۱۴۰۴ دی ۲۷, شنبه

ترامپ، خامنه‌ای و اعترافِ هزاران کشته؛ جنگ روایت‌ها یا پیش‌درآمدی بر جنگ؟

 ترامپ، خامنه‌ای و اعترافِ هزاران کشته؛ جنگ روایت‌ها یا پیش‌درآمدی بر جنگ؟


حرف های خامنه ای وپاسخ ترامپ جنگ روانی است یا پشتش  حمله نظامی است 

در دی‌ماه ۱۴۰۴ دو صدا در دو سوی جهان هم‌زمان بلند شد:
از واشنگتن، دونالد ترامپ گفت «وقت رهبری جدید در ایران است» و صریحاً خامنه‌ای را مسئول «کشتار مردم» و «نابودی کشورش» دانست و حتی او را «مردی بیمار» نامید.
از تهران، علی خامنه‌ای برای نخستین‌بار اذعان کرد که در اعتراضات «چند هزار نفر» کشته شده‌اند — اما هم‌زمان همه‌چیز را به «فتنه آمریکایی» نسبت داد و تهدید کرد که «مجرمان داخلی را رها نخواهد کرد».

این هم‌زمانی تصادفی نیست؛ بلکه نشانه ورود یک مرحله تازه از تقابل سیاسی–روانی میان رأس هرم قدرت در ایران و ایالات متحده است.


۱) ترامپ چه گفت و چرا مهم است؟

ترامپ سه گزاره کلیدی مطرح کرد:

  1. «خامنه‌ای کشتار کرد»
    این نخستین‌بار است که رئیس‌جمهور آمریکا به‌صورت مستقیم، شخصِ رهبر جمهوری اسلامی را مسئول قتل معترضان معرفی می‌کند. این جمله نه فقط سیاسی، بلکه اخلاقی و حقوقی است: القای اتهام «مسئولیت فردی در جنایت علیه مردم».

  2. «خامنه‌ای بیمار است»
    این توصیف فراتر از توهین شخصی است؛ پیامی نمادین دارد:

    رهبری ایران نه‌تنها ظالم، که ناتوان و فرسوده است.
    ترامپ با این زبان، مشروعیت سیاسی و کارآمدی خامنه‌ای را هم‌زمان هدف گرفت.

  3. «وقت رهبری جدید در ایران است»
    این گزاره، اعلام جنگ نظامی نیست؛ اما اعلام جنگ مشروعیت است.
    معنایش این است: آمریکا دیگر خامنه‌ای را شریک قابل‌اعتماد یا طرف معادله نمی‌داند و به‌طور ضمنی از «گذار رهبری» سخن می‌گوید.

ترامپ با این سه جمله، رژیم را در دو جبهه زیر فشار گذاشت:

  • جبهه داخلی: تضعیف روحیه سرکوب‌گران و تقویت روحیه معترضان.

  • جبهه خارجی: منزوی‌کردن خامنه‌ای و افزایش هزینه سیاسی سرکوب.


۲) چرا ترامپ از توقف اعدام‌ها «تشکر» کرد؟

وقتی ترامپ نوشت «ممنون که ۸۰۰ اعدام را لغو کردید»، این یک تشکر معمولی نبود؛ بلکه سه پیام داشت:

  • نمایش قدرت: «من فشار گذاشتم، تو عقب نشستی.»

  • تحقیر سیاسی خامنه‌ای: رهبر ایران در جایگاه کسی نشانده شد که باید از او سپاسگزاری شود.

  • ایجاد خط قرمز تازه: کشتار علنی دیگر بدون هزینه نخواهد بود.

این تشکر، بخشی از همان جنگ روانی است — نه نشانه آشتی.


۳) چرا خامنه‌ای ناگهان گفت «چند هزار نفر کشته شدند»؟

این اعتراف نقطه عطف است.

تا پیش از آن، مقامات رسمی از «چند صد نفر» سخن می‌گفتند و همه‌چیز را به «تروریست‌ها» نسبت می‌دادند. اما زیر فشار تصاویر، گزارش‌ها و روایت‌های مستقل، انکار مطلق دیگر ممکن نبود.

تاکتیک خامنه‌ای چنین بود:

  • اعترافِ کنترل‌شده به عدد

  • انکار مسئولیت نیروهای حکومتی

  • انتقال تقصیر به خود معترضان

وقتی او گفت «بخشی از معترضان هم چند هزار نفر را کشتند»، در واقع می‌خواست مسئولیت ساختاری سرکوب را پنهان کند؛ اما با همان جمله، ابعاد فاجعه را ناخواسته تثبیت کرد.


۴) چرا خامنه‌ای گفت «کشور را به سمت جنگ نمی‌بریم»؟

این جمله دو مخاطب داشت:

  1. آمریکا:
    «من دنبال جنگ نیستم؛ فشار نظامی نیاور.»

  2. داخل کشور:
    «من رهبر مسئول و عقلانی‌ام.»

اما بلافاصله افزود: «مجرمان داخلی را رها نمی‌کنیم» — یعنی:

سرکوب ادامه دارد، فقط شاید شکلش عوض شود.

این ترکیب، عقب‌نشینی تاکتیکی است، نه تغییر مسیر.


۵) جنگ روایت‌ها یا احتمال اقدام نظامی؟ 

در این نقطه باید صریح و دقیق بود:

نمی‌توان قاطع گفت که تهدید نظامی وجود ندارد یا جنگ ناممکن است.
در سیاست بین‌الملل، به‌ویژه در خاورمیانه، هرگونه قطعیت‌گویی درباره «عدم جنگ» خطاست؛ به‌خصوص وقتی بازیگری چون ترامپ در صحنه است که سابقه استفاده از تهدید نظامی به‌عنوان ابزار فشار را دارد.

با این حال، از تحلیل بیانات و رفتار طرفین در این مقطع، تصویر غالب بیشتر شبیه تشدیدِ جنگ روایت‌ها و فشار سیاسی است تا آغاز جنگ نظامی فوری.

نشانه‌های این برداشت:

  • ترامپ بیشتر بر مشروعیت‌زدایی از خامنه‌ای تمرکز کرد تا اعلام اقدام نظامی.

  • او از «رهبری جدید» گفت، نه از «حمله نظامی».

  • خامنه‌ای نیز به‌جای لحن جنگی، گفت «کشور را به سمت جنگ نمی‌بریم».

اما  — جنگ روایت‌ها می‌تواند مقدمه یا پوشش اقدامات نظامی محدود باشد.
تجربه‌های تاریخی نشان داده که:

  1. ابتدا مشروعیت‌زدایی رخ می‌دهد،

  2. سپس بحران انسانی برجسته می‌شود،

  3. بعد فشار سیاسی و اقتصادی تشدید می‌گردد،

  4. و در نهایت، گاه به اقدامات نظامی محدود یا نیابتی می‌انجامد.

بنابراین می‌توان گفت:

«فعلاً نشانه‌ها به سمت جنگ تمام‌عیار نمی‌رود؛
اما در فضای پرتنش منطقه، احتمال اقدامات نظامی محدود یا نیابتی را نمی‌توان به‌طور کامل منتفی دانست.»


۶) سه سناریوی واقع‌بینانه

سناریوی محتمل‌تر (کوتاه‌مدت):
فشار سیاسی، تحریم، جنگ روانی و حمایت رسانه‌ای از اعتراضات — بدون حمله مستقیم.

سناریوی ممکن:
حملات محدود یا نیابتی (از طریق اسرائیل، منطقه‌ای یا سایبری).

سناریوی کم‌احتمال در این مقطع:
جنگ گسترده آمریکا علیه ایران — به‌دلیل هزینه‌های بسیار بالا و پیامدهای منطقه‌ای.


۷) جمع‌بندی نهایی مقاله

سه واقعیت کنار هم قرار گرفته‌اند:

  1. ترامپ: مشروعیت‌زدایی آشکار از خامنه‌ای + نسبت‌دادن مستقیم کشتار به او.

  2. خامنه‌ای: اعتراف ناخواسته به هزاران کشته + فرافکنی مسئولیت.

  3. جامعه ایران: زخمی، اما زنده و معترض.

این مرحله، مرحله فرسایش قدرت رأس هرم است؛ جایی که دیگر نه انکار کامل ممکن است، نه سرکوب بی‌هزینه — و در همین فضای خاکستری، جنگ روایت‌ها می‌تواند هم بازدارنده باشد و هم بالقوه پیش‌درآمدی برای اقدام نظامی محدود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر