۱۴۰۴ مرداد ۵, یکشنبه

مسعود رجوی–سالگرد عملیات کبیر فروغ جاویدان بزرگ‌ترین حماسة میهنی و آرمانی ارتش آزادیبخش ملی ایران



ویژه‌نامه شماره ۱ | «قتل‌عامی در راه است» اعدام بهروز احسانی و مهدی حسنی؛ آغاز فاز جدید سرکوب خونین

 ویژه‌نامه شماره ۱ | «قتل‌عامی در راه است» اعدام بهروز احسانی و مهدی حسنی؛ آغاز فاز جدید سرکوب خونین


بهروز احسانی ومهدی حسنی جاودانه شدند

 آغاز خونریزی سیستماتیک

در سحرگاه یکشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۴، دو مجاهد خلق، بهروز احسانی و مهدی حسنی، پس از سه سال مقاومت در زندان و زیر شکنجه‌های مداوم، به‌دستور خامنه‌ای اعدام شدند.
این دو زندانی سیاسی، به جرم «حمایت از سازمان مجاهدین خلق ایران» به مرگ محکوم شده بودند. بهروز در آخرین پیامش از زندان، با تأکید بر ایستادگی، نوشت:

«ما مطلقاً تحت هیچ شرایطی تسلیم این رژیم خون‌ریز و جنایتکار نخواهیم شد. هیهات من‌الذله.»

 پیام رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، خانم مریم رجوی

«خامنه‌ای ضحاک ماربه‌دوش در واپسین ایام حکومت ننگینش دست به جنایت بزرگی زد تا شاید چند صباحی به عمر رژیمش بیفزاید.

درود به این مجاهدان سرموضع که در اوج سرفرازی به عهد خود با خدا و خلق وفا کردند.

سازمان ملل متحد و مدافعان حقوق‌بشر باید دست به اقدام قاطع بزنند. بی‌عملی، رژیم را به اعدام بیشتر تشویق می‌کند. شمار زیادی از زندانیان مجاهد و مبارز زیر حکم اعدام هستند. باید برای نجات جان آن‌ها فوراً اقدام کرد.»


 نشانه‌ها و نمونه‌ها: استارت «قتل‌عام تدریجی»

  • تاکنون دست‌کم ۱۵ زندانی سیاسی به اتهام «عضویت در مجاهدین» به اعدام محکوم شده‌اند.

  • تنها در تیرماه، فرشاد اعتمادی‌فر، مسعود جامعی و علیرضا مرداسی در اهواز به دو بار اعدام محکوم شدند.

  • سعید ماسوری در نامه‌ای مخفیانه هشدار داد: «جنایتی در حال وقوع است».


  • نامه زندانی سیاسی سعید ماسوری از زندان وهشدار برای یک قتل عام شبیه ۶۷

  • دیروز (۴ مرداد)، در رشت، یک هوادار سازمان مجاهدین خلق بنام یعقوب درخشان نیز توسط دادگاه رژیم به اعدام محکوم شد.


  • یعقوب درخشان از رشت که توسط قضائیه جلادان به اعدام محکوم شد

  • دستگاه‌های امنیتی رژیم در حال انتقال زندانیان به سلول‌های انفرادی، قطع ارتباطات و ایجاد «خلأ خبری» برای اجرای اعدام‌های پنهان هستند.


 نتیجه‌گیری شماره ۱:

اعدام دو مجاهد خلق، دیگر یک هشدار نیست؛ آغاز عملی فاز قتل‌عام است.
رژیم در شکننده‌ترین وضعیت خود، تلاش می‌کند با ارعاب و خون، راه بقای خود را باز کند. اما:

این خون‌ها، طنین گام‌های فروغ‌های جاودان آینده‌اند.

مثل ۶۷ قتل عامی در کار است شماره ۱: پس از آتش‌بس، قتل‌عام؛ روایت خونین تابستان ۶۷ تکرار می‌شود «آتش‌بس، سیانور، قتل‌عام؛ تاریخ تکرار نمی‌شود، بازسازی می‌شود»

 مثل ۶۷ قتل عامی در کار است  شماره ۱: پس از آتش‌بس، قتل‌عام؛ روایت خونین تابستان ۶۷ تکرار می‌شود «آتش‌بس، سیانور، قتل‌عام؛ تاریخ تکرار نمی‌شود، بازسازی می‌شود»


قتل عام خمینی جلاد ضد بشر برای نابود ونسل کشی مجاهدین در سال ۶۷

در تاریخ معاصر ایران، تابستان ۱۳۶۷ به‌عنوان یکی از سیاه‌ترین و خونین‌ترین فصل‌های سرکوب و جنایت، با قتل‌عام هزاران زندانی سیاسی رقم خورد. آتش‌بس جنگ ۸ساله، برای خمینی نه پایان خصومت، که آغاز پروژه‌ای برای حذف کامل دشمنان عقیدتی بود. با یک فتوای مخوف، دژخیمان رژیم در کمتر از دو ماه، هزاران زندانی وابسته به سازمان مجاهدین خلق ایران و دیگر مخالفان را قتل‌عام کردند. پروژه‌ای که با هماهنگی مستقیم باند لاجوردی، پورمحمدی، نیری و رئیسی اجرا شد.

امروز، در تابستان ۱۴۰۴، هشدارها درباره بازتولید همان سناریو شنیده می‌شود؛ از سرمقاله خبرگزاری سپاه پاسداران تا اقدامات عملی در زندان‌ها.


 شباهت‌های آشکار میان ۱۴۰۴ و ۱۳۶۷:

  • همان‌گونه که آتش‌بس سال ۶۷ بهانه‌یی شد برای کشتار، آتش‌بس ظاهری در درگیری‌های اخیر با اپوزیسیون و حملات خارجی، بستری شده برای تیزتر کردن سرکوب.

  • در میانه‌ی بن‌بست در مذاکرات هسته‌یی و بحران ساختاری رژیم، بار دیگر دشمن اصلی را مجاهدین خلق معرفی کرده‌اند.

  • خبرگزاری فارس در سرمقاله‌ای با عنوان «چرا باید اعدام‌های ۶۷ تکرار شود؟»، خواستار حذف فیزیکی زندانیان سیاسی شده و آن را تجربه‌ای موفق خوانده است.

  • بیش از ۱۵ زندانی سیاسی تنها در یک ماه گذشته به اتهام «عضویت در سازمان مجاهدین» به اعدام محکوم شده‌اند.

  • زندانیان سیاسی به سلول‌های ایزوله یا مکان‌های نامعلوم منتقل شده‌اند.

  • سعید ماسوری، زندانی سیاسی سرشناس، با نامه‌یی مخفیانه هشدار داده: «جنایتی در حال وقوع است».


هدف اصلی همچنان پابرجاست:

قتل‌عام ۶۷ نه بر پایه جرم یا جرم‌انگاری، بلکه بر پایه هویت و عقیده انجام شد. امروز نیز همین الگو دنبال می‌شود. جرم اصلی این زندانیان، نه «محاربه» که ایستادگی بر آرمان آزادی و وفاداری به مقاومت سازمان‌یافته است.

در چنین شرایطی، تنها یک حقیقت بیش از هر زمان درخشان‌تر است:
تکرار جنایت ۶۷ نه نشانه قدرت رژیم، که فریاد وحشتش از آلترناتیو سازمان‌یافته است.


آیا جهان این‌بار هم سکوت خواهد کرد؟
یا صدای فریادهایی که از سلول‌ها برخاسته، پژواک حمایت جهانی را خواهد یافت؟


مثل ۶۷ قتل عامی در راه است شماره ۲: جهان هشدار می‌دهد؛ پیش از آن‌که دیر شود «قتل‌عامی دیگر در راه است؛ این‌بار، نباید جهان سکوت کند»

 مثل ۶۷ قتل عامی در راه است  شماره ۲: جهان هشدار می‌دهد؛ پیش از آن‌که دیر شود «قتل‌عامی دیگر در راه است؛ این‌بار، نباید جهان سکوت کند»


قتل عام سال ۶۷ جنایت علیه بشریت بقصد نسل کشی مجاهدین

پس از انتشار سرمقاله «فارس» درباره تکرار اعدام‌های سال ۶۷ و موج تازه صدور احکام اعدام علیه زندانیان سیاسی، واکنش‌ها و هشدارهای بین‌المللی با سرعت بالا گرفته است. نهادهای پارلمانی و حقوق‌بشری در اروپا و کانادا به صراحت اعلام کرده‌اند: جنایتی در حال وقوع است. باید اقدام کرد، پیش از آن‌که خیلی دیر شود.


 هشدار کانادا: تکرار سکوت سال ۱۹۸۸ را اجازه نمی‌دهیم

دو نماینده پارلمان کانادا، جودی اسگرو و مایکل کوپر، رؤسای مشترک کمیته دوستان ایران آزاد، در نامه‌یی رسمی خطاب به:

  • وزیر خارجه کانادا

  • دبیرکل سازمان ملل متحد

  • گزارشگر ویژه سازمان ملل برای ایران

به‌صراحت اعلام کردند:

«ما نشانه‌های موجود را بسیار جدی می‌گیریم و اجازه نخواهیم داد سکوت سال ۱۹۸۸ تکرار شود. اعدام‌های اخیر، یادآور فتوای خمینی برای کشتار مجاهدین است. این جنایت علیه بشریت نباید بار دیگر در سکوت جهانی انجام گیرد.»

آن‌ها خواستار:

  • محکومیت علنی اعدام‌ها توسط نهادهای سازمان ملل

  • گنجاندن قتل‌عام ۱۳۶۷ در متن قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل در پاییز آینده

  • موضع‌گیری قاطع دولت کانادا برای توقف فوری موج سرکوب شدند.


 هشدار آلمان: رژیم در حال تدارک یک تسویه‌حساب خونین است

کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد نیز در بیانیه‌یی اعلام کرد:

«دست‌کم ۱۵ زندانی سیاسی به اتهام وابستگی به مجاهدین به اعدام محکوم شده‌اند. خطر اجرای فوری این احکام بسیار بالاست. دادگاه‌های نمایشی، شکنجه، سلول انفرادی و اتهاماتی چون محاربه، ابزار پروژه‌یی برای کشتار خاموش هستند.»

این کمیته تأکید کرده:

  • حقوق‌بشر نباید قربانی مذاکرات هسته‌یی شود.

  • اتحادیه اروپا و دولت آلمان باید احکام اعدام و سرکوب زندانیان را علناً محکوم کنند.

  • هرگونه گفت‌وگو یا همکاری با رژیم باید مشروط به رعایت حقوق‌بشر شود.


جهان در بزنگاه ایستاده است

در تابستان ۶۷، جهان دیر فهمید؛ اما امروز شاهدانی هستند که فریاد می‌زنند:
جنایت آغاز شده است.
زندانیانی در صف اعدام، صدای مظلومان ایران، چشم‌انتظار ایستادگی جامعه جهانی‌اند.

جهان، این‌بار باید انتخاب کند:

همراهی با جنایت یا هم‌صدایی با عدالت. 

کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد - هشدار درباره موج سرکوب در ایران و اعدام‌های قریب‌الوقوع علیه زندانیان سیاسی

 کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد - هشدار درباره موج سرکوب در ایران و اعدام‌های قریب‌الوقوع علیه زندانیان سیاسی

کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد
کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد

کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد

هشدار درباره موج سرکوب در ایران
و اعدام‌های قریب‌الوقوع علیه زندانیان سیاسی

 


رژیم در حال تدارک یک تسویه‌حساب خونین است

آلمان و اتحادیه اروپا باید اقدام کنند

 

کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد نسبت به تشدید وضعیت در زندان‌های رژیم ایران هشدار می‌دهد:

در مدت اخیر رژیم تهران دست‌کم ۱۵زندانی سیاسی را به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران به اعدام محکوم کرده است. خطر اجرای فوری این احکام برای چند نفر از آنان بسیار بالاست.

در تاریخ ۱۰ژوئیه ۲۰۲۵، ۳زندانی سیاسی به نام‌های فرشاد اعتمادی‌فر، مسعود جامعی و علیرضا مرداسی هر یک به ۲بار اعدام و یک سال زندان محکوم شدند. ۲زندانی دیگر به نام‌های سامان و داوود حرمت‌نژاد به ۱۲ و ۱۵سال زندان محکوم شدند. این احکام در پی شکنجه‌های طولانی، نگهداری در سلول انفرادی و طی یک محاکمه نمایشی در شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز صادر شده‌اند، آن هم بر اساس اتهامات ساختگی مانند «محاربه»، «عضویت در مجاهدین» و «تبلیغ علیه نظام».

این تشدید سرکوب در شرایطی رخ می‌دهد که مذاکرات هسته‌یی هم‌چنان ادامه دارد. به نظر می‌رسد رژیم تلاش دارد با نمایش مذاکره در خارج و سرکوب در داخل، بقای خود را حفظ کند.

کمیته آلمانی همبستگی هشدار می‌دهد:

حقوق بشر نباید قربانی مذاکرات هسته‌یی شود.
استفاده سیستماتیک از شکنجه، بازداشت‌های خودسرانه و اعدام‌های فراقضایی باید با واکنش‌های قاطع سیاسی روبه‌رو شود.
هر گونه گفتگو یا همکاری سیاسی و اقتصادی با رژیم ایران باید مشروط به رعایت اصول حقوق‌بشر باشد.

ما از دولت آلمان، اتحادیه اروپا و به‌ویژه کمیسر فدرال حقوق‌بشر می‌خواهیم احکام اخیر اعدام و سرکوب زندانیان سیاسی را علناً محکوم کنند.

اکنون زمان اقدام قاطع بین‌المللی فرارسیده ـ پیش از آن‌که بار دیگر فاجعه‌یی چون سال ۱۳۶۷ تکرار شود.

خانم مریم رجوی: بحران بی‌آبی معضل بزرگ مردم در حاکمیت تبهکار آخوندها

 خانم مریم رجوی: بحران بی‌آبی معضل بزرگ مردم در حاکمیت تبهکار آخوندها

خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران

منابع آب کشور نیز مانند سایر سرمایه‌های کشور از غارت و چپاول نظام منحوس ولایت فقیه و پاسداران جهل و جنایت در امان نمانده و تهران و اکثر نقاط کشور را با فاجعه بی‌آبی مواجه کرده است.
قطع آب و برق آن هم در گرمای تابستان شرایط طاقت‌فرسایی را بر مردم محروم تحمیل کرده و زندگی بسیاری از کشاورزان را تباه کرده است.
سرکردگان و کارشناسان رژیم بحران بیش‌تری را برای ماه‌های آینده پیش‌بینی می‌کنند.
استفاده بی‌رویه از منابع آبی در صنایعی که در خدمت سپاه پاسداران است، سوءاستفاده از آب‌های زیرزمینی و ساختن سدهایی که در خدمت مجتمع‌های حکومتی یا وابسته به سپاه است، حتی مناطق پر آب ایران را با بحران مواجه کرده است.
به‌راستی که آخوندهای حاکم حرث و نسل را هلاک کرده‌اند و تنها راه نجات، قیام برای تغییر رژیم و استقرار دموکراسی، حاکمیت مردم و عدالت است.

۱۴۰۴ تیر ۳۱, سه‌شنبه

بسیار مهم- بیانیه تحلیلی ما پاسخ به پیام مسعود رجوی درباره موسوی، مقاله عبیات، و خط تحریف توسط مزدوران امنیتی (برگرفته از پیام ۳۰ تیر ۱۴۰۴)

 بیانیه تحلیلی ما پاسخ به پیام مسعود رجوی درباره موسوی، مقاله عبیات، و خط تحریف توسط مزدوران امنیتی

(برگرفته از پیام ۳۰ تیر ۱۴۰۴)


برخی ها امداد رسان وبرخی ها چوب زیر بغل شیخ اند ولی فایده بی فایده

در لحظه‌ای که رژیم ولایت فقیه با بحران‌های انباشته داخلی و بین‌المللی به مرز فروپاشی نزدیک شده، پیام راهبردی مسعود رجوی درباره موقعیت میرحسین موسوی، مرز دقیق میان مقاومت واقعی و بازی‌گردانان سیاسی را روشن کرده است.

این پیام، نه از سر عاطفه یا سیاست‌ورزی مصلحتی، بلکه از دل تشخیص دقیق تضاد اصلی در لحظه‌ٔ کنونی صادر شده است. رجوی با شفافیت هشدار می‌دهد که:

«نیش و لگد زدن به موسوی در این شرایط مشخص و در این مورد مشخص، به نفع خامنه‌ای است.»
(مسعود رجوی – ۳۰ تیر ۱۴۰۴)

این هشدار، نه دعوت به اتحاد با موسوی است، نه چشم‌پوشی از سابقه‌ی او؛ بلکه شناختن لحظه‌ای‌ست که در آن صدای موسوی، در شکاف قدرت مطلقه ولایت طنین انداخته و هر ضربه به آن، کمک به انسجام جبهه‌ی دشمن است.


 زبان باید چشم داشته باشد؛ صدای عبور و تشخیص

در مقاله‌ای عمیق با عنوان «زبان باید چشم داشته باشد»، عادل عبیات ــ که خود تجربه‌ای از درون آن ساختار دارد ــ پیام مسعود رجوی را نه‌تنها تفسیر، بلکه با دقتی تحلیلی شکافت:

«رجوی نه در نقش رفیق، که در جایگاه ناظر و آگاه به ساختار، از موسوی محافظت می‌کند... نه به‌خاطر موسوی، که برای آن‌که صدای ترک خوردن سقف را قطع نکنیم.»

او می‌نویسد:

«موسوی هر چه باشد سد وحدت خامنه‌ای‌ست، و رضا پهلوی هر چه بگوید، خروجی‌اش در پادگان سپاه جا خوش می‌کند.»

و سپس به جوهر پیام رجوی می‌رسد:

«کوبیدن بر دهان کسی ولو با زبان نیم‌سوخته‌اش، شکافی در ارکان قدرت می‌زند، همان است که خامنه‌ای می‌خواهد از بین ببرد.»

این صدا، صدای عبور از اصلاح‌طلبی قلابی است؛ نه دعوت به بازگشت به نظام، بلکه فهم این نکته که حمله کور به هر صدای مخالف خامنه‌ای، در این لحظه، بازی در زمین ولی‌فقیه است.


 جبهه مقاومت کجاست؟

ما، همان‌طور که در پنج دهه گذشته بارها تأکید شده، تنها در چارچوب جبهه همبستگی ملی برای سرنگونی حرکت می‌کنیم.
نه امضاهای ۷۰۰ نفر، نه بیانیه‌های دوپهلوی مدعیان اپوزیسیون، و نه سوژه‌سازی‌های رسانه‌ای، نمی‌توانند جایگزین خط اصیل مقاومت شوند.
تنها مرز، مرز سرنگونی است.

ما نه با موسوی شریک هستیم، نه او را هم‌سنگ می‌دانیم، اما در این بزنگاه تاریخی، می‌فهمیم که زدن موسوی، ماساژ ستون ولایت فقیه است و حفظ قدرت دشمن را تسهیل می‌کند.


 و اما ایرج مصداقی؛ زبان بی‌چشم، مزدور دوخته به دو سوی ارتجاع

ایرج مصداقی نفوذی تشنه به خون مجاهدین در من و توعمامه زمین میزند

در این میان، ایرج مصداقی بار دیگر در لحظه‌ی حساس، به میدان آمده تا با زدن رجوی، مجاهدین، موسوی و عبیات، نقش همیشگی خود را ایفا کند؛ نقش مزدوری که در بزنگاه‌ها، با وقاحت و بلاهت، پل بین وزارت اطلاعات و شاه‌پرستی ارتجاعی می‌سازد.

او با زبانی زهرآلود، تلاش می‌کند هم مقاومت را بزند، هم از رفراندوم موسوی سوژه بسازد، و هم رضا پهلوی را بالا ببرد، تا بلکه خامنه‌ای بتواند یک‌پارچگی جبهه‌اش را حفظ کند.

ایرج مصداقی نه تحلیل‌گر است، نه اپوزیسیون، نه نماینده‌ی زندانیان سیاسی.
او مأموری‌ست برای کج‌فهم کردن مردم وانحراف قیام در پیش  و آلتی‌ست در دست ولی‌فقیه و نردبان سلطنت.


 جمع‌بندی

در این لحظه‌ی تاریخی، مسئولیت همه روشنفکران، نویسندگان، مبارزان و وفاداران به مقاومت، تشخیص دقیق تضاد اصلی است.
ما با چشم باز، می‌گوییم:

  • نه با اصلاح‌طلبان قلابی مرز می‌ریزیم؛

  • نه به سلطنت مشروعیت می‌دهیم؛

  • و نه اجازه می‌دهیم مأموران نفوذی، آدرس غلط بدهند.

ما در کنار مردم، در صف مقاومت، و در نقطه‌ی تقابل با تمامیت نظام ولایت فقیه ایستاده‌ایم.