۱۴۰۵ مهر ۲۲, چهارشنبه

کتاب مرضیه؛ صدایی که سکوت نکرد ،از شکوه موسیقی ایران تا پانزده سال سکوت و انتخاب مقاومت در هفتادسالگی منتشر شد – نویسنده شهرام بهزادی

 

مرضیه؛ صدایی که سکوت نکرد ،از شکوه موسیقی ایران تا پانزده سال سکوت و انتخاب مقاومت در هفتادسالگی – نویسنده شهرام بهزادی

مرضیه صدائی که سکوت نکرداز شکوه موسیقی ایران تا پانزده سال سکوت وانتخاب مقاومت در ۷۰ سالگی

به مناسبت ۲۱ مهر ۱۴۰۵، شانزدهمین سالگرد درگذشت بانوی آواز ایران

نویسنده: شهرام بهزادی

پیشگفتار ـ صدایی که حکومت نتوانست به سکوت ابدی محکوم کند

در تاریخ هنر ایران، نام‌هایی هستند که با گذشت زمان از محدوده شهرت هنری فراتر می‌روند و به بخشی از حافظه تاریخی یک ملت تبدیل می‌شوند. مرضیه یکی از این نام‌هاست؛ زنی که صدایش با شعر فارسی، موسیقی اصیل ایرانی، خاطرات چند نسل و سرانجام با یک انتخاب سیاسی آشکار پیوند خورد.

مرضیه را نمی‌توان تنها در قاب خواننده‌ای نامدار و محبوب شناخت. زندگی او سه دوره متمایز داشت: سال‌های شکوفایی و حضور در صحنه‌های موسیقی ایران؛ سال‌های سکوت پس از انقلاب ۱۳۵۷؛ و سرانجام بازگشت به آواز در تبعید و پیوستن علنی به شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق.

در نخستین دوره، او با هنرش شناخته شد. در دومین دوره، از امکان اجرای عمومی محروم ماند. در سومین دوره، خود تصمیم گرفت که نه‌تنها به صحنه بازگردد، بلکه از نام و صدای شناخته‌شده‌اش برای بیان موضع سیاسی خود استفاده کند.

در این زندگی‌نامه، نمی‌توان رابطه مرضیه با مریم رجوی و مجاهدین خلق را به یک دیدار معمولی یا همکاری محدود هنری تقلیل داد. مرضیه انتخاب خود را آشکارا اعلام کرد؛ در کنسرت‌های مقاومت آواز خواند، به قرارگاه اشرف رفت و در نامه‌ای به مسعود رجوی خواستار پیوستن به ارتش آزادی‌بخش ملی ایران شد.

او در سالخوردگی، زمانی که بسیاری از هنرمندان ترجیح می‌دهند دوران بازنشستگی را در آرامش بگذرانند، راهی را انتخاب کرد که با مخالفت‌ها، خطرها و دشواری‌های خاص خود همراه بود.

با این همه، زندگی مرضیه فقط تاریخ یک انتخاب سیاسی نیست. پیش از هر چیز، تاریخ هنرمندی است که دهه‌ها برای موسیقی ایران کار کرد و میراثی به‌جا گذاشت که شنوندگان با گرایش‌های گوناگون همچنان در آن سهم دارند.

فصل اول ـ دختری که صدایش تاریخ شد

از خانه‌ای در تهران تا دروازه‌های موسیقی ایران

پیش از آنکه مرضیه به یکی از نامدارترین زنان آواز ایران تبدیل شود، پیش از آنکه صدایش از رادیو در خانه‌های ایرانیان طنین بیندازد و بسیار پیش‌تر از آنکه در سالخوردگی بر فراز تانک‌های اشرف آواز بخواند، دختری بود که در خانواده‌ای اهل فرهنگ در تهران چشم به جهان گشود.

نامش اشرف‌السادات مرتضایی بود؛ نامی که بعدها در تاریخ موسیقی ایران زیر عنوان کوتاه و آشنای «مرضیه» ماندگار شد.

درباره سال تولد او در منابع اختلاف وجود دارد. برخی ۱۳۰۳، برخی ۱۳۰۴ و پایگاه پژوهشی «گل‌ها» سال ۱۳۰۶ را ثبت کرده‌اند. اما درباره خاستگاه تهرانی او، علاقه زودهنگامش به هنر و نقش آموزش موسیقی در شکل‌گیری شخصیت هنری‌اش اتفاق نظر بیشتری وجود دارد.

مرضیه در روزگاری بزرگ شد که راه ورود دختران به فعالیت حرفه‌ای موسیقی، به‌ویژه آوازخوانی در برابر عموم، آسان نبود. سنت‌های اجتماعی، محدودیت‌های خانوادگی و نگاه محافظه‌کارانه به حضور زنان در صحنه، موانعی واقعی بودند. با این حال، خانواده او زمینه آشنایی با شعر، فرهنگ و موسیقی را فراهم کرد.

پدرش با تحصیل او مخالفت نداشت و محیط خانوادگی نیز با هنر بیگانه نبود. همین شرایط به مرضیه امکان داد استعدادی را دنبال کند که بعدها به حرفه و هویت اصلی زندگی‌اش تبدیل شد.

از نمایش به آواز؛ نخستین گام‌های یک هنرمند

مرضیه فعالیت هنری خود را از فضای نمایش و موسیقی نمایشی آغاز کرد. حضور در جامعه باربد، به سرپرستی اسماعیل مهرتاش، یکی از نخستین مراحل جدی آموزش او بود.

جامعه باربد تنها مکانی برای اجرای نمایش نبود. در آنجا هنرپیشگی، موسیقی، شعر و شیوه حضور بر صحنه به یکدیگر پیوند می‌خوردند. مرضیه در چنین محیطی آموخت که خواننده، صرفاً اجراکننده نت‌ها نیست؛ باید شعر را بفهمد، احساس آن را منتقل کند و با شنونده ارتباط برقرار سازد.

او در ادامه نزد استادانی چون ابوالحسن صبا، عبدالله دوامی و مرتضی محجوبی آموزش دید. از اسماعیل مهرتاش نیز در شکل‌گیری نخستین تجربه‌های هنری او یاد شده است. این آموزش‌ها به مرضیه امکان داد میان اجرای تصنیف و آواز دستگاهی حرکت کند؛ توانایی‌ای که بعدها یکی از ویژگی‌های مهم کارنامه‌اش شد.

موسیقی ایرانی برای او تنها مجموعه‌ای از ملودی‌ها نبود. شعر فارسی در مرکز این هنر قرار داشت. خواننده باید می‌دانست کجا کلمه را برجسته کند، کجا سکوت کند و چگونه اندوه، امید یا شوق یک بیت را در صدای خود آشکار سازد.

مرضیه این ویژگی را در طول سال‌های فعالیتش پرورش داد و به تدریج از یک استعداد جوان به خواننده‌ای حرفه‌ای تبدیل شد.

ورود به رادیو؛ آغاز آشنایی یک ملت با صدای مرضیه

ورود مرضیه به رادیو نقطه عطفی در زندگی هنری او بود. رادیو در آن سال‌ها مهم‌ترین رسانه شنیداری کشور به شمار می‌رفت و حضور در برنامه‌های آن، به معنای ورود به خانه‌های هزاران خانواده ایرانی بود.

اما شهرت از راه رادیو تنها به داشتن صدایی خوش وابسته نبود. خوانندگان باید با نوازندگان، آهنگسازان و رهبران ارکستر همکاری می‌کردند، در اجرای شعر و موسیقی دقت نشان می‌دادند و توانایی خود را در برابر معیارهای حرفه‌ای ثابت می‌کردند.

مرضیه به‌تدریج از این مراحل گذشت و جایگاه خود را در میان خوانندگان تثبیت کرد.

آنچه او را متمایز می‌کرد، توانایی جمع‌کردن دو ویژگی در یک صدا بود: قدرت و لطافت. در اجرای او، کلمات وضوح داشتند و ملودی می‌توانست بدون از دست دادن استحکام، احساس شنونده را برانگیزد.

این ویژگی‌ها بعدها در همکاری با آهنگسازان برجسته موسیقی ایران آشکارتر شدند.

در آستانه برنامه گل‌ها؛ جایگاهی فراتر از شهرت

با شکل‌گیری برنامه‌های «گل‌ها» در رادیو ایران، موسیقی و شعر فارسی در قالبی تازه و سنجیده به شنوندگان عرضه شدند. مرضیه به یکی از مهم‌ترین صداهای زن این مجموعه تبدیل شد.

پایگاه پژوهشی گل‌ها او را برجسته‌ترین خواننده زن این برنامه در دوره‌ای طولانی معرفی می‌کند و به جایگاه خاص او در اجرای هر دو قالب تصنیف و آواز اشاره دارد.

اهمیت این جایگاه را نباید فقط با تعداد اجراها یا میزان محبوبیت سنجید. مرضیه در فضایی فعالیت می‌کرد که موسیقی ایرانی در حال تجربه شکل‌های تازه‌ای از تنظیم، ضبط و انتشار بود. همکاری خوانندگان با آهنگسازان و نوازندگان برجسته، آثاری پدید آورد که بعدها بخشی از میراث موسیقایی کشور شدند.

در چنین فضایی، مرضیه توانست صدای خود را به یکی از نشانه‌های شناخته‌شده موسیقی رادیویی ایران تبدیل کند.

او دیگر تنها خواننده‌ای جوان نبود که به دنبال یافتن جایگاه خود می‌گشت؛ نامش در کنار چهره‌های مطرح موسیقی قرار گرفته بود و آثارش شنوندگان گسترده‌ای داشتند.

هنری که بعدها ممنوع شد

در این نقطه از زندگی مرضیه، هنوز سال ۱۳۵۷ فرا نرسیده بود. هنوز ممنوعیت اجرای عمومی آواز زنان پس از انقلاب، آینده او را دگرگون نکرده بود. هنوز سال‌های طولانی دوری از صحنه آغاز نشده بود.

مرضیه در حال ساختن میراث هنری خود بود؛ میراثی که حاصل آموزش، تمرین، همکاری با استادان و سال‌ها حضور حرفه‌ای در موسیقی ایران بود.

اهمیت شناخت این دوران دقیقاً در همین نکته است: وقتی بعدها از محرومیت مرضیه از آواز سخن می‌گوییم، باید بدانیم چه چیزی از او گرفته شد.

او هنرمندی تازه‌کار نبود که فرصت ورود به صحنه را از دست داده باشد. خواننده‌ای بود که سال‌ها کار کرده، محبوبیت یافته و جایگاه خود را در تاریخ موسیقی ایران تثبیت کرده بود.

با این شناخت، می‌توان عمق تحولی را فهمید که در زندگی او رخ داد: زنی که روزگاری در رادیو برای مردم ایران می‌خواند، سال‌ها بعد ناچار شد صدایش را از صحنه‌های رسمی دور نگه دارد.

اما این پایان زندگی هنری او نبود.

دهه‌ها بعد، همان صدا در پاریس و اشرف دوباره شنیده شد؛ این بار همراه با تصمیمی سیاسی که مرضیه خود مسئولیت آن را پذیرفته بود.

فصل دوم ـ دوران شکوفایی؛ از برنامه گل‌ها تا محبوبیت ملی

مرضیه؛ زنی که صدایش به بخشی از حافظه موسیقی ایران تبدیل شد

در تاریخ موسیقی ایران، شهرت و ماندگاری همیشه یک معنا نداشته‌اند. خوانندگان بسیاری در دوره‌ای محبوب شدند، ترانه‌هایی خواندند و نامشان برای مدتی بر سر زبان‌ها افتاد؛ اما تنها شمار محدودی توانستند آثاری بر جای بگذارند که پس از چند دهه همچنان شنیده شوند و برای نسل‌هایی که حتی دوران فعالیت آنان را ندیده‌اند، آشنا باشند.

مرضیه در شمار همین هنرمندان بود.

او هنگامی به دوران شکوفایی خود رسید که موسیقی ایرانی یکی از مهم‌ترین دوره‌های تحول و گسترش رسانه‌ای‌اش را تجربه می‌کرد. رادیو، ارکسترهای بزرگ، برنامه‌های موسیقی اصیل و همکاری آهنگسازان و شاعران، فضایی پدید آورده بودند که در آن، صدای خواننده می‌توانست از محدوده یک مجلس یا تالار فراتر رود و به گوش میلیون‌ها شنونده برسد.

مرضیه از این فرصت استفاده کرد؛ اما جایگاهش تنها محصول امکانات رادیو نبود. آنچه او را در میان خوانندگان برجسته کرد، مجموعه‌ای از استعداد، آموزش، پشتکار، تسلط بر شعر فارسی و توانایی اجرای موسیقی دستگاهی بود.

او صدایی داشت که می‌توانست هم شکوه و قدرت را منتقل کند و هم اندوه و لطافت را. همین ویژگی، در کنار انتخاب آثار مناسب و همکاری با استادان موسیقی، به او امکان داد به یکی از شناخته‌شده‌ترین زنان آواز ایران تبدیل شود.

برنامه گل‌ها؛ وقتی شعر و موسیقی در کنار یکدیگر نشستند

برای شناخت جایگاه مرضیه، باید ابتدا اهمیت برنامه «گل‌ها» را در تاریخ موسیقی ایران درک کرد.

برنامه گل‌ها که با ابتکار داوود پیرنیا در رادیو ایران شکل گرفت، صرفاً مجموعه‌ای از آوازها و تصنیف‌ها نبود. این برنامه تلاشی فرهنگی برای پیوند دادن شعر کلاسیک فارسی با موسیقی اصیل ایرانی و ارائه آن در قالبی سنجیده و حرفه‌ای به شمار می‌رفت.

در این برنامه‌ها، اشعار حافظ، سعدی، مولوی و دیگر شاعران بزرگ فارسی در کنار ساخته‌های آهنگسازان برجسته قرار می‌گرفتند. نوازندگان شناخته‌شده، خوانندگان صاحب‌سبک و گویندگان توانمند در تهیه آثاری مشارکت داشتند که بسیاری از آنها هنوز از منابع ارزشمند شناخت موسیقی رادیویی ایران هستند.

مرضیه در چنین فضایی به یکی از صداهای اصلی برنامه گل‌ها تبدیل شد.

حضور او در این برنامه اهمیت ویژه‌ای داشت؛ زیرا خواننده باید افزون بر برخورداری از صدایی مناسب، با ظرافت‌های موسیقی ایرانی و معنای شعر نیز آشنا می‌بود. اجرای یک غزل کلاسیک تنها به خواندن درست نت‌ها محدود نمی‌شد. تأکید بر واژه‌ها، انتخاب تحریرها، حفظ وزن شعر و انتقال احساس، همگی در کیفیت اجرا نقش داشتند.

مرضیه این توانایی‌ها را در طول سال‌ها فعالیت پرورش داد.

در بسیاری از اجراهای او، شنونده با خواننده‌ای روبه‌رو می‌شود که شعر را قربانی نمایش قدرت صدا نمی‌کند. آواز در خدمت کلام قرار می‌گیرد و موسیقی به انتقال معنای شعر کمک می‌کند.

این ویژگی از دلایل ماندگاری آثار اوست.

اصل کتاب را در اینجا  در لینک زیر بخوانید

مرضیه؛ صدایی که سکوت نکرد ،از شکوه موسیقی ایران تا پانزده سال سکوت و انتخاب مقاومت در هفتادسالگی – نویسنده شهرام بهزادی

مرضیه صدائی که سکوت نکرداز شکوه موسیقی ایران تا پانزده سال سکوت وانتخاب مقاومت در ۷۰ سالگی به مناسبت

 ۲۱https://efshayaranshitan.org/2026/10/14/%d9

سایت افشای یاران شیطان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر