۱۴۰۴ تیر ۲۶, پنجشنبه
۱۴۰۴ تیر ۲۵, چهارشنبه
ویژهنامه مقاومت شماره ۵«بازتاب جهانی مقاومت در دوران پساجنگ»
ویژهنامه مقاومت شماره ۵«بازتاب جهانی مقاومت در دوران پساجنگ»
کارزار جهانی در حمایت از قیام و مقاومت ایران
چگونه حضور بینالمللی مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت، رژیم را به محاصره سیاسی میکشاند؟
در شرایط پساجنگ که تمام تار و پود نظام ولایت فقیه تحت فشار داخلی و بحران مشروعیت قرار گرفته، یک مؤلفهی تعیینکننده در صحنه، حضور و ابتکار سیاسی و بینالمللی مقاومت ایران است.
این حضور نهتنها یک فعالیت تبلیغی نیست، بلکه نقش یک عامل کنشگر و تغییرساز را در معادلات منطقهای و جهانی بازی میکند.
محور اول: دوران انزوای سیاسی رژیم
رژیم ولایت فقیه، پس از آتشبس اجباری، با چند سیلی پیاپی در صحنه بینالمللی مواجه شده است:
-
محکومیتهای جهانی نسبت به اعدامها و نقض حقوق بشر
-
فشار گروههای پارلمانی در اروپا، آمریکا و کشورهای عربی برای حمایت از آلترناتیو دموکراتیک
-
تشکیل بلوکهای حقوقی برای پیگرد مقامات رژیم
-
رشد کمپینهای جهانی علیه سپاه پاسداران بهعنوان یک گروه تروریستی
-
تضعیف شدید دیپلماسی رسمی رژیم در سازمانهای بینالمللی
این وضعیت محصول یک خلأ نیست؛ بلکه محصول فعالیت پیگیر و مؤثر شبکههای بینالمللی مقاومت ایران است.
محور دوم: شورا و راهحل سوم در کانون توجه
در دوران پساجنگ، دو واژه بیشتر از همیشه در رسانههای جهانی، بیانیههای پارلمانی و جلسات سیاسی شنیده میشوند:
-
شورای ملی مقاومت ایران
-
راه حل سوم؛ نه به جنگ، نه به مماشات
محور سوم: بازتاب رسانهای؛ صدای مردم ایران در دنیا
در هفتههای اخیر، خبرگزاریهای بینالمللی مانند:
-
Reuters
-
The Guardian
-
Al Arabiya
-
Politico
-
Le Figaro
-
و دهها رسانهی دیگر
محور چهارم: سیاست فشار، نتیجهی افشاگری
هر افشاگری مقاومت ایران درباره:
-
طرحهای تروریستی رژیم در خارج کشور
-
شبکههای لابی و تطهیر در اروپا و آمریکا
-
شکنجهگاهها و پروژههای سرکوب در داخل
-
و نقش مهرههای رژیم در نقض حقوق بشر
در نهایت تبدیل به فشار بینالمللی، محدودیت سیاسی، و قطع کانالهای تنفسی رژیم میشود.
جمعبندی
در دوران پساجنگ، مقاومت ایران نهفقط در عرصه داخلی بلکه در صحنه جهانی نیز تبدیل به فاکتور تأثیرگذار و ابتکارمحور شده است.
این حضور بینالمللی، دست رژیم را برای بازیهای سیاسی بسته و فرصت مانور در محافل دیپلماتیک را بهشدت کاهش داده است.
همانطور که در میدان جنگ، آتشبس را مقاومت تحمیل کرد، در میدان سیاست نیز مقاومت است که مهرههای رژیم را به عقب میراند.
ویژهنامه مقاومت شماره ۴«سرکوب و اعدام؛ طناب پوسیدهی نظام در آستانه فروپاشی»چگونه ولایت فقیه در دوران پساجنگ، خود را با طناب مرگ خفه میکند؟
ویژهنامه مقاومت شماره ۴«سرکوب و اعدام؛ طناب پوسیدهی نظام در آستانه فروپاشی»چگونه ولایت فقیه در دوران پساجنگ، خود را با طناب مرگ خفه میکند؟
چرا نه به اعدام اعدام دیگر اثر ندارد
چگونه ولایت فقیه در دوران پساجنگ، خود را با طناب مرگ خفه میکند؟
از نخستین ساعات پس از اعلام آتشبس در تیرماه ۱۴۰۴، دژخیمان حاکمیت ولایت فقیه یک کارزار حسابشدهی اعدام و سرکوب را بهطور بیوقفه آغاز کردند. چرا؟ برای چه هدفی؟ و این پروژه با چه بازتابی روبهرو شد؟ در این شماره، ابعاد این پروژه و دلایل بنبست آن را بررسی میکنیم.
محور اول: ترس از مردم، نه اعتماد به اقتدار
چون جنگِ واقعی از نظر حاکمیت، در خیابانها، در ذهن مردم، و در نفرت انباشتهشدهی جامعه ادامه دارد. جنگ، به فاز روانی و سیاسی وارد شده و نظام تلاش میکند با ارعاب گسترده، این میدان را ببندد.
محور دوم: نشانههای پروژهی جدید سرکوب
-
افزایش موج اعدامها در زندانهای سراسر کشور (حتی زندانیان بدون سابقهی سیاسی)
-
بازداشت گستردهی دانشآموزان، جوانان، ورزشکاران، و فعالان فضای مجازی
-
احضارهای بیوقفه به مراکز اطلاعاتی (سپاه – اطلاعات – امنیت قضایی)
-
تحرکات پیشگیرانه در مناطق محروم و حاشیهنشین
-
تعقیب و تهدید اعضای خانوادههای شهدا و زندانیان سیاسی
این پروژه، تلاشی است برای ایجاد جو رعب عمومی در آستانه تغییرات سیاسی و افزایش زمزمههای آلترناتیو.
محور سوم: چرا اعدام جواب نمیدهد؟
برعکس، در دنیای امروز، هر اعدام:
-
بازتاب جهانی پیدا میکند
-
نظام را بیشتر منزوی میسازد
-
انرژی خشم مردم را تشدید میکند
-
کانونهای شورشی را فعالتر میسازد
اعدام «رحمان» یا «مجید» یا «زینب» دیگر یک واقعه محلی نیست.
یک انفجار سیاسی است.
یک سند دروغسوز برای افکار عمومی.
و از همه مهمتر:
یک اعلام جنگ به نسل جوانیست که دیگر نمیترسد.
محور چهارم: نقش مقاومت در شکستن ارعاب
رژیم، در مقابل خود فقط یک نیروی بازدارنده واقعی میشناسد: مقاومت ایران.
اگر نبود افشاگریهای بینالمللی و سازمانیافتهی شورای ملی مقاومت:
-
لیست اعدامها منتشر نمیشد
-
دادگاههای مخفی امنیتی رسانهای نمیشدند
-
خانوادهها نمیتوانستند صدای مظلومیت را به جهان برسانند
جمعبندی
در دوران پساجنگ، پروژه اعدام و سرکوب، نشاندهندهی ضعف، نه قدرت نظام است. این طناب پوسیده، دیگر کار نمیکند.
امروز، حتی برای سرکوب هم باید «اقتدار» داشت. و آنکس که اقتدارش را از دست داده، با هر اعدام، خود را بیشتر در چاه خشم و انزوا میاندازد.
ویژهنامه مقاومت شماره سوم: «کانونهای شورشی؛ آتش زیر خاکستر پساجنگ» کانونهای شورشی؛ سند زندهی حضور مقاومت در خاک میهن
ویژهنامه مقاومت شماره سوم: «کانونهای شورشی؛ آتش زیر خاکستر پساجنگ» کانونهای شورشی؛ سند زندهی حضور مقاومت در خاک میهن
کانونهای شورشی شهرهای شورشی وارتش آزادی = مقاومتی کاملا سازمان یافته
در حالیکه فاز جنگ به آتشبس موقت رسیده و رژیم ولایت فقیه برای بازسازی رعب تلاش میکند، یک واقعیت لرزه بر اندام حاکمیت انداخته است: کانونهای شورشی هنوز زندهاند، فعالاند، و در حال گسترشاند.
این کانونها دیگر فقط شعارنویسی شبانه نیستند؛ بلکه بهگفتهی بسیاری از منابع امنیتی رژیم، به سازمانیافتگی، هماهنگی منطقهای و حتی اقدام ایذایی و تاکتیکی نیز رسیدهاند.
۱. تنها نیروی مردمی متشکل در میدان
۲. اعترافات رسمی رژیم
۳. فاز جدید پس از آتشبس
۴. قدرت نمایی مردمی در خاک ایران
۵. نقش کانونها در تثبیت آلترناتیو
نتیجهگیری:
ویژهنامه مقاومت شماره دوم: «آلترناتیو واقعی؛ شورای ملی مقاومت ایران» جایگزین حقیقی پساجنگ؛ چرا فقط مقاومت ایران؟
ویژهنامه مقاومت شماره دوم: «آلترناتیو واقعی؛ شورای ملی مقاومت ایران» جایگزین حقیقی پساجنگ؛ چرا فقط مقاومت ایران؟
شورای ملی مقاومت یگانه بدلیل دیکتاتوری ولایت فقیه
پس از آتشبس موقت تیرماه ۱۴۰۴، پرسش اصلی در فضای داخلی و بینالمللی ایران این است: چه نیرویی جایگزین حاکمیت کنونی میشود؟ این پرسش، نه صرفاً یک دغدغه نظری، بلکه یک ضرورت حیاتی برای آینده ایران است.
۱. مشروعیت ریشهدار
شورای ملی مقاومت ایران از نخستین روزهای پس از کودتای ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ پایهگذاری شد و در بزنگاههای تاریخی، با خون بهترین فرزندان ایران زمین از جمله اشرف ربیعی، موسی خیابانی، علی زرکش و هزاران شهید دیگر مشروعیت خود را با فداکاری مهر زد. این مقاومت برخلاف آلترناتیوهای ساختگی و برونزاد، برآمده از دل مردم و تاریخ واقعی مبارزه است.
۲. رهبری شناختهشده و ثابتقدم
مسعود رجوی و پس از او مریم رجوی، با رهبری مداوم، خطمشی مشخص، صداقت در مبارزه، و وفاداری به اصول، نقش کلیدی در هدایت این مقاومت ایفا کردهاند. در تمام این سالها، این رهبری نه به غرب و شرق باج داد، نه به ارتجاع آویزان شد، و نه در بازیهای جناحی حکومت شرکت کرد.
۳. برنامهی روشن و راهحل سوم
شورای ملی مقاومت، نهتنها رژیم آخوندی را رد میکند، بلکه با برنامه ۱۰ مادهای خانم مریم رجوی برای ایران آزاد، دموکراتیک و مبتنی بر جدایی دین از دولت، عدالت اجتماعی و حقوق برابر زنان، یک نقشه راه واقعی ارائه میدهد که مورد حمایت بینالمللی هم قرار گرفته است.
۴. حمایت جهانی و مقبولیت بینالمللی
دهها پارلمان، صدها شخصیت سیاسی، دهها دولت، و نهادهای حقوقبشری جهان بارها از مقاومت ایران حمایت کردهاند. این حمایتها تصادفی نیست؛ بلکه برآمده از سابقه، پاکی دستها، برنامه سیاسی روشن، و ایستادگی در برابر دوگانهی فریبندهی «جنگ یا مماشات» است.
۵. تنها نیروی دارای شبکه تشکیلاتی درونکشور
از قیام دی ۹۶ تا خیزش ۱۴۰۱ و حتی در دل فاز جنگ، کانونهای شورشی در سراسر ایران فعال بودند. این تنها یک سازمان است که چنین شبکهی منسجمی دارد و از درون مردم، با مردم و برای مردم عمل میکند.
۶. هدف شیطانسازی دیوانهوار رژیم
همین امروز، وزارت اطلاعات، رسانههای امنیتی، و بلندگوهای «نظام» دیوانهوار علیه سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت مشغول شیطانسازی و جعل هستند. چرا؟ چون دشمن خوب میداند چه نیرویی خطر واقعی برای موجودیتاش است.
۷. پیام آینده: زمان آلترناتیو فرا رسیده
با پایان فاز جنگ، و فروکش موقعیت خامنهای، رژیم بهطور اجتنابناپذیر وارد دوران انتقال شده است. این انتقال بدون حضور یک آلترناتیو قوی و دارای ریشه، میتواند به هرجومرج یا بازتولید استبداد منجر شود. اما خوشبختانه، آلترناتیوی با ۴ دهه سابقه، امروز آماده، متشکل و شناختهشده است: شورای ملی مقاومت ایران.




