ویژگیهای قیام دی ۱۴۰۴ و معنای استراتژیک آن
- مقاومت - مقاله
- 1404/10/27

قیام دی ۱۴۰۴ بر بستری انفجاری شکل گرفت که ریشه در همزمانی دو بحران ساختاریِ اقتصادی و سیاسی داشت. این دو عامل موازی، در شکاف عمیق و غیرقابلتحمل طبقاتی متبلور شده بودند؛ شکافی که طی سالیان، نهتنها ترمیم نشد، بلکه با سیاستهای غارتگرانهی حاکمیت ولایت فقیه به مرز انفجار رسید. انباشت فقر، حذف معیشتیِ اکثریت جامعه و تمرکز ثروت و قدرت در دستان اقلیتی وابسته به حاکمیت، جامعه را به نقطهیی رساند که دیگر امکان زیستن در چارچوب نظم موجود، نهتنها قابل تحمل نبود، بلکه توهین به شرافت و کرامت انسانی بود.
در این معنا، قیام دی ۱۴۰۴ صرفاً واکنشی به فقر یا سرکوب نبود، بلکه خروش زندگی علیه سلطهی یک نظام مرگاندیش فقاهتی بود. مردمی که به خیابان آمدند، نهفقط علیه وضعیت موجود، بلکه علیه فلسفهیی قیام کردند که حیات، آزادی، دموکراسی، انتخاب، تنوع اندیشه و آینده را نفی میکند. این قیام، اعلام حق زیستن در برابر تفکر و سیاستیست که مرگ، حذف و انکار انسان را به اصل حاکمیت بدل کرده است.
یکی از ویژگیهای برجستهی این قیام، بلوغ ضرورت «سازماندهی در حین نبرد» بود. شرایط سرکوب، سرعت تحولات و گستردگی اعتراضات، نشان داد که سازمانیابی دیگر نمیتواند به تعویق افتد یا به دوران پس از قیام موکول شود. سازماندهی، خود به یک نیاز فوری و درونیِ میدان نبرد بدل شد؛ ضرورتی که از دل تجربهی مستقیم قیام آفرینان زاده شد.
تمرکز اصلی مردم در این قیام، بهروشنی بر تضاد اصلی یعنی حاکمیت ولایت فقیه و رأس آن قرار داشت. شعارها، نشانهها و جهتگیریها، همگی بر نفی ساختار مرکزی قدرت متمرکز بودند. با اینحال، در حاشیهی این تمرکز، افرادی نیز حضور داشتند که با اتکا به حمایت نیروهای حاکمیت و در راستای خواست بهظاهر پنهان حکومت، کوشیدند شعارهایی انحرافی و بازگشتگرایانه به گذشته را وارد صحنه کنند؛ تلاشی آگاهانه برای شکستن مرزبندی قیام با هر شکل از دیکتاتوری.
از روز سوم، قیام ماهیتی خوشهیی به خود گرفت و با سرعتی انفجاری در سراسر ایران گسترش یافت. در نهایت، ۱۹۰ شهر کشور را دربر گرفت؛ گسترهیی که نشاندهندهی عمق نارضایتی انباشتهشده و پیوند ارگانیک قیام با لایههای مختلف جامعه بود. این گسترش، محصول لحظهیی و ناگهانی نبود، بلکه نتیجهی سالها سرکوب، مقاومت و آگاهیِ انباشتهشده در جامعهی ایران بود.
در جریان این قیام، روشنگری نقشی تعیینکننده در پالایش صحنهی سیاسی ایران ایفا کرد. تمرکز بر شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر اصل ولایت فقیه»، مرزبندی قاطع با هرگونه دیکتاتوری در گذشته و آیندهی ایران را تثبیت کرد و امکان مصادرهی قیام توسط نیروهای واپسگرا را محدود ساخت.
قیام دی ۱۴۰۴ همچنین اثبات کرد که گزارهی «کس نخارد پشت ایران» به یک عامل ملی بدل شده است. اتکای آگاهانه به نیروی درونی جامعه، انرژی عظیم اجتماعی آزاد کرد و امید و توان سرنگونی حاکمیت ملایان را به سراسر کشور تعمیم داد.
این قیام، حتی در همین مرحله، آثار استراتژیک خود را تثبیت کرده است؛ بهویژه از منظر توقفناپذیری و جهتگیری روشن بهسوی هدف نهایی. همزمان پیام اصالت، حقانیت و مشروعیت خود را به جهان و طرفحسابهای بینالمللی رساند؛ امری که موج گستردهی حمایت جهانی، توضیح اصالت قیام را میدهد.
در برابر این خیزش، حاکمیت ملایان با هدایت خامنهای، حد جنایت را به بینهایت رساند. اما همین سطح از خشونت، نه به عقبنشینی مردم، بلکه به قوامیافتن عزمی بازگشتناپذیر برای پایان دادن به این حاکمیت انجامیده است؛ عزمی که امروز، عمیقتر و گستردهتر از روزهای قیام در تار و پود جامعهی ایران ریشه دوانده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر