری مطرح می‌کنند.

سناریوی نخست ادامه جنگ فرسایشی است؛ یعنی حملات محدود اما مداوم که می‌تواند هفته‌ها یا حتی ماه‌ها ادامه پیدا کند. این سناریو در حال حاضر محتمل‌ترین گزینه به نظر می‌رسد.

سناریوی دوم گسترش جنگ به سطح منطقه‌ای است؛ حالتی که در آن بازیگران بیشتری وارد درگیری شوند و دامنه جنگ از ایران و اسرائیل فراتر رود.

سناریوی سوم نیز رسیدن به نوعی آتش‌بس یا توافق سیاسی پس از افزایش هزینه‌های جنگ برای طرفین است؛ هرچند در شرایط فعلی نشانه روشنی از چنین توافقی دیده نمی‌شود.


جمع‌بندی

در مجموع می‌توان گفت که جنگ وارد مرحله‌ای حساس شده است. رژیم ایران هنوز توان نظامی و منطقه‌ای خود را حفظ کرده، اما تحت فشار شدید نظامی و اقتصادی قرار دارد. در مقابل، آمریکا و اسرائیل برتری تکنولوژیک و اطلاعاتی دارند، اما برای دستیابی به نتیجه قطعی با چالش‌های جدی روبه‌رو هستند.

از همین رو، آینده این جنگ بیش از هر چیز به دو عامل بستگی دارد: نخست میزان گسترش درگیری در منطقه، و دوم توان هر یک از طرف‌ها در مدیریت فشارهای نظامی، سیاسی و اقتصادی. آنچه مسلم است این است که سرنوشت این جنگ تنها به میدان نبرد محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند معادلات سیاسی خاورمیانه را برای سال‌های آینده تغییر دهد.

                                                         شهرام بهزادی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر