۱۳۹۴ فروردین ۱۶, یکشنبه

در گرما گرم بيانيه لوزان بر سر اتمي رژيم - شما را به مطالعه يك مقاله قديمي دعوت ميكنيم- چارلز کروتامر, مجله تایم,

حتی اگر باور داشته باشیم که ایران برنامه سلاح های هسته ای اش را متوقف کرده است، بیاییم و فشارها بر ایران را کم نکنیم.
چارلز کروتامر, مجله تایم, .
برگردان :هلیا جوانشیر


http://www.irandarjahan.net


برای دموکراتها، خبر خوب در عراق خبر بد است. برای من، خبر خوب خبر خوب است؛ چه از عراق باشد و چه از ایران. حقیقت حقیقت است. و اگر نتیجه گیری های آخرین گزارش سازمان اطلاعات درباره برنامه هسته ای ایران درست باشد، این گزارشات نسبتا دلگرم کننده هستند. تنها نسبتا، زیرا حساس ترین نتیجه گیری اش را– که ایران برنامه سلاح های هسته ای مخفی اش را که قبلا متوقف کرده بود از سر نگرفته است- با "اطمینانی نسبی" مطرح کرده است.

اول، خبر خوب. برای هسته ای شدن، شما به سه اصل احتیاج دارید :
1) ماده اولیه، 2)امکان تبدیل ماده اولیه به سلاح و 3)موشک هایی که با آن بتوان سلاح ها را حمل کرد. راجع به اصل 1 و 3،ایران دارد با سرعت عمل می کند و مصمم به غنی سازی اورانیوم (با 2000 تا 3000 سانتریفوژ در حال کار) و توسعه و آزمایش موشک های دور برد است.
گزارش سازمان اطلاعات به ما می گوید که این مرحله میانی – غنی سازی اورانیوم برای ساختن بمب- معلق شده است.

و اکنون مسائلی که باید به آنها توجه کرد. اول، تسلیحاتی کردن غیر شفاف ترین بخش از این سه جزء است. ایران هیچ وقت آن را اعلام و یا تصدیق نکرد. به سختی می توان از آن اطلاعات موثقی بدست آورد. ثانیا، منطق قضیه عجیب است. ما اکنون معتقدیم که برنامه تسلیحاتی شدن در پاییز سال 2003، زمان تعلیق غنی سازی اورانیوم، متوقف شد. به هر حال وقتی غنی سازی اورانیوم چند ماه بعد از به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد از سر گرفته شد، برنامه تسلیحاتی کردن (آن طوری که به ما گفته شده)از سرگرفته نشد.

این خیلی منطقی به نظر نمی رسد. غنی سازی اورانیوم آشکارتر است و به همین دلیل امکان این که تحریم به دنبال داشته باشد بیشتر - که همین طور هم شد. چرا این مورد را دوباره فعال کنید و نه برنامه تسلیحاتی مخفی را که فی نفسه کمتر در چشم است؟ و چرا مقدار زیادی روی سانتریفوژهای غنی سازی و موشک ها برای حملشان سرمایه گذاری کنید اگر در نهایت سلاح نخواهید ساخت؟

با این وجود، ما ازافتضاح سلاح های کشتار جمعی عراق یاد گرفتیم که منطق جایگاه بسیار کوچکی در تخمین زدن رفتارهای رژیم های رادیکال دارد. صدام حسین بلوف زد وقتی که می توانست به راحتی صریحا از برنامه سلاح کشتار جمعی ای حرف بزند که دیگر وجود نداشت و راهش به جنگی ختم شد که هزینه اش رژیم و زندگی اش بود. به این ترتیب ما باید آماده هزینه کردن باشیم که بلوف و تظاهرکردن می تواند قسمتی از بازی هسته ای ایرانیان نیز باشد. ثالثا، به نظر می آید که ما به خبری بزرگ و داغ اعتماد می کنیم که این تابستان به ایالات متحده رسید. رئیس جمهور جورج بوش این خبر را اعلام کرد و بعد مدتی صبر کرد تا مطمئن شود این خبر جعلی نبوده باشد. هیچ کس نمی تواند این بازی های تودرتوی ماموران دو جانبه – و سه جانبه را بفهمد، و شاید به همین دلیل در این گزارش آخر صحت این خبر با "اطمینان نسبی "اظهار می شود.

به فرض پذیرفتن این که خبر درست است، می شود این نتیجه را گرفت- که ایران جاه طلبی های هسته ای اش را کنارگذاشته است- این نه تنها اشتباه است بلکه خود این گزارش خلافش را بیان می کند. تعلیق به معنی کنار گذاشتن نیست. این برنامه می تواند هر زمانی از سر گرفته شود. حقیقت این است که مقدار (زمان) زیادی در توسعه غنی سازی اورانیوم و موشک صرف شده است (و دیگر اصل اساسی برای برنامه تسلیحاتی شدن هسته ای) در حالی که قسمت تسلیحاتی شدن در حالت کمون باقی مانده، مدرکی نگران کننده برای کشوری است که می خواهد هسته ای بشود ولی با فشارهای بین المللی محدود می شود.

و به همین دلیل منتقدان ادعا می کنند که این گزارش سازمان اطلاعات که گویا فرمانی است برای سیاست جدید و نرم تری برای برخورد با ایران، اشتباه است. جان ادواردز به سرعت گفت که گزارش، رای او علیه اعلام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان یک موسسه تروریستی و تحمیل تحریم های بیشتر بر ایران را توجیه می کند. ولی نتیجه گیری اصلی این گزارش آن بود که ایران کارهای هسته ای اش را- شامل تعلیق قسمت تسلیحاتی شدن- در عکس العملی بر اساس هزینه-فایده در مقابل فشارهای خارج قاعده مند می کند. همه این ها دقیقا پرونده ای برای تحریم ها می سازند. به علاوه، انتقادات به نظر نمی رسد که به زمان توقف غنی سازی و تسلیحاتی کردن توجه کرده باشند: پاییز سال 2003، قبل از به پا خاستن شورش عراقی ها و در زمانی که پیروزی سه هفته ای امریکا در بغداد در خاورمیانه هم چنان طنین می انداخت، و کسانی که به دنبال سلاح های کشتار جمعی بودند مثل قذافی در لیبی را می ترساند تا برنامه های هسته ای شان را همگی کنار بگذارند. زمان بندی ها این فکر را به ذهن می آورد که اعمال گزینه نظامی در عراق موجب تعلیق تسلیحاتی کردن برنامه هسته ای ایران شد
.

گزینه نظامی ممکن است اکنون لازم نباشد. اگر تسلیحاتی کردن معلق شده، فضا برای تحریم ها بزرگتر شده اند. ولی هیچ استدلال منطقی ای برای خارج کردن گزینه نظامی از ممکنات وجود ندارد. اگر ایرانیان از مذاکره جدی سرباز بزنند- مذاکره کننده جدیدشان می گوید که تمامی مذاکرات قبلی از اعتبار ساقط است و صحبت ها به نقطه اول بازگشته است-گزینه نظامی باید روی میز و در چشم انداز باقی بماند.
مترجم : هلیا جوانشیر

چارلز کروتامر, مجله تایم, .

برگردان :هلیا جوانشیر

http://www.irandarjahan.net

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر