سخنرانی هادی خرسندی در مراسم بانو مرضیه
سخنرانی هادی خرسندی در مراسم بانو مرضیه
هادی خرسندی؛ مرضیه را برای انتخاب مبارزه ستایش میکنم
از بانوی آواز ایران تا زنی با مشت گرهکرده؛ ادای احترام یک طنزپرداز به شجاعت انتخاب
وقتی مرگ یک هنرمند، حقیقت زندگی او را دوباره پیش چشمها میآورد
در مهرماه ۱۳۸۹، هنگامی که مرضیه، بانوی نامدار آواز ایران، در هشتادوششسالگی چشم از جهان فروبست، نام او بار دیگر در میان ایرانیان داخل و خارج کشور طنین انداخت.
برای بسیاری، مرضیه یادآور روزگار شکوفایی موسیقی ایران بود؛ روزگاری که صدای او از رادیو به خانهها میرسید و تصنیفهایش با خاطرات چند نسل درآمیخته بود.
برای گروهی دیگر، مرضیه تنها خواننده بزرگ برنامه گلها نبود. او زنی بود که پس از پانزده سال محرومیت از اجرای عمومی در ایران، در هفتادسالگی تصمیم گرفته بود به شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق بپیوندد؛ تصمیمی که زندگی او را وارد مرحلهای تازه کرد.
مرضیه در قرارگاه اشرف، بر فراز تانکهای ارتش آزادیبخش، آواز خوانده بود. در نامهای به مسعود رجوی، خواستار پیوستن به ارتش آزادیبخش شده بود. در کنار مریم رجوی در گردهماییهای مقاومت حضور یافته و تا پایان عمر از این انتخاب فاصله نگرفته بود.
اکنون، پس از درگذشت او، این دو بخش زندگیاش بار دیگر در برابر یکدیگر قرار گرفته بودند: مرضیه هنرمند و مرضیه مبارز.
در چنین فضایی، سخنان هادی خرسندی، شاعر و طنزپرداز شناختهشده ایرانی، اهمیت ویژهای یافت.
خرسندی در ادای احترام به مرضیه، به ستایش صدای او بسنده نکرد. او به موضوعی پرداخت که در سالهای پس از پیوستن مرضیه به مقاومت، همواره بحثبرانگیز بود: انتخاب سیاسی یک زن هنرمند در هفتادسالگی و حق او برای ایستادن در کنار جریانی که خود برگزیده بود.
این سخنان، بهویژه از آن جهت اهمیت داشت که خرسندی از جایگاه یک طنزپرداز مستقل سخن میگفت؛ کسی که احترام به مرضیه را به سکوت در برابر اختلافهای سیاسی یا ملاحظه واکنش دیگران مشروط نمیکرد.
۱. هادی خرسندی؛ طنزی که از پرسشهای دشوار نمیگریخت
هادی خرسندی از چهرههای شناختهشده طنز سیاسی ایران است؛ نویسندهای که سالهای طولانی تبعید را با شعر، طنز و نقد سیاسی گذرانده است.
طنز خرسندی معمولاً زبانی مستقیم دارد. او برای بیان مخالفت یا انتقاد، از کنایه، اغراق و وارونهسازی استفاده میکند و گاه با یک جمله کوتاه، موضوعی جدی را به بحث میگذارد.
در فضای سیاسی ایرانیان خارج کشور، چنین شیوهای همواره با واکنشهای متفاوت همراه بوده است.
اما در موضوع مرضیه، اهمیت سخنان او تنها به طنزآمیزبودن عبارتها محدود نمیشد.
او درباره هنرمندی سخن میگفت که پیش از پیوستن به مجاهدین، جایگاه خود را در تاریخ موسیقی ایران به دست آورده بود.
مرضیه برای کسب شهرت به مقاومت نپیوسته بود.
او پیش از سال ۱۳۷۳، دههها خوانندهای شناختهشده بود. آثارش در حافظه مردم حضور داشت و نامش در کنار بزرگترین هنرمندان موسیقی ایران ثبت شده بود.
بنابراین، پرسش درباره تصمیم او، پرسش درباره زنی بود که در اوج تجربه زندگی، مسیر سیاسی تازهای را انتخاب کرده بود.
خرسندی همین موضوع را به مرکز سخنان خود آورد.
۲. هفتادسالگی؛ سنی برای کنارهگیری یا آغاز مبارزه؟
در نگاه معمول، هفتادسالگی زمانی برای کاهش فعالیتهای سنگین و گذراندن روزگار در آرامش است.
برای هنرمندی با شهرت مرضیه، این امکان وجود داشت که سالهای پایانی عمر را در محیطی آرام بگذراند؛ آثار گذشتهاش را بازخوانی کند، در چند برنامه هنری حضور یابد و از جایگاه خود در تاریخ موسیقی ایران لذت ببرد.
اما مرضیه چنین مسیری را انتخاب نکرد.
او در سال ۱۳۷۳، پس از خروج از ایران، به شورای ملی مقاومت پیوست و همراهی خود با سازمان مجاهدین خلق و مریم رجوی را علنی کرد.
این تصمیم در شرایطی گرفته شد که مرضیه نه جوانی جویای نام، بلکه زنی باتجربه و شناختهشده بود.
هادی خرسندی در سخنان خود بر همین نکته انگشت گذاشت.
او یادآوری کرد که مرضیه در هفتادسالگی به مجاهدین پیوسته است و این اقدام را باید انتخابی سیاسی دانست.
در نگاه خرسندی، اهمیت موضوع در آن بود که مرضیه بهجای محدودکردن خود به خاطرات گذشته، تصمیم گرفته بود وارد عرصهای شود که با مخالفت، فشار و پیامدهای شخصی همراه بود.
او دیگر تنها خوانندهای نبود که از دور درباره وضعیت ایران اظهار نظر کند.
مرضیه با حضور در اشرف، اجرای سرودهای مقاومت و عضویت در شورای ملی مقاومت، موضع خود را بهصورت عملی نشان داده بود.
۳. مرضیه با مشت گرهکرده؛ تصویری فراتر از صحنه آواز
یکی از بخشهای برجسته سخنان هادی خرسندی، اشاره او به تصویر مرضیه با مشت گرهکرده در مخالفت با حاکمان ایران بود.
این تصویر، با آنچه مردم از مرضیه در دهههای پیش به یاد داشتند، تفاوت آشکاری داشت.
مرضیه سالها با لباسهای رسمی، در کنار ارکستر و پشت میکروفن، تصنیفهای عاشقانه و آوازهای ایرانی اجرا کرده بود.
اما در سالهای پس از پیوستن به مقاومت، تصاویر دیگری از او منتشر شد: مرضیه در میان نیروهای ارتش آزادیبخش، مرضیه در گردهماییهای سیاسی و مرضیه با مشت گرهکرده.
برای خرسندی، همین تصویر دوم اهمیت داشت.
او مرضیه را نهفقط به دلیل توانایی هنری، بلکه به دلیل تصمیمش برای حضور آشکار در مبارزه سیاسی ستایش میکرد.
این نکته، در شناخت شخصیت مرضیه جایگاهی اساسی دارد.
زیرا انتخاب سیاسی او در حد امضای یک بیانیه یا حضور کوتاه در یک مراسم باقی نماند.
مرضیه در مصاحبههای سال ۱۳۷۵ از این انتخاب دفاع کرد و در نامه ۲۱ مهر ۱۳۷۶، خواستار پیوستن به ارتش آزادیبخش شد.
او در آن نامه تأکید کرده بود که در هفتادوسهسالگی و با آگاهی از شرایط، این مسیر را برگزیده است.
ازاینرو، تصویر مشت گرهکرده تنها یک حرکت نمادین نبود؛ با نامهها، سخنان و رفتارهای ثبتشده او پیوند داشت.
۴. «نه به خاطر یک مشت دلار»؛ پاسخ خرسندی به اتهامهای مالی
یکی از صریحترین بخشهای سخنان هادی خرسندی، پاسخ به کسانی بود که انتخاب سیاسی مرضیه را به انگیزههای مالی نسبت میدادند.
مرضیه پس از پیوستن به شورای ملی مقاومت، در اروپا زندگی و فعالیت هنری میکرد. امکانات اقامت، تمرین، ضبط و اجرای کنسرت در اختیار او قرار گرفته بود و با موسیقیدانان حرفهای همکاری داشت.
این حمایتها در برخی انتقادها به موضوعی برای زیر سؤال بردن انگیزههای مرضیه تبدیل شده بود.
خرسندی با زبان طنزآمیز خود به این اتهامها پاسخ داد.
او تأکید کرد که ستایشش از مرضیه به دلیل پول نیست، بلکه به خاطر انتخاب مبارزه است.
سپس با لحنی کنایهآمیز، مضمون سخنش را چنین بیان کرد که اگر مرضیه از مجاهدین امکانات و حمایتی دریافت کرده، «نوش جانش باد».
این عبارت کوتاه، در فضای سخنان خرسندی معنایی روشن داشت.
او اصل دریافت حمایت را دلیلی برای بیاعتبارکردن شخصیت یک هنرمند نمیدانست.
در واقع، خرسندی پرسشی را پیش میکشید: چرا باید حمایت از هنرمندی سالخورده، بهجای آنکه اقدامی قابل بررسی و قدردانی باشد، خودبهخود به اتهامی علیه او تبدیل شود؟
در سخنان او، کنایه به کسانی نیز دیده میشد که بهجای توجه به زندگی و انتخاب مرضیه، درباره امکاناتی که در اختیارش قرار گرفته بود بحث میکردند.
خرسندی با اشاره طنزآمیز به حسادت منتقدان، میخواست نشان دهد که از نظر او، چنین حملاتی جایگزین پاسخ به اصل تصمیم مرضیه شدهاند.
البته داوری درباره هر ادعای مالی نیازمند سند مستقل است. اما نکته تاریخی این بخش از سخنان خرسندی روشن است: او با تفسیر انتخاب مرضیه بهعنوان تصمیمی صرفاً مالی مخالفت میکرد و بر وجه سیاسی آن تأکید داشت.
۵. «ما نتوانستیم، سازمان از مرضیه نگهداری کرد»
بخش دیگری از سخنان هادی خرسندی، جنبهای انسانی و عاطفی داشت.
او از سازمان مجاهدین خلق به خاطر پذیرایی، حمایت و مراقبت از مرضیه قدردانی کرد.
خرسندی با لحنی صریح، مضمون سخنش را چنین بیان کرد که آنچه «ما» نتوانستیم برای مرضیه انجام دهیم، سازمان برای او انجام داد.
اهمیت این سخن در آن است که موضوع را از عرصه اختلاف سیاسی به مسئله مسئولیت در برابر یک هنرمند سالخورده میکشاند.
مرضیه در هفتادسالگی از ایران خارج شده بود.
پس از پانزده سال دوری از صحنه، برای ادامه فعالیت هنری به امکاناتی نیاز داشت که فراهمکردن آنها آسان نبود.
اقامت، استودیوی تمرین، همکاری با نوازندگان، تنظیم قطعات و برگزاری کنسرتهای بزرگ، همگی نیازمند پشتیبانی مالی و اجرایی بودند.
در روایت مسعود رجوی از گفتوگوهای سال ۱۳۷۶ نیز آمده است که مریم رجوی امکاناتی برای ادامه فعالیت هنری مرضیه در پاریس فراهم کرده بود.
خرسندی در سخنان خود، این حمایت را موضوعی برای قدردانی دانست.
او از کسانی سپاسگزاری میکرد که به گفته خودش، در سالهای تبعید و سالخوردگی از مرضیه مراقبت کرده بودند.
این قدردانی، از نظر تاریخی، بخشی از واکنش یک چهره فرهنگی به نحوه برخورد با مرضیه در سالهای پایانی زندگی اوست.
خرسندی در این بخش، بهجای آنکه اختلافهای سیاسی را محور قرار دهد، به سرنوشت انسانی یک هنرمند توجه میکرد.
۶. سپاسگزاری با آگاهی از دشنامهایی که در راه بود
هادی خرسندی بهخوبی میدانست که سخنانش ممکن است واکنشهای تندی برانگیزد.
در فضای سیاسی ایرانیان خارج کشور، اظهار نظر درباره سازمان مجاهدین خلق همواره با موافقتها و مخالفتهای شدید همراه بوده است.
خرسندی نیز از این واقعیت آگاه بود.
او در سخنان خود به دشنامهایی اشاره کرد که انتظار داشت پس از انتشار گفتههایش در اینترنت دریافت کند.
این اشاره، یکی از بخشهای معنادار سخنرانی اوست.
زیرا نشان میدهد که قدردانی از مجاهدین برای مراقبت از مرضیه، از نظر خرسندی اقدامی بدون پیامد نبود.
او پیشبینی میکرد که برخی منتقدان، حتی همین سپاسگزاری را به موضوع حمله تبدیل کنند.
با این همه، سخنش را بیان کرد.
در اینجا، طنز خرسندی تنها وسیله خنداندن مخاطب نبود.
او با پیشبینی واکنشهای تند، فضای بحث سیاسی را نیز نقد میکرد؛ فضایی که در آن، گاه اظهار احترام به یک فرد یا قدردانی از یک اقدام، به معنای پذیرش تمام مواضع یک سازمان تعبیر میشود.
خرسندی با سخنان خود، میان این موضوعات تمایز گذاشت.
او درباره مرضیه، انتخاب سیاسیاش و حمایتی که دریافت کرده بود سخن گفت و حاضر نشد این داوری را تنها به دلیل احتمال مخالفت دیگران پنهان کند.
۷. احترام به انتخاب؛ حتی هنگامی که اختلاف سیاسی وجود دارد
در تاریخ فعالیت هنرمندان، نمونههای فراوانی وجود دارد که انتخاب سیاسی آنان بر نحوه داوری درباره آثارشان تأثیر گذاشته است.
برخی هنرمندان به دلیل همراهی با جریانهای سیاسی، از سوی هواداران آن جریانها تجلیل شدهاند و از سوی مخالفان مورد انتقاد قرار گرفتهاند.
مرضیه نیز از این قاعده مستثنا نبود.
اما زندگی او یک ویژگی مهم داشت: انتخاب سیاسیاش در سالخوردگی و پس از تثبیت جایگاه هنریاش انجام شد.
او برای شناختهشدن نیازی به پیوستن به یک سازمان سیاسی نداشت.
نام مرضیه پیش از سال ۱۳۷۳ در تاریخ موسیقی ایران ثبت شده بود.
از همین رو، توضیح انتخاب او تنها با شهرتطلبی یا انگیزه مالی، بدون شواهد معتبر، نمیتواند جایگزین بررسی سخنان و اسناد خود او شود.
مرضیه در مصاحبههای سال ۱۳۷۵ و نامه ۲۱ مهر ۱۳۷۶، انگیزههای سیاسی خود را آشکارا بیان کرده بود.
هادی خرسندی نیز در سخنانش بر همین وجه تأکید کرد.
او مرضیه را زنی میدید که در هفتادسالگی تصمیم گرفته بود وارد مبارزه شود و مسئولیت انتخابش را بپذیرد.
این برداشت، مستقل از موافقت یا مخالفت خواننده با آن جریان سیاسی، بخشی از تاریخ واکنشها به زندگی مرضیه است.
۸. از برنامه گلها تا اشرف؛ آنچه خرسندی در یک انتخاب دید
برای درک سخنان خرسندی، باید فاصله میان دو تصویر مرضیه را به خاطر آورد.
در تصویر نخست، مرضیه خوانندهای است که در کنار ارکستر، آثار موسیقی ایرانی را اجرا میکند.
او در برنامه گلها آواز میخواند، با آهنگسازان بزرگ همکاری دارد و به یکی از محبوبترین زنان آواز ایران تبدیل شده است.
در تصویر دوم، مرضیه در هفتادسالگی به شورای ملی مقاومت پیوسته و در قرارگاه اشرف، بر فراز تانکهای ارتش آزادیبخش، سرود میخواند.
این دو تصویر به دو انسان متفاوت تعلق ندارند.
هر دو، بخشهایی از زندگی یک زناند.
مرضیه در سالهای نخست، استعداد و توانایی خود را در موسیقی به کار گرفت.
در سالهای پایانی، تصمیم گرفت همان صدا و اعتبار هنری را با فعالیت سیاسی همراه کند.
خرسندی در سخنان خود، تصویر دوم را برجسته کرد؛ نه برای انکار تصویر نخست، بلکه برای تأکید بر تصمیمی که مرضیه در سالخوردگی گرفته بود.
از نظر او، ارزش این تصمیم در آن بود که مرضیه حاضر شده بود از زندگی آرام و موقعیت تثبیتشده خود فاصله بگیرد و در عرصهای پرمناقشه حضور پیدا کند.
این نگاه، بخش مهمی از ادای احترام او را تشکیل میداد.
۹. مرضیه؛ نه قربانی انتخاب دیگران، بلکه صاحب تصمیم خود
یکی از بحثهایی که پس از پیوستن مرضیه به مجاهدین مطرح شد، مسئله استقلال تصمیم او بود.
برخی منتقدان، انتخاب سیاسی مرضیه را نتیجه تأثیرپذیری از دیگران معرفی میکردند.
اما نامهها و مصاحبههای خود مرضیه، تصویری متفاوت ارائه میدهند.
او در نامه ۲۱ مهر ۱۳۷۶، با تأکید بر سن، تجربه و آگاهی خود، درخواست پیوستن به ارتش آزادیبخش را مطرح کرد.
در همان نامه، مسئولیت پیامدهای تصمیمش را پذیرفت.
در مصاحبههای سال ۱۳۷۵ نیز از انتخاب خود دفاع کرد و درباره حضور در اشرف سخن گفت.
این اسناد نشان میدهند که مرضیه میخواست تصمیمش به نام خود او ثبت شود.
هادی خرسندی نیز در سخنانش، با تأکید بر هفتادسالگی مرضیه، همین جنبه را برجسته کرد.
او درباره زنی سخن میگفت که در سن و موقعیتی قرار داشت که نمیشد بهسادگی تجربه و استقلال رأی او را نادیده گرفت.
در اینجا، مسئله تنها پیوستن به یک سازمان سیاسی نبود.
موضوع، حق یک انسان برای تعیین مسیر زندگی خود بود؛ حقی که مرضیه در نامههایش بر آن تأکید کرده بود.
۱۰. یک سخنرانی و آینهای از فضای سیاسی تبعید
سخنان هادی خرسندی درباره مرضیه، علاوه بر ارزش زندگینامهای، تصویری از فضای سیاسی ایرانیان خارج کشور نیز ارائه میدهد.
در آن فضا، اختلافنظر درباره سازمانها و جریانهای سیاسی گاه چنان شدید بود که حتی قدردانی از یک اقدام انسانی میتوانست به موضوع جدال تبدیل شود.
خرسندی با آگاهی از این وضعیت، از مراقبت مجاهدین از مرضیه سپاسگزاری کرد.
او همچنین اتهامهای مالی علیه مرضیه را به چالش کشید و بر انتخاب سیاسی او تأکید کرد.
این سه موضوع، در کنار یکدیگر، سخنان او را از یک پیام تسلیت معمولی متمایز میکنند.
خرسندی تنها نگفت که مرضیه خوانندهای بزرگ بود.
او درباره سالهای پایانی زندگی مرضیه و تصمیمی که مسیر آن سالها را شکل داده بود، موضع گرفت.
در نتیجه، سخنرانی او به سندی از واکنش فرهنگی و سیاسی به درگذشت مرضیه تبدیل شد.
سندی که نشان میدهد چگونه یک هنرمند میتواند پس از مرگ نیز موضوع گفتوگو درباره استقلال رأی، حمایت انسانی و اختلافهای سیاسی باشد.
۱۱. آنچه از سخنان خرسندی باقی میماند
اگر از تمام سخنان هادی خرسندی درباره مرضیه سه مضمون اصلی را جدا کنیم، تصویری روشن به دست میآید.
نخست، تأکید بر انتخاب سیاسی مرضیه در هفتادسالگی است.
خرسندی این تصمیم را اقدامی آگاهانه میدانست و به دلیل همین انتخاب، از مرضیه تجلیل میکرد.
دوم، مخالفت با نسبتدادن انگیزههای صرفاً مالی به اوست.
خرسندی با طنز ویژه خود، از کسانی انتقاد کرد که حمایتهای دریافتی مرضیه را وسیلهای برای بیاعتبارکردن شخصیت و تصمیم او قرار میدادند.
سوم، قدردانی از مجاهدین به خاطر مراقبت و حمایت از مرضیه است.
او در این بخش، به جنبه انسانی ماجرا پرداخت و از کاری سپاسگزاری کرد که به گفته خودش، دیگران نتوانسته بودند برای این هنرمند انجام دهند.
این سه مضمون، در کنار یکدیگر، نشان میدهند که خرسندی چگونه مرضیه را به یاد میآورد.
نه تنها بهعنوان صدایی ماندگار، بلکه بهعنوان انسانی که در سالخوردگی تصمیمی سیاسی گرفت و در سالهای پس از آن از حمایت کسانی برخوردار شد که به آنان پیوسته بود.
۱۲. فراتر از اختلافها؛ حق مرضیه برای داشتن یک زندگی کامل
در زندگینامه مرضیه، نمیتوان تنها به دوران شکوفایی هنری او پرداخت.
همچنین نمیتوان شانزده سال پایانی زندگیاش را صرفاً در قالب فعالیت سیاسی خلاصه کرد.
او مجموعهای از تجربههای متفاوت را پشت سر گذاشت.
خوانندهای بزرگ بود.
مادری بود که رنج از دست دادن دخترش هنگامه را تجربه کرد.
زنی بود که سالها از اجرای عمومی در کشور خود محروم ماند.
هنرمندی بود که در هفتادسالگی به تبعید رفت و بار دیگر بر صحنه ایستاد.
و عضوی از شورای ملی مقاومت بود که آشکارا از سازمان مجاهدین خلق و مریم رجوی حمایت کرد.
سخنان هادی خرسندی، یکی از مهمترین ابعاد این زندگی را به یاد میآورد: مرضیه میخواست صاحب انتخاب خود باشد.
او در نامهها و مصاحبههایش این موضوع را بیان کرده بود.
خرسندی نیز در ادای احترام به او، بر همان انتخاب تأکید گذاشت.
این سخنان، برای هر زندگینامهای که بخواهد مرضیه را با تمام ابعاد زندگیاش معرفی کند، اهمیت دارند.
زیرا نشان میدهند که حتی در فضای اختلافهای سیاسی، میتوان درباره یک هنرمند با توجه به تصمیمهای واقعی و اسناد زندگی او سخن گفت.
فرجام فصل سیزدهم ـ ستایش زنی که در هفتادسالگی راه تازهای برگزید
مرضیه در جوانی آواز را انتخاب کرد.
در میانسالی، به یکی از بزرگترین خوانندگان ایران تبدیل شد.
پس از انقلاب، نزدیک به پانزده سال از صحنه دور ماند.
در هفتادسالگی، به شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق پیوست.
در اشرف بر فراز تانکها آواز خواند.
در هفتادوسهسالگی، نامهای به مسعود رجوی نوشت و خواستار پیوستن به ارتش آزادیبخش شد.
و تا پایان عمر، از این انتخاب سیاسی فاصله نگرفت.
هادی خرسندی در ادای احترام به مرضیه، بر همین بخش از زندگی او انگشت گذاشت.
او از زنی سخن گفت که در سالخوردگی، بهجای کنارهگیری از مسائل سیاسی، تصمیم گرفت وارد مبارزه شود.
خرسندی اتهامهای مالی علیه او را به چالش کشید، از حمایت و مراقبت مجاهدین قدردانی کرد و حتی واکنشهای تند احتمالی به سخنان خود را پیشبینی کرد.
این موضعگیری، بخشی از تاریخ واکنشها به درگذشت مرضیه است.
اما اهمیت آن فراتر از یک مراسم بزرگداشت باقی میماند.
زیرا پرسشی را مطرح میکند که در تمام زندگی مرضیه حضور داشت:
آیا یک هنرمند، پس از دههها شهرت و فعالیت، حق دارد در سالخوردگی مسیر تازهای برای زندگی خود برگزیند؟
مرضیه پاسخ این پرسش را با زندگی خود داد.
او انتخاب کرد، آن را آشکارا اعلام کرد و مسئولیتش را پذیرفت.
هادی خرسندی نیز در ادای احترام به او، تنها از صدای ماندگارش سخن نگفت؛ از زنی تجلیل کرد که در هفتادسالگی، با مشت گرهکرده، تصمیم گرفت مبارزه سیاسی را بخشی از زندگی خود کند.
و شاید همین تصویر، یکی از ماندگارترین تصویرهای سالهای پایانی مرضیه باشد:
بانوی آواز ایران، با موهای سپید و تجربه بیش از نیمقرن زندگی هنری، نه در حال خداحافظی با جهان، بلکه در حال اعلام انتخابی تازه.
یادداشت منابع فصل سیزدهم
این فصل بر پایه سخنان هادی خرسندی در مراسم بزرگداشت مرضیه، به روایت نقلشده از فیلم سخنرانی، و نیز نامهها و مصاحبههای مرضیه تنظیم شده است. عبارتهای منسوب به خرسندی عمدتاً نقل به مضموناند و برای چاپ مستند نهایی باید با صدای اصلی فیلم تطبیق داده شوند.
منابع اصلی عبارتاند از:
فیلم سخنان هادی خرسندی درباره مرضیه، پیوند یوتیوب ارائهشده.
مطلب مرتبط در بالاترین، منتشرشده در اکتبر ۲۰۱۰.
نامه مرضیه به مسعود رجوی، ۲۱ مهر ۱۳۷۶.
مصاحبههای مرضیه در نشریه ایرانزمین، تیر و مرداد ۱۳۷۵.
پیام مسعود رجوی پس از درگذشت مرضیه، مهر ۱۳۸۹.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر