۱۴۰۴ بهمن ۵, یکشنبه

اعدام ۳۲زندانی در روز اول و چهارم بهمن‌ماه

 

اعدام ۳۲زندانی در روز اول و چهارم بهمن‌ماه

اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران
اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران

شورای ملی مقاومت ایران -سربرگ

اعدام ۳۲زندانی در روز اول و چهارم بهمن‌ماه

دژخیمان خامنه‌ای شنبه ۴بهمن ۱۱زندانی را روانه چوبه‌های دار کردند. قضاییه جلادان اعلام کرد که: آمانچ کاروانچی و ارسلان(عبدالرحمن) شیخی به اتهام باغی از طریق عضویت در گروه داعش به‌دار آویخته شدند(میزان ۴بهمن۱۴۰۴). ارسلان شیخی همراه با همسرش نسیمه اسلام‌زهی در شهریور ۱۴۰۲ دستگیر شدند، وی در بند زنان زندان اوین محبوس است.

سایر قربانیان شنبه عبارتند از: نجفعلی سگوند در خرم‌آباد، آریو امامی در کرج، رضا گودرزی در الیگودرز، صفی عبدولی در دزفول، شایان نورمحمدی در همدان، یک زندانی با نام جعفرزاده در سنندج، امین معتمدی در یاسوج، مصطفی محمدی در نهاوند و نریمان خردمند در کرمانشاه.
پنجشنبه دوم بهمن نریمان سهرابی در بجنورد و عبدالله پنجشیری در تایباد به‌دار آویخته شدند.

چهارشنبه اول بهمن ۲۱زندانی روانه چوبه‌های دار شدند. این قربانیان عبارتند از: مؤمن عبدی‌پور در ماهشهر، اشکان کهر و یک زندانی دیگر در رشت، جلال پاپی در نوشهر، شاهو صفری در سنندج، تورج رشیدی در اسفراین، هوشنگ ملکی در فردوس، محمدکریم نجفی و امیر مقدم در قزلحصار، سعید جوان در دامغان، جمشید خان‌زاده در شهرکرد، جبار گنجی در چابهار، نبی‌الله کعبی در بوشهر، سیاووش عربی در کاشمر، سلطان‌مراد شرفی‌نیا در سبزوار، آوات امیری در مهاباد، ولی‌کرم سوری در خرم‌آباد، کیارش دیناری در ملایر، موسی صدری، افشین محمدی و یک زندانی دیگر در شیراز.

دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران

۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویه ۲۰۲۶)

واکنش تند مقامات رژیم ایران به قطعنامه پارلمان اروپا درباره سرکوب و لیست‌گذاری سپاه

 

واکنش تند مقامات رژیم ایران به قطعنامه پارلمان اروپا درباره سرکوب و لیست‌گذاری سپاه

وحشت رژیم از قیام سراسری
وحشت رژیم از قیام سراسری

پس از تصویب قطعنامه پارلمان اروپا علیه کشتار و سرکوب در ایران و تأکید بر لیست‌گذاری سپاه پاسداران توسط اتحادیه اروپا، سران رژیم ایران از وزارت‌خارجه تا فرماندهان سپاه و امامان جمعه خامنه‌ای، مجموعه‌یی از مواضع خشم‌آلود، تهدیدآمیز و نگران‌کننده را بروز دادند که همگی بازتاب هراس از ادامه قیام و ضربات شورشگران است.

وزارت‌خارجه رژیم: هر تصمیم یا موضع‌گیری مداخله‌جویانه‌یی در رابطه با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و حافظان امنیت با اقدام متقابل مواجه خواهد شد.

وحشت پاسدار غلامی سرکرده سپاه خامنه‌یی در یزد از ضربات شورشگران: خشونت سازمان‌یافته در آشوبهای اخیر بی‌نظیر بود، این اغتشاشات با تخریب گسترده پایگاهها به‌عنوان مراکز تربیت سلامی‌ها و باقریها و حاجی زاده‌ها همراه بود.

امروز روز حضور در مقابل دشمن است، شاید فردا دیگر برای اقداماتمان دیر شده باشد.

 

ترس و وحشت از قیام در جمعه‌بازارهای خامنه‌ای:

آ‌خوند علی اکبری - تهران: این بار با هدف براندازی توطئه‌یی را برنامه‌ریزی کردند که یک جنگ داخلی تمام‌عیار بود.

آخوند سلیمانی نماینده خامنه‌ای در کرمان: امروز کشور در یک شرایط کاملاً جنگی است، باید مراقبت کرد وارد جنگ داخلی نشویم و هوشیار باشیم، این فتنه خسارتهایی بر نظام وارد کرد.

آخوند سعیدی امام جمعه خامنه‌ای در قم: مهم‌ترین هدف در این اغتشاشات شخص خامنه‌ای بود، هوشیاری همراه با آمادگی همه‌جانبه باید ادامه داشته باشد.

آخوند حسینی نماینده خامنه‌ای در کرج: دشمن به‌خوبی می‌دانند که سپاه نیروی راهبردی نظام است، لذا تنها راه غلبه بر ما را غلبه بر سپاه می دانند.

آخوند عاملی نماینده خامنه‌ای در اردبیل: دشمن نهایت کینه را به سپاه دارد و در لیست ترور قرار می‌دهد، در شورای امنیت علیه سپاه قطعنامه تصویب می‌کند.

۱۴۰۴ بهمن ۴, شنبه

قیام دی ۱۴۰۴؛ تکانه‌ای با افق سرنگونی

قیام دی ۱۴۰۴؛ تکانه‌ای با افق سرنگونی

قیام دی ـ عکس از آرشیو
قیام دی ـ عکس از آرشیو

یکی از آثار قدرت‌مند و نافذ قیام دی ۱۴۰۴، ایجاد تنش و چالش عظیم در درون حاکمیت آخوندهاست؛ تنشی که نه سطحی و مقطعی، بلکه ساختاری و تهدیدکننده‌ی بقای کلیت نظام است. گذشته از وحشت سرنگونی که تمامی ارکان قدرت را فراگرفته، تعادل باندهای درونی حاکمیت به‌گونه‌ای به‌هم ریخته که هر روز امکان دارد گسل‌های درونیِ نظام، بر اثر مخاصمات تشدیدشده‌ی درونی، به‌جریان بیفتد. آن‌چه امروز در رأس و بدنه‌ی حاکمیت مشاهده می‌شود، نه اقتدار، بلکه بی‌تصمیمی، سکوت، و فرار از موضع‌گیری است.

 

بیش از یک هفته از فراخوان خامنه‌ای برای موضع‌گیری «خواص» در قبال قیام دی ۱۴۰۴ می‌گذرد؛ اما این فراخوان در خلأ مطلق پاسخ رها شده است. نه بیانیه‌یی و نه حتی حمایت‌های نمایشی پیشین. این سکوت، خود گویاترین نشانه‌ی عمق بحران مرحله‌ی پایانی است. از سوی دیگر، کله‌گنده‌های نمازهای ریایی جمعه نیز که همواره نقش بلندگوی رسمی نظام را بازی می‌کردند، این‌بار یا خود را پنهان کرده‌اند یا به تکرار کلیشه‌های بی‌جان بسنده نموده‌اند. تریبون‌هایی که اینان همه‌عمر برای تهدید مردم به‌کار برده‌اند، امروز از ترس مردم بی‌صاحب مانده‌اند.

 

خشم فراگیر اکثریت جامعه‌ی ایران، حاکمیت را در وضعیتی از بهت، هراس و انتظار فروبرده است؛ انتظاری آمیخته با یقین به وقوع خشمی بسا گسترده‌تر و رادیکال‌تر از گذشته. این خشم، دیگر واکنشی لحظه‌یی یا احساسی نیست، بلکه انباشت تاریخی ستم، سرکوب، فقر و تحقیر است که اکنون فقط با «انفجار» قابل توصیف و بیان است.

 

آثار تکانه‌ی قیام دی ۱۴۰۴ بر ساختار حاکمیت، با تمام قیام‌های پیشین تفاوت ماهوی دارد. این تکانه صرفاً یک اعتراض خیابانی نبود، بلکه لرزه‌یی همه‌جانبه با افق سرنگونی بود. اکنون مهم‌تر از آن، استمرار آثار آن است. قتل‌عامی که خامنه‌ای مرتکب شد، نه نشانه‌ی اقتدار، بلکه واکنش مستقیم وحشت از سرنگونی بود. اما به‌گونه‌یی قانون‌مند، همین جنایت، تبعاتی معکوس به‌بار آورد و جامعه را وارد مرحله‌یی کرد که ویژگیِ اصلی آن، سرنگونی‌خواهیِ به‌وسعت یک جغرافیا و به حجم یک جامعه است. این ویژگی، به تیک‌تاک بی‌وقفه‌ی زمان بدل شده؛ زمانی که صبح و شام، کابوس و وحشت را به جان حاکمیت می‌اندازد و راه گریزی از آن متصور نیست.

 

حاکمیت اکنون به‌خوبی می‌داند که دیگر اعتراض مسالمت‌آمیزی در کار نخواهد بود. تجربه‌ی تاریخی جامعه‌ی ایران، این فصل را بسته است. طرح مبتذل «اعتراضات قانونی» که با شتاب تصویب شد، در منظر مردم ایران چیزی جز برگی در دستان باد نیست؛ نه مشروعیت دارد و نه مخاطب.

 

نتیجه‌گیری

خروش و خشم فراگیر دی ۱۴۰۴، شیپور انقلابی را نواخت که روزگار گذشته‌ی میان حاکمیت و مردم، تقدیر آن را از پیش بر پیشانی زمان موعود حک کرده بود. اینک هر روز ایران، تیک‌تاک سررسید یک انفجار است؛ انفجاری که معادله‌ی نهایی میان اکثریت جامعه‌ی ایران و حاکمیت اشغال‌گر ملایان را رقم خواهد زد. این، واقعیت روزانه‌ی ایران امروز است که هر طلوع و غروبش با آن باز و بسته می‌شود. 

سخنرانی ۴بهمن ۵۷ مسعود رجوی؛ تبیین انقلاب دموکراتیک در برابر ارتجاع

 

سخنرانی ۴بهمن ۵۷ مسعود رجوی؛ تبیین انقلاب دموکراتیک در برابر ارتجاع

مسعود رجوی - ۴بهمن ۱۳۵۷
مسعود رجوی - ۴بهمن ۱۳۵۷

۴بهمن ۱۳۵۷، درست ۱۸روز پیش از فروریختن نهایی کنگره‌های استبداد سلطنتی، دانشگاه تهران شاهد رخدادی بود که فراتر از یک سخنرانی، سرفصل نبرد نوین آزادی‌خواهی ایران شد. در آن روز، مسعود رجوی با قامتی برخاسته از سیاه‌چال‌های شاه، کلماتی را بر زبان راند که نه برای ستایش «آنچه هست»، بلکه برای معماری «آنچه باید باشد» طراحی شده بود.

 

۱. گسست از «روند خودبه‌خودی»؛ تولد سوژه‌ٔ آگاه

در روزهایی که غبار تقدس‌گرایی و تمایل غالب و خودبه‌خودی، متأثر از تبلیغ رسانه‌های استعماری، ایماژ هیولای عمامه‌دار را در ماه می‌جست، مسعود رجوی با نهیبی ساختارشکن، «روند خودبه‌خودی قضایا» را به چالش کشید. او با درکی عمیق از ماهیت قدرت، هشدار داد که ستایش صرف از هر آنچه اتفاق می‌افتد، راه را برای بازتولید اختناق هموار می‌کند.

جمله‌ٔ بنیادین او در دانشگاه تهران: «ما نیامدیم که آنچه را هست و فقط هست، تأیید کنیم؛ لختی هم باید به آن اندیشید که چه چیز باید باشد و چه چیز هم نباید باشد»، در واقع مانیفست خروج از ناپختگی سیاسی بود. او به‌خوبی می‌دانست که اگر نیروهای انقلابی بر تعارضات درونی خود غلبه نکنند، ارتجاع از همین شکاف‌ها نفوذ کرده و دست‌آوردها را به یغما خواهد برد. این سخنرانی، نخستین سنگ‌بنای مرزبندی با «ارتجاع غالب» بود.

 

انقلاب دموکراتیک در برابر انقلاب دجالگرانه تحت نام اسلام

در همان فضای ملتهب، مسعود رجوی با صراحتی بی‌بدیل بر ضرورت «انقلاب دموکراتیک» پای فشرد. این واژه در تقابل مستقیم با پروژه‌ٔ «انقلاب اسلامی» خمینی قرار داشت که در پی استقرار استبدادی تحت لوای مذهب بود. او با تبیین ویژگی‌های یک انقلابی -صبر، شکیبایی انقلابی و بلندنظری- مرزی سرخ میان «رهایی‌بخشی» و «قدرت‌طلبی» کشید.

مسعود رجوی با طرح این پرسش که «مگر جان‌مان را برای این داده بودیم که به جایش جاه بگیریم؟»، به نسل برآمده از آتش و خون آموخت که قیام برای قعود در صندلی‌های قدرت نیست، بلکه برای گشودن افق‌های آزادی است. این سیمای نوین از اسلام و آزادی، پادزهری در برابر لاشخورانی بود که بر مرده‌ریگ شاه بیتوته کرده بودند.

 

اخلاق مقاومت؛ از فدای حداکثر تا خضوع انقلابی

درس‌های مسعود، تنها در مرزبندی‌های سیاسی خلاصه نمی‌شد؛ او یک «نظام اخلاقی نوین» را به کانون‌های مبارزه تزریق کرد. در حالی که خمینی از مردم طلبکار بود، مسعود به پیروانش آموخت که همواره به «ناکرده‌ها» بیندیشند. این خضوع انقلابی، مجاهد را وا می‌دارد تا به جای غره‌شدن به دست‌آوردها، بدهکار دقیقه‌هایی باشد که می‌توانست سرنگونی استبداد را تسریع کند.

او با پیوند زدن مبارزه به سنت امام حسین، معنای نوینی به «فدا» بخشید. گفت‌آورد «اگر دین محمد جز با عبور ما از جاده خون، استوار نمی‌شود، پس ای گلوله‌ها، بگیریدم!»، نه یک رمانتیسیسم مرگ‌طلبانه، بلکه انتخابی آگاهانه برای درهم‌شکستن بن‌بست‌های تاریخی بود. او به نسلی که «زن و مرد جنگ» بود آموخت که وقتی دیو تنوره می‌کشد، تنها و تنها با «کلمه فدا» می‌توان راه را شکافت.

 

استراتژی قیام؛ از دانشگاه تهران تا کانون‌های شورشی

بنیان‌هایی که در ۴بهمن ۵۷ در خاک دانشگاه تهران کاشته شد، امروز در قیام دی ۱۴۰۴ به میوه‌ٔ سرسخت «کانون‌های شورشی» بدل گشته است. استراتژی قیام و سرنگونی، ریشه در همان مرزبندی دموکراتیکی دارد که مسعود رجوی در اولین روزهای آزادی‌اش ترسیم کرد. او معلمی است که به نسل‌های پیاپی آموخت که حتی اگر زمانه صدبار خطرناک‌تر شود، ایستادگی بر «عهد با خلق» تنها راه بقای شرافتمندانه است.

۱۴۰۴ بهمن ۳, جمعه

یک تحول منطقه ای بزرگ ودرس آموز - پایان روژاوا؛ چگونه آمریکا کردهای سوریه را رها کرد؟ مصطفی نیکار

 یک تحول منطقه ای بزرگ ودرس آموز - پایان روژاوا؛ چگونه آمریکا کردهای سوریه را رها کرد؟ مصطفی نیکار


«نقش نظامی قسد عملاً به پایان رسیده است.»

در کمتر از ده روز، نقشه کنترل سرزمینی سوریه دگرگون شد.
مناطقی که سال‌ها به عنوان «روژاوا» و خودمختاری کردها شناخته می‌شد، یکی پس از دیگری به کنترل دمشق بازگشت. دیرالزور، رقه، حسکه، شرق حلب… و در نهایت محاصره کوبانی.

اما آنچه رخ داد، یک شکست نظامی ساده نبود.

این یک تغییر جهت ژئوپولیتیک بود.

برای نخستین بار از آغاز جنگ سوریه، ایالات متحده رسماً اعلام کرد:

«نقش نظامی قسد عملاً به پایان رسیده است.»

این جمله تام باراک، نماینده ویژه آمریکا، حکم پایان یک دوران را داشت. دورانی که کردها شریک زمینی واشنگتن در جنگ با داعش بودند و بیش از یازده هزار کشته دادند.

چرا سقوط این‌قدر سریع بود؟

زیرا دمشق حمله نکرد؛
بلکه ستون‌های سیاسی قسد فرو ریخت:

  • قبایل عرب دیرالزور و رقه از قسد جدا شدند

  • ترکیه فشار امنیتی بی‌سابقه وارد کرد

  • آمریکا رسماً از «یکپارچگی سوریه» حمایت کرد

  • و مهم‌تر از همه: میادین نفتی عمر و کونکو ظرف چند ساعت از دست رفت

با سقوط این میادین، رگ مالی قسد قطع شد.

توافق ۱۴ بندی؛ ادغام یا تسلیم؟

توافقی که در ۱۸ ژانویه امضا شد، پایان خودمختاری بود.

قسد پذیرفت:

  • ادغام فردی نیروها در ارتش سوریه (نه به‌صورت یگان مستقل)

  • واگذاری کامل منابع نفت و گاز

  • تحویل گذرگاه‌ها و مرزها

  • عقب‌نشینی به مناطق کردنشین

  • حذف رهبران PKK غیرسوری

این همان بندی بود که دمشق ماه‌ها بر آن اصرار داشت:
«هیچ ارتشی درون ارتش وجود نخواهد داشت.»

ول کردن ورها کردن استراتژیک واشنگتن

سال‌ها کردها تصور می‌کردند آمریکا پشت آن‌ها خواهد ماند.
اما در ژانویه ۲۰۲۶ واشنگتن موضع خود را روشن کرد:

دمشق اکنون شریک ترجیحی ماست.

این چرخش، برای کردها ضربه‌ای روحی و سیاسی بود که از هر حمله نظامی سنگین‌تر بود.

آیا همه چیز برای کردها تمام شد؟

خودمختاری، بله.
اما حقوق فرهنگی و سیاسی بی‌سابقه‌ای به رسمیت شناخته شد:

  • زبان کردی رسمی شد

  • نوروز تعطیل ملی شد

  • تابعیت هزاران کرد بی‌تابعیت بازگردانده شد

  • نمایندگی سیاسی در دولت مرکزی پیش‌بینی شد

اما این حقوق، بدون پشتوانه قانون اساسی، شکننده‌اند.

پیام دمشق به سایر اقلیت‌ها

این عملیات فقط علیه قسد نبود.
پیامی بود به دروزها، علویان و هر گروهی که به فکر خودمختاری باشد:

دمشق تمرکزگرایی را با زور اجرا خواهد کرد.

سه سناریوی آینده

  1. ادغام واقعی و غیرمتمرکزسازی (کم‌احتمال)

  2. تمرکزگرایی سرکوبگر و بازگشت بی‌ثباتی (محتمل)

  3. وضعیت نیمه‌ثابت در حسکه و قامشلی (میانی)


نتیجه‌گیری

روژاوا با گلوله سقوط نکرد.
با توافقات پشت‌پرده، چرخش آمریکا، فشار ترکیه و جدایی قبایل عرب فروپاشید.

این رویداد، یکی از مهم‌ترین تحولات ژئوپولیتیک سوریه پس از سقوط اسد است.

و برای کردها، درسی تاریخی:

در سیاست بین‌الملل، شراکت‌ها ابدی نیستند. مصطفی نیکار

استراسبورگ - تظاهرات ایرانیان آزاده مقابل پارلمان اروپا همزمان با تصویب قطعنامه در حمایت از قیام مردم ایران - ۲بهمن ۱۴۰۴

 

استراسبورگ - تظاهرات ایرانیان آزاده مقابل پارلمان اروپا همزمان با تصویب قطعنامه در حمایت از قیام مردم ایران - ۲بهمن ۱۴۰۴

استراسبورگ - تظاهرات ایرانیان آزاده مقابل پارلمان اروپا همزمان با تصویب قطعنامه در حمایت از قیام مردم ایران - ۲بهمن ۱۴۰۴

استراسبورگ - تظاهرات ایرانیان آزاده مقابل پارلمان اروپا

استراسبورگ - تظاهرات ایرانیان آزاده مقابل پارلمان اروپا


یک کهریزک دیگر این بار در ورزشگاه خمینی ملعون کرمانشاه با صدها کشته + فیلم

 یک کهریزک دیگر این بار در ورزشگاه خمینی ملعون کرمانشاه با صدها کشته + فیلم

شهیدان قیام سراسری ایران - ورزشگاه موسوم به خمینی کرمانشاه، بلوار طاقبستان
شهیدان قیام سراسری ایران - ورزشگاه موسوم به خمینی کرمانشاه، بلوار طاقبستان

کرمانشاه، ۱۹ دی‌ماه: یک فاجعه انسانی تازه از سوی رژیم خامنه‌ای و نیروهای سرکوبگر آن در کرمانشاه رخ داد که شباهت‌های زیادی با حادثه کهریزک تهران دارد. (مکان: ورزشگاه موسوم به خمینی کرمانشاه، بلوار طاق بستان)

به گزارش منابع محلی و شاهدان عینی، مزدوران خامنه‌ای از جمله فاطمیون، حشدالشعبی عراق و سپاه پاسداران، مردم معترض را مورد سرکوبی شدید قرار دادند. 

یک پزشک مردمی و شاهدان حاضر در محل اعلام کردند که بسیاری از قربانیان هنگام آسیب دیدن زنده بودند و اعضای سالم بدن آنان، از جمله کلیه و قلب، برداشت شد و سپس به آنها تیر خلاص زده شد. با توجه به تعداد بالای کشته‌ها، ورزشگاه حتی نتوانست همه قربانیان را در خود جای دهد و بخشی از اجساد در اطراف محوطه باقی ماند.

این فاجعه‌بار دیگر ابعاد وحشیانه و ضدبشری اقدامات رژیم ایران و نیروهای وابسته به آن را به نمایش گذاشته و هشدار شدیدی برای جامعه جهانی درباره نقض گسترده حقوق‌بشر در ایران است.

(برگرفته از اینترنت ۳ دی ۱۴۰۴)


۱۲۸ شهید سرفراز دیگر قیام دی ماه ۱۴۰۴ که توسط پاسداران قتل عام شدند

برایت بارت نیوز: مریم رجوی تأکید کرد که حکومت تهران با مداخله نظامی خارجی و صرفاً با فشار بیرونی سقوط نخواهد کرد

 برایت بارت نیوز: مریم رجوی تأکید کرد که حکومت تهران با مداخله نظامی خارجی و صرفاً با فشار بیرونی سقوط نخواهد کرد

برایت بارت
برایت بارت

برایت بارت نیوز- ۲۰ ژانویه ۲۰۲۶

رهبر اپوزیسیون ایران مریم رجوی تأکید کرد

که حکومت تهران با مداخله نظامی خارجی و صرفاً با فشار بیرونی

سقوط نخواهد کرد بلکه فقط از طریق یک مقاومت سازمان‌یافته و سراسری

که قادر به درهم شکستن نیروی سرکوبگر رژیم باشد سقوط می‌کند

 

مریم رجوی گفت

سقوط خودبه‌خودی در کار نخواهد بود

و لازمه سرنگونی رژیم نیز درهم‌شکستن سپاه پاسداران

توسط قیام و مقاومت سازمان‌یافته است

 

شورای ملی مقاومت ایران سال‌هاست خود را

دقیقاً برای چنین لحظه‌ای آماده کرده و این ائتلاف اپوزیسیون را

به‌گونه‌ای منحصر به‌فرد در موقعیتی قرار داده است

که بتواند پس از سقوط رژیم از هرج و مرج جلوگیری کند

 

«نه مماشات، نه جنگ – یک راه‌حل سوم»

رجوی از موضع دیرینه شورا مبنی بر این‌که

تغییر رژیم باید به‌دست خود ایرانیان صورت گیرد دفاع کرد

 

رجوی گفت بیش از دو دهه پیش

در یک سخنرانی در پارلمان اروپا استدلال کرده است

که بحران ایران نه از مسیر مماشات حل می‌شود و نه از راه جنگ

بلکه از طریق «راه‌حل سوم» تغییر رژیم به‌دست مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته

 

او هشدار داد بدون نیروی مقاومت سازمان‌یافته در داخل کشور

چشم‌انداز تغییر واقعی بسیار ناچیز است

واقعیتی که هم جنگ ۱۲روزه اخیر و هم قیام پس از آن

بر آن مهر تأیید زده‌اند

 

مریم رجوی گفت:

«ما نه به‌دنبال قدرت هستیم و نه سهمی از قدرت

ما مبارزه و فداکاری می‌کنیم تا مردم ایران آزادی خود را باز پس گیرند

و حاکمیت به صاحبان واقعی آن یعنی به مردم ایران بازگردد

 

برایت‌بارت نیوز ۲۲ ژانویه ۲۰۲۴: «رهبر اپوزیسیون ایران، مریم رجوی، تأکید کرد که (حکومت) تهران با مداخله نظامی خارجی و صرفاً با فشار بیرونی سقوط نخواهد کرد، بلکه فقط از طریق یک مقاومت سازمان‌یافته و سراسری که قادر به درهم شکستن نیروی سرکوبگر رژیم باشد (سقوط می‌کند).

رجوی در یک گفتگوی اختصاصی با برایت‌بارت نیوز گفت تحولات اخیر نشان داده است که هر چند حاکمان (رژیم) ایران بیش از پیش آسیب‌پذیر شده‌اند، اما تضعیف‌ِ صرف آنان به‌خودی‌خود به سرنگونی رژیم منجر نخواهد شد.

 

«این رژیم با فشار خارجی سقوط نخواهد کرد»

رجوی مسأله را نه به‌عنوان پرسشی درباره نیروی خارجی، بلکه به‌مثابه یک واقعیت راهبردی پیش‌ِروی اپوزیسیون ایران طرح کرد. او گفت: «تحول واقعی در ایران تنها به دست خود مردم ایران محقق می‌شود»، از طریق «مقاومت سازمان‌یافته، سراسری و متکی به نیروی رزمنده در شهرهای ایران؛ مقاومتی که قادر به رویارویی و غلبه بر یکی از خشن‌ترین دستگاههای سرکوب در جهان امروز (سپاه پاسداران) است».

او افزود چنین مقاومتی باید هم‌چنین «ظرفیت‌ها، الزامات و طرح‌های مشخص لازم برای یک انتقال مسالمت‌آمیز پس از سرنگونی» را نیز در اختیار داشته باشد.

 

«فروپاشی خودبه‌خودی در کار نیست - سپاه پاسداران باید درهم شکسته شود»

رجوی این تصور را رد کرد که رژیم ممکن است صرفاً زیر فشار از درون فرو بپاشد و استدلال کرد که بقای آن به سپاه پاسداران گره خورده و درهم شکستن این نهاد پیش‌شرط تغییر است. ا

او گفت شورای ملی مقاومت ایران سال‌هاست خود را دقیقاً برای چنین لحظه‌ای آماده کرده و این ائتلاف اپوزیسیون را به‌گونه‌یی منحصر به‌فرد در موقعیتی قرار داده است که بتواند پس از سقوط رژیم از هرج و مرج جلوگیری کند.

رجوی گفت: «شورا آمادگی عملی» برای مدیریت دوره پس از سرنگونی را دارد و به‌وجود یک شبکه سازمان‌یافته، ریشه‌دار و سراسری در داخل ایران، در کنار یک آلترناتیو دموکراتیک شناخته‌شده و مجموعه‌یی گسترده از متخصصان در داخل و خارج کشور اشاره کرد. به‌گفته او، این ترکیب این امکان را فراهم می‌کند که حاکمیت از دیکتاتوری به مردم ایران «به‌شکلی منظم، آرام و مبتنی بر قانون، بدون آشوب یا هرج‌ومرج» منتقل شود. او افزود آنچه چنین انتقالی را ممکن می‌سازد، وجود یک چارچوب سیاسی و اجرایی آماده برای «فردای سرنگونی» است، چارچوبی که شورا سال‌هاست برای آن برنامه‌ریزی کرده است.

بر اساس این طرح‌ها، بلافاصله پس از سرنگونی، یک دولت موقت تشکیل خواهد شد که مأموریت آن برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه برای مجلس مؤسسان ظرف شش ماه است. آن مجلس سپس یک دولت انتقالی تعیین کرده و قانون اساسی جمهوری جدید ایران را تدوین خواهد کرد تا به همه‌پرسی عمومی گذاشته شود.

 

«نه نمادین است، نه تبلیغاتی»

در پاسخ به پرسشی درباره ابعاد و سازمان‌یافتگی مقاومت در داخل ایران، رجوی ادعاهایی که این جنبش را صرفاً محدود به خارج از کشور می‌دانند رد کرد. او گفت: «حضور سازمان مجاهدین خلق ایران در داخل کشور یک حضور نمادین یا تبلیغاتی نیست» و آن‌را جنبشی توصیف کرد که طی شش دهه مبارزه با دیکتاتوری شاه و سپس رژیم آخوندها، «در آتش، خون و فداکاری» شکل گرفته است. او به بهای سنگینی که این جنبش پرداخته اشاره کرد و گفت بیش از ۱۰۰ هزار نفر از اعضا و هواداران آن اعدام یا زیر شکنجه کشته شده‌اند؛ از جمله ۳۰هزار زندانی سیاسی که در قتل‌عام ۱۳۶۷ به‌دلیل پایبندی به حمایت از مجاهدین بدار آویخته شدند.

رجوی با اشاره به قیام کنونی گفت، کانون‌های شورشی در دست‌کم ۲۲۰ شهر فعال بوده‌اند و گزارشهای میدانی و اطلاعات دقیق درباره کشته‌شدگان و بازداشت شدگان ارائه کرده‌اند.

او افزود با وجود سرکوب بی‌امان از سوی سپاه پاسداران، بسیج و دستگاههای امنیتی، شبکه مقاومت سراسری به‌دلیل ساختار حرفه‌یی و فرهنگ فداکاری خود پایدار مانده است. به‌گفته رجوی، این شبکه فراخوانها را منتشر می‌کند، اعتراضهای محلی را به موج‌های سراسری پیوند می‌دهد، روحیه را حفظ می‌کند و هزینه سرکوب را برای رژیم بالا می‌برد؛ ظرفیتی که به آن قدرتی چشمگیر در بسیج اجتماعی بخشیده است.

 

چرا تهران مقاومت را هدف قرار می‌دهد

رجوی استدلال کرد که خود‌ِ اقدامات رژیم نشان می‌دهد تا چه اندازه مقاومت را جدی می‌گیرد. او گفت: «روشن‌ترین شاخص حضور فعال و تاثیرگذار سازمان مجاهدین مقاومت در داخل ایران، واکنش رژیم در قبال این سازمان است» و به کارزار مستمر شیطان‌سازی و انتشار اطلاعات نادرست اشاره کرد.

او به‌عنوان نمونه به یک پرونده دادگاه غیابیِ در حال رسیدگی در تهران علیه ۱۰۴ عضو مقاومت اشاره کرد که اغلب در اروپا پناهنده هستند؛ روندی که بیش از دو سال به طول انجامیده و شامل بیش از ۵۰ جلسه دادگاه بوده است. به‌گفته او، قاضی پرونده خواستار استرداد آنان شده و این پرونده را تلاشی صحنه‌سازی‌شده برای جلوگیری از پیوستن جوانان ایرانی به مقاومت توصیف کرد.

 

گذاری برای جلوگیری از خلأ قدرت

رجوی گفت شورا دقیقاً برای جلوگیری از انحصار قدرت و فروپاشی نهادی تشکیل شده است. او گفت این ائتلاف برای پایبندی به اصول دموکراتیک بهای سنگینی پرداخته و همواره با به‌حاشیه‌راندن دیگر نیروهای دموکراتیک مخالفت کرده است.

او با اشاره به تأسیس این شورا در ۴۴سال پیش، آن‌را قدیمی‌ترین ائتلاف در تاریخ معاصر ایران دانست که با هدف صریحِ ایجاد وحدت در جریان سرنگونی رژیم و گذار پس از آن شکل گرفته است. رجوی گفت، شورا بر یک ساختار دموکراتیک، برنامه سیاسی روشن و نقشه راه حکمرانی مشخص استوار است که اصول بنیادین آن بیش از دو دهه پیش در «برنامهٔ ۱۰ماده‌ای برای ایران آزاد» تبیین شده است.

این اصول شامل برابری جنسیتی، جدایی دین از دولت، حقوق اقلیتها از جمله، قوه قضاییه مستقل، آزادی احزاب و رسانه‌ها، لغو مجازات اعدام، و ایرانی غیرهسته‌یی در صلح با همسایگان است. او افزود این برنامه‌ها صرفاً نظری نیستند، بلکه بر تلاش‌های هزاران کارشناس، دانشگاهیان و مدیران در داخل و خارج کشور تکیه دارند که سال‌ها روی اجرای آنها در حوزه‌های اقتصاد، حقوق، آموزش، بهداشت، انرژی، محیط‌زیست، امنیت و عدالت انتقالی کار کرده‌اند.

به همین دلیل، رجوی گفت، شورا در کنار دیگر نیروهای دموکراتیک، می‌تواند گذاری بدون خلأ قدرت، بدون فروپاشی نهادهای دولتی و بدون بی‌ثباتی خطرناک را تضمین کند.

 

«نه مماشات، نه جنگ – یک راه‌حل سوم»

رجوی از موضع دیرینه شورا مبنی بر این‌که تغییر رژیم باید به‌دست خود ایرانیان صورت گیرد دفاع کرد. او گفت:

بیش از دو دهه پیش این راه‌حل را در یک سخنرانی در پارلمان اروپا مطرح کرده و استدلال کرده که بحران ایران نه از مسیر مماشات حل می‌شود و نه از راه جنگ، بلکه از طریق «راه‌حل سوم»، تغییر رژیم به دست مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته.

به گفته او، رویدادهای اخیر تنها این دیدگاه را تأیید کرده‌اند. او هشدار داد بدون نیروی مقاومت سازمان‌یافته در داخل کشور، «چشم‌انداز تغییر واقعی بسیار ناچیز است»، واقعیتی که هم جنگ ۱۲روزه اخیر و هم قیام پس از آن بر آن مهر تأیید زده‌اند.

رجوی با رد انفعال جامعه بین‌المللی، گام‌هایی را برشمرد که به‌گفته او می‌تواند بدون مداخله نظامی از مردم ایران حمایت معنادار کند: افزایش هزینه سرکوب، پیگیری مسئولیت حقوقی جنایات رژیم، قطع شریانهای مالی و لجستیکی نیروهای سرکوبگر و تضمین دسترسی به اینترنت و ارتباطات آزاد. او تأکید کرد گامی به‌واقع مؤثر، به‌رسمیت‌شناختن بین‌المللی مقاومت و جوانان شورشگر است که با رژیم مقابله می‌کنند.

 

فشار خارجی - تنها زمانی که تقویت‌کننده تغییر درونی باشد

رجوی گفت شورا سال‌هاست خواستار تحریم‌ها، فشار مستمر و قطع روابط دیپلماتیک بوده است؛ اما تنها به‌عنوان ابزارهایی در خدمت تقویت مقاومت داخلی. او گفت فشار خارجی فقط زمانی مؤثر است که در خدمت آن روند درونی قرار گیرد. او به تحریم‌های هدفمند، به‌ویژه مسدود کردن صادرات نفت، انزوای سیاسی، فشار دیپلماتیک معتبر و اخراج عوامل رژیم از کشورهای غربی اشاره کرد که به‌گفته او پایگاههای پشتی سپاه پاسداران محسوب می‌شوند.

به گفته رجوی، این اقدامات می‌توانند هزینه سرکوب را بالا ببرند و شکافها را در درون حاکمیت عمیق‌تر کنند؛ اما هیچ‌یک جایگزین مردم ایران نمی‌شود. او گفت: «ما نه به‌دنبال قدرت هستیم و نه سهمی از قدرت. ما مبارزه و فداکاری می‌کنیم تا مردم ایران آزادی خود را باز پس گیرند و حاکمیت به صاحبان واقعی آن بازگردد: مردم ایران».

 

در سال‌های گذشته، برنامهٔ ده ماده‌ای شورا حمایت هزاران قانون‌گذار در سراسر جهان، از جمله نمایندگان کنگره آمریکا از هر دو حزب و نیز شخصیت‌های بین‌المللی را جلب کرده است که چارچوب آن‌را برای جمهوری آینده ایران مورد استناد قرار داده‌اند.

در سال ۲۰۰۲، این گروه اولین کسی بود که برنامه هسته‌یی مخفی (رژیم) ایران، از جمله تأسیسات غنی‌سازی نطنز را افشا کرد؛ افشاگریهایی که بعدها به محور اصلی نظارتها و تحریم‌های بین‌المللی علیه فعالیت‌های هسته‌یی (حکومت) تهران تبدیل شد.

درگذشت و جاودانگی مجاهد خلق قادر ویسی فرزند دلیر مردم سردشت

  درگذشت و جاودانگی مجاهد خلق قادر ویسی فرزند دلیر مردم سردشت

مجاهد صدیق قادر ویسی از سردشت یعنی کردستان قهرمان

پس از ۳۶سال نبرد با فاشیسم مذهبی در صفوف مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی #ایران در آلبانی در اثر عارضه ریوی در ۶۸سالگی.
قادر ویسی که در خانواده‌یی زحمتکش و کشاورز بزرگ شد، پس از انقلاب ضدسلطنتی، از طریق مجاهدانی که از روستای محل زندگی او عبور می‌کردند با مجاهدین آشنا شد.

او سپس در سال ۱۳۶۸ هنگامی که در اردوگاه اسرای جنگی در عراق بود، با اصرار خودش در زمان آزادی اسیران جنگی به اشرف آمد و لباس رزم و شرف ارتش آزادیبخش ملی ایران پوشید. مجاهد صدیق قادر ویسی در عملیات مروارید با پاسداران دشمن ضدبشری دلاورانه جنگید و از آن پس در سلسله عملیات راهگشایی شرکت داشت.
قادر دلیر در دیدار تعیین‌تکلیف نهایی با صلیب‌سرخ در سال۱۳۶۹ به آنها گفت: من #مجاهد_خلق هستم، جای من این جا در اشرف است و تا آخرین قطرهٔ خونم برای نبرد با حاکمیت خمینی در اشرف و ارتش آزادیبخش می‌مانم.
او در مقابله با حملات موشکی به‌ لیبرتی جنگاور و پایدار بود و در موشک‌باران ۲۱ بهمن ۱۳۹۱ از پیشانی مورد اصابت ترکش قرار گرفت و مجروح شد.
خانم #مريم_رجوى درگذشت مجاهد خلق قادر ویسی را که به‌رغم همه مشکلات و موانع، راه مجاهدت برای آزادی و نبرد با رژیم ستمگر آخوندها را برگزید، به همرزمان و یاران و بستگانش تسلیت گفت، صبر و تحمل او را در جریان بیماری طولانی ستود و به پایداری و وفای به عهد این مجاهد صدیق درود فرستاد.
خانم رجوی: خوشا به افتخار و سعادت فرزند قهرمان و پاکباز مردم سردشت که در ۳۶سال پایداری در برابر رژیم اهریمنی ولایت فقیه، به عهد و پیمانش با خدا و خلق وفا کرد. همرزمان و یاران و همشهریانش راه او را تا پیروزی و رهایی میهن از ستم شاه و شیخ ادامه می‌دهند.