۱۴۰۵ مرداد ۲۶, دوشنبه

نگاهی به جلد دوم کتاب «مسعود رجوی؛ روایت پنجاه سال پرورش یک نسل» که در سایت خروش جنگل منتشر شد شهرام بهزادی

 نگاهی به جلد دوم کتاب «مسعود رجوی؛ روایت پنجاه سال پرورش یک نسل» که در سایت خروش جنگل منتشر شدشهرام بهزادی

در مراجعه به سایت خروش جنگل، به جلد دوم کتابی برخوردیم که موضوع آن فقط زندگی یک شخصیت سیاسی یا تاریخ یک سازمان نیست. کتاب پرسشی را مطرح می‌کند که پاسخ آن برای شناخت پنجاه سال گذشته و تحولات امروز ایران اهمیت دارد:

چرا سازمان و نسلی که بارها پایان آن اعلام شد، هر بار در شکلی تازه بازگشت و به راه خود ادامه داد؟

جلد دوم کتاب «مسعود رجوی؛ روایت پنجاه سال پرورش یک نسل» با عنوان «از فروغ جاویدان تا هزار اشرف» در سایت خروش جنگل منتشر شده است.

نویسنده، شهرام بهزادی، این جلد را با زیرعنوان «پایداری، تکثیر مقاومت و پرورش نسل شورشگر» ارائه کرده است.

روایت از عملیات فروغ جاویدان آغاز می‌شود؛ از لحظه‌ای که مقاومت باید میان حفظ ظاهری نیروها و اثبات استقلال استراتژیک خود انتخاب می‌کرد. سپس از اشرف و سال‌های محاصره عبور می‌کند، به قتل‌عام ده شهریور می‌رسد و نشان می‌دهد چگونه پایان یک قرارگاه به آغاز استراتژی هزار اشرف و کانون‌های شورشی تبدیل شد.

اما موضوع عمیق‌تر کتاب، یک عملیات یا یک قرارگاه نیست. مسئلهٔ اصلی، استمرار یک راه و چگونگی انتقال مسئولیت از یک نسل به نسل دیگر است.

پایان‌هایی که بارها اعلام شدند

رژیم شاه با اعدام محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و علی‌اصغر بدیع‌زادگان تصور کرد سازمانی را که آنان بنیان گذاشته بودند به پایان رسانده است.

پس از ضربهٔ اپورتونیستی سال ۱۳۵۴ نیز گفته شد هویت مجاهدین از میان رفته است.

خمینی با آغاز سرکوب خونین در سی خرداد، اعدام هواداران و حمله به شبکه‌های مقاومت، پایان مجاهدین را انتظار می‌کشید.

پس از شهادت موسی خیابانی، اشرف ربیعی و شمار زیادی از کادرهای مجاهدین در نوزدهم بهمن ۱۳۶۰، بار دیگر اعلام شد ستون سازمان شکسته است.

پس از فروغ جاویدان، دستگاه تبلیغاتی رژیم از پایان ارتش آزادی‌بخش سخن گفت.

پس از بمباران و خلع سلاح در سال ۲۰۰۳، گفته شد مقاومت دیگر نیرویی برای ادامه ندارد.

و پس از قتل‌عام ۵۲ تن از مدافعان اشرف در ده شهریور ۱۳۹۲، خامنه‌ای و فرماندهان نیروی قدس تصور کردند اشرف را همراه با نام و تاریخش از میان برده‌اند.

اما هیچ‌یک از این پایان‌های اعلام‌شده به پایان واقعی تبدیل نشدند.

چرا؟

تفاوت میان «شکل» و «اصل»

یکی از پاسخ‌های مهم کتاب، توانایی تشخیص تفاوت میان اصل و شکل است.

آزادی و حاکمیت مردم، اصل ثابت بود؛ اما شکل مبارزه متناسب با شرایط تغییر کرد.

فعالیت سیاسی و میلیشیا، شکل یک مرحله بود.
مقاومت سازمان‌یافته پس از سی خرداد، شکل مرحله‌ای دیگر.
شورای ملی مقاومت، صورت سیاسی آلترناتیو شد.
ارتش آزادی‌بخش پاسخی به مرحلهٔ جنگ و ماشین نظامی رژیم بود.
اشرف به قرارگاه حفظ نیروی سازمان‌یافته و فرهنگ پایداری تبدیل شد.
و پس از ده شهریور، کانون‌های شورشی استراتژی را به شهرهای ایران بازگرداندند.

اگر مجاهدین شکل هر مرحله را با تمام حقیقت راه یکسان می‌گرفتند، با پایان آن شکل، خود راه نیز پایان می‌یافت.

اما محتوای هر مرحله استخراج و به مرحلهٔ بعد منتقل شد. سلاح از دست رفت، اما اراده حفظ شد. اشرف جغرافیایی تخلیه شد، اما فرهنگ آن در قالب هزار اشرف ادامه یافت.

کتاب این توانایی را یکی از دلایل اصلی استمرار مقاومت می‌داند.

فروغ؛ وقتی تصمیم بی‌هزینه‌ای وجود نداشت

جلد دوم با فروغ جاویدان آغاز می‌شود، زیرا در آن لحظه راهی بدون خطر وجود نداشت.

پذیرش آتش‌بس از سوی خمینی می‌توانست ارتش آزادی‌بخش را در بن‌بستی راهبردی قرار دهد. عملیات فروغ با خطر بسیار سنگینی همراه بود و مقاومت در آن ۱۳۰۴ تن از اعضا و رزمندگان خود را از دست داد.

کتاب نه این بها را کوچک جلوه می‌دهد و نه نتیجهٔ نظامی عملیات را تغییر می‌دهد. فروغ به تهران نرسید؛ اما پرسش کتاب این است که تصمیم را باید فقط با نتیجهٔ نظامی سنجید یا در نسبت با شرایط، هدف و مسئولیتی که رهبری برعهده گرفت؟

مسعود رجوی مسئولیت تصمیم را به گردن فرماندهان میانی، کمبود زمان یا شرایط جنگی نینداخت. فروغ را تصمیم خود معرفی کرد و پس از آن نیز وظیفهٔ بازسازی نیرویی را پذیرفت که بخش بزرگی از سرمایهٔ انسانی خود را از دست داده بود.

این همان معنایی است که کتاب از «رهبری در لحظه‌های ناممکن» ارائه می‌دهد: نه ادعای بی‌خطایی، بلکه تصمیم‌گرفتن، پذیرفتن پیامد و بازسازی پس از ضربه.

اشرف؛ جغرافیا یا فرهنگ؟

بخش بعدی کتاب، اشرف را از دو زاویه بررسی می‌کند.

از یک‌سو، اشرف قرارگاهی واقعی بود که اعضای مقاومت در آن زندگی می‌کردند؛ با ساختمان‌ها، خیابان‌ها، بیمارستان و ساختارهای مشخص.

از سوی دیگر، سال‌های بمباران، خلع سلاح، محاصره و حمله، از اشرف یک فرهنگ ساخت: فرهنگ ایستادگی، انضباط، مسئولیت جمعی و حفظ امید در شرایطی که دشمن تسلیم را تنها راه معرفی می‌کرد.

رژیم می‌توانست جغرافیای اشرف را محاصره کند، اما برای پایان‌دادن به آن باید فرهنگ و تجربه‌ای را که در انسان‌ها ساخته شده بود نیز نابود می‌کرد.

قتل‌عام ده شهریور برای تحقق همین هدف طراحی شد.

یک راهنما، یک قتل‌عام و یک محاسبهٔ شکست‌خورده

فصل دوازدهم، از مستندترین و سنگین‌ترین فصل‌های کتاب است. در این فصل، نقش علی خامنه‌ای، قاسم سلیمانی، نیروی قدس، دولت نوری مالکی و دستگاه امنیتی عراق در طراحی و اجرای قتل‌عام اشرف بررسی می‌شود.

کتاب به مسئلهٔ راهنمای تیم مهاجم نیز می‌پردازد. مسعود دلیلی، فردی آشنا با مسیرها، ساختمان‌ها و محل استقرار ساکنان، بنا بر اسناد مقاومت، تیم مهاجم را در اشرف هدایت کرد. همین شناخت توضیح می‌دهد که مهاجمان چگونه در زمانی کوتاه به نقاط اصلی رسیدند، ۵۲ تن را به‌شهادت رساندند و هفت نفر را ربودند.

اما طرحی که قرار بود نام اشرف را پاک کند، نتیجه‌ای معکوس داشت.

مسعود رجوی پاسخ داد:

«یک، دو، سه، صد... هزار اشرف می‌سازیم.»

از این نقطه، اشرف از یک محل به یک الگو تبدیل شد. رژیم توانسته بود یک قرارگاه را هدف قرار دهد، اما اکنون با استراتژی تکثیر مقاومت در شهرهای ایران مواجه می‌شد.

چرخه‌ای برای توضیح استمرار

یکی از برجسته‌ترین مباحث کتاب، چرخه‌ای است که رابطهٔ انسان و مبارزه را توضیح می‌دهد:

مسئولیت ← مبارزه ← ایدئولوژی ← تشکیلات ← پرداخت بها ← استمرار

انسان نخست باید رنج جامعه را مسئولیت خود بداند. مسئولیت، او را به مبارزه می‌رساند. مبارزهٔ پایدار به ایدئولوژی و جهت نیاز دارد. ایدئولوژی برای آن‌که در جامعه خاصیت پیدا کند، باید در تشکیلات تجسم یابد. تشکیلات برای حفظ اصول ناچار به پرداخت بهاست و پرداخت آگاهانهٔ بها، امکان استمرار راه را فراهم می‌کند.

کتاب با اشاره به سازمان چریک‌های فدایی خلق و دیگر جریان‌های مبارز، فداکاری یا سابقهٔ آنان را انکار نمی‌کند. پرسش آن این است که چرا برخی جریان‌ها با وجود برخورداری از سابقه، هواداران گسترده و مبارزان شجاع، نتوانستند همان نقش سازمان‌یافته را در مراحل بعدی ادامه دهند.

پاسخ نویسنده در استمرار یا گسستن همین چرخه است.

مسعود رجوی؛ جدا از راه یا در امتداد آن؟

این کتاب مسعود رجوی را انسانی جدا از بنیان‌گذاران، شهیدان و مردم تصویر نمی‌کند.

او راه را از صفر آغاز نکرد. حنیف‌نژاد و بنیان‌گذاران، بنیاد ایدئولوژیک و تشکیلاتی را گذاشتند. نقش رجوی پس از آنان، حفظ این میراث در لحظه‌های گسست، گسترش آن در شرایط تازه و انتقالش به نسل‌های بعد بود.

از زندان شاه تا میلیشیا؛
از سی خرداد تا شورای ملی مقاومت؛
از ارتش آزادی‌بخش تا انقلاب درونی؛
از اشرف تا هزار اشرف؛
و از نسل زندان و میلیشیا تا زنان پیشتاز و جوانان کانون‌های شورشی.

در این نگاه، محصول اصلی پنجاه سال رهبری فقط مجموعه‌ای از سازمان‌ها، عملیات‌ها و مواضع نیست. محصول اصلی، انسان‌ها و نسل‌هایی هستند که مسئولیت را از یکدیگر تحویل گرفته‌اند.

چه می‌خواهد؟

کتاب در پایان به پرسشی می‌رسد که برای سنجش هر مدعی سیاسی ضروری است:

مسعود رجوی از حاصل این پنجاه سال برای شخص خود چه می‌خواهد؟

او در نخستین انتخابات ریاست‌جمهوری، هنگامی که خمینی پذیرش قانون اساسی ولایت فقیه را شرط نامزدی قرار داد، از انتخابات کنار رفت و گفت: «خداحافظ شما؛ ما این‌کاره نیستیم.»

سال‌ها بعد نیز اعلام کرد پس از آزادی ایران و تشکیل مجلس مؤسسان منتخب مردم، از پذیرش هر مقام و منصب، شرکت در انتخابات یا حضور در دولت معذور خواهد بود.

او مقصد خود را نه کاخ ریاست‌جمهوری، بلکه خاوران معرفی کرد:

«قرار ما خاوران است... هیچی نمی‌خواهیم.»

و بالاترین خواستهٔ خود را چنین خلاصه کرد:

«می‌خواهم مجاهد بمانم و مجاهد بمیرم؛ فقط همین.»

کتاب منتشر شده؛ داوری با خواننده است

جلد دوم «مسعود رجوی؛ روایت پنجاه سال پرورش یک نسل» در سایت خروش جنگل منتشر شده است.

این کتاب نمی‌خواهد خواننده را با صدور حکمی از پیش تعیین‌شده از پرسش‌کردن بازدارد. برعکس، تاریخ، تصمیم‌ها، خون‌ها، شکست‌ها، بازسازی‌ها و نتایج را در برابر او قرار می‌دهد.

خواننده پس از پایان کتاب می‌تواند خود داوری کند:

چگونه یک سازمان توانست از چندین قتل‌عام، انشعاب، جنگ، خلع سلاح و محاصره عبور کند؟

نقش ایدئولوژی، تشکیلات و پرداخت بها در این استمرار چه بود؟

مسعود رجوی در حفظ و انتقال این راه چه نقشی ایفا کرد؟

و چرا نسلی که بارها پایانش اعلام شد، همچنان ادامه دارد؟

کتاب در پایان پاسخ را به انتخاب و داوری خواننده می‌سپارد؛ اما یک واقعیت تاریخی را نمی‌توان نادیده گرفت:

هر بار که دشمن پایان این مقاومت را اعلام کرد، انسانی دیگر مسئولیت را برعهده گرفت، از «من» عبور کرد، به «ما» پیوست و راه دوباره آغاز شد.

کلیک کنید وبخوانید 

مسعود رجوی؛ روایت پنجاه سال پرورش یک نسل ـ جلد دوم شهرام بهزادی

از فروغ جاویدان تا هزار اشرف

پایداری، تکثیر مقاومت و پرورش نسل شورشگر

نام نویسنده:

شهرام بهزادی

جلد اول را در لینک زیر بخوانید 

مجموعه «مسعود رجوی؛ روایت پنجاه سال پرورش یک نسل» ـ جلد اول – از مکتب حنیف‌نژاد تا انقلاب درونی – از زندان شاه و میلیشیا تا شورای ملی مقاومت و ارتش آزادی‌بخش شهرام بهزادی

پیشگفتار

مسعود رجوی جلد ۱روایت پنجاه سال از مکتب حنیف نژاد تا انقلاب درونی مجاهدین

چرا نوشتن دربارهٔ مسعود رجوی آسان نیست؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر