چرا رژیم وسط قیام،امثال «ایرج صالحی» رااز انجمن نجات مازندران به میدان میفرستد؟ شماره ۱
اینکه در اوج التهاب خیابان، در دل اعتصاب بازار، در لحظهای که شعارها از اقتصاد عبور کرده و به اصل نظام میرسد، ناگهان ایرج صالحی،مامور اطلاعات در انجمن نجات،پشت سر امامجمعهها، اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات یکصدا شروع به نشخوار یک متن واحد میکند، تصادفی نیست. این واکنش عصبی رژیم به یک واقعیت میدانی است:
قیام زنده است، پیوندها در حال شکلگیری است، و نامی که دوباره در خیابانها زمزمه میشود، همان نامی است که خمینی میخواست با دار و قتلعام دفنش کند.
ایرج صالحی نه تحلیلگر است، نه فعال اجتماعی، نه حتی منتقد. او گویندهٔ آمادهٔ بحران است؛ مهرهای که او وامثال اورا رژیم وقتی به صحنه میآورد که احساس خطر جدی کرده باشد. متن او نه «نظر شخصی»، بلکه بیانیهٔ امنیتی با امضای مستعار است. همان متن که سالهاست با واژههای ثابت، اتهامهای نخنما و دروغهای مصرفشده تکرار میشود؛ فقط زمان انتشارش فرق میکند:
دقیقاً وسط قیام.
چرا حالا؟
چون اعتراضات دیگر «اقتصادیِ خنثی» نیست.
چون بازار، خیابان، دانشگاه و محله دارند به هم وصل میشوند.
چون تجربهٔ دی ۹۶، آبان ۹۸، ۱۴۰۱ و امروز نشان داده که هر جا این اتصال شکل بگیرد، رژیم نام «مجاهدین» را با وحشت به زبان میآورد.
اگر مجاهدین «هیچ جایی در بین مردم ندارند»، پس چرا:
-
وزارت اطلاعات باید مقاله تولید کند؟
-
سپاه باید آن را بازنشر دهد؟
-
امامجمعهها باید خط بگیرند؟
-
و مهرهای مثل ایرج صالحی باید وسط قیام به میدان بیاید وبعنوان یک مهره سوخته حرفهای رژیم را تکرار کند ؟
تناقضی که خودشان را لو میدهد
ایرج صالحی مینویسد «کسی با مجاهدین همراهی نمیکند»، اما تمام متنش تلاش برای قطع همراهی است.
میگوید «مردم فاصله دارند»، اما با هراس هشدار میدهد که «اعتراضات واقعی از مجاهدین فاصله بگیرند».
اگر فاصله هست، این همه هشدار برای چیست؟
واقعیت این است:
رژیم میداند که اعتراض اقتصادی، وقتی سیاسی شود، بیسر نمیماند.
و تنها جریانی که:
-
سابقهٔ سازماندهی دارد
-
هزینه داده
-
قتلعام شده
-
و هنوز ایستادههمان جریانی است که خمینی از روز امجدیه حکم نابودیاش را داد یعنی کانون شورشی ، مجاهدین وارتش آزادی .
دروغ «خانواده»؛ ترفند پوسیده
یکی از محورهای اصلی این متن، سوءاستفادهٔ امنیتی از مفهوم خانواده است. همان دروغی که سالهاست تکرار میشود.
اما مردم ایران خوب میدانند:
-
خانوادههایی که امروز فریاد میزنند، خانوادهٔ شهیدان، زندانیان و قتلعامشدگاناند.
-
خانوادههایی که رژیم علم میکند، ساخته و هدایتشدهٔ وزارت اطلاعاتاند.
اگر مجاهدین «منفور» بودند، خمینی چرا ۳۰ هزار زندانی سرموضع را قتلعام کرد؟
اگر «بدون پایگاه» بودند، چرا هنوز هم تمام دستگاه امنیتی برای حذف نامشان بسیج است؟
حقیقتی که زیر این هجوم پنهان است
ایرج صالحی و امثال او برای یک چیز آمدهاند:
ترس رژیم از پیوند قیام امروز با حافظهٔ تاریخی مقاومت ،همان طلوع ماندگار ۶۰ ساله .
از خوی تا تهران، از شمال تا جنوب، مردم دارند میفهمند که:
این رژیم اصلاحپذیر نیست .
این بنبست، بنبست ساختاری است.
و هر قیامی که به نتیجه برسد، نیاز به آلترناتیو دارد.
برای همین است که رژیم، درست در لحظهٔ شعلهور شدن خیابان، شروع میکند به فحاشی به آلترناتیو.
جمعبندی
ایرج صالحی نیامده بگوید «مجاهدین جایگاهی ندارند»؛
آمده تا جلوِ پیدا شدن جایگاه را بگیرد.
اما تاریخ یکبار این را دیده:
خمینی هم گفت «تمامشان تمام شدند».
چوبههای دار را بالا برد.
قتلعام کرد.
و امروز، خودش در زبالهدان تاریخ است.
آنچه در خیابانهای ایران شعلهور است، نه نشخوارهای امنیتی را باور میکند، نه از آنها میترسد.
این آتش، با مقاله خاموش نمیشود.ادامه دارد مصطفی نیکار

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر