۱۴۰۵ خرداد ۷, پنجشنبه

هزار جوان ایرانی چه می‌گویند و چه می‌خواهند؟ بیانیه نسل ضد دیکتاتوری و ضد وابستگی با چراغ راهنمای «نه شاه، نه شیخ» نوشته شهرام بهزادی

 هزار جوان ایرانی چه می‌گویند و چه می‌خواهند؟ بیانیه نسل ضد دیکتاتوری و ضد وابستگی با چراغ راهنمای «نه شاه، نه شیخ»



در میان هیاهوی جنگ روایت‌ها، پروژه‌های بازسازی سلطنت، و تلاش رژیم برای مصادره یا انحراف خیزش‌های مردمی، انتشار بیانیه هزار جوان ایرانی از نسل پس از انقلاب ۱۳۵۷، حامل پیامی مهم و تعیین‌کننده است؛ پیامی که نه فقط یک موضع سیاسی، بلکه بازتاب یک تجربه تاریخی و اجتماعی عمیق در ایران امروز است.

اهمیت این بیانیه فقط در تعداد امضاها نیست.
اهمیت آن در نسلی است که سخن می‌گوید.

نسلی که نه دوران شاه را دیده، نه در انقلاب ضدسلطنتی ۵۷ حضور داشته، و نه سهمی در معادلات قدرت چهار دهه گذشته داشته است؛ اما اکنون، بر بستر تجربه سرکوب، فقر، تبعیض، قیام‌ها، زندان، اعدام و خفقان، به یک جمع‌بندی روشن رسیده است:

«نه شاه، نه شیخ»

این نسل، هم‌زمان دو دیکتاتوری را نفی می‌کند:

  • دیکتاتوری مذهبی حاکم،
  • و بازگشت سلطنت وابسته.

نسل پس از انقلاب؛ نسلی که فریب روایت‌های آماده را نمی‌خورد

بیانیه هزار جوان، از همان آغاز، یک مرزبندی تاریخی ترسیم می‌کند:

«ما امضاكنندگان همگی پس از انقلاب ضدسلطنتی به دنیا آمده‌ایم. انقلابی كه آخوندها به سرقت بردند و در لجة خون انداختند.»

این جمله، همزمان دو حقیقت را بیان می‌کند:

  • انقلاب ۵۷ یک انقلاب مردمی علیه دیکتاتوری سلطنتی بود،
  • اما توسط ارتجاع مذهبی مصادره شد.

در برابر تلاش جریان‌های سلطنت‌طلب برای تحریف تاریخ و معرفی انقلاب ۵۷ به‌عنوان «آشوب»، این نسل تأکید می‌کند که مردم ایران علیه استبداد قیام کردند؛ نه برای بازتولید یک دیکتاتوری دیگر.


«نه شاه، نه شیخ»؛ فقط یک شعار نیست

یکی از مهم‌ترین محورهای این بیانیه، بازتعریف شعار تاریخی:
«مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه، چه رهبر»
است.

امضاکنندگان، این شعار را نه یک واکنش احساسی، بلکه یک جمع‌بندی تاریخی می‌دانند.

آنان تأکید می‌کنند که:

  • شاه و شیخ،
  • سلطنت و ولایت فقیه،
  • وابستگی و استبداد،
    دو روی یک سکه‌اند.

تجربه یک قرن گذشته نشان داده است که:
هم دیکتاتوری سلطنتی،
و هم حاکمیت آخوندی،
در سرکوب آزادی، غصب حاکمیت مردم، و غارت منابع ملی اشتراک داشته‌اند.

این همان نقطه‌ای است که بیانیه، مرزبندی روشنی میان آزادی‌خواهی واقعی و پروژه‌های بازتولید استبداد ترسیم می‌کند.


چرا این بیانیه علیه پروژه «بچه شاه» موضع می‌گیرد؟

بیانیه، به‌طور مشخص مواضع رضا پهلوی را هدف قرار می‌دهد.

امضاکنندگان یادآوری می‌کنند که:

  • او پاسداران و نیروهای امنیتی رژیم را «اولین نیروی تضمین‌کننده امنیت و ثبات آینده ایران» نامیده،
  • مجاهدین و شورای ملی مقاومت را «بخشی از مشکل» معرفی کرده،
  • و حتی از انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران با عنوان «آشوب» یاد کرده است.

بیانیه این مواضع را صرفاً اختلاف سیاسی نمی‌داند، بلکه آنها را در عمل همسو با بقای رژیم ارزیابی می‌کند.

در متن بیانیه آمده است که:
«موجودیت و فعالیت بچه شاه و باندهای وابسته عملاً در خدمت رژیم آخوندی است.»

این گزاره، بازتاب تجربه‌ای است که بخشی از معترضان و فعالان سیاسی، به‌ویژه در قیام‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، از نقش جریان‌های سلطنت‌طلب در ایجاد تفرقه و انحراف شعارها بیان کرده‌اند.


حمایت از آلترناتیو دموکراتیک

نقطه مهم دیگر این بیانیه، فقط نفی شاه و شیخ نیست؛ بلکه تأکید بر یک جایگزین سیاسی است.

امضاکنندگان آشکارا اعلام می‌کنند:

  • از دولت موقت،
  • طرح ۱۰ ماده‌ای خانم رجوی،
  • و جمهوری دموکراتیک
    حمایت می‌کنند.

این بخش از بیانیه اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا برخلاف پروژه «هیچ آلترناتیوی وجود ندارد»، این نسل نه‌فقط اعتراض می‌کند، بلکه از یک افق سیاسی مشخص نیز سخن می‌گوید.

طرحی که:

  • بر جدایی دین و دولت،
  • برابری زن و مرد،
  • لغو اعدام،
  • انتخابات آزاد،
  • خودمختاری ملیت‌ها،
  • و جمهوری مبتنی بر رأی مردم
    تأکید دارد.

پیوند با کانون‌های شورشی

بیانیه در بخش پایانی، پیوند خود را با کانون‌های شورشی اعلام می‌کند و با شعار:
«حاضر، حاضر»
بر تعهد به پشتیبانی از آنان تأکید می‌نماید.

این بخش نشان می‌دهد که امضاکنندگان، تغییر را صرفاً در سطح بیانیه و فضای مجازی نمی‌بینند، بلکه آن را به مقاومت سازمان‌یافته و استمرار مبارزه پیوند می‌زنند.


چرا این بیانیه مهم است؟

اهمیت این بیانیه در آن است که:
نسلی که جمهوری اسلامی را تجربه کرده،
اما فریب نوستالژی سلطنت را نیز نمی‌خورد،
اکنون با صدای بلند از یک مرزبندی تاریخی سخن می‌گوید.

این نسل می‌گوید:

  • آزادی بدون استقلال ممکن نیست،
  • دموکراسی بدون نفی دیکتاتوری معنا ندارد،
  • و آینده ایران نه در بازگشت به گذشته، بلکه در عبور هم‌زمان از شاه و شیخ است.

در دورانی که جنگ روایت‌ها شدت گرفته، انتشار چنین بیانیه‌ای نشان می‌دهد که شعار:
«نه شاه، نه شیخ»
هنوز یکی از عمیق‌ترین و زنده‌ترین بیان‌های خواست آزادی‌خواهانه مردم ایران است.     شهرام بهزادی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر