ایرج صالحی کیست؟ از خیانت تا انجمن نجات رژیم در مازندران تا خدمترسانی به جلادان قضاییهٔ رژیم
ایرج صالحی یک «نویسنده» یا «منتقد» نیست؛ او مامور شناختهشدهٔ وزارت اطلاعات آخوندهاست که سالهاست در دستگاه جاسوسی، سرکوب و جنگ روانی رژیم علیه مجاهدین و مقاومت ایران بهکار گرفته شده است. نام او هر بار نه در عرصهٔ اجتماعی، بلکه در بزنگاههای امنیتی بالا میآید؛ دقیقاً زمانی که رژیم به مهرههایی برای تخریب، شیطانسازی و قطع پیوند قیام با آلترناتیو نیاز دارد.
صالحی سالهاست بههمراه شبکهای از عوامل وزارت اطلاعات، از جمله هادی شعبانی، محمدرضا گلیاسکاردی، مرتضی سیمیاری، محمد رزاقی و دیگر مزدوران شناختهشده، در پروژهٔ سازمانیافتهٔ سرکوب خانوادههای مجاهدین و پیشبرد خط دژخیمان اطلاعاتی در استان مازندران فعال است. او نهتنها مجری خط امنیتی، بلکه یکی از گردانندگان اصلی تشکیلات پوششی موسوم به «انجمن نجات» است؛ نهادی که مستقیماً برای ضربهزدن به مجاهدین، تطهیر جنایتهای دههٔ ۶۰ و مشروعیتبخشی به سرکوب طراحی شده است.
در ۱۳ مرداد ۱۳۹۷، همین سابقهٔ سرسپردگی باعث شد ایرج صالحی بهعنوان رئیس هیأتمدیرهٔ نجات معرفی شود؛ مقامی که نه انتخاب مردمی، بلکه انتصاب امنیتی بود. از آن پس، صالحی به یکی از چهرههای ثابت «سیرک قضاییهٔ جلادان» تبدیل شد؛ جایی که وزارت اطلاعات با فراخواندن مزدوران، تلاش میکند جنایتهای خود را توجیه و قربانی را مجرم جلوه دهد.
ایرج صالحی بارها در تولیدات تبلیغاتی و مستندهای امنیتی وزارت اطلاعات نقشآفرینی کرده است؛ از جمله در مجموعههایی چون «پایانی بر پایان» (تولید بنیاد پوششی هابیلیان)، «رویای سیاه»، «پایان راه»، «از مرصاد تا موصل»، «فراز چارزبر»، «چیزی شبیه افسانه» و «به نام خلق»؛ آثاری که هدف مشترکشان شیطانسازی از مجاهدین و تطهیر سرکوب و قتلعام بوده است. در این نمایشها، صالحی در کنار مهرههای بدنامی چون محمدحسین سبحانی، ابراهیم خدابنده و علیاصغر زند وکیل، همان یاوههایی را تکرار کرده که مستقیماً از اتاقهای فکر وزارت اطلاعات دیکته شده است.
حضور او به عراق، اطراف اشرف ۱، برای زمینهسازی کشتار مجاهدین؛ شرکت در تجمعات سازماندهیشدهٔ نیروی قدس و وزارت اطلاعات؛ و ایفای نقش ثابت در رسانههای حکومتی مانند فارس، ایرنا و شبکههای تلویزیونی رژیم، همگی نشان میدهد که با یک فرد «نظردهنده» طرف نیستیم، بلکه با عنصر عملیاتی جنگ روانی مواجهایم.
اکنون، در آخرین پردهٔ خیانت، ایرج صالحی آشکارا به خدمترسانی مستقیم به قضاییهٔ جلادان روی آورده است؛ همان دستگاهی که آمران و عاملان قتلعام دههٔ ۶۰ و ۶۷ را در خود دارد و دستش به خون جوانان قیامهای ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ آلوده است. اینکه چنین مهرهای امروز، درست در میانهٔ قیام، به میدان آورده میشود، خود گویای وحشت رژیم از پیوند خیابان با حقیقت مقاومت است.
بیتردید، پاسخ واقعی به این مزدوران، نه در مقاله و دادگاههای نمایشی، بلکه در ایران آزاد و در دادگاههای مردمی داده خواهد شد؛ جایی که خیانت، همکاری با سرکوب و خدمت به جلادان، بیپاسخ نخواهد ماند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر